
الإمام ناصر محمد اليماني
05 - 08 - 2008 مـ
01:13 صباحاً
ــــــــــــــــــــ
عظیم ترین کلامی که مهدی منتظر از کتاب نوشته است..
"خداوند پرده را برایت کنار بزند ای "کاشف" که تو قادر به دیدن حق نیستی..."
بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، وبعد..
ای "کاشف"، خداوند پرده را برایت کنار بزند و تا خداوند حجابی را که قلب تو را پوشانده کنار نزند، نمی توانی حق را ببینی و این پرده مانع دیدن حقیقت شده است تا جایی که اسم اعظم خداوند را انکار می کنی . به خداوند بزرگ قسم اگر به یقین می دانستی رضوان خداوند، نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت (نعیم اعظم) است؛ حق را انکار نمی کردی . پیش از این من در بیاناتم فتوا داده بودم تا زمانی که کسی یقین نداشته باشد که رضوان نفس خداوند تعالی نسبت به بندگان، نعیمی بزرگ تر از نعیم جنت است؛ سخن من درباره اسم اعظم خداوند را تصدیق نخواهد کرد و از آنجا که کاشف این حقیقت را که رضوان خداوند نعیمی بزرگ تر از نعیم جنت اوست را نمی بیند لذا حقیقت اسم اعظم الهی را انکار می کند؛ نامی که خداوند آن را توصیفی برای رضوان نفس خود بر بندگان قرار داده است و خداوند شاهد و وکیل این سخنان ماست.آیا آنان که می دانند با نادانان یکسان هستند؟
ای "کاشف" من مانند تو از روی ظن به خداوند نسبت نمی دهم چراکه ظن کسی را ازحق بی نیاز نمی کند؛ بلکه من با آوردن برهان از آیات محکم قرآن عظیم برایتان فتوا می دهم؛ براستی که اسامی خداوند صفت های او هستند.او قادر است و "کاشف" تو صفت قدرت خداوند را در عالم واقعيت به حق می بینی؛ خداوند رحیم است و تو صفت رحمت او به بندگانش را می بینی و خداوند نعیم است و تو صفت نعیم را در رضوان نفس پروردگارت نسبت به خودت می بینی؛ ولی این صفت چیزی ملموسی نیست که بتوانی آن را به صورت مرئی در عالم واقعیت ببینی؛ بلکه حقیقتی است که در قلب بندگانی که به رضوان پروردگارشان دست یافته اند احساس می شود و خداوند با روحی از جانب خود این بنده را یاری کرده و-ایمانش را تقویت می کند-. این روح همان رضوان نفس پروردگار بر بنده است.
و به پروردگار عالمیان سوگند؛ کسانی که در این دنیا با روح رضوان خداوند قلبشان یاري نشده و وسعت نیافته باشد؛ از حزب الله نیستند و به هیچ وجه حقیقت رضوان خداوند را درک نکرده و خداوند آنها را دوست نداشته و آنها نیز او را دوست ندارند.
"کاشف" امکان ندارد و نمی توانی حقیقت رضوان نفس پروردگارت را درک کنی مگر اینکه خداوند را از مادر و پدر و فرزندانت و از ملکوت دنیا و آخرت بیشتر دوست داشته باشی تا حب به خداوند و نزدیک شدن به او و رضوان نفسش نعیم اعظمت گردد.و اگر خداوند ترا با حقیقت اسم اعظم خود یاری نکند؛اسمی که خداوند صفت رضوان نفس خود بر بندگان را در آن قرار داده است؛قادر نخواهی بود قدر خداوند را درک کرده و بجا آوری.یعنی به شناخت و معرفت واقعی و حقیقی خداوند دست نیافته ای و برای همین هم فتوای حق مهدی منتظر ناصر محمد یمانی در مورد اسم اعظم خداوند را تصدیق نخواهی کرد.این هم برای آن است که خداوند تنها حزب خود را با روح رضوان خود یاری می دهد. آنان به یقین می دانند حب و قرب خداوند ورضوان نفس او همان نعیم اعظمی است که از هر نعیمی بزرگ تر است. آنها در حالی که هنوز در همین دنیا هستند؛ حقیقت صفت رضوان نفس خداوند را دریافته اند و آنها هستند که در میان این امت حزب الله به شمار می ایند و حق را تکذیب نمی کنند و خودشان بر این امر شاهدند؛ چراکه دریافته اند حب خداوند نسبت به بندگانش و رضوان نفس او نعیم است که از هرنعیم دیگری بزرگ تر است. آنها از عظمت محبت خود به پروردگارشان آگاهند و آنها هستند که ازحزب الله بوده و درهمین دنیا خداوند آنها را با روح رضوان نفسش یاری کرده است. گواه آن فرموده خداوند است که :
{ لَا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آباءهم أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالدّين فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ إلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (22) }
صدق الله العظيم [المجادلة]
هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمییابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایی از بهشت وارد میکند که نهرها از زیر جاری است، جاودانه در آن میمانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آنها «حزب اللّه» اند؛ بدانید «حزب اللّه» پیروزان و رستگارانند.}
در فرموده خداوند تعالی تدبر کن: { أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ } صدق الله العظيم
آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده
و ای "کاشف" بدان که مقصود من این است:
به راستی که خداوند اسم اعظم خود را صفت رضوان نفس خود قرار داده است و اینان را با روح رضوان نفس خود یاری می دهد-سینه شان را فراخ می سازد- و نعیمی را در نفس خود احساس می کنند که مانند هیچ بهشتی نیست و این صفت رضوان نفس خداوند بر بندگانش است و این اسم اعظم خداوند است.
چگونه احساس کنی رضوان نفس خداوند حقاً نعیمی است که هیچ نعیمی مانند آن نیست در حالی که خداوند با روح رضوان نفسش ترا یاری نرسانده باشد تا به یقین بدانی به فوز بزرگی دست یافته وحب و قرب و رضوان نفس او را کسب کرده ای..پس باید در همین دنیا با بشارت یاری شدن با روح رضوان نفسش تو را ياري داده باشد و اگر این روح در این دنیا به یاریت نیاید در آخرت با آن یاری نخواهی شد . خداوند آنها را با روح رضوان نفس خود در حالی یاری می نماید که هنوز در این دنیا هستند؛ چون آنان خداوند را بیش از پدران و فرزندان و همسران و اموال و عشیره خود دوست دارند. پروردگار در نزدشان عزیزترین چیز است . خداوند از نفس آنها آگاه است و لذا آنها را دوست داشته و به مقام قرب خود رسانده و با روح رضوان نفس خود برآنها به ایشان یاری می رساند . گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ صدق الله العظيم
آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده }
و این اسم اعظم الهی است که خداوند صفت رضوان نفس خود بر بندگان را درآن نهاده است و با روحی از جانب خود آنها را یاری می دهد و این روح؛ روح رضوان الهی است که به قلب نازل می شود.معنای آن نیست که خداوند بر قلب بنده خود نازل می شود.سبحان الله و تعالی بسیار والاتر از این است! بلکه منظور این است که خداوند با روح رضوان نفس خود بنده اش را یاری می نماید و آن را به قلب بنده ای که به فوز رضوان خداوند نائل شده است نازل می نماید و سپس بنده در قلب خود احساس سکینه و ارامش می نماید. یعنی نعیمی روحانی و نفسی را به او عطا می نماید و کارش را اصلاح کرده و قلبش را مطمئن می سازد.نفسش هدایت یافته و آرام می شود و احساس می کند در زندگیِ روحانی آسوده و فراخی دارد و خداوند با نور رضوان خود سینه اش را فراخی داده و از جانب پروردگار نوری برایش قرار داده می شود.
اما کسانی که از رضوان خداوندشان روگردانند؛ یعنی کسانی که اموال و همسران و فرزندان و فزون طلبی دنیا آنها را به خود سرگرم و مشغول کرده و خودشان را درحالتی عکس مي يابند و گواه آن فرموده خداوند تعالی است :
{ فَمَن يُردّ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن يُردّ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء }
صدق الله العظيم [الأنعام:125]
{ آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینهاش را برای (پذیرش) اسلام، گشاده می سازد؛ و آن کس را که بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سینهاش را آنچنان تنگ میکند که گویا میخواهد به آسمان بالا برود؛}
آری؛ روگردانان از حق هرگز مرا باور نخواهند کرد چون حقیقت سخنان ناصر محمد یمانی را درک نمی کنند و برای همین اثری از حالاتی که او توصیف می کند را در خود نمی یابند و این بخاطر آن است که پروردگارشان را مانند ناصر محمد یمانی -که آنها را به سوی ایمان آوردن به نعیم رضوان خداوند رحمان دعوت می کند- نمی شناسند و گواه آن حدیثی است از جانب محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم که می فرماید: [ الإيمان يمان والحكمة يمانية ][ ایمان و حکمت در یمن است]صدق عليه الصلاة والسلام.
به راستی که حزب من حزب الله است؛ آنها که حقیقت اسم اعظم الهی را درک کرده اند و باور دارند که خداوند صفت رضوان نفس خود بر بندگان را اسم اعظم خود قرار داده است و آنان هستند که با ذکر مبین از امام تبعیت می کنند. و اما روگردانان از ذکر پروردگار در نفس خود عکس گفته های ناصر محمد یمانی را احساس می کنند؛ او که مردم را به سوی نعیم رضوان نفس خداوند رحمان دعوت می نماید. تکرار کرده و قسم می خورم:
به نعیم اعظم نفس پروردگار عالمیان قسم می خورم کسی نشانه ای را که خداوند در قلبش قرار داده است تا مهدی منتظر را باور و تصدیق نماید؛ انکار نمی کند مگر اینکه نسبت به پروردگار بصیرت نداشته و کور باشد و قدر خداوند را انگونه که حق است بجا نیاورد؛ و اینان کسانی اند که از حق روگردانند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتّبع هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى (123) وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ له مَعِيشَةً ضَنكاً وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى (124) }
صدق الله العظيم [طه]
{ولی هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه میشود، و نه در رنج خواهد بود! (۱۲۳) و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور میکنیم!» (۱۲۴)}
یعنی دیده بصیرتش کور شده و و خدایش را عبادت نمی کند و قدر او را نشناخته و حق قدر پروردگار را بجا نمی آورد و برای همین خداوند با روح رضوان خود او را یاری نمی کند و آن نوری است که با واسطه اش برهان پروردگارت را می توانی ببینی "کاشف". این نور هدایت است که اگر به قلب نازل شود بنده نمی تواند ابداً در برابر پروردگارش عصیان نماید ولی این روح نورانی نیاز به سوخت دارد و اگر سوخت به آن نرسد خاموش شده و قلبت در تاریکی مطلق قرار مي گیرد و چیزی نخواهی دید؛ و سوخت این روح نورانی چیست ؟ آن محافظت به ذکر خداوند است. ألا بذكر الله تطمئن القلوب ولی کسانی که خداوند را فراموش کنند؛ خدا نیز عمدا آنها را فراموش می کند؛ همانگونه که آنها کرده اند.
ای مردم؛ به نعیم اعظم رضوان نفس پروردگارم بر بندگانش سوگند که من مهدی منتظر حق پروردگارتان هستم و شما را به سوی خداوند دعوت می کنم. پس از من پیروی کنید تا شما را به راهی هدایت نمایم که رضوان او در آن است تا به فوزی بسیار عظیم نائل گردید.
ای علمای امت؛ براستی که خداوند مرا خلیفه حق خود قرار داده تا در زمین رهبر حزب او بر ضد مسیح دجال شیطان رانده شده و مأیوس ازرحمت خداوند و اولیائش باشم؛ آنها که خشم و غضب خداوند را درپیش گرفته اند که چه مسیر و راه بدی است.
ای علمای امت ؛ من خداوند و تمام کسانی که نعیم رضوان او را عبادت می کنند به شهادت می گیرم و از شما دعوت می کنم برای گفتگو بر سر میزی حضور یابید که در پایگاه مهدی منتظر برای گفتگو در نظر گرفته شده است. و اما حقیقت دعوت من؛ فراخواندن مردم به سوی نعیمی است که از نعیم دنیا و آخرت بزرگ تر است و به شما وعده می دهم به محض تصدیق و پیروی آن را درک خواهد کرد و این وعده راست است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ قُلْ إِن كنتم تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ } صدق الله العظيم [آل عمران:31]
{ بگو: «اگر خدا را دوست میدارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد}
ای محبان خداوند؛ ای کسانی که خداوند را دوست دارید و ای کسانی که راه رضوان او را در پیش گرفته اید؛ انصار من در راه خداوند باشید و نعیم رضوان او را تکذیب نکنید که هلاک خواهید شد. برادر من "کاشف"اگر حق را می خواهی؛ حقیقت دعوت مهدی منتظر را درک کن و بدان من به حق از جانب پروردگارتان آمده ام؛ حال چگونه به این امر یقین پیدا کنی؟ تصور کن خداوند در نفس خود از تو راضی نیست؛ در پیش خود این را تصور کن و در خلوت خود با خدایت به پروردگارت نجوا کن و به او بگو:" ای خدای من ؛ توبه کنان و با امید به سوی حب و قرب و رضوان نفس تو بازگشته ام و تو مرا برای آن آفریده ای که عبد و بنده رضوان پروردگارم باشم.من برای تحقق این هدف به سویت آمده ام و چگونه می توانم اگر که مرا با روح رضوانت یاری نکنی؟"در پیشگاه خداوندت بمان و از جایت تکان نخور تا جوابت داده شود. طولی نخواهد کشید و خواهی دید پروردگارت به تو خوشامد خواهد گفت ؛ چگونه می توانی این را بفهمی؟ ترا به سوی آیه رضوان راهنمائی خواهم کردو اگر نور رضوان او قلبت را فراگیرد، قلبت خاشع شده و اشک در چشمانت جمع می شود و آرزو می کنی در تمام طول عمر در چنین حالی باشی و این روح رضوان است که حتی اگر قلبت از سنگ هم سخت تر باشد باعث می شود آب از آن بیاید و سیل اشک بخاطر حقیتی که درک کرده ای از چشمانت جاری خواهد شد.پروردگار تو حق است و مادون آن همه باطل.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الحقّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ (83) }
صدق الله العظيم [المائدة]
{ و هر زمان آیاتی را که بر رسول نازل شده بشنوند، چشمهای آنها را میبینی که اشک میریزد، بخاطر حقیقتی که دریافتهاند؛ آنها میگویند: «پروردگارا! ایمان آوردیم؛ پس ما را با گواهان و شاهدان بنویس}
برادر من "کاشف" به خداوندی که رضوان نفسش نعیمی بزرگتر از جنت است قسم که من مهدی منتظرم و تمام مسلمانان و مردم جهان را به سوی نعیمی دعوت می کنم که خواهید دید از نعیم دنیا و آخرت بزرگ تر است. این راه رضوان خداوند و پروردگار عالمیان است پس همراه من این راه را دررپیش گیرید. ای مسلمانانی که به قرآن عظیم ایمان دارید؛ سخن خبیر به خداوند رحمان را باور کنید ؛ خبر خداوند در قرآن را باور نمایید که رضوان نفس خدا بر بندگانش نعیمی بزرگ تر از نعیم جنت است و گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالدّين فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72) }
صدق الله العظيم [التوبة]
{ خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکنهای پاکیزهای در بهشتهای جاودان و (خشنودی و) رضوان خدا، برتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}
برادر من "کاشف" چگونه حرف مرا تکذیب می کنی؟ تو با تکذیب اینکه خداوند در اسم اعظم خود حقیقت رضوان نفس خود را قرار داده است در حقیقت کلام خداوندت را که در قرآن عظیم از آن به تو خبر داده است ؛ تکذیب کرده ای: {وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72) و (خشنودی و) رضوان خدا، برتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است } صدق الله العظيم
ببین خداوند قبل از این ؛ از چه سخن می گوید؟ از نعیم جنت و سپس نعیم رضوان نفس خود بر بندگانش را به عنوان نعیمی بزرگ تر از نعیم جنت توصیف می نماید. اگر راست می گویی و برای این آیه محکم بیان دیگری داری مرا به سوی آن هدایت کن . قسم به پروردگار عالمیان که اگر تمامی علمای مسلمین از اولین نفر تا آخرین شان جمع شوند نمی توانند بیانی درست تر و برحق تر از بیان ناصر محمد یمانی بیاورند ودلیلش این است که بعد از حق تنها گمراهی است و بعد از رضوان خداوند چه چیزی جز غضبش وجود خواهد داشت و پناه بر خدا از غضبش به نعیم رضوان و حب و قرب او که پروردگار من غفور و رحیم است.
ای "کاشف" خداوند تو را برای چه خلق کرده است؟ جوابت را می دانم؛ خواهی گفت:" برای اینکه او را عبادت نمایم" پس درمقابل می گویم" ایا او را برای رسیدن به رضوان و رضایتش عبادت کر ده ای؟ و خواهی گفت:"بله" می گویم: چرا به دنبال رضوان پروردگارت هستی؟ اگر بگویی:" تا به بهشت بروم" مهدی منتظر در جوابت خواهد گفت: آیا خداوند ترا برای بهشت آفریده است یا برای خودش ؟ و جواب می دهی:" برای خودش".پس می گویم: اگر ای نطور است پس چرا بهشت و حور العین را می پرستی؟ جواب خواهی داد:" پناه بر خدا من رضوان نفس پروردگارم را عبادت می کنم" و من در جوابت می گویم: تو خداوند را آنگونه که شایسته عبادت اوست؛ عبادت نکرده ای ؛ چرا که رضوان خداوند را وسیله ای برای تحقق هدف و غایتت که بهشت و حورالعین است قرار داده ای. ای عجب از شما بندگان بهشت و حورالعین؛ ایا خداوند شما را برای بهشت و حورالعین افریده است؟ یا اینکه بهشت و حورالعین را برای شما افریده و شما را برای خودش خلق کرده است؟ آیا حق عبادت خداوند را آنگونه که باید بجا آورده اید؟ آری شما حکمت خلقتتان را رفتن به بهشت و فرارتان از جهنم دانسته اید ولی خداوند تعالی در آیات محکم کتابش می فرماید:
{ وَمَا خَلَقْتُ الجنّ وَالْإِنسَ إلا لِيَعْبُدونِ (56) }
صدق الله العظيم [الذاريات]
{ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند}
به این ترتیب ای جماعت متقیان؛ شما در مورد وسیله اشتباه کرده اید.رضوان نفس خداوند را وسیله ای برای تحقق هدفی قرار داده اید که چیزی جز بهشت و حورالعین نیست و دعوت مهدی منتظر فرقی با دعوت تمام انبیاء و رسولان خداوند ندارد مگر در این مورد؛ آنها از مردم دعوت می کردند که خداوند را عبادت کنند تا آنها را به بهشت برده و از آتش جهنم دور نماید ولی همگی در مورد وسیله به خطا رفته اند و رضوان نفس خداوند را وسیله ای برای تحقق هدفی که همان بهشت و حورالعین است قرار داده اند؛ با اینکه خداوند بهشت و حورالعین را تنها برای این آفریده که ان را به بندگانش بدهد و بندگانش را برای خود افریده است.به این ترتیب حق قدر خداوند آنگونه که بایسته است را بجا نیاورده اید و هنوز هم با هم در اختلاف هستید ؛ ای جماعت متقیان و ای تمام مردم ؛ شما خداوند را آنگونه که باید عبادت نکرده و حکمت خلقت خود را محقق نساخته اید و تا زمانی که رضوان نفس خداوند ؛ نعیم اعظم را وسیله ای برای رسیدن و تحقق بهشت کوچک او قرار دهید باز هم او را چنان که باید عبادت نخواهید کرد.تا زمانی که خداوند را آنگونه که سزاوار است عبادت نکنید و راه رضوان او را وسیله ای برای تحقق بهشت کوچک ندانید حکمت خلقت شما محقق نمی شود.بلکه باید خداوند را برای رسیدن به حب و قرب او و تحقق رضوان نفسش عبادت نمایید و ایمان داشته باشید که حب و قرب و رضوان نفس او نعیمی است که از بهشت و حور العین بزرگ تر است.پس از خبیر به خداوند رحمان تبعیت نمایید تا شما را به راه نعیمی که بزرگ تر از بهشت خداوند است هدایت نماید و این رضوان خداوند بر شماست.اگر خدا را دوست دارید از من پیروی نمایید تا او نیز شما را دوست داشته باشد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ يَا أيّها الَّذِينَ آمنوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (54) }
صدق الله العظيم [المائدة]
{ ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند جمعیّتی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد میکنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد میدهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.}
در غیر این صورت شما همگی دچار اختلاف و پراکندگی هستید و هنوز هدفی را که خداوند برای آن شما را افریده است محقق نساخته اید، و تنها مهدی منتظر است که در میان تمام مردم خداوند را آنگونه که سزاوار اوست عبادت می کند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ وَلَوْ شَاء ربّك لَجَعَلَ النّاس أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ (118) إلا مَن رَّحِمَ ربّك وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ ربّك لأَمْلأنَّ جهنّم مِنَ الجنّة وَالنّاس أَجْمَعِينَ(119) }
صدق الله العظيم [هود]
{ و اگر پروردگارت میخواست، همه مردم را یک امّت قرار میداد؛ ولی آنها همواره مختلفند... (۱۱۸) مگر کسی را که پروردگارت رحم کند! و برای همین آنها را آفرید! و فرمان پروردگارت قطعی شده که: جهنّم را از همه (سرکشان و طاغیان) جنّ و انس پر خواهم کرد! (۱۱۹)}
در این آیه ای که به روشنی و وضوح از شأن مهدی منتظر سخن می گوید اندیشه کنید؛ او که تنها کسی است که آنگونه که باید عبد خداوندست و او را چنان که شایسته اوست عبادت می نماید و این بدان جهت است که رضوان خداوند؛ نعیم اعظم را وسیله تحقق بهشت کوچکتر و رسیدن به حورالعین و یا رسیدن به بالاترین درجه رفیعی که تنها برای یکی از بندگان خداوند درنظر گرفته شده است؛ نمی کند تمام مقربین و انبیاء و رسولان آرزو دارند به آن مقام رفیع نائل شوند و برای همین هم برای قرب بیشتر به خداوند رحمان در رقابتند و با کمال تأسف اکثر مؤمنان به جای خواندن خداوند آنها را می خوانند و امید دارند که در پیشگاه خداوند شفیع شان شوند و با این باور به خداوند شرک آورده اند .در حالی که می بایست برای قرب به پروردگار با یکدیگر رقابت نمایند و خداوند مخصوص مقربین و انبیاء و رسولان نیست .آنها بندگان خداوند هستند و ما نیز بندگان خدا و ما نیز از حق برابری درباره خدا برخورداریم تا هرکس که می خواهد برای رسیدن به وسیله تلاش نماید. ولی با کمال تأسف اکثر مردم ایمان نمی آورند مگر آن را با شرک الوده کنند و به جای خداوند بندگان مقرب او را می خوانند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلاً (56) أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أيّهم أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ ربّك كَانَ مَحْذُوراً (57) }
صدق الله العظيم [الإسراء]
{ بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) میپندارید، بخوانید! آنها نه میتوانند مشکلی را از شما برطرف سازند، و نه تغییری در آن ایجاد کنند.» (۵۶) کسانی را که آنان میخوانند، خودشان وسیله را میجویند، تا نزدیکترین به او گردند؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او میترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است! (۵۷) }
آری؛ ای جماعت مؤمنین صالح و ای کافران؛ خداوند را آن گونه که شایسته عبادت است ؛ عبادت نکرده اید وهر یک راه های مختلفی در پیش گرفتید .گروهی از شما عبد دنیا بوده و سهم تان از علم همین قدر است و از هدفی که خداوند بخاطر آن خلقتان کرده غافلید- سرگرم دنیا شده اید-.گروهی از شما بنده و عبد بهشت و حورالعین هستید و رضوان خداوند را وسیله ای برای تحقق این هدف قرار داده اید ولذا هم چنان چند دسته اید وخداوند را آنگونه که شایسته عبادت اوست؛ عبادت نمی کنید .واین حکم حق خداوند برای جن و انس است : آتش جهنم. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ وَلَوْ شَاء ربّك لَجَعَلَ النّاس أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ (118) إلا مَن رَّحِمَ ربّك وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ ربّك لأَمْلأنَّ جهنّم مِنَ الجنّة وَالنّاس أَجْمَعِينَ(119) }
صدق الله العظيم [هود]
{ و اگر پروردگارت میخواست، همه مردم را یک امّت قرار میداد؛ ولی آنها همواره مختلفند... (۱۱۸) مگر کسی را که پروردگارت رحم کند! و برای همین آنها را آفرید! و فرمان پروردگارت قطعی شده که: جهنّم را از همه (سرکشان و طاغیان) جنّ و انس پر خواهم کرد! (۱۱۹)}
وآن روزی است که درمورد نعیمی که بخاطر آن خلق شده اید مورد سؤال قرار خواهید رفت؛ نعیمی که حقیقت رضوان نفس خداوند در آن قرار داده شد و شما تمام گروه های مؤمنین و کافرین هدفی را که بخاطر آن خلق شده اید را محقق نساختید.گروهی به پروردگارشان شرک آورده و گروهی دیگر آنگونه که باید او را عبادت نکرده اند و برای همین حکم خداود در باره جن و انس صادر شده و همگی حکم خداوند را می شنوید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ (118) إلا مَن رَّحِمَ ربّك وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ ربّك لأَمْلأنَّ جهنّم مِنَ الجنّة وَالنّاس أَجْمَعِينَ (119) }
صدق الله العظيم [هود]
{ ولی آنها همواره مختلفند... (۱۱۸) مگر کسی را که پروردگارت رحم کند! و برای همین آنها را آفرید! و فرمان پروردگارت قطعی شده که: جهنّم را از همه (سرکشان و طاغیان) جنّ و انس پر خواهم کرد! (۱۱۹)}
و این روز وحشت بزرگ –فزع اکبر- برای صالحین و کافرین است بجز اینکه به صالحان آسیبی نمی رسد گرچه دچار وحشت می شوند اما این وحشت بزرگ آنها را محزون نمی سازد؛ وحشتی که تمام آنچه که در آسمان ها و زمین است را فرا می گیرد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ وَيَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الأرض إلا مَن شَاء اللَّهُ وَكلّ أَتَوْهُ دَاخِرِينَ (87) }
صدق الله العظيم [النمل]
{روزی را که در «صور» -کالبدها-دمیده میشود، و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند در وحشت فرو میروند، جز کسانی که خدا خواسته؛ و همگی با خضوع در پیشگاه او حاضر میشوند!}
و این فرد مستثنی؛ مهدی منتظر است وگرفتار وحشت بزرگ –فزع اکبر- نمی شود چرا که خداوند را آنگونه که باید؛ عبادت کرده است و خداوند ملکوت دنیا وآخرت را به وی عطا نموده است.من می دانم این سخن؛ کلامی بسیار بزرگ و ثقیل است ولی بر من است تا با آیات محکم قرآن عظیم و قدیر به اذن خداوند واحد قهارشما راخاموش نمایم و در این روز است که نتیجه اعلام می شود و روشن می گردد آیا حکمت خلقت جن و انس و فرشتگان محقق شده است ؟ به اذن خداوند به شما به حق پاسخ داده و می گویم : خیر تحقق نیافته است؛ بجز یک نفر که او مهدی منتظر است و اوست که به شرف بزرگی دست می یابد درجه عالی و رفیع خلافت خداوند بر ملکوت همه چیز...و او تنها کسی است که به اذن خداوند اجازه خواهد یافت در پیشگاه او سخن بگوید.او هیچ شفاعتی برای مردم نخواهد کرد و با خدا بر سر نعیم اعظم سخن می گوید؛ خداوند به او می فرماید:آیا من تو را خلیفه خود بر تمام ملکوت قرار نداده ام؟ و مهدی منتظر می گوید: پناه بر پروردگارم که من با این نعیم راضی شوم؛ خواسته من نعیمی بزرگ تر از این است(نعیم اعظم). خداوند خلق را بخاطر آن نعیم آفریده است و به ما آموخته که نعیم اعظم این است که خداوند در نفس خود راضی باشد و چگونه ممکن است خداوند تا زمانی که همه چیز را مشمول رحمت خود نکرده باشد؛ راضی گردد؟اما کافران در روز قیامت حق سخن گفتن از جانب خداوند رحمان را ندارند و به آنها اجازه عذرخواهی داده نمی شود.تمام متقیان نیزدر روز قیامت اجازه سخن گفتن در برابر پروردگاررحمان را ندارند زیرا در مورد "وسیله"اشتباه کرده و نعیم اعظم را که همانا رضایت در نفس خداست و برای همین نیز آنها را آفریده است؛ وسیله ای برای تحقق نعیم کوچک تر خداوند و حور العین قرار داده اند.خداوند که آنها را برای نعیم بهشت و حور العین نیافریده است، بلکه آنان را برای خود و حورالعین و نهیم بهشت را برای آنان آفریده است.خطای آنها در اینجاست که هدف خلقت خود را محقق نساخته اند؛ وفرشتگان مقرب نیز با درجه عالی و رفیعی که مقام خلافت بر فرشتگان و جن و انس است به فتنه افتادند؛ این همان مقامی است که خداوند به "آدم" عنایت نمود تا او و ذریه اوخلیفه خداوند بر فرشتگان و جن و انس باشند؛ اما "آدم"آنگونه که باید حق معرفت و شناخت خداوند را بجا نیاورد و جنت عامل فتنه او شد.چون اگر می دانست نعیم رضوان پروردگارش بزرگ تر از نعیم جنتی است که او در آن است؛ چرا باید در برابر امر خداوند عصیان می کرد؛ و به راستی که شیطان او را درمورد-از دست دادن- بهشتی که در آن بود ترساند :
{ فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدم هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَى (120) }
صدق الله العظيم [طه]
{ ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: «ای آدم! آیا میخواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بیزوال راهنمایی کنم؟!»}
{ وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـذِهِ الشَّجَرَةِ إلا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالدّين (20) }
صدق الله العظيم [الأعراف]
{و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه (اگر از آن بخورید،) فرشته خواهید شد، یا جاودانه خواهید ماند!}
لذا اگر "آدم" می دانست نعیم رضوان نفس خداوند بزرگ تر ازبهشتی است که در آن است؛ چرا برای نعیمی که در آن بود دچار حرص و از گردید و می خواست تا جاودانه در آن بماند و بخاطر همین هم به طمع ماندن همیشگی در آن بهشت از درخت خورد و لذا استحقاق درجه خلافت ملکوت را از دست داد و به سختی شکست خورد و خداوند در وی عزم و اراده ای نیافت. برای فرشتگان مقرب نیز آن درجه عالی و رفیع باعث فتنه شد:
{ وَإِذْ قَالَ ربّك لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأرض خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أعْلًمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ(30) وَعَلَّمَ آدم الأسماء كُلَّهَا ثمّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأسماء هَـؤُلاء إِن كنتم صَادِقِينَ (31) قَالُواْ سبحانكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إلا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ (32) قَالَ يَا آدم أَنبِئْهُم بأسْمَائِهم فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأسْمَائِهم قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي اعلم غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأرض وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كنتم تَكْتُمُونَ (33) }
صدق الله العظيم [البقرة]
{هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، خلیفه ای قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار میدهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا میآوریم، و تو را تقدیس میکنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را میدانم که شما نمیدانید.» (۳۰)سپس اسماء [خلفای خداوند از ذریه آدم] را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست میگویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!» (۳۱) فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم دادهای، نمیدانیم؛ تو دانا و حکیمی.» (۳۲) فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی این موجودات آگاه کن.» هنگامی که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار می کنید، و آنچه را پنهان می داشتید!» (۳۳)
و از آنجایی که فرشتگان می دیدند ؛ فرشتگان شایستگی بیشتری برای رسیدن به این شرف- خلافت بر ملکوت – دارند؛ با خداوند به محاجه برخاستندو برای همین هم گفتند: { وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أعْلًمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ (30) ما تسبیح و حمد تو را بجا میآوریم، و تو را تقدیس میکنیم.»} صدق الله العظيم .در نفس خداوند نسبت به فرشتگان مقرب نیز نکته اینارضایتی بود (فی نفسه شیئ = چیزی به دل داشت ) و می دانست حتی اگر فرشتگان حمد و تسبیح خداوند را بگویند؛ اما حب و قرب و رضوان نفس او را وسیله ای برای رسیدن به درجه عالی خلافت ملکوت کرده اند. فرشتگان مقرب دریافتند خداوند در نفس خود از آنها ناراضی است اما علت آن را درنیافتند تا اینکه خلفایی که از ذریه آدم بودند به آنها نشان داده و گفته شد:
{ وَعَلَّمَ آدم الأسماء كُلَّهَا ثمّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأسماء هَـؤُلاء إِن كنتم صَادِقِينَ (31) }
صدق الله العظيم [البقرة]
{سپس علم اسماء [خلفای خداوند از ذریه آدم] را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست میگویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!»}
اینجا بود که فرشتگان دریافتند مسیر حق را گم کرده اند واین را از میان سخنانی که پروردگارشان خطاب به آنها بیان نمود و شایسته تر بودن آنها را رد کرد دریافتند و دانستند خداوند را آنگونه که شایسته است عبادت نکرده اند و برای همین بود که پروردگار به آنها فرمود:
{ أَنبِئُونِي بِأسماء هَـؤُلاء إِن كنتم صَادِقِينَ (31) : «اگر راست میگویید، اسامی اینها را به من خبر دهید } صدق الله العظيم [البقرة]
ای علمای امت؛ به این ترتیب برایمان روشن شد که کافران بخاطر کافر شدن به پروردگار؛ در روز قیامت اجازه سخن گفتن ندارند؛ تمام متقیان و صالحان جن و انس و فرشتگان نیز چون خداوند را آنگونه که شایسته بوده است عبادت نکرده اند نیز در همین وضع هستند؛ هیچکس از جانب خداوند رحمان؛ رخصت سخن گفتن نخواهد داشت مگرمهدی منتظر که حق بندگی و عبادت خداوند را آنگونه که سزاوار است بجا آورده است.خداوند تعالی می فرماید:
{ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازاً (31) حَدَائِقَ وَأَعْنَاباً (32) وَكَوَاعِبَ أَتْرَاباً (33) وَكَأْساً دِهَاقاً (34) لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْواً وَلَا كِذَّاباً (35) جَزَاء مِّن ربّك عَطَاء حِسَاباً (36)ربّ السماوات وَالأرض وَمَا بَيْنَهُمَا الرحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَاباً (37) يَوْمَ يَقُومُ الرُّوح وَالْمَلَائِكَةُ صَفّاً لَّا يَتَكَلَّمُونَ إلا مَنْ أَذِنَ له الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَاباً (38) ذَلِكَ الْيَوْمُ الحقّ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى ربّه مَآباً (39) إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَاباً قَرِيباً يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كنت تُرَاباً (40) }
صدق الله العظيم [النبأ]
{مسلّماً برای پرهیزگاران نجات و پیروزی بزرگی است: (۳۱) باغهایی سرسبز، و انواع انگورها، (۳۲) و حوریانی بسیار جوان و همسن و سال، (۳۳) و جامهایی لبریز و پیاپی (۳۴) در آنجا نه سخن لغو و بیهودهای میشنوند و نه دروغی! (۳۵) این کیفری است از سوی پروردگارت و عطیهای است کافی! (۳۶) همان پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است، پروردگار رحمان! و (در آن روز) هیچ کس اجازه سخن گفتن در برابر او را ندارد(۳۷) روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف میایستند و هیچ یک، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمیگویند، و درست میگویند! (۳۸۸) آن روز حق است؛ هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش برمیگزیند! (۳۹) و ما شما را از عذاب نزدیکی بیم دادیم! این عذاب در روزی خواهد بود که انسان آنچه را از قبل با دستهای خود فرستاده میبیند، و کافر میگوید: «ای کاش خاک شده بودم» (۴۰)}
و چرا تمام متقیان نیز رخصتی برای سخن گفتن در برابر پروردگار نمی یابند؛ خداوند تعالی می فرماید:
{ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازاً (31) حَدَائِقَ وَأَعْنَاباً (32) وَكَوَاعِبَ أَتْرَاباً (33) وَكَأْساً دِهَاقاً (34) لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْواً وَلَا كِذَّاباً (35) جَزَاء مِّن ربّك عَطَاء حِسَاباً (36) ربّ السماوات وَالأرض وَمَا بَيْنَهُمَا الرحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَاباً (37) }
صدق الله العظيم [النبأ]
{مسلّماً برای پرهیزگاران نجات و پیروزی بزرگی است: (۳۱) باغهایی سرسبز، و انواع انگورها، (۳۲) و حوریانی بسیار جوان و همسن و سال، (۳۳) و جامهایی لبریز و پیاپی (۳۴) در آنجا نه سخن لغو و بیهودهای میشنوند و نه دروغی! (۳۵) این کیفری است از سوی پروردگارت و عطیهای است کافی! (۳۶) همان پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است، پروردگار رحمان! و (در آن روز) هیچ کس اجازه سخن گفتن در برابر او را ندارد(۳۷) }
فرشتگان مقرب که جبریل امین نیز درمیان شان است هم رخصت سخن گفتن در برابر خداوند رحمان را ندارند و خداوند تعالی می فرماید:
{ يَوْمَ يَقُومُ الرُّوح وَالْمَلَائِكَةُ صَفّاً لَّا يَتَكَلَّمُونَ إلا مَنْ أَذِنَ له الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَاباً (38) ذَلِكَ الْيَوْمُ الحقّ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى ربّه مَآباً (39) إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَاباً قَرِيباً يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كنت تُرَاباً (40) }
صدق الله العظيم [النبأ]
{ روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف میایستند و هیچ یک، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمیگویند، و درست میگویند! (۳۸) آن روز حق است؛ هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش برمیگزیند! (۳۹) و ما شما را از عذاب نزدیکی بیم دادیم! این عذاب در روزی خواهد بود که انسان آنچه را از قبل با دستهای خود فرستاده میبیند، و کافر میگوید: «ای کاش خاک شده بودم» (۴۰)}
و این مقام مهدی منتظر حق پروردگارتان است؛ کسی که خداوند را چنان که شایسته اوست عبادت و بندگی می کند ولی آنها همگی در مورد "وسیله"به خطا رفته اند و می خواستند به آن برسند؛ ولی مهدی منتظر آن را به عنوان وسیله ای برای تحقق غایت و هدفش در نظر گرفته که همان راضی بودن خداوند در نفسش است.
ای علمای امت می دانم این کلام بسیار بزرگ است؛ اما سخت نگرفته و بدانید یک نکته بین من و شماست و آن اینکه من ادعای خدایی نمی کنم؛ و سزاوار نیست که خداوند علم کتاب را به من عطا نماید و من به مردم بگویم مرا بجای خداوند بخوانند؛ و پناه بر خدا که چیزی را بگویم که در حد من نیست؛ بلکه من از شما دعوت می کنم که خداوند را آنگونه که شایسته اوست عبادت کنید و نعیم رضوان خداوند را وسیله ای برای رسیدن به فوزی مانند نعیم بهشت یا درجه عالی و رفیع خلافت ملکوت قرار ندهند؛ خداوند شما را برای این نیافریده است، بلکه آسمان ها وزمین وهرچه در آنهاست رابرای شما و شما را برای خود آفریده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: { وَمَا خَلَقْتُ الجنّ وَالْإِنسَ إلا لِيَعْبُدونِ (56) } صدق الله العظيم [الذاريات]
{ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند}
من مهدی منتظر هستم و، از شما دعوت می کنم تا پروردگارم و پروردگارتان را آنگونه که شایسته اوست عبادت نمایید؛ آیا شما همراه من راه رسیدن به نعیم رضوان او را برمی گزینید و یا اینکه من باعث غضبناک شدن همه شما شده ام و مرا باطل و گمراه می بینید؟ پس اگر راست می گویید گمراهی من را نشان دهید. یا اینکه شما انبیاء و رسولان را عبادت کرده و برای همین مرا گمراه می دانید؛ چون شما رقابت و تلاش برای رسیدن به حب و قرب خداوند را به رسولان و انبیاء او واگذار کرده اید و خداوند را حق خود ندانسته و می خواهید که انبیاء و رسولان در نزد خداوند شفاعت شما را کنند.
به پروردگار عالمیان قسم سخن گفتن درباره شفاعت جز برای مهدی منتظر بر کسی روا نیست و من نیز هرگز در پیشگاه پروردگارم شفاعت شما را نخواهم کرد؛ پناه بر خداوند که از نادانان باشم؛ چطور می توانم در پیشگاه خداوندی که نسبت به بنده اش ارحم الراحمین است شفاعت کسی را بکنم!و راست این است که خداوند به من اجازه خواهد داد که سخن صواب را بگویم و برای تحقق نعیم اعظمم ؛یعنی رضوان خداوند در نفسش و متحسر و حزین نبودنش با او سخن بگویم .... با توجه به آگاهی من از تحسر پروردگارم نسبت به بندگان و اینکه اونسبت به بندگانش از بنده اش رحیم تر است؛ برای همین من تا تحقق یافتن نعیم اعظم و راضی بودن او در نفسش، بهشت را برخود حرام کرده ام؛ و چگونه ممکن است خداوند قبل از آنکه همه چیز را مشمول رحمت خود نماید؛ در نفس خود راضی شود؟ آنگاه است که شفاعت از جانب خداوند فرا می رسد و خداوند به مهدی منتظر می گوید که تو و بندگان من همگی وارد بهشت شوید و نعیم رضوان نفس پروردگارت برایت محقق شده است؛ اینجاست که رویداد غیر منتظره ای اتفاق می افتد و برخی مردم از برخی دیگر می پرسند: پروردگارتان چه گفت ؟ و صالحانی که "فزع اکبر" و وحشت بزرگ آنها را محزون نکرده است می گویند: حق را گفت و او علی و کبیر است. و خداوند تعالی می فرماید:
{ قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الأرض وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا له مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ (22) وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إلا لِمَنْ أَذِنَ له حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ ربّكم قَالُوا الحقّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (23) }
صدق الله العظيم [سبأ]
{بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) میپندارید بخوانید! آنها به اندازه ذرّهای در آسمانها و زمین مالک نیستند، و نه در (خلقت و مالکیّت) آنها شریکند، و نه یاور او (در آفرینش) بودند. (۲۲) هیچ شفاعتی نزد او ، سودی ندارد!مگر به کسی که به اواذن داده شده است تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد میگویند: «پروردگارتان چه دستوری داده؟» میگویند: «حقّ را و اوست بلندمقام و بزرگمرتبه!» (۲۳)}
و این مهدی منتظر است که خداوند به او اجازه می دهد تا با او سخن گوید:
{ وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إلا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ هیچ شفاعتی نزد او ، سودی ندارد!مگر به کسی که به اواذن داده شده است } صدق الله العظيم [سبأ: 23]
و این بخاطر آن است که خداوند را برای راضی بودن در نفسش عبادت می کند؛ ولی نمی گوید: خدایا من را شفیع بندگانت قرار ده؛ پناه برخداوند که این گمراهی آشکاری است و تنها باعث افزودن گمراهی بندگان می شود؛ چون آنها خواهند گفت اگر این بنده نبود ما هلاک می شدیم؛ خداوند آنها را بخاطر این دروغ بکشد.بلکه اگر خداوند ارحم الراحمین نبود ؛ هلاک می شدند؛ و مهدی منتظر از این آگاه شده است که چون خداوند ارحم الراحمین است؛ در نفس خود نسبت به بندگانش حسرت می خورد . ای "کاشف"کلام خداوند را از جای خود تغییر نداده و آن را تحریف نکن؛ یا اینکه ارحم الراحمین بودن خداوند را انکار می کنی؟ و اگر خداوند ارحم الراحمین است پس چگونه ممکن است برای بندگانش حسرت نخورد؛ از خداوند پروا کن.
و این عظیم ترین کلامی است که مهدی منتظر از کتاب خداوند نوشته است و نسبت به حقیقت نام اعظم خداوند کافر نشوکه اگر چنین کنی؛ نعیم رضوان خداوند را بزرگ تر از نعیم جنتش نمی دانی؛ و خداوند بین من و تمام شما به حق داوری می کند که خداوند اسرع الحاسبین است.
وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.
این بیان را عبد النّعيم الأعظم المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني نگاشته است.
اسمي عبد المنعم، اطلعت على تعليقات أشخاص حصلوا على قروضهم من مؤسسات الإقراض. بصراحة، ظننتُ أنها عملية احتيال، ثم قررتُ تقديم طلب بناءً على توصياتهم. قبل بضعة أيام، أكدتُ وجود رصيد في حسابي البنكي الشخصي بقيمة 15,000 دولار أمريكي، والذي تقدمتُ بطلب للحصول عليه. هذه أخبار سارة حقًا، وأنا سعيد جدًا لأنني أنصح كل من يحتاج إلى قرض حقيقي ويضمن سداده بالتقدم عبر رسائل الواتس آب النصية: 393512114999+. هناك جهات إقراض موثوقة! يمكنهم إقراضك قرضًا. البريد الإلكتروني: loancreditinstitutions00@gmail.com أو الواتس آب: +393509313766.
ردحذف