الإمام ناصر محمد اليماني
03 - 08 - 2008 مـ
03:11 مساءً
ـــــــــــــــــــــ
مهدی منتظر تمام علمای شیعه و سنی را به گفتگو فرا می خواند...
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جميع الأنبياء والمرسلين وآله الطيبين من أوّلهم إلى خاتم مسكهم محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، ولا أفرق بين أحدٍ من رسله وأنا من المسلمين، السلام علينا وعلى جميع المسلمين التابعين للحقّ إلى يوم الدّين، وبعد..
ای علمای اهل سنت ؛ ای علمای شیعه وای علمای تمام مذاهب اسلامی که در دین تان دچار پراکندگی شده اید؛ من مهدی منتظر، از شما دعوت می کنم تا در دوران "گفتگو قبل از ظهور" بر سر میز گفتگو حاضر شوید. من با دین جدیدی نیامده ام، بلکه از شما دعوت می کنم به کتاب خداوند و سنت حق رسولش که مخالفتی با آیات محکم کتاب خدا نداشته باشد بازگردید و وأشهد أن لا إله إلا الله وأشهد أن محمد رسول الله وشهادت می دهم من مهدی منتظر حق هستم و رحمتی هستم که از جانب خداوند شامل همگان خواهد شد مگر کسانی که روبرگردانند و از حق پیروی نکنند. اما شما هنوز بر سر نام او مجادله می کنید محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – در این فرمایش خود (علیه الصلاة والسلام ) به راستی همگان را از نامیدن مهدی منتظرجز با صفت "مهدی منتظر" نهی نموده اند ایشان (علیه الصلاة والسلام ) فرموده اند:
[ من سماه فقد كفر ]
[ کسی که نامی برای اوقرار دهد کافر شده است]
صدق عليه الصلاة والسلام وآله و حال شما سنیان و شیعیان اولین کسانی هستید که به شأن مهدی منتظر کافر شده و بر سر نام او مجادله می کنید. حجت خداوند که در نام فرد نیست بلکه در علم و دانش اوست؛ فرض کنیم در قرآن آیه ای آمده باشد و نام مهدی منتظر را به شما خبر داده باشد و خداوند فرموده باشد نام مهدی منتظر"محمد" است و من به شما بگویم من همان محمدی هستم که در کتاب آمده است و من ناصر محمدم؛ همانگونه که محمد رسول الله به منکران زمان خود فرمود؛ مسیحیان در زمان ایشان می گفتند نام نبی ای که خداوند بعد از عیسی علیه الصلاة و السلام برخواهد انگیخت "احمد" است و نام تو محمد؛ نبی که سلام و صلوات برایشان باد در پاسخ شان می گفتند من همان "احمد"ی هستم که درکتاب آمده است و من "محمد"م ولی خداوند "نام "را حجت برای شما مسیحیان قرار نداده است بلکه آگاهی و علم من که تأیید کننده کتابی است که درنزد شماست حجت است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ (61)}صدق الله العظيم [ازآل عمران]
{هرگاه بعد از علم و دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.}
اما شما سنیان و شیعیان با تمسک جستن به نام فرد به عنوان حجت؛ راه حقی را که رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –آورده است منحرف می کنید.آیا می خواهید برهانی به دست مسیحیان بدهید که بتوانند قرآن را تکذیب کنند و بگویند نام نبی ای که بعد ازمسيح عيسى ابن مريم می آید "احمد" است و سپس کفرشان نسبت به آنچه که محمد رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم آورده است عمیق تر گردد؟ ای مسلمانان و مسیحیان؛ آیا می دانید حکمت اینکه خداوند دو نام برای محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم معین فرموده است در چیست، یکی نام "احمد" و دیگری نام "محمد" ؟ این برای آن است که بدانید حجت در نام فرد نیست بلکه علم او حجت است و برای همین خداوند تعالی می فرماید:
{فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ (61)} صدق الله العظيم [ازآل عمران]
{هرگاه بعد از علم و دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.}
و مهدی منتظری که به حق از جانب خداوند آمده است به شما می گوید : خداوند با اینکه سه نام – و نه دو نام- برای مهدی منتظر قائل شده است وهر سه نام مهدی در بطن خود حکمت رسا و بالغه ای دارند؛اما حجت را در نام فرد قرار نمی دهد بلکه علم او حجت است. اسامی او به این شرح است:
1- مهدی منتظر که نمایان گر این است که خداوند به واسطه او تمامی مردم را هدایت خواهد کرد.
2- عبدالنعیم الأعظم که صفت بندگی مهدی را نشان می دهد و او خداوند را همان گونه که سزاوار است بندگی و عبادت می نماید.او امید دارد به درجه عالی ای برسد تا به وسیله آن غایت خود که هدایت تمام مردم به راه راست-صراط مستقیم – است را محق سازد .به این ترتیب نعیم اعظم من محقق خواهد شد و خداوند درنفس خود راضی شده و نسبت به بندگانی که بخاطر عدم تصدیق رسولان خداوند درحق خود ظلم کرده و هلاک شده اند؛ متحسر نباشد . زمانی که خداوند آنها را هلاک می کند در نزد خود چیزی را می گوید که نه فرشتگان آن را می شنوند و نه تمام موجوداتی که در آسمان ها و زمین او هستند از آن آگاه می گردند.
مادری را در نظر بیاورید که فرزندش صد سال دربرابرش عصیان کرده و به اوامرش وقعی ننهاده باشد و بعد از مرگ ؛ مادر او را در حالی که در آتش جهنم عذاب می کشد ببیند؛ مطمئناً مادر او را شماتت نمی کند بلکه خواهد گفت" حسرت بر فرزندم" و شما می دانید حسرت مادر نسبت به فرزند عاق شده اش چقدر عظیم و بزرگ است؛ پس با عظمت حسرت خداوند درنفسش چه می کنید که از مادر به فرزند رحیم تر است!! این خداوند و پروردگار ارحم الراحمین شماست.
ممکن است "کاشف" یا کس دیگری حرف مرا قطع کرده و بگوید:" صبر کن صبر کن خداند منزه از آن است که متحسر شود! منزه از آن است که برای کافران متحسر گردد". خبیر به خداوند رحمان؛ مهدی منتظر ناصر محمد یمانی در پاسخ می گوید: بله خداوند نسبت به بندگان کافری که بخاطر عدم پذیرش رسولان پروردگارشان هلاک شده اند متحسر گردیده و درنزد خود سخنی را می گوید که نه فرشتگان مقرب و نه هیچ موجود دیگر در آسمان ها و زمین؛ و هیچ یک از خلائق آن را نمی شنوند؛ اما خبیر به خداوند رحمان؛ مهدی منتظر می داند که خداوند در نفس خود چه می گوید.خداوند این سخن را به صورت واضح و روشن در آیات محکم قرآن عظیم جای داده است ؛ البته اگر شما در آیات تدبر کنید.خداوند تعالی می فرماید:
{إِن كَانَتْ إلا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إلا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون (30) أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ(31) وَإِن كلّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ (32)}صدق الله العظيم [ازيس]
{ فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹) افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا میکردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمیگردند (و زنده نمیشوند)! (۳۱) و همه آنان (روز قیامت) نزد ما احضار میشوند! (۳۲)}
مهدی منتظر از این سخن آگاه شده و می گوید: من از میزان تحسر جدم محمد رسول الله نسبت به امتش آگاهم به طوری که ایشان از شدت حسرت بر آنها و ترس از اینکه خداوند آنها را هلاک کرده و به آتش جهنم بفرستد؛ نزدیک بود جان بدهد؛ حال حسرت خداوند ارحم الراحمین که نسبت به بندگانش بیشتر از محمد رسول الله رحیم است چقدر است؟ چگونه بر بندگانی که با تکذیب رسولان در حق خود ظلم کرده اند حسرت می خورد ؛ و خداوند وعده داده است که اگر مردم، حق فرستاده شده از جانب او را تکذیب کنند آنها را هلاک خواهد کرد و در وفای به این وعده وقتی رسولان خداوند برعلیه مردم او را می خوانند آنها را هلاک می نماید سپس بلافاصله بعد از به هلاکت رساندن شان می فرماید:
{يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إلا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون (30) أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ (31) وَإِن كلّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ (32)}صدق الله العظيم [ازيس]
{افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا میکردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمیگردند (۳۱) و همه آنان (روز قیامت) نزد ما احضار میشوند! (۳۲)}
برای همین مهدی منتظر عبد نعیم اعظم و خبیر به خدای رحمان؛ تا زمانی که خداوند نعیم اعظم خود یعنی راضی بودن در نفسش را برایش محقق نسازد؛ بهشت نعیم را برخود حرام نموده است ولی بین من و تحقق نعیم اعظم تمام امت ها از پشه گرفته تا فراتر از آن و تمام جنبندگان و پرندگانحائل شدند و به اذن خداوند همه آنها را به راه راست-صراط مستقیم- هدایت کرده و مشمول رحمت خداوند خواهند شد و همگی مردم به صورت امتی واحد در راه راست قرار خواهند گرفت. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمنوا فَيَعْلَمُونَ أنّه الحقّ مِن ربّهم وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَـذَا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَمَا يُضِلُّ بِهِ إلا الْفَاسِقِينَ (26) الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأرض أُولَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (27) كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكنتم أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ ترجعونَ (28)} صدق الله العظيم [ازالبقرة]
{خداوند از این که پشه، و بالاتر از آن، مثال بزند شرم نمیکند. آنان که ایمان آوردهاند، میدانند که آن، حقیقتی است از طرف پروردگارشان؛ و اما آنها که راه کفر را پیمودهاند، میگویند: «منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!» خدا جمع زیادی را با آن گمراه، و گروه بسیاری را هدایت میکند؛ ولی تنها فاسقان را با آن گمراه میسازد! (۲۶) فاسقان کسانی هستند که پیمان خدا را، پس از محکم ساختن آن، می شکنند؛ و پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روی زمین فساد می کنند؛ اینها زیانکارانند. (۲۷) چگونه به خداوند کافر میشوید؟! در حالی که شما مردگان بودید، و او شما را زنده کرد؛ سپس شما را میمیراند؛ و بار دیگر شما را زنده میکند؛ سپس به سوی او بازگردانده میشوید. (۲۸)}
برای همین خداوند نام مرا عبدالنعیم الأعظم"قرار داده است و این نام حاوی صفت بندگی برای خداوند است و برای همین من رضوان نفس خداوند تعالی را عبادت می کنم تا او در نفس خود راضی شود و این نعیم ؛ از بهشت نعیم خداوند بزرگ تر است ولی اکثر مردم از آن آگاه نیستند. و این اسم اعظم الهی است که خداوند صفت رضوان نفس خود نسبت به بندگانش را در آن نهاده است و رضوان نفس خداوند از نعیم جنت عظیم تر و بزرگ تر است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالدّين فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)} صدق الله العظيم [التوبة]
{خداوند به مردان مؤمن و زنان مؤمن وعده بوستانهایی را داده است که جویباران از فرودست آن جاری است، که جاودانه در آنند و [نیز] خانههای پاک و پسندیدهای در بهشت عدن، و خشنودی الهی برتر [از همه چیز] است (رِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَر)، این همان رستگاری بزرگ است (۷۲)}
خداوند حکمت خلقت شما را در این نعیم نهاده است ولی اکثر شما از آن غافلید، حیات دنیوی ؛ شما را به خود مشغول کرده است ؛ در حالی که خداوند شما را برای دنیا نیافریده است ولی شما آن را نهایت آرزو و خواسته و غایت خود قرار داده اید و روزی درباره حکمت خلقتتان و محقق شدن آن مورد سؤال واقع خواهید شد. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{أَلْهَاكُمُ ز (1) حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ (2) كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ (3) ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ (4) كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ (5) لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ (6) ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ (7) ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النّعيم (8)}صدق الله العظيم [ازالتكاثر]
{افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است. (۱) تا آنجا که به دیدار قبرها رسیدید (اجلتان رسید)(۲) چنین نیست که میپندارید، (آری) بزودی خواهید دانست! (۳) باز چنان نیست که شما میپندارید؛ بزودی خواهید دانست! (۴) چنان نیست که شما خیال میکنید؛ اگر شما علم الیقین (به آخرت) داشتید (افزون طلبی شما را از خدا غافل نمیکرد)! (۵) قطعاً شما جهنّم را خواهید دید! (۶) سپس آن را به عین الیقین خواهید دید. (۷) سپس در آن روزاز نعیم (اعظم ) پرسیده خواهید شد! (۸)}
به شما آموختیم که نعیم ؛ حقیقت اسم اعظم الهی است و خداوند آن را صفتی برای رضوان نفس خود قرار داده است و برای آنکه رضوان نفس خداوند را عبادت کنید؛ آفریده شده اید ولی اکثر شما از اینکه هدف خلقتتان این است غافلید و اگر حیات دنیوی شما را به خود مشغول سازد؛ درباره آن (نعیم اعظم) مورد سؤال قرار خواهید گرفت.
ای علمای امت؛ خداوند هدف خلقت شما را در سوره "التکاثر" بصورت روشن و واضح بیان نموده است ؛ اما مفسرانی که شما مرا به پیروی از آنها فرامی خوانید؛آیات این سوره را بدون علم از حقیقت آن معنی کرده و باعث تحریف منظور و مقصود آن شده اند. برخی می گویند معنی این فرموده خداوند تعالی : {ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النّعيم (8)} خرما و آب است؛ و حدیثی را که به دروغ به محمد رسول الله نسبت داده شده را برای تفسیر آن ارائه می کنند حاشالله که محمد رسول الله چنین گفته باشد؛ مگر خداوند شما را برای خرما وآب آفریده است ! خداوند کسانی را که به او افترا میزنند بکشد...
هرکدامشان تفسیری آورده و بعد حدیثی را می آورند که دروغ و افترا است تا دلیلی برای تفسیرباطل شان باشد. ببینید چقدر با جعلیات ؛ از احادیث دروغ تبعیت کرده اند. به گفتار یکی از آنها توجه کنید:
{ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النّعيم (8)} در پیشگاه خداوند از شراب خنک و منازل سایه دار و شکم های سیر و اعتدال خلق و لذت خواب پرسیده می شود تا جایی که اگر یکی از شما عزم ازدواج با زنی را بکند به محض عزم کردن همسر او خواهد شد ودیگران از آن زن منع خواهند شد..."
یکی دیگر گفته است:" ابن جرير وابن أبي حاتم وابن مردويه والبيهقي في شعب الإيمان عن ابن عباس نقل کرده است::::: { ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ (8) }یعنی سلامتی و صحت بدن و گوش و چشم.
یکی دیگر گفته است:"[ازالفريابي وعبد بن حميد وابن جرير وابن المنذر عن مجاهد نقل کرده: { ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ (8) } یعنی تمام لذات دنیایی
یکی دیگر عنوان کرده که عبد الله بن أحمد في زوائد الزهد وابن أبي حاتم وابن مردويه عن ابن مسعود عن النبي صلى الله عليه وسلم نقل کرده: { ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ (8) }یعنی از امن و صحت سؤال می شود.
یکی دیگر گفته است:" هناد وعبد بن حميد وابن جرير وابن المنذر وابن مردويه والبيهقي في شعب الإيمان عن ابن مسعود في از النعيم در این آیه پرسیده است: جواب داده شده امن و صحت. البيهقي في شعب الإيمان عن علي بن أبي طالب نقل می کند منظور از: { ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ (8) }سؤال شده و ایشان گفته اند : نعیم عافیت
دیگری می گوید:[از عبد بن حميد وابن المنذر وابن أبي حاتم وابن مردويه از علي بن أبي طالب از این فرموده سؤال شده است :{ ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ (8) } و فرمود از خوردن نان خشک وآب سؤال می شود از خنکی اب فرات که همچون منزلگاهی است و این نعیمی است که از آن مورد سؤال واقع خواهید شد
دیگری می گوید[از ابن مردويه عن أبي الدرداء قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم:: { ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ (8) } فرمود از امت کسانی هستند که روغن و عسل خالص را غلیظ کرده و می خورند..
دیگری گفته است [از عبد بن حميد عن حمران بن أبان عن رجل من أهل الكتاب قال: خداوند از هر چیزی که افزون به بنده اش داده سوال می کند جز سه چیز نانی که با آن خود را نگهدارد ؛ و سایه ای که بر سر داشته و لباسی که با آن خود را از مردم پوشیده نگاه می داشته است..
دیگری گفته است [ازعبد بن حميد وابن أبي حاتم عن عكرمة نفل کرده:این ایه چرا نازل شده: { ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ (8) } صحابه گفته اند یا رسول الله ما در کدام نعیم هستیم در حالی که شکم خود را با نان جو سیر می کنیم و خداوند به نبی خود وحی نمود که به آنها بگوید آیا کفش بپا نداشته و اب خنک نمی نوشید؟ این نعیم است.
دیگری می گوید: [ازابن أبي شيبة وهناد وأحمد وابن جرير وابن مردويه والبيهقي في شعب الإيمان عن محمود بن لبيد نقل می کند چرا این آیه نازل شده است { أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ و به قرائت ادامه داد تا به این آیه رسید: { ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ (8) } وگفت یا رسول الله از کدام نعیم مورد سؤال واقع خواهیم شد ؛ که غذایمان آب و خرماست وشمشیرهایمان دایم آماده کشیده شدن و دشمنانمان در کمین. از کدام نعیم مورد سؤال قرار خواهیم گرفت؟ فرمود: " از همین هم سؤال خواهد شد"
و دیگری گفته است[ازأحمد والترمذي وحسنه وابن ماجة وابن المنذر وابن مردويه عن الزبير بن العوام نقل شده چرا این ایه نازل شده است { ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ (8) }یا رسول الله از کدام نعیم سؤال خواهد شد ما که تنها نان و خرمایی می خوریم .فرمودند: از همین هم سؤال خواهد شد"
دیگری گفته است[از الطبراني وابن مردويه وأبو نعيم في الحلية عن ابن الزبير نقل شده چرا این آیه نازل شده است که { ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ (8) } الزبير بن العوام گفت یا رسول الله از کدام نعیم سؤال خواهد شد ما که تنها نان و خرمایی می خوریم .فرمودند: از همین هم سؤال خواهد شد".
و دیگری گفته است[از عبد بن حميد عن صفوان بن سليم نقل شده چرا این آیات { أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ } تا آخر سوره{ ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ (8) } نازل شده است أصحا ب نبي صلى الله عليه وسلم سؤال کردند کدام نعیم خوراک ما نان و خرماست و شمشیرهای مان آماده نبرد ؟نبي صلى الله عليه وسلم: "همین خواهد شد"
دیگری گفته است: [از ابن جرير عن ثابت البناني ازنبي صلى الله عليه وسلم نقل کرده است: " نعیمی که از آن مورد سؤال قرار خواهید گرفت خوراک و آبی است که می نوشید و لباسی است که شما را می پوشاند.
و دیگری گفته است [از أحمد والنسائي وابن جرير وابن المنذر وابن مردويه والبيهقي في شعب الإيمان عن جابر بن عبد الله نقل شده: رسول الله صلى الله عليه وسلم وأبو بكر وعمر آمدند و ما به آنها خرما و آب دادیم. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود این نعیمی است که از آن مورد سؤال واقع خواهید شد..
و دیگری می گوید:[از مسلم وأبو داود والترمذي والنسائي وابن ماجة وابن جرير وابن مردويه عن أبي هريرة نقل شده: روزی رسول الله صلى الله عليه وسلم از خانه خارج شده و با أبي بكر وعمر روبرو شدند و از آنها پرسیدند درچنین ساعتی چه چیز شما را از خانه بیرون کشیده است جواب دادند یا رسول الله گرسنگی ایشان جواب دادند به خدایی که جان من به دست اوست؛ من نیز به همین دلیل از خانه بیرون آمده ام.با من بیایید وآنها با ایشان به نزد یکی از انصار رفتند؛ مرد در خانه نبود و زن آنها را دید وخوش آمد گفت .نبی الله صلی علیه و آله و سلم پرسید: فلانی کجاست .زن جواب داد رفته است تا برایمان آب بیاورد. زمانی که مرد بازگشت و نبی صلی علیه و آله و سلم و همراهانش را دید گفت: الحمدالله تا امروز میهمانانی به این گرامی نداشتم و رفت و با شاخه ای که پر از خرما بود بازگشت و گفت از این میل کنید و چاقویی در آورد. رسول الله صلى الله عليه وسلم به او گفتند :شیرده را نباید سر ببری ، برای آنان بره ای سر برید و از آن و از خرما خوردند و نوشیدند . هنگامی که سیر شدند و نوشیدند رسول الله به ابوبکر و عمر گفتند : به کسی که جانم در دست اوست در روز قیامت از این نعیم سوال خواهید شد .
و دیگری گفته است:[از أبو يعلى وابن مردويه از أبي بكر الصديق نقل می کند "با نبی صلى الله عليه وسلم می رفتیم و عمر با ما بود نزد مردی رفتیم که الواقفی نام داشتو برایمان گوسفندی ذبح نمود و نبی الله صلی الله علیه و سلم فرمود: شیرده را ذبح نکن ، نان درآبگوشت خوردیم و آب آشامیدیم ، پس پیامبر صلى الله عليه وسلمفرمود : این از نعیمی است که در باره آن سوال خواهید شد
سبحان الله النّعيم الأعظم عما تصفون وتعالى علواً كبيراً؛ اینها نعمت های خداوندند اما خداوند ما را برای این نعمت ها که نیافریده است تا تبدیل به هدف خلقتمان شوند بلکه این نعمت ها را برای خاطر ما آفریده است و ما را برای نعیم رضوان نفسش خلق نموده است.
گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{وَمَا خَلَقْتُ الجنّ وَالْإِنسَ إلا لِيَعْبُدونِ (56) مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ(57) إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ (58)} صدق الله العظيم [الذاريات]
{من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (۵۶) هرگز از آنها روزی نمیخواهم، و نمیخواهم مرا اطعام کنند! (۵۷) خداوند روزیدهنده و صاحب قوّت و قدرت است! (۵۸)}
همانا که خداوند با ذکر نعمت ها می خواهد شما پروا کنید و بدانید این نعمت ها را بخاطر شما خلق شده وشما نیز برای عبادت کردن رضوان نفس خداوند خلق شده اید و این، آن نعیم حقی است که در مورد آن مورد سؤال قرار خواهید گرفت.روز قیامت از شما درباره هدفی که برای آن آفریده شده اید سؤال می شود و آن هدف نعیم رضوان نفس او بر شماست . آیا هدف خداوند از آفرینش تان را محقق کردید و پروردگار را آنگونه که سزاوار است عبادت نمودید؟ اما اکثر شما نمی دانید و خود را به جهالت می زنید.
مهدی منتظر حق از امیال و خواسته های شما پیروی نمی کند که اگر چنین کند آسمان ها و زمین به فساد کشیده می شوند و(در حالی که ) حکمت آفرینش آسمان ها و زمین و آنچه مابین آنهاست تحقق پیدا نکرده است ؛ خداوند آسمان ها و زمین را به حق و برای آن آفریده است تا برایتان روشن شود کدام یک بهترین اعمال را انجام داده و خداوند را آن گونه که شایسته عبادت است؛ عبادت می کند و هدف خلقت خود توسط خداوند را محقق می سازد وخداوند روز قیامت از نعیم رضوان نفس خود از اوسؤال خواهد کرد؛ چراکه هدف او از خلقت این عبد بوده است.
ای اهل سنت و شیعیان و ای تمام مسلمانان و مردم جهان! قسم به پروردگار عالمیان ، کسی که مهدی منتظر بنده نعیم اعظم ناصر محممد یمانی را انکار نماید مانند آن است که نسبت به تمام انبیاء و رسولان خداوند کافر شده باشد و تنها کسانی از من تبعیت خواهند کرد که به حق شهادت دهند رضوان خداوند نعیم اعظم است و برای همین نیز خلق شده اند.
و حال سه نام را می آوریم و هر یک از نام ها صفتی را با خود دارند:
ا- ( المهدی) که صفت هدایت تمامی مردم را با خود دارد و خداوند همگان را به واسطه مهدی به راه راست-صراط مستقیم- هدایت خواهد کرد تا تمام مردم یک امت شده و یک دین داشته باشند و به این خاطر مهدی نامیده می شود.
2-( عبدالنعیم الاعظم) و این نام صفت عبودیت مهدی منتظر را در خود دارد و او خداوند را آنگونه که باید، عبادت می کند و هدف خلقت را محقق می سازد.
3-(ناصر محمد) و این صفت نشانه آن است که او یاری دهنده محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است.
کسی که مرا تکذیب کند؛ نام اعظم خداوند را تکذیب کرده است و خداوند حقیقت رضوان نفس خود را در اسم اعظم خود نهاده است. کسی که مرا تکذیب کند غضب خداوند را برخود خریده و رضوان او را با نارضایتی و ناخشنودی او عوض کرده است.
آیا اگر ببینید در آغاز ماه رمضان سال 1429 روز یکشنبه خورشید به ماه برسد و ادراک رخ دهد؛ واقعا می پذیرید و یقین می کنید که یکی از نشانه های بزرگ ساعت ( اشراط ساعت ) رخ داده و خورشید به ماه رسیده است؟ یا منتظر می مانید تا سیاره عذاب را ببینید که بر سرتان سنگ ببارد و سپس ایمان می آورید ؟ آیا کسی هست که پند گرفته و متذکر شود؟
ای شیعیان اثنی عشری من مهدی منتظرم و اگر شما واقعاً انصار آل بیت مطهر هستید از سرداب سامراء بیرون بیایید که ماه بدر ظاهر شده است و به خداوند واحد قهار قسم تا شما از آن سرداب سامراء بیرون نیایید بدر ماه را نخواهید دید؛ مگرکسی که در تاریکی سرداب است می تواند ماه بدر را در آسمان ببیند!
خداوند با کسی که داستان سرداب را ساخته است بکشد که اگر این داستان نبود، شیعیان به کسی که خداوند به او علم کتاب را عطا کرده ایمان می آوردند و از انصار پیشگام می شدند . اگر این سردابی که تصور می کنند او وارد آن شده و هنوز از آن بیرون نیامده نبود آنها بیش از همه مردم در مورد مهدی منتظر درایت داشتند.اما این امر باعث تردید آنها شده و مرددند که آیا ناصر محمد یمانی واقعاً مهدی منتظر است یا دروغگویی بی شرم؟ بزودی حقیقت امر را خواهند دانست.آنها در مورد من شک دارند که چه تردید خوبی خواهد بود اگر به یقین بدل شود .
ولی شیعیانی که خداوند آنها را از امر من باخبر کرده است ، می ترسند ناصر محمد یمانی مهدی منتظر باشد و آنها از او رو گردانده باشند و هنوز یقین پیدا نکرده اند.
همچنین سنیانی که خداوند از راه اینترنت آنها را از امر من باخبر کرده است ، می ترسند من مهدی منتظر باشم و یا یک دروغ گوی بی شرم و بزودی در روز عذاب دردناک و بی فرجام همگی سنیان و شیعیان از حقیقت امر من آگاه خواهند شد ؛ وکدام حق را تکذیب می کنید؟ من شما را به عبادت خود فرا نمی خوانم و پناه بر خداوند که سخن ناحق بزنم .من از شما دعوت می کنم خداوند یکتا را آنگونه که باید عبادت نمایید ؛ من شما را به بازگشت به کتاب خداوند و سنت رسولش فرا می خوانم تا تمام احادیثی را که به دروغ از محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است به شما نشان دهم و حکم بطلان احادیث دروغ را برایتان از کتاب خداوند که از تحریف محفوظ است استنباط نمایم ؛ احادیث دروغی که به کلی با قرآن- که مرجع حق شما درموارد اختلاف در احادیث سنت است – مغایرت دارند و اگر شما حقیقت را می دانستید پس چرا حقی که از جانب پروردگارتان آمده است را تکذیب می کنید.
ای "کاشف" مهدی منتظر بر سر دوراهی که هر دو بی فرجام باشد قرار ندارد و من به کتاب حق پروردگارم و سنت حق رسول شکی ندارم ولی احادیث باطل درباره مهدی منتظررا که با حقایق کتاب خداوند اختلاف داشته باشند رد می کنم. و اما این سخنت:
({ص وَالقرآن ذِي الذِّكْرِ (1) } خداوند به حرفی از حروف نام مهدی قسم می خورد و چرا نام او صالح نباشد , این که با قاعده شما مغایرتی ندارد و {ن} چرا به معنی نادر و یا ناجی و یا نورالدین نباشد!!! به سخنان علما درباره حروف مقطعه توجه کن)
"کاشف"در جوابت می گوییم این حرف نیز از حروف نام ناصر است و سپس برایت بیان حق در این باره را می آوریم و شایسته نیست که به ناحق از جانب خداوند چیزی بگوییم .من از سخنان علمای توکه بر اساس ظن و گمان بیان می شوند تبعیت نمی کنم چون چیزی اسنان را از حق بی نیاز نمی کند. برادر گرامی من "کاشف"؛ اندیشه و تدبر کن؛ باشد که تو و تمام علمای اهل سنت و علمای شیعه دوازده امامی متذکر شوید. خداوند به {ن}ناصر محمد یمانی قسم خورده است که تو ( پیامبر ) به نعمت خداوند مجنون نیستی و سپس وعده حق خداوند به نبی خود می آید که دین او بر همه ادیان غلبه خواهد کرد ولو مجرمان را خوش نیاید و این امر به دست امام {ن} خواهد بود و این رمز نام مهدی منتظر است اگر می دانستید....
و حروفی که در اوائل سوره ها آمده اند رمز اسامی انبیاء وخلفای خداوند در زمین هستند.اسامی که خداوند به آدم علیه الصلاة و السلام آموخت و زمانی که خداوند به حرفی سوگند می خورد؛ سوگند به یک حرف نیست بلکه سوگند به نام یکی از انبیاء و خلفای اوست و حرفی از حروف نام کسی که به او قسم خورده می شود بصورت رمز می آید؛ ولی شرط این است که حرف از حروف اسم اول نبی یا امام وخلیفه باشد و از نام او تجاوز نکند و به نام پدرش نرسد که خداوند به نام پدر قسم نمی خورد. بلکه حرفی که به آن قسم خورده می شود حرف اول یا دوم یا سوم یا حرف آخر نام اول است و خارج از نام اول نمی شود و قسم به نام پدر نمی رسد .فقط به یکی از حروف نام اول قسم خورده می شود که ممکن است حرف اول، وسط یا آخر باشد.
بیا تا به انبیاء آل یعقوب در سوره مریم دختر عمران نظری بیندازیم و خداوند تعالی می فرماید:
{كهيعص} و این قسم مخفیانه پروردگار عالمیان است.
- و اما (ک) رمز نام نبی الله (زکریا) است.
- و اما (ه) رمز نام نبی الله ( هارون ) پسر عمران و برادر مریم است
- و اما (ی) رمز نام (یحیی) علیه السلام است.
- و اما (ع) رمز کلمة الله (قدرت خداوند ) است که خداوند با کن فیکون بر مریم نازل کرد یعنی ( مسیح عیسی بن مریم) و اوعليه الصلاة والسلام در مهد در حالی که خردسال بود با مردم سخن گفت.
- و اما (ص) از ( نامی که صفت مریم) عليها الصلاة والسلام است گرفته شده است چون او نه نبی خداست و نه رسول یا خلیفه اش. بلکه خداوند نام او را صدیقه گذاشته و قسم به نامی که صفت مریم عليها الصلاة والسلام است خورده می شود.
اما اگر قسم به حرفی خورده شد و خداوند نام قرآن عظیم را همراه آن آورد؛ حرفی که با قسم به قرآن همراهی می کند اغلب از نام مهدی منتظر گرفته شده است برای مثال این فرموده خداوند تعالی :
{ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ (1)}صدق الله العظيم [القلم]
{ن، سوگند به قلم و آنچه می نویسند،}
و همین طور:
{ص وَالقرآن ذِي الذِّكْرِ (1)}صدق الله العظيم [ص]
{ص، سوگند به قرآنی که دارای ذکر است.}
و در اینجا خداوند وعده داده است که اسلام و مسلمین به دست مهدی منتظر به عزت و بزرگی می رسند و او در زمانی که اسلام و مسلمین ذلیل شده اند می آید در عصری که کافران مغرور و ستیزه جو هستند.این همان چیزی است که شما در دوران "گفتگو قبل از پیروزی " شاهد آن می باشید و او در یک شبه بر عالمیان ظهور خواهد کرد و دشمنان خداوند از خوار شدگان خواهند بود در حالی که مغرورانه با تهمت تروریسم در برابر دین خداوند ستیزه جویی می کنند . برای همین می بینید که خداوند به حرفی از حروف نام مهدی منتظر قسم می خورد . خداوند با شدت و به واسطه سیاره عذاب دردناک؛ یک شبه او را بر عالمیان چیره خواهد نمود . پس درحرفی از حروف نام ناصر که خداوند به آن قسم می خورد{ص} اندیشه کنید. خداوند او را برمی انگیزد تا در دورانی که در آن دچار ذلت شده اید و دشمنان تان قدرتمند بوده و با خداوند ستیزه کرده و با مسلمانان و دین شان می جنگند ؛ به شما کمک نماید.خداوند به یکی از حروف نام (ناصر) قسم می خورد و آن حرف:
{ص وَالقرآن ذِي الذِّكْرِ (1) بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ (2) كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ (3)}
صدق الله العظيم [ص]
{ص، سوگند به قرآنی که دارای ذکر است. (۱) ولی کافران در اوج قدرت و دشمنی هستند (۲) چه بسیار اقوامی را که پیش از آنها هلاک کردیم؛ و به هنگام نزول عذاب فریاد میزدند ولی وقت نجات گذشته بود! (۳)}
که اگر به حق در آن تدبر کنید برای خردمندان واضح و روشن خواهد بود. و اما {ن} این حرفی از حروف نام ناصر است و در قسم به حرف نون ؛ خداوند وعده پیروزی بزرگی را می دهد و این وعده ای زمانی به نبی علیه الصلاة و السلام داده می شود که کافران به ایشان نسبت جنون می دادند.خداوند به او وعده می دهد که دین او بر تمامی دین ها غلبه خواهد کرد ولو اینکه مشرکان ناراضی باشند ولی قسم به قرآن که همراهش حرفی می آید که خداوند به آن قسم می خورد از حروف نام مهدی است و قرآن حجت مهدی بوده و مردم را به سوی قرآن فرامی خواند تا آنها را بواسطه قرآن به راه خداوند عزیز و حمید دعوت نماید وبرای همین خداوند باعزت و جلال با حرف دیگری از نام ناصر و قرآن که برای ذکر است قسم می خورد و خداوند تعالی می فرماید:
{ص وَالقرآن ذِي الذِّكْرِ (1) بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ (2) كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ (3)}
صدق الله العظيم [ص]
{ص، سوگند به قرآنی که دارای ذکر است. (۱) ولی کافران در اوج قدرت و دشمنی هستند (۲) چه بسیار اقوامی را که پیش از آنها هلاک کردیم؛ و به هنگام نزول عذاب فریاد میزدند ولی وقت نجات گذشته بود! (۳)}
این آیه کوتاه اسرار و اخباری در خود دارد که اگر در قرآن تدبر می کردید قادر به درک چیز هایی می شدید که نمی دانستید ولی اکثریت شما بدون فکر و تدبر از چیزهایی حرف می زنند که از آن آگاهی ندارند.خردمندان چه چیزی را از این آیه درک می کنند؛ آیه ای که خداوند در آن سوگندی را پنهان کرده است که به بنده خود و قرآن عظیم و مؤمنان وعده می دهد که بواسطه قرآن آنها را نصرت خواهد کرد .این را در قسمی که خداوند می خورد که نصرت عطا خواهد کرد می یابید:
{ص وَالقرآن ذِي الذِّكْرِ (1)} صدق الله العظيم [ص]
{ص، سوگند به قرآنی که دارای ذکر است}
سپس از وضعی که شما مسلمانان در دوران دعوت به گفتگو به آن دچار هستید می گوید؛ از ذلت شما و ستیزه جویی مغرورانه دشمنان تان می گوید که آن هم به علت پراکندگی و چنگ نزدن شما به ریسمان الهی قرآن عظیم است. قرآنی که خداوند شما را به پیروی از آن و رها کردن هرآنچه که مخالف آن است دعوت کرده است. به تمسک به قرآن و سنت هدایت گری که مغایرتی یا قرآن نداشته باشد و تنها توضیح و بیانی بیشتر درباره قرآن برای مسلمین باشد.
ممکن است یکی از شماسخن مرا قطع کرده و بگوید : " از کجا می دانی که خداوند در این آیه می گوید مثل حرف {ص} که به آن قسم خورده همانند حرف {ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ(1)} است و منظور او از آن مهدی و قرآن عظیم است و وعده ای که خداوند به عزت خود به آن قسم خورده است برای مهدی و قرآن عظیم محقق خواهد شد و هم چنین وضع مسلمانان را در عصر ی که به ذلت و خواری دچار شده و خداوند مهدی منتظر را در آن برمی انگیزد توضیح بده و سپس به ما خبر بده که از جانب خداوند به واسطه سیاره عذاب یاری خواهی شد و کسانی از مردمان عالم را که خداوند اراده کند نابود شده و سپس خداوند با عذاب خود مهدی منتظر را یک شبه بر کسانی که خوار شده واز عذاب شدید خداوند جایی برای فرار ندارند غلبه می دهد". پس مهدی منتظر در جواب او می گوید: این حق است و اگر باور نمی کنی بر توست که بیان این آیه را با آیه تطبیق دهی.خواهی دید که از همه نظر با آن تطابق دارد و اما قسمی که من باب تکریم خورده شده است برای ناصر و قرآن عظیم است و در این فرموده خداوند تعالی است:
{ص وَالقرآن ذِي الذِّكْرِ (1)}صدق الله العظيم [ص]
{ص، سوگند به قرآنی که دارای ذکر است}
اما توصیف وضعیت شما در دورانی که می آید ذلت است و خبر آن به شما داده شده است و دشمنان تان مغرورانه با شما و دین تان در ستیزه اند و خداوند این را در آیه خود بیان می فرماید:
{ص وَالقرآن ذِي الذِّكْرِ (1) بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ (2)} صدق الله العظيم [ص]
{ص، سوگند به قرآنی که دارای ذکر است. (۱) ولی کافران در اوج قدرت و دشمنی هستند(۲)}
و شما در این زمان و عصر از آن خبر دارید؛ شما ذلیل بوده و دشمنان تان مغرورانه در ستیزند و با خداوند و رسول و حزب او مبارزه می کنند و به بهانه تروریسم با مسلمانان در ستیزه اند و این بیان حق فرموده خداوند تعالی است:
{ص وَالقرآن ذِي الذِّكْرِ (1) بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ (2)}صدق الله العظيم [ص]
{ص، سوگند به قرآنی که دارای ذکر است. (۱) ولی کافران در اوج قدرت و دشمنی هستند (۲)}
سپس به شما خبر داده می شود که سبب پیروزی و نوع یاری به مهدی منتظر چگونه است. خداوند او را بواسطه عذابی دردناک در یک شب پیروز کرده و مفسدین در زمین را که با خداوند و رسول و دینش و مسلمانان ستیزه می کنند توسط پروردگار هلاک خواهند شد . خداوند به دشمنانش وعده هلاکت آشکاری را می دهد:
{ص وَالقرآن ذِي الذِّكْرِ (1) بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ (2) كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ (3)}
صدق الله العظيم [ص]
{ص، سوگند به قرآنی که دارای ذکر است. (۱) ولی کافران در اوج قدرت و دشمنی هستند (۲) چه بسیار اقوامی را که پیش از آنها هلاک کردیم؛ و به هنگام نزول عذاب فریاد میزدند ولی وقت نجات گذشته بود! (۳)}
کسی که تفسیر بهتری از این آیه دارد و تأویل بهتری برایش می کند؛ تشریف آورده و تفسیرحق خود را – اگر راست می گوید-بیاورد.
به پروردگار عالمیان قسم که این بیان حق و روشنی است که واقعیاتی را بیان می کند که شما در آن زندگی می کنید اگر می دانستید..
وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين.
المهدي المنتظر عبد النّعيم الأعظم ناصر محمد اليماني

اسمي عبد المنعم، اطلعت على تعليقات أشخاص حصلوا على قروضهم من مؤسسات الإقراض. بصراحة، ظننتُ أنها عملية احتيال، ثم قررتُ تقديم طلب بناءً على توصياتهم. قبل بضعة أيام، أكدتُ وجود رصيد في حسابي البنكي الشخصي بقيمة 15,000 دولار أمريكي، والذي تقدمتُ بطلب للحصول عليه. هذه أخبار سارة حقًا، وأنا سعيد جدًا لأنني أنصح كل من يحتاج إلى قرض حقيقي ويضمن سداده بالتقدم عبر رسائل الواتس آب النصية: 393512114999+. هناك جهات إقراض موثوقة! يمكنهم إقراضك قرضًا. البريد الإلكتروني: loancreditinstitutions00@gmail.com أو الواتس آب: +393509313766.
ردحذف