الجمعة، 24 فبراير 2017

دلایل علمی بیشتر برای تفصیل احکام آیات محکم قرآن که از جانب خداوند حکیم و علیم آمده است....


- 5 -
الإمام ناصر محمد اليماني
01 - 02 - 1436 هـ
23 - 11 - 2014 مـ
1393-09-02ه.ش
09:52 صباحاً
ــــــــــــــــــ


دلایل علمی بیشتر برای تفصیل احکام آیات محکم قرآن که از جانب خداوند حکیم و علیم آمده است....


بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله،


نور چشمان من؛ ازاولین برهانی که به عنوان شاهد از فرموده های خداوند آورده ای شروع می کنیم؛ خداوند تعالی می فرماید: {وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَا لَيْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ ۗ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ‌ ﴿٧١﴾} صدق الله العظيم [الحج].


{آنها غیر از خداوند، چیزهایی را می‌پرستند که او هیچ گونه دلیلی بر آن نازل نکرده است، و چیزهایی را که علم و آگاهی به آن ندارند! و برای ستمگران، یاور و راهنمایی نیست!}


این خطاب آمیخته با تهدید و ارعاب برای کسانی است که بعد از نازل شدن برهان قاطع وحق از سوی خداوند؛ اصرار دارند چیزی را عبادت نمایند که هیچ دلیلی برای عبادت آن از جانب خداوند فرستاده نشده است، بعد از آنکه پروردگار به حق برهان قاطع و علمی را نازل فرمود و حجت اقامه شد؛ برای ظالمین – که اصرار به ادامه مسیر خود دارند- هیچ یاوری نخواهد بود. در اینجا مقصود خداوند کسانی نیست که هنوز رسولی برایشان فرستاده نشده است؛ چون آنها برهان قاطع علمی و حقی که از جانب خداوند برایشان فرستاده شده باشد در اختیار نداشتند.آنها تنها از پیشینیان شان پیروی می کردند و راز عبادت بت ها برایشان روشن نبود. بعد از آنکه از سوی خداوند دانشی عطا شد که قاطعانه بت پرستی را تحریم می کرد-کسانی که مورد خطاب این آیه هستند- در مورد آنچه که هیچ دلیلی برای عبادت آن از جانب خداوند نیامده بود( بت پرستی) با انبیاء مجادله کردند.و خداوند تعالی می فرماید: {وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الحقّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنذِرُوا هُزُوًا ﴿56﴾ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيات ربّه فَأَعْرَضَ عَنْهَا} صدق الله العظيم [الكهف:56-57]. 


{ما پیامبران را، جز بعنوان بشارت دهنده و انذار کننده، نمی‌فرستیم؛ اما کافران همواره مجادله به باطل می‌کنند، تا حق را بوسیله آن از میان بردارند! و آیات ما، و مجازاتهایی را که به آنان وعده داده شده است، به باد مسخره گرفتند! (۵۶) چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکّر داده شده، و از آن روی گرداند}


وبرای همین خداوند تعالی می فرماید: {وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَا لَيْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ ۗ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ‌ ﴿٧١﴾} صدق الله العظيم.


{آنها غیر از خداوند، چیزهایی را می‌پرستند که او هیچ گونه دلیلی بر آن نازل نکرده است، و چیزهایی را که علم و آگاهی به آن ندارند! و برای ستمگران، یاور و راهنمایی نیست!}


حال به سراغ برهان تو در مورد این فرموده خداوند تعالی می آییم: {أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْ‌جَعُونَ ﴿١١٥﴾ فَتَعَالَى اللَّـهُ الْمَلِكُ الحقّ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ رَ‌بُّ الْعَرْ‌شِ الْكَرِ‌يمِ ﴿١١٦﴾ وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّـهِ إِلَـٰهًا آخَرَ‌ لَا بُرْ‌هَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَ‌بِّهِ ۚ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُ‌ونَ ﴿١١٧﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].

{آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریده‌ایم، و بسوی ما باز نمی‌گردید؟ (۱۱۵) پس برتر است خداوندی که فرمانروای حقّ است! معبودی جز او نیست؛ و او پروردگار عرش کریم است! (۱۱۶) و هر کس معبود دیگری را با خدا بخواند -و مسلّماً هیچ دلیلی بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود؛ یقیناً کافران رستگار نخواهند شد! (۱۱۷)}

پس در پاسخ شما به حق می گوییم: مقصود خداوند کسانی است که بعد از نزول برهان حق پروردگار؛ کافر شده اند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است: {يَا أيّها النّاس قَدْ جَاءَكُم برهان مِّن ربّكم وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا (174)فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا(175)} صدق الله العظيم [النساء175].

{ ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‌کند. (۱۷۵)}

و اما در مورد سایر آیاتی که بر اساس آنها با من مجادله می کنی؛ به حق برایت فتوا خواهیم داد. مقصود خداوند مؤمنانی است که درحق بندگان مقرب خداوند مبالغه کرده و آنها را بجای خداوند می خوانند( از آنها درخواست می کنند) جایگاه آنها دوزخ است و هیزم آنند چراکه باعث انحراف و گمراهی امت های بعدی شده اند. بر علیه آنان همچنان حجت وجود داشته است؛ چون فاصله زمان آنها با رسولی گه پروردگار به سوی قومشان فرستاده است؛ کم بوده ، ولی در حق بندگانی که در درگاه خداوند گرامی بوده و کراماتی داشته اند؛ مبالغه نموده اند. سپس امت شان هم که آنها ( بندگان مكرم ) را می شناختند؛ بعد از مرگ درباره شان مبالغه کرده و بجای خداوند؛ آنها را می خواندند.برهان اینکه آنها بندگان مکرم خداوند را می شناخته و درموردشان مبالغه کرده اند را نیز می توان در این فرموده خداوند تعالی یافت: {وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُو مِن دُونِكَ ۖ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ (86) وَأَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ ۖ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ (87)} صدق الله العظيم [النحل].

{و هنگامی که مشرکان معبودهایی را که همتای خدا قرار دادند می‌بینند، می‌گویند: «پروردگارا! اینها همتایانی هستند که ما به جای تو، آنها را می‌خواندیم! «در این هنگام، معبودان به آنها می‌گویند: «شما دروغگو هستید» (۸۶) و در آن روز، همگی (ناگزیر) در پیشگاه خدا تسلیم می‌شوند؛ و تمام آنچه را دروغ می‌بستند، گم و نابود می‌شود! (۸۷)}
براستی که مشرکان؛ بندگان مکرم خداوند را به چهره می شناختند و بعد از مرگ ایشان؛در حقشان مبالغه می کردند و خداوند تعالی می فرماید:{وَيَوْمَ نَحْشُرُ‌هُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَ‌كُوا مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَ‌كَاؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَ‌كَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ (28) فَكَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ (29) هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَرُ‌دُّوا إِلَى اللَّـهِ مَوْلَاهُمُ الحقّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُ‌ونَ (30)} صدق الله العظيم [يونس].

{روزی را که همه آنها را جمع می‌کنیم، سپس به مشرکان می‌گوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید سپس حجاب بین آنها را برمی‌داریم و معبودهایشان (به آنها) می‌گویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمی‌کردید!» (۲۸)همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، که ما از عبادت شما غافل بودیم! (۲۹) در آن جا، هر کس عملی را که قبلاً انجام داده است، می‌آزماید. و همگی بسوی «اللّه» -مولا و سرپرستِ حقیقی خود- بازگردانده می‌شوند؛ و چیزهایی را که بدروغ همتای خدا قرار داده بودند، گم و نابود می‌شوند! (۳۰)}

به پاسخ بندگان مکرم خداوند نظر کنید که می گویند: {وَقَالَ شُرَ‌كَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ (28) فَكَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ (29)}

معبودهایشان می‌گویند: «شما ما را عبادت نمی‌کردید!» (۲۸) همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، که ما از عبادت شما غافل بودیم! (۲۹)
و آنها از اینکه بجای خداوند مورد عبادت قرار گرفته اند؛ آگاه نبودند چون خداوند آنها را از دنیا برده و این مبالغه درباره شأن آنها بعد از مرگشان روی داده بود.اگر هنوز در میان مردم بودند؛ آنها را از مبالغه ناحق درباره خودشان نهی کرده و نسبت به عقاید شان کافر می شدند؛چرا که مردم از آنها می خواستند که در روزی که برانگیخته می شوند؛ درپیشگاه خدواند شفاعتشان را کنند و مشرکان می دانستند روز برانگیخته شدن، فرا خواهد رسید.خداوند تعالی می فرماید:  {وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم [يونس:18]


{آنها غیر از خدا، چیزهایی را می‌پرستند که نه به آنان زیان می‌رساند، و نه سودی می‌بخشد؛ و می‌گویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آیا خدا را به چیزی خبر می‌دهید که خدا در همه آسمانها و زمین علم به آن ندارد؟» منزه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار می‌دهند!}


و آنها از روز برانگیختگی مطلع بودند.
سپس خداوند به آنها اجازه می دهد که شرکایی که برای او قائل شده اند را بخوانند تا اگر راست می گویند؛ کاری برایشان بکنند؛ شرکاء را می خوانند اما جوابی به ایشان داده نمی شود.خداوند تعالی می فرماید:


{وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ} صدق الله العظيم [القصص:64].


{ و به آنها گفته می‌شود: «معبودهایتان را که همتای خدا می‌پنداشتید بخوانید معبودهایشان را می‌خوانند، ولی جوابی به آنان نمی‌دهند! و عذاب الهی را می‌بینند، و آرزو می‌کنند ای کاش هدایت یافته بودند!}


آنها از صورت بندگان مکرم خداوند تمثیل تراشیده و تمثال ها را مانند قیافه آنها درست می کردند وبعد از مرگشان؛ به درگاه آنها دعا می نمودند؛ اما بندگان مکرم خداوند نسبت به اینکه بجای خداوند عبادت شوند؛ کافرند و در پیشگاه خداوند بر ضد آنها هستند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: {وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِّيَكُونُوا لَهُمْ عِزّاً (81) كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدّاً (82)} صدق الله العظيم [مريم].


{ و آنان غیر از خدا، معبودانی را برای خود برگزیدند تا مایه عزّتشان باشد! (۸۱) هرگز چنین نیست! به زودی (معبودان)منکر عبادت آنان خواهند شد؛ (بلکه) بر ضدّشان قیام می‌کنند! (۸۲)}


نور چشم من؛ براستی که برایت روشن گردید که خداوند در این ایات از مردمی سخن می گوید که از برانگیخته شدن آگاهند و از طرفی عقیده دارند بنده درپیشگاه پروردگار و خداوند معبود قادر به شفاعت است و اینکه این بندگان در درگاه خداوند شفاعت آنها را می کنند . باور آنها در مورد برانگیخته شدن را از میان این گقتارشان در می یابیم: {وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم


{آنها غیر از خدا، چیزهایی را می‌پرستند که نه به آنان زیان می‌رساند، و نه سودی می‌بخشد؛ و می‌گویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آیا خدا را به چیزی خبر می‌دهید که خدا در همه آسمانها و زمین علم به آن ندارد؟» منزه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار می‌دهند!}


ببین! آنها به برانگیخته شدن ایمان دارند لذا می گویند: {هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!» ومقربان خداوند را عبادت می کنند ؛ تا این بندگان آنها را به خداوند نزدیک کنند . خداوند تعالی می فرماید:


{وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلياءَ مَا نَعْبُدُهمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللّهِ زُلْفَى إِنَّ اللّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ} صدق الله العظيم [الزمر:3].


{و آنها که غیر خدا را اولیای خود قرار دادند و دلیلشان این بود که: «اینها را نمی‌پرستیم مگر بخاطر اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند»، خداوند روز قیامت میان آنان در آنچه اختلاف داشتند داوری می‌کند؛ خداوند آن کس را که دروغگو و کفران‌کننده است هرگز هدایت نمی‌کند!}


آنان در زمانی زندگی می کردند که نزدیک به دوره برانگیخته شدن رسول پروردگارشان بود و هنوزعقیده داشتند که مردم درپیشگاه خداوند برانگیخته خواهند شد و می دانستند بالاخره روزی در برابر پروردگار قرار خواهند گرفت؛ اما امید داشتند بندگان مقرب در پیشگاه خدواند شفیع شان باشند؛ واین همان وضعیتی است که مسلمانان در عصر حاضر و بعد از دوره فترت و فاصله ای که با عصر برانگیخته شدن خاتم الانبیاء و رسولان محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ایجاد شده؛ گرفتار آن شده اند.


ای مرد؛ اصحاب اعراف امت هایی دیگری هستند که (نسل اندر نسل) از حقیقت دور شده و گمراه شده اند.آنها از برانگیخته شدن -بعد از مرگ -اطلاعی ندارند و تنها داستان هایی از مردمان پیشین شنیده اند که در آنها از برانگیخته شدن سخن به میان آمده و تصور می کنند چیزهایی که درباره برانگیختگی می شنوند؛ افسانه هایی است که از پیشینیان به آنها رسیده اند و گمان می کنند برانگیخته شدن بعد از مرگ افسانه است چون نه کتابی به آنان رسیده و نه رسولی دارند .این دو حجت یعنی کتاب و رسول در میانشان نیست و برای همین باور به برانگیخته شدن را انکار کرده و آن را عقیده اساطیری می دانند و برای همین می گویند:


{قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا} صدق الله العظيم [يس:52].


{می‌گویند: «ای وای بر ما! چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟!}


براستی که خداوند زمانی رسولان خود را برمی انگیزد که حقایق از دید مردمان گم شده باشد؛ بخصوص زمانی که راز عبادت بت ها روشن نباشد و عقیده به برانگیخته شدن اموات رو به نابودی و اضمحلال گذاشته باشد. نگاه کن که کافران قریش هم عصر پيامبر ؛ چگونه درباره برانگیخته شدن اموات از قبرها؛ با ايشان بحث و مجادله می کنند.خداوند تعالی می فرماید:


{وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَاماً وَرُفَاتاً أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً (49) قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيداً (50) أَوْ خَلْقاً مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيباً (51)} صدق الله العظيم [الإسراء].


{ و گفتند: «آیا هنگامی که ما، استخوانهای پوسیده و پراکنده‌ای شدیم، دگر بار آفرینش تازه‌ای خواهیم یافت؟!» (۴۹)بگو: «شما سنگ باشید یا آهن، (۵۰) یا هر مخلوقی که در نظر شما، از آن هم سخت‌تر است آنها بزودی می گویند: «چه کسی ما را بازمی‌گرداند؟!» بگو: «همان کسی که نخستین بار شما را آفرید.» آنان سر خود را به سوی تو خم می‌کنند و می‌گویند: «در چه زمانی خواهد بود؟!» بگو: «شاید نزدیک باشد! (۵۱)}


ولی راز عبادت بت ها به تدریج و در طی گذشت نسل ها از خاطره ها پاک می شود تا زمانی می رسد که کاملا علت آن پنهان می گردد.تا اینکه خداوند رسولی را برمی انگیزد که راز عبادت بت ها را از مردم می پرسد و می بیند که چیزی درباره آن نمی دانند و پاسخشان این است که این از پدران ما به ما رسیده است و آنان چنین می کردند.خداوند تعالی می فرماید: {وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ (69) إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ (70) قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَاماً فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ (71) قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ (72) أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ (73) قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ (74) قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ (75) أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ (76) فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ (77)} صدق الله العظيم [الشعراء]


{ و بر آنان خبر ابراهیم را بخوان، (۶۹) هنگامی که به پدر و قومش گفت: «چه چیز را می‌پرستید؟!» (۷۰) گفتند: «بتهایی را می‌پرستیم، و همه روز ملازم عبادت آنهاییم.» (۷۱) گفت: «آیا هنگامی که آنها را می‌خوانید صدای شما را می‌شنوند؟! (۷۲) یا سود و زیانی به شما می‌رسانند؟!» (۷۳) گفتند: «ما فقط نیاکان خود را یافتیم که چنین می‌کنند.» (۷۴) گفت: «آیا دیدید چیزهایی را که پیوسته پرستش می‌کردید... (۷۵) شما و پدران پیشین شما، (۷۶) همه آنها دشمن من هستند مگر پروردگار عالمیان! (۷۷)}


اینها کسانی هستنند که راز عبادت بت ها از نزدشان گم شده است.

ای نور چشم امام، براستی که در بعضي آیات مخاطب مؤمنانی هستند که به
 خداوند ایمان دارند اما بندگان مقرب را شریک خداوند قرار مي دهند. خداوند تعالی می فرماید:
{وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُونَ (106)} صدق الله العظيم [يوسف] 


{و اکثر مردم به خدا ایمان نمی‌آورند مگر آنکه مشرک باشند}


شما مي بينيد که اکثر مؤمنان ؛ بندگان مقرب را شریک خداوند قرار داده اند و تمام آن هم بخاطر عقیده باطلی است که در مورد شفاعت در پیشگاه خداوند دارند؛ در حالی که جز خداوند کسی اختیار شفاعت ندارد.گواه آن نیز فرموده خداوند تعالی است:


{قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}


صدق الله العظيم [الزمر:44].


{بگو: شفاعت همه خلقان با خداست، که سلطان ملک آسمانها و زمین و است و پس از مرگ و فنا بازگشت همه شما به سوی اوست.}


و شفاعت خداوند هم به این ترتیب است (زيرا ) که رحمت خداوند در برابر عذابش, بندگان را شفاعت می کند. ولی از باب تکریم؛ عده ای از بندگان می آیند که تا خداوند نعیم اعظم خود را برایشان محقق نسازد؛ حاضر به رفتن به بهشت نعیم نمی شوند .اگر رضوان خداوند در نفسش محقق شود؛ شفاعت خداوند رخ خواهد داد و رحمت او در برابر عذابش ؛ بندگان را شفاعت خواهد کرد؛ چون تمام راز و رمز این مطلب در رضوان خداوند در نفسش نهفته است.شفاعت محقق نخواهد شد مگر آنکه خداوند درنفس خود راضی گردد.گواه آن نیز فرموده خداوند تعالی است: {وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَى} صدق الله العظيم [النجم:26]، 


{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که میخواهد اجازه بدهد و راضی شود}


نگاه کن چه زمانی شفاعت در نفس خداوند محقق می شود؟؛ زمانی که رضوان نفس خداوند محقق شده باشد و برای همین خداوند تعالی می فرماید:


{إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَى} صدق الله العظيم.


{مگر پس از آنکه خدا به کسی که میخواهد اجازه بدهد و راضی شود}


و خداوند به کسانی که سخن درست و صواب را بر زبان خواهند آورد اجازه صحبت کردن خواهد داد؛ سپس رضوان پروردگار در نفسش رخ می دهد؛ چون تا نفس خداوند سبحان راضی نشود؛ بندگانش مشمول رحمت او نخواهند شد. اینجاست که گمراهانی که مشمول عذاب بودند بصورتی نامنتظره می شنوند که پروردگارشان می فرماید: شما را با رحمت خود مورد مغفرت قرار دادم؛ پس وارد بهشتم شوید. این اتفاقی است که باعث غافل گیری بزرگ بندگان گمراهی که مشمول عذاب بوده اند و همچنین صالحان می گردد؛ چون آنان نمی شنوند که مهمانان مکرم خداوند در پیشگاه او شفاعت احدی از بندگان را بکنند که در حدشان نیست که چنین نمایند؛ بلکه درخواست آنها از پروردگارشان این است که نعیمی که بزرگ تر از نعیم بهشت است برایشان محقق گردد و خداوند {وَيَرْضَى}؛ که اگر خداوند در نفس خود راضی شود ؛ رحمتش شفیع بندگان خواهد شد که این امر هم بخاطر کسانی است که قدر خداوند را آنگونه که شایسته اوست دانسته و حق معرفت او را بجا آورده اند و برایشان یقین شده است که خداوند از هر کسی نسبت به بندگانش مهربان تر است و یقین دارند که خداوند بخاطر بندگان گمراهی که درحق خود ظلم کرده و سپس از کوتاهی های خود در نزد خداوند پشیمان شده اند؛ متحسر و حزین است...



به هر حال بازگردیم به زمانی که شفاعت خداوند ارحم الراحمین روی می دهد. وقتی پروردگار در نفسش راضی شود و رحمتش؛ شفاعت معذبین را بنماید و به آنها بفرماید؛ من شما را با رحمت خود مورد مغفرت و بخشایش قرار دادم؛ وارد بهشتم شوید؛ بزرگ ترین غافلگیری رخ خواهد داد! آنها به میهمانان مکرم خداوند می گویند: خدایتان چه گفت؟ پاسخ می شنوند: حق را بیان نمود که او علی الکبیراست..خداوند تعالی می فرماید:



{وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ۚ حَتَّىٰ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ ۖ قَالُوا الحقّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (23)} صدق الله العظيم [سبأ].


هيچ شفاعتي نزد او، جز به کساني که اذن داده، سودي ندارد! (در آن روز همه در اضطرابند) تا زماني که اضطراب از دلهاي آنان زايل گردد (و فرمان از ناحيه او صادر شود؛ در اين هنگام مجرمان) مي‌گويند: «پروردگارتان چه دستوري داده؟» مي‌گويند: «حق را و اوست بلند مقام و بزرگ‌مرتبه!»}سؤالی که مطرح می شود این است که آیا آنان در پیشگاه خداوند شفاعت بندگان گمراه را می کنند یا از او طلب تحقق نعیم اعظم- نعیمی بزرگ تر از جنت- که همان رضوان خداوند در نفسش است را می نمایند . جواب قطعی و فصل الخطاب را در فرموده خداوند تعالی در آیات محکم کتابش پیدا می کنیم: {إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَى} صدق الله العظيم.
{مگر پس از آنکه خدا
 به کسی که میخواهد اجازه بدهد و راضی شود}


برایتان روشن شد کسی که اجازه می یابد در پیشگاه خداوند از تحقق شفاعت سخن بگوید؛ نعیم بزرگ تر از بهشت را که همان نعیم رضوان خداوند است می طلبد و خداوند سبحان راضی شده و رحمت پروردگار در نفسش شفاعت بندگان گمراهی را که درعذابند خواهد کرد ولی واضح نبودن راز تحقق شفاعت ؛ باعث به شرک کشیده شدن بسیاری از امت ها گردیده است.


به هر حال عزیز من ؛ انصاری "قول الحق" اگر از راسخان در علم کتاب نباشی؛ تفسیرت از آیات کتاب بدون احاطه و تسلط بر علم کتابباعث می شود گمراه شده و امور برایت درهم آمیخته شوند.برایت مثالی می آورم . وقتی خداوند تعالی می فرماید:


{إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَارِدُونَ (98)} صدق الله العظيم [الأنبياء].


{شما و آنچه غیر خدا می‌پرستید، هیزم جهنّم خواهید بود؛ و همگی در آن وارد می‌شوید.}


آیا مقصودش از "هؤلاء" آناني است که در این فرموده آمده است:


{وَيَوْمَ يَحْشُرُ‌هُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَـٰؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ ﴿١٧﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ وَلَـٰكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّىٰ نَسُوا الذِّكْرَ‌ وَكَانُوا قَوْمًا بُورً‌ا ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [الفرقان]؟


}روزی را که همه آنان و معبودهایی را که غیر از خدا می‌پرستند جمع می‌کند، آنگاه به آنها می‌گوید: «آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا خود آنان راه را گم کردند؟!» (۱۷) می‌گویند: «منزّهی تو! برای ما شایسته نبود که غیر از تو اولیایی برگزینیم، ولی آنان و پدرانشان را از نعمتها برخوردار نمودی تا اینکه یاد تو را فراموش کردند و تباه و هلاک شدند.» (۱۸){


اگر بصورت کلی درباره این آیه حکم کنی در حقیقت گروهی از بندگان مقرب را محکوم کرده ای که وارد آتش شوند.سؤالی مطرح می شود که مقصود خداوند از این فرموده چیست : {إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَارِدُونَ (98)} صدق الله العظيم؟


{شما و آنچه غیر خدا می‌پرستید، هیزم جهنّم خواهید بود؛ و همگی در آن وارد می‌شوید}


جواب را در فرموده خداوند تعالی پیدا می کنی:


وَيَوْمَ يَحْشُرُ‌هُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَـٰؤُلَاءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ ﴿٤٠﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الجنّ أَكْثَرُ‌هُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ ﴿٤١﴾} صدق الله العظيم [سبأ].


{روزی را که خداوند همه آنان را بر می‌انگیزد، سپس به فرشتگان می‌گوید: «آیا اینها شما را پرستش می‌کردند؟!» (۴۰) آنها می‌گویند: «منزّهی! تنها تو ولیّ مائی، نه آنها؛ بلکه جنّ را پرستش می‌نمودند؛ و اکثرشان به آنها ایمان داشتند!» (۴۱)}



برایت روشن می شود منظور گروهی است که شیاطین جن را پرستیده و از دست شرّ به آنها پناه می برند؛ و این باعث افزایش گمراهيشان می گردد. اینان هستند که در جهنم افكنده مي شوند وعابد و معبود در آتشند.گواه آن فرمو
ده خداوند تعالی است:


{إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَارِدُونَ (98)} صدق الله العظيم.


{شما و آنچه غیر خدا می‌پرستید، هیزم جهنّم خواهید بود؛ و همگی در آن وارد می‌شوید}
انصاري "قول الحق" مراقب باش و (بدون علم ) از آیات متشابه قرآن پيروي نكن مباش
 که از راه راست-صراط مستیقم- منحرف خواهی شد و بدان برخی از احکام قرآن احکام معین و اختصاصی است. می بینم که آیه ای را درنظر گرفته و حکم آن را شامل حال تمام کافران می کنی در حالی که حکم برای گروه خاصی از کافران تعیین شده است. برایت در باره دو آیه متشابه مثال آوردیم –که اگر حکم کلی و عام بدهیم- تصور می کنی که خداوند در این آیه عابد و معبود را به آتش می افکند: {إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَارِدُونَ (98)} صدق الله العظيم
{شما و آنچه غیر خدا می‌پرستید، هیزم جهنّم خواهید بود؛ و همگی در آن وارد می‌شوید.}


اما حکم این ایه را برایت ثابت کردیم و روشن شد که این حکم از احکام اختصاصی است و به گروهی از کافران اختصاص دارد؛ آنها مشرکینی هستند که از میان شیاطین برای خود خدا انتخاب کرده اند و خود و آنچه را که به جای خداوند عبادت می کنند در آتش افكنده خواهند شد. در اینجا حکم به این گروه از عابدان و معبودان اختصاص دارد و آنها و معبودانی که بجای خداوند برای خود برگزیده اند؛ در آتش افكنده مي شوند .
اما اقوام مشرک دیگری هستند که بجای خداوند
 از بندگان مقرب او درخواست می کنند و امیدوارند که شفاعت آنها را درنزد پروردگارشان نمایند.مانند کسانی که می گویند" یا حسین شفاعت ما را بنما" و یا "ابا الحسن شفاعتمان کن" و یا همه کسانی که مانند این گروه بجای خداوند از بندگان مقرب او درخواست شفاعت می کنند و این در حالی است که انبیاء و ائمه و اولیاء خداوند چنین فتوایی نداده اند. در اینجا خداوند از انبیاء و ائمه کتاب و اولیاء که بجای خداوند مورد عبادت قرار گرفته اند، سؤال می نماید که ایا شما بندگان مرا گمراه کرده و فتوای باطل داده اید که شفاعتشان را در نزد من خواهید کرد؟ خداوند تعالی می فرماید:


{وَيَوْمَ يَحْشُرُ‌هُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَـٰؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ ﴿١٧﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ وَلَـٰكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّىٰ نَسُوا الذِّكْرَ‌ وَكَانُوا قَوْمًا بُورً‌ا ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [الفرقان].


{روزی را که همه آنان و معبودهایی را که غیر از خدا می‌پرستند جمع می‌کند، آنگاه به آنها می‌گوید: «آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا خود آنان راه را گم کردند؟!» (۱۷) می‌گویند: «منزّهی تو! برای ما شایسته نبود که غیر از تو اولیایی برگزینیم، ولی آنان و پدرانشان را از نعمتها برخوردار نمودی تا اینکه یاد تو را فراموش کردند و تباه و هلاک شدند.» (۱۸)}


اي انصاري"قول الحق" ما به اذن خداوند حق را بیان کرده و تفسیری بهتر از تفسیری که تو از نزد خود درباره قرآن کرده ای را آورده ایم. چون بی شک و تردید؛ سزاوار نیست که امام مهدی ندانسته به خداوند نسبت دهد و همچنین شایسته امام مهدی نیست که از ظن و گمان پیروی نماید که ظن کسی را از حق بی نیاز نمی کند. ما با ایات روشن و محکم کتاب برایت بینه و دلیل آوردیم آیاتی كه بنیان کتاب بر آنها استوار شده است.خداوند برایت فتوا داده است که تنها کسانی را عذاب خواهد نمود که برایشان حجت اقامه شده است و او نسبت به بندگانش كه حجت بر آنها اقامه شده عالم تر است می داند که برای چه کسانی حجت نازل شده ولی آنها از حق روبرگردانده اند. برهانی روشن از جانب پروردگارت برایت آوردیم. خداوند خطاب به جن و انسی که در آتشند، می فرماید:


{يَا مَعْشَرَ الجنّ وَالْإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَا ۚ قَالُوا شَهِدْنَا عَلَىٰ أَنفُسِنَا ۖ وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ (130)} صدق الله العظيم [الأنعام:130].


{ای گروه جنّ و انس! آیا رسولانی از شما به سوی شما نیامدند که آیات مرا برایتان بازگو می‌کردند، و شما را از ملاقات چنین روزی بیم می دادند؟! آنها می‌گویند: ما شاهد یکدیگریم؛ و زندگی دنیا آنها را فریب داد؛ و به زیان خود گواهی می‌دهند که کافر بودند!}


خداوند تعالی می فرماید:{تِلْكَ آيَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بالحقِّ وَمَا اللّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِّلْعَالَمِينَ} صدق الله العظيم [آل عمران:108]. 


{اینها آیات خداست؛ که بحق بر تو می‌خوانیم. و خداوند ستمی برای (احدی از) جهانیان نمی‌خواهد.}



تو را به خداوند قسم که اگر تو در منزل باشی و فرزندت در مزرعه باشد و وقتی به نزدت بیاید، او را به سختی زده و می گویی چرا اطاعت مرا نکرده وچنین و چنان کاری را در مزرعه انجام ندادی ؟ تو کسی را به مزرعه نفرستادی که به او بگوید چه باید بکند! در این حالت جواب پسرت چه خواهد بود؟ حجت برایت می آورد: ای پدرآیا کسی را فرستادی که امر ترا به من برساند و من سرکشی کرده باشم؟ پدر می گوید:کسی را نفرستاده ام.پسرت می گوید: حال که چنین است تو ظالمی پدر؛ با زدن بناحق در مورد من ظلم کرده ای. برای بندگانی که از جانب خداوند انذار کننده و کتابی نیامده باشد نیز چنین است.آیا وقتی کتاب و هشدار دهنده ای نیامده باشد؛ خداوند حق دارد آنها را به جهنم بیفکند؟ ولی پروردگار من ظالم نیست .او پاک و منزه است...!


ببين که علیرغم وجود تورات و انجیل در میان قریش؛ خداوند به خاطر تحریف شدن آنها کفار قریش را به خاطر عدم پيروي از آنها ملامت نمي كند و از آنجایی که تورات و انجیل برای دو طائفه یهودی و مسیحی نازل شده و کافران از خواندن و تدبر در آنها غافل بوده اند؛ خداوند می دانست كه آنها اين را حجت قرار خواهند داد . خداوند تعالی می فرماید:


{أن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَآئِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ (156) أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ (157)} صدق الله العظيم [الأنعام].


{تا نگویید: «کتاب آسمانی تنها بر دو طایفه پیش از ما [= یهود و نصاری‌] نازل شده بود؛ و ما از بحث و بررسی آنها بی خبر بودیم»! (۱۵۶) یا نگویید: «اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، از آنها هدایت یافته‌تر بودیم»! اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، بخاطر همین اعراض بی‌دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد! (۱۵۷)}


براستی که خداوند کسانی را که آیات نازل شده پروردگارشان را تکذیب نمایند؛ مورد عذاب قرار خواهد داد و تا نتیجه کارشان را نبینند به بهشت نخواهند رفت.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:


إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ} [الأعراف:40].


{کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و در برابر آن تکبّر ورزیدند، درهای آسمان به رویشان گشوده نمی‌شود؛ و داخل بهشت نخواهند شد مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد! این گونه، گنهکاران را جزا می‌دهیم!}


دروغگویانی که با افترا زدن شالوده گمراه کردن مردم را بنا نهاده اند؛ جهنمی اند؛ کفاری که نسبت به حق نازل شده از جانب خداوند کافر شده اند نیز در آتش جهنمند و گواه آن فرموده خداوند تعالی است:


{وَقُلِ الحقّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا (29)} صدق الله العظيم [الكهف].


{بگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان ، و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما براى كافران آتشى آماده كرده‌ايم که شعله‌های آن مانند خیمه‌های بزرگ گرد آنها احاطه کند و چون به استغاثه آب خواهند از آبى چون مس گداخته كه از حرارتش چهره‌ها كباب مى‌شود بخورانندشان، چه آب بدى و چه آرامگاهى بد.!}


بار گناه بردوش کسانی است که به آنچه که پروردگار در کتابش نازل نموده کافر شده باشند و خداوند تعالی می فرماید:


{كَذَلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ مَا قَدْ سَبَقَ وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِنْ لَدُنَّا ذِكْرًا ( 99 ) مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وِزْرًا ( 100 ) خَالِدِينَ فِيهِ وَسَاءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِمْلا ( 101 )} صدق الله العظيم [طه].


{این گونه بخشی از اخبار پیشین را برای تو بازگو می‌کنیم؛ و ما از نزد خود، ذکر (قرآن) به تو دادیم! (۹۹) هر کس از آن روی گردان شود، روز قیامت بار سنگینی (از گناه و مسؤولیّت) بر دوش خواهد داشت! (۱۰۰) در حالی که جاودانه در آن خواهند ماند؛ و بد باری است برای آنها در روز قیامت! (۱۰۱)}


از اینجا، چنین استنباط می کنیم که باری بردوش هیچکس نخواهد بود مگر از ذکر روبرگرداند یا نسبت به آن کافر شود.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:


{وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِنْ لَدُنَّا ذِكْرًا ( 99 ) مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وِزْرًا ( 100 )} صدق الله العظيم [طه].


{و ما از نزد خود، ذکر (قرآن) به تو دادیم! (۹۹) هر کس از آن روی گردان شود، روز قیامت بار سنگینی (از گناه و مسؤولیّت) بر دوش خواهد داشت! (۱۰۰)}
و تمام اینها گواهی برای فرموده خداوند تعالی است: 
{وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً و ما هرگز (قومی را) مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه پیامبری مبعوث کرده باشیمصدق الله العظيم. پس ای نور چشم امامت از شکرگزاران باش.
عزیز من انصاري"قول الحق" هر یک از آیات قرآن جای خاصی دارند و بر توست که هرآیه را درجایگاه خاص خودش بگذاری.اگر می خواهی گفتگو را ادامه دهی هیچ مشکلی نیست و ما به اذن خداوند در برابر تفسیرهایی که با ظن خود انجام داده ای؛ تفاسیر بهتری می آوریم که ظن کسی را از حق بی نیاز نمی کند .
وسلامٌ على المرسلين والحمد لله رب العالمين.


أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
ــــــــــــــــــ



ليست هناك تعليقات:

إرسال تعليق