
بیان برهان برائت محمدٍ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم از اینکه نسبت به همسر زید بن حارثه تمایلی داشته است
-1-
الإمام ناصر محمد اليماني
14 - 09 - 1435 هـ
11 - 07 - 2014 مـ
1393-04-20 ه.ش.
11:40 صباحاً
ــــــــــــــــــــ
نوشته اصلی توسط alawab - خداوند تعالی می فرماید:
{وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَراً زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً﴿37﴾} چیزی که نبی صلى الله عليه واله پیش خود پنهان کرده بود چیست؟ آیا تمایل داشت با همسر زید ازدواج نماید؟ و آیا این فرموده خداوند تعالی:{لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ﴿88)} در ارتباط با همین موضوع است یا خیر؟ وسلام على المرسلين والحمد لله رب العالمين
بسم الله الرحمن الرحيم والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين جدي محمد رسول الله وآله الطيبين وجميع المؤمنين في كل زمان ومكان إلى يوم الدين أما بعد....
رویای پیامبران امری است به آنها از جانب پروردگار که بر آنها واجب است بدان عمل کنند برای مثال نبی خداوند ابراهیم علیه الصلاة و السلام به پسر خود فرمود: {قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَىٰ فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ (102)} [الصافات].
{گفت: «پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح میکنم، نظر تو چیست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت!»}
از اینجا استنباط می کنیم برای انبیاء خوابی که می بینند فرمان خداوند است و اگر دیدند در خواب کاری انجام دادند باید آن را به انجام برسانند و برای همین نبی الله ابراهیم گفت: {قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَىٰ فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ (102)}
{گفت: «پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح میکنم، نظر تو چیست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت!»}
ببینید که امر برآنها واجب شده است و گواه آن فرموده خداوند تعالی است{قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ (102)} صدق الله العظيم
{گفت «پدرم! هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت!»}
این ابتلا و امتحان بزرگی از جانب پروردگار اوست و برای همین خداوند برای نبی خود ابراهیم شهادت می دهد که این امتحان بزرگی از جانب پروردگارش می باشد.خداوند تعالی می فرماید:
{وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ (104) قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (105) إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِينُ (106) وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ (107)}صدق الله العظيم [الصافات].
{او را ندا داديم كه اى ابراهيم! (۱۰۴) رؤيا[ى خود] را حقيقت بخشيدى! ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم! (۱۰۵) راستى كه اين همان آزمايش آشكار بود! (۱۰۶) و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم. (۱۰۷)}
خداوند محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم را هم در معرض چنین امتحان و ابتلایی قرار داد.زمانی که ایشان الصلاة والسلام درخواب دیدند که با همسر زید ازدواج می کنند؛ دانستند که اگر زید همسرش را طلاق دهد؛ ایشان باید فرمان خداوند راکه دررویای صادقه دیده اند اجرا کنند. علی رغم این نبی که صلوات و سلام برایشان باد؛ رویا را نزد خود مخفی نگه داشته و برای احدی بازگو نفرمودند تا اینکه زید بن حارثه به سراغ نبی آمده و گفت که قصد طلاق دادن زینب را دارد.در اینجا بود که قلب نبي عليه الصلاة والسلام لرزید چرا که اگر زید او را طلاق می داد ؛ ایشان راهی برای گریز از فرمان خداوند نداشته و محمد رسول الله با زينب دختر جحش ازدواج می کردند . به یاد حرف هایی افتادند که مردم خواهند گفت که چطوربا زن کسی که فرزند خوانده اوست ازدواج کرده است مردم او را زید بن محمد صدا می کنند.حتی اگر پسر او نباشد، فرزند خوانده ایشان است ؛ آیا نسل زنان از بین رفته و کسی بجز این زن پیدا نمی شد و سپس مردم خواهند گفت لابد نبی به او نظری داشته و برای همین بعد از اینکه زید او را طلاق داده با او ازدواج کرده است. این گفته آنها درباره نبی تهمتی بود که ازپیش خود و با حدس و گمان به نبی نسبت می دادند .در حالی که ظن و گمان جای حق را نمی گیرد و این ظلم و بهتان بود. نبی می دانستند که مردم حتما چنین چیزی خواهند گفت؛ برای همین محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم آرزو می کرد زید همسر خود زینب را هیچگاه طلاق ندهد و هر بار که زید به سراغ نبی آمده و از طلاق دادن زینب سخن می گفت؛ نبی به شدت با او مخالفت کرده و درخواست زید برای طلاق دادن زینب را شدیداً رد می نمود و می گفت از خدا بترس زید از خدا بترس و چنین مکن.و خداوند تعالی می فرماید:
{وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ}
{و آنگاه كه به كسى كه خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو [نيز] به او نعمت داده بودى، مىگفتى: «همسرت را پيش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار}
اما مشکل آن چیزی که رسول خدا درظاهر امر از آن سخن می گفت نبود؛ بلکه مشکل این بود که ایشان ملزم بود رؤیای حقه را در عالم واقعیت عملی نماید و برای همین هم به زید می فرمودند که زید از خدا بترس و او را طلاق مده؛ چون پیامبر می دانستند که اگر زید او را طلاق بدهد ایشان دیگر بهانه و گریزی از فرمانی که در رؤیای صادقه خود دیده وپیش خود مخفی کرده بودند نداشتند و برای همین خداوند به نبی خود می فرماید:
{وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَراً زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً﴿37﴾}صدق الله العظيم [الأحزاب].
{و آنگاه كه به كسى كه خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو [نيز] به او نعمت داده بودى، مىگفتى: «همسرت را پيش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار» و آنچه را كه خدا آشكاركننده آن بود، در دل خود نهان مىكردى و از مردم مىترسيدى، با آنكه خدا سزاوارتر بود كه از او بترسى. پس چون زيد از آن [زن] كام برگرفت [و او را ترك گفت] وى را به نكاح تو درآورديم تا [در آينده] در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان -چون آنان را طلاق گفتند- گناهى نباشد، و و فرمان خدا انجام شدنی است}
تا اینکه زید او را طلاق داد و نبی برای اجرای فرمان خداوند که در رؤیای حق خود دیده بود؛ قدم جلو گذاشت و با وی ازدواج کرد و دانست آن رؤیا امتحان و بلایی از جانب خداوندش بوده است درست مانندامتحانی که خداوند در برابر ابراهیم علیه الصلاة و السلام گذاشته شد تا پسر خود را قربانی کند.ابراهیم علیه الصلاة و السلام فرمانی که در رؤیا برای امتحانش به او داده شده را اجرا کرد ومحمد رسول الله عليه الصلاة والسلام نیز به فرمانی که در رؤیا برای امتحان او آمده بود عمل نمود. بعد از آن که ایشان با زینب ازدواج نمودند و به امری که دررؤیا با آن مورد آزمایش قرارگرفته بودند عمل کردند؛ در محکمات قرآن عظیم درباره این ازدواج آیه نازل شد تا روز قیامت آبروی نبی در امان باشد و روشن شود حکمت ازدواج محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم با زینب ؛ همسر مطلقه زید بن حارثه چه بوده است .خداوند تعالی می فرماید:
{فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَراً زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً﴿37﴾}صدق الله العظيم [الأحزاب].
. پس چون زيد از آن [زن] كام برگرفت [و او را ترك گفت] وى را به نكاح تو درآورديم تا [در آينده] در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان -چون آنان را طلاق گفتند- گناهى نباشد،و فرمان خدا انجام شدنی است}
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين ..
و اما بیان حق این فرموده خداوند تعالی :{لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ﴿88﴾}صدق الله العظيم [الحجر].
{هرگز چشم خود را به نعمتهای (مادّی)، که به گروههایی از آنها دادیم، میفکن! و بخاطر آنچه آنها دارند، غمگین مباش! و بال (عطوفت) خود را برای مؤمنین فرود آر!}
به درستی که مقصود از {أَزْوَاجاً مِّنْهُم} صنف و طبقات آنهاست و مقصود این نیست که به همسرانشان نگاه مکن؛ بلکه منظور این است مال و فرزندانی که خداوند با آنها به اصناف کافران یاری رسانده است او را متعجب(شگفت زده ) نکند . گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ ۚ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ}صدق الله العظيم [التوبة:55].
{دارايى و فرزندانشان تو را به شگفتی نيفكند. جز اين نيست كه خدا مىخواهد به آنها در اين دنيا عذابشان كند و در حالى كه هنوز كافرند جانشان برآيد}
بیان حق آیات خاتمه یافت و شایسته است که برخداوند جز به راستی و حق سخن نگویم
وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
_______
-2-
الإمام ناصر محمد اليماني
15 - 09 - 1435 هـ
12 - 07 - 2014 مـ
11:14 صباحاً
1393/4/21ـه.ش.
شواهد مستدل علمی بیشتر از محکمات قرآن عظیم برای اثبات اینکه نبی از اینکه نسبت به زینب در حالی که هنوز همسر زید بن حارثه بود تمایلی داشته باشد بری است
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين وآلهم الطيبين وجميع المؤمنين، أمّا بعد..
عبدالله حسینی محترم و گرامی؛ فتوایی که دادیم به حق بود چرا که روش های وحی به نبی را داسنته ایم از جمله آن رؤیاهایی است که در طول خواب می بینند که فرمانی از جانب خداوند به انبیاء است که انجام آن بر آنها واجب است وانبیاء اختیاری از خود ندارند.آیا ندیدی زمانی که نَّبيّ عليه الصلاة والسلام در خواب دیدند که درمسجد الحرام عمره بجا می اورند؛ دانستند این امر خداوند به ایشان است؟ و برای همین منظور با قصد عمره عزم سفر به مسجد الحرام را کردند و صحابه نیز با نبی خود از شهر خارج و عازم عمره در مسجد الحرام گردیدند ؛ خداوند با به تأخیر انداختن محقق شدن رؤیا در عالم واقعیت مردم را مورد امتحان قرار دادند که باعث فتنه برخی شد.
به همین ترتیب نّبيّ عليه الصلاة والسلام در خواب ازدواج با زینب را دیدند .نبی با زینب عليهما الصلاة والسلام ازدواج کردند و رؤیای حق را تحقق بخشیدند و سپس در قرآن درباره ازدواج آنها آیه نازل می شود تا نّبيّ عليه الصلاة والسلام از وسوسه های که در سینه های مردمان القا میشد بری شود و خداوند روشن می سازد که این کار فرمانی از جانب خداوند بوده است ک در رویایی حق صادر شده بوده است. و برای همین خداوند تعالی می فرماید: : {وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّـهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ} [الأحزاب:37] { از مردم میترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی}.یعنی انجام فرمانی که خداوند در رویای حق داده است.
بعد ازعملی نمودن رویا؛ خداوند حکمت این عمل را روشن ساخت که او به انبیاء اجازه می دهد با همسران مطلقه فرزند خوانده های خود ازدواج کنند ولی به مؤمنان اجازه نمی دهد با زنان مطلقه انبیاء شان ازدواج کنند چون این بانوان حکم مادران مؤمنان را دارند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است :
{النَّبِيُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ ۖ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ ۗ } صدق الله العظيم [الأحزاب:6].
{ پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ و همسران او مادران آنها [= مؤمنان] محسوب میشوند}
و خداوند تعالی می فرماید: {وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ۚ ذَٰلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ ۚ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا ۚ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا (53) إِن تُبْدُوا شَيْئًا أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا (54)} صدق الله العظيم [الأحزاب].
{و هنگامی که چیزی از آنان [= همسران پیامبر] میخواهید از پشت پرده بخواهید؛ این کار برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است! و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسری خود درآورید که این کار نزد خدا بزرگ است! (۵۳) اگر چیزی را آشکار کنید یا آن را پنهان دارید، خداوند از همه چیز آگاه است! (۵۴)}
هم چنین حکمت ربانی دیگری درازدواج محمدٍ رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلَّم- با زينب بنت جحش وجود دارد که درباره آن اطلاعات حق بیشتری به شما می دهیم.پدر زینب از بزرگان بنی مخزوم بود و محمدٌ رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- در رؤیا دیدند که زینب دختر جحش را برای زید خواستگاری می کنند .پس نبی علیه الصلاة و السلام فرستاده ای را نزد جحش که یکی از بزرگان بنی مخزوم بود فرستادند تا آنها را راضی کند تا زینب را برای زید بن حارثه خواستگاری کند اما جحش مخزومی و همسرش خواستند که درخواست رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم-را رد کنند. در هر صورت مخزومی به فرستاده رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم-گفت: "اگر محمدٌ رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- بخواهد دخترشان را برای خود خواستگاری نماید خوش آمده و باعث سعادت آنها ست و ما آرزوی چنین امری را داریم؛ اما خواستگاری برای زید؛ او برده و عبد است و از این کار معذرت می خواهیم چون این دختر شیخ است و قوم من یعنی قبیله بنی مخزوم از کار من عصبانی خواهند شد" . زن او نیز با شوهرش موافق بود که آرزوی آنها این است که نبی دختر را برای خودش بخواهد . اما اینکه او را برای زید خواستگاری نماید خیر.تا جایی که فرستاده نبی خواست که بازگردد .اما زینب از پشت پرده با فریاد به پدر و مادرش اعتراض کرد و گفت:" هیهات هیهات! آیا می خواهید فرستاده رسول خدا را رد کنید؟ به خدایی که جز او خدایی نیست برای احترام گذاشتن به درخواست نبی؛ بجز با زید با هیچ کس دیگری ازدواج نخواهد کرد و خداوند یاری دهنده است؛ فلانی به نبی علیه الصلاة و السلام بگو زینب دختر جحش با درخواست ایشان که صلوات و سلام بر او باد موافق است" . فرستاده رسول خداوند به صورت پدر و مادر او نگاه کرد آنها بعد از شنیدن قسم دخترشان باز هم درخواست را رد کردند.آنها شخصیت قوی او را می شناختند و می دانستند از این تصمیم باز نمی گردد و بجز با زید باکس دیگری ازدواج نخواهد کرد با وجود این به اصرار خود ادامه داده و درخواست را رد می کردند مگر اینکه نبی دخترشان را برای خود خواستگاری نماید ووقتی فرستاده به سوی نبی بازگشت و جواب والدین دختر و جواب زینب را به ایشان رساند؛ جبریل رسول الله نازل شد و قول خداوند را برای رسول خدا محمد علیه الصلاة والسلام نقل کرد که :
{وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا ْ} صدق الله العظيم [الأحزاب:36].
{هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند، اختیاری (در برابر فرمان خدا) داشته باشد؛ و هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند، به گمراهی آشکاری گرفتار شده است!}
فرستاده به سوی خانواده زینب بازگشت و پیام خداوند را بیان کرد: {وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا ْ} صدق الله العظيم [الأحزاب:36].
{هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند، اختیاری (در برابر فرمان خدا) داشته باشد؛ و هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند، به گمراهی آشکاری گرفتار شده است!}
اینجا بود که پدر و مادر او از صمیم قلب قانع شده و بخاطر تصمیم دخترشان حمد خداوند را بجا آوردند تا از کسانی نباشند که دربرابر خدا و رسولش عصیان کرده اند. بعد از ازدواج –زید و زینب- رؤیای دیگری آمد و آن این بود که نبی بعد از طلاق داده شدن زینب از طرف زید با او ازدواج می کنند و آیات بدنبال هم آمده اند (آیات دو خواستگاری پشت سرهم آمده اند یا بهم پیوسته هستند ). و خداوند تعالی می فرماید:
{ وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ۗ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا (36) وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ ۖ فَلَمَّا قَضَىٰ زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا ۚ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا (37) مَّا كَانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ ۖ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ ۚ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا (38) الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا (39) مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَٰكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا (40) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا (43)}
صدق الله العظيم [الأحزاب].
{هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند، اختیاری داشته باشد؛ و هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند، به گمراهی آشکاری گرفتار شده است! (۳۶) زمانی را که به آن کس که خداوند به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی [به فرزند خواندهات «زید»] میگفتی: «همسرت را نگاه دار و از خدا بپرهیز!» ؛ و در دل چیزی را پنهان میداشتی که خداوند آن را آشکار میکند؛ و از مردم میترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی! هنگامی که زید نیازش را از آن زن به سرآورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسری تو درآوردیم تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خواندههایشان -هنگامی که طلاق گیرند- نباشد؛ و فرمان خدا انجام شدنی است (۳۷) هیچ گونه منعی بر پیامبر در آنچه خدا بر او واجب کرده نیست؛ این سنّت الهی در مورد کسانی که پیش از این بودهاند نیز جاری بوده؛ و فرمان خدا روی حساب و برنامه دقیقی (قدری مقدر ) است! (۳۸) (پیامبران) پیشین کسانی بودند (آنان ) که تبلیغ رسالتهای الهی میکردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر است! (۳۹) محمد پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا و ختمکننده و آخرین پیامبران است؛ و خداوند به همه چیز آگاه است! (۴۰) ای کسانی که ایمان آوردهاید! خدا را بسیار یاد کنید، (۴۱) و صبح و شام او را تسبیح گویید! (۴۲) او کسی است که بر شما درود و رحمت میفرستد، و فرشتگان او (نیز) برای شما تقاضای رحمت میکنند تا شما را از ظلمات به سوی نور رهنمون گردد؛ او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است (۴۳)}
اطلاع بیشتری درباره حکمت ربانی این قضیه برایتان بیان می کنیم و آن اینکه خداوند زینب را به همسری نبی خود در آورد چون او با ازدواج با یک برده وعبد موافقت کرد؛ و برای قرب خدا حاضر شد پیامبر او ر ا به عقد زید درآورد ولو اینکه برده باشد .برای همین خداوند بخاطر این کار حسنه به او پاداش داد و مقام او را بالا برد و به ازدواج نبی خود که صلوات و سلام بر او باد در آورد. براستی که زینب بعد از خدیجه دختر خویلد از گرامی ترین همسران رسول خداوند درکتاب است و صلوات خداوند بر محمد و تمام همسران و آل بیت طیب و طاهر او باد.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
____________
-3-
الإمام ناصر محمد اليماني
16 - 09 - 1435 هـ
13 - 07 - 2014 مـ
1393-04-22 ه.ش
12:10 صباحاً
ــــــــــــــــــــ
صدا کردن فرزند خوانده بنام کسانی که آنها را به فرزندی پذیرفته اند جایز نیست .این امر درکتاب خداوند حرام شمرده شده است باشد که به این امر خاتمه دهید..
نوشته اصلی توسط "أحن الیگ"
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته...بیانی بزرگ از امام عزیز منتظر ( منظور بیان قبلی است )
پرسش از کسی که جواب سؤال ها را می داند
معنی کلمه "ادعیاءکم"(فرزندخواندگان) کسانی هستند که فرزند فرد دیگری هستند و شما آنها را به فرزندی قبول کرده اید...
سؤال آیا پدر حق دارد با همسر مطلقه پسر خود که از پشت اوست(فرزند واقعی خود) ازدواج کند....و آیا فرزندی که از پشت خود مرد باشد جزو فرزندخوانده حساب می شود چون به نام پدر خود خوانده می شود. امیدوارم جواب را بفرمایید
خداوند تعالی می فرماید:
(( ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ ۚ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ ۚ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَلَٰكِنْ مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ ۚ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا. )) صدق الله العظيم
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين محمد رسول الله رحمة للعالمين وجميع المؤمنين بربّهم لا يشركون به شيئاً في كل زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، أمّا بعد..
ای کسی که مشتاق دیدار امام مهدی هستی عزیز من "أحن الیک" سؤال عجیبی را مطرح کردی که به این شرح است:
سؤال آیا پدر حق دارد با همسر مطلقه پسر خود که از پشت اوست(فرزند واقعی خود) ازدواج کند....و آیا فرزندی که از پشت خود مرد باشد جزو فرزندخوانده حساب می شود چون به نام پدر خود خوانده می شود.
پس امام مهدی در پاسخ به شما می گوید: اما عزیزمن شما می دانید که خداوند تعالی می فرماید:
{حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُوراً رَحِيماً} صدق الله العظيم [النساء:23].
{ مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمههايتان و خالههايتان و دختران برادران و دختران خواهرانتان و زنانى كه شما را شير دادهاند و خواهران شيريتان و مادران زنانتان بر شما حرام شدهاند. و دختران زنانتان كه در كنار شما هستند، هرگاه با آن زنان همبستر شدهايد بر شما حرام شدهاند. ولى اگر همبستر نشدهايد، گناهى مرتكب نشدهايد. و نيز زنان پسرانى كه از پشت شما هستند بر شما حرام شدهاند. و نبايد دو خواهر را در يك زمان به زنى گيريد، مگر آنكه پيش از اين چنين كرده باشيد. هر آينه خدا آمرزنده و مهربان است.}
نورچشم من آیا می دانی چرا خداوند تعالی می فرماید: {وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ و نيز زنان پسرانى كه از پشت شما هستند } صدق الله العظيم؛ و{الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ پسرانى كه از پشت شما هستند}را مشخص و متمایز می نماید؟ چون آنها پسران شما هستند نه فرزندخواندگان و برای همین کسی که فرزند خوانده دارد می تواند با همسر مطلقه فرزند خوانده خود ازدواج کند چون فرزند خوانده اش از صلب و پشت او نیست.برای همین خداوند ازدواج با همسر مطلقه فرزند خوانده را حلال نموده است چنانکه محمدٌ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلم- چنین کردند ؛ چون زید فرزند خوانده ایشان بود نه پسری که از پشت ایشان باشد برای همین هم ازدواج با مطلقه فرزند خوانده اش بر پیامبر حرام نبود چون پسر او نبود.اما اگر پسر از پشت پدر باشد ؛ بر پدران ازدواج با مطلقه پسرانشان حرام است{الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ پسرانى كه از پشت شما هستند}.اما فرزند خواندگان ؛ فرزند فرد نیستند . گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ۚ ذَٰلِكُمْ قَوْلُكُم بِأَفْوَاهِكُمْ ۖ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ (4) ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ ۚ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ} صدق الله العظيم [الأحزاب:4-5].
{فرزند خواندههای شما را فرزند حقیقی شما قرارنداده است؛ این سخن شماست که به دهان خود میگویید (سخنی باطل و بیپایه)؛ امّا خداوند حقّ را میگوید و او به راه راست هدایت میکند. (۴) آنها را به نام پدرانشان بخوانید که این کار نزد خدا عادلانهتر است؛ و اگر پدرانشان را نمیشناسید، آنها برادران دینی و موالی شما هستند؛ }
به درستی که فرزند خوانده ها؛ با فرزندان فرق دارند.آنانی که بنام پدر خوانده هایشان نامیده می شوند اما این افراد در حقیقت پدرانشان نیستند و علیرغم اینکه خداوند آنها را از نامیده شدن با نام پدر خوانده ها منع نموده اند ؛ ولی منافقان هم چنان دایم زید بن حارثه را زید بن محمد صدا می کردند تا اینکه رسول با زینب همسر مطلقه زید ازدواج کردند و نبی آنها را از این امر بازنداشته و در برابرشان سکوت می نمود.ولی اینکه بعد از ازدواج رسول با زینب همچنان نام زید بن محمد را صدا می زدند و منافقان هم چنان می گفتند زید بن محمد؛ که باعث غضب خداوند شد .گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{يَا أَيُّهَا النّبيّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا (1) وَاتَّبِعْ مَا يُوحَىٰ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا (2) وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا (3) مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ ۚ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ ۚ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ۚ ذَٰلِكُمْ قَوْلُكُم بِأَفْوَاهِكُمْ ۖ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ (4) ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ ۚ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ ۚ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَٰكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ ۚ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا (5)} صدق الله العظيم [الأحزاب].
{ای پیامبر! تقوای الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خداوند عالم و حکیم است. (۱) و از آنچه از سوی پروردگارت به تو وحی میشود پیروی کن که خداوند به آنچه انجام میدهید آگاه است. (۲) و بر خدا توکّل کن، و همین بس که خداوند حافظ و مدافع (انسان) باشد! (۳) خداوند برای هیچ کس دو دل در درونش نیافریده؛ و هرگز همسرانتان را که مورد «ظهار» قرارمیدهید مادران شما قرار نداده؛ و (نیز) فرزند خواندههای شما را فرزند حقیقی شما قرارنداده است؛ این سخن شماست که به دهان خود میگویید (سخنی باطل و بیپایه)؛ امّا خداوند حقّ را میگوید و او به راه راست هدایت میکند. (۴) آنها را به نام پدرانشان بخوانید که این کار نزد خدا عادلانهتر است؛ و اگر پدرانشان را نمیشناسید، آنها برادران دینی و موالی شما هستند؛ امّا گناهی بر شما نیست در خطاهایی که از شما سرمیزند (و بیتوجّه آنها را به نام دیگران صدا میزنید)، ولی آنچه را از روی عمد میگویید (مورد حساب قرار خواهد داد)؛ و خداوند آمرزنده و رحیم است. (۵)}
اما برخی از مؤمنان مجدد زید بن محمد بر زبانشان می آمد و بعد استغفار کرده و می گفتند: زید بن حارثه" برای همین خداوند تعالی فرمود: {وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَٰكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ ۚ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا (5)} صدق الله العظيم [الأحزاب].
{ امّا گناهی بر شما نیست در خطاهایی که از شما سرمیزند (و بیتوجّه آنها را به نام دیگران صدا میزنید)، ولی آنچه را از روی عمد میگویید (مورد حساب قرار خواهد داد)؛ و خداوند آمرزنده و رحیم است}
بعد از نزول این آیه مردم دیگر او را زید بن محمد صدا نکرده و به نام زید بن حارثه می خواندند تا امر خدواند تعالی را به انجام رسانده باشند که : {ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ آنها را به نام پدرانشان بخوانید که این کار نزد خدا عادلانهتر است } صدق الله العظيم.
اما با کمال تأسف بعضی از مؤمنان وقتی طفلی را در جعبه ای پیدا کنند که سر راه گذاشته شده و او را بزرگ می کنند؛ و اینکار اجر بزرگی هم دارد؛ اما اینکه او را به نام خود بنامند و او را وارد فرزندانش کرده و نسبت ها را مخلوط نمایند خطاست و در کتاب خداوند حرام شمرده می شود.اما بسیاری از مؤمنان نمی دانند و گروهی دیگراز کوتاه نظران به آن اهمیت نمی دهندزیرا قضیه فرزند خواندگی در طول چند قرن بتدریج منجر به از بین رفتن حقیقت شده است و حقیقت فرزند خواندگی از چشمها مخفی شده و تبدیل به پذیرفتن فرد به عنوان فرزندان حقیقی و ذریه شده است اما خداوند با حکمتی بالغه از تداخل نسب ها راضی نیست ولی اکثر مردم نمی دانند.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
____________
-4-
الإمام ناصر محمد اليماني
16 - 09 - 1435 هـ
13 - 07 - 2014 مـ
1393-04-22 ه.ش.
12:10 صباحاً
ــــــــــــــــــــ
کودک سر راهی به چه نامی خوانده شود؟ پاسخ آنکه کودک سرراهی را بنام پدرش عبدالله(بنده خدا) بخوانید.
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وجميع النّبيين من قبله وجميع المؤمنين في كل زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، أما بعد..
و پاسخ حق این است که اگر کسی کودکی را پیدا کرد که در صندوق و یا در اماکن عمومی و یا در هر مکانی که باشد سر راه گذاشته شده بود و بخاطر خداوند تعالی او را بزرگ کرد؛ بر اوست که اگر نام پدر او را نمی دانید و خود آنها نیز پدرشان را نمی شناسند؛ نام پدر او را عبدالله( بنده خدا) بگذارید.برای مثال کودکی سر راهی پیدا کردید که درجعبه کارتون گذاشته و رها شده بود و خواستید او را بزرگ کنید و برای مثال اسم نوزاد را صالح گذاشتید؛ پس نام پدرش را که فردی ناشناس است "عبدالله" گذاشته و او را صالح عبدالله بنامید یا عامر عبدالله یا ناصر عبدالله .این نام صحیح است. اما از خودتان نام پدر برایش اختراع نکنید این درست نیست.صحیح نیست او را صالح محمد یا عامر علی یا ناصر حسن بنامید.بلکه باید اسم پدر نام بندگی باشد؛ چون پدرش بنده خداست :عبدالله".پس اگر کسی پسری را در صندوق پیدا کرد و او را پرورش داد و بزرگ کرد و نام پسر را سیف عبدالله گذاشت یا دختری پیدا کرد و نام او را مها عبدالله گذاشت؛ او را به حق نام گذاری کرده چون پدر او حتما بنده خداست(عبدالله) یعنی بنده ای از بندگان خداوند؛ ای مؤمنان متوجه این خبر شدید؟
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
____________
- 5-
الإمام ناصر محمد اليماني
17 - 09 - 1435 هـ
14 - 07 - 2014 مـ
1393-04-23 ه.ش.
01:04 مساءً
ــــــــــــــــــــ
بیانی از آیات محکم قرآن درباره حقیقت "ابن السبیل" و حقوق او از بیت المال مسلمین و اثبات هویت مدنی او
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين وآلهم الطيبين والصلاة والسلام على ابن السبيل وكافة المؤمنين إلى يوم الدين..
همانا که "ابن السبیل" طفلی است که در کنار راه در صندوق پیدا کرده و پدرش را نمی شناسید . "ابن السبیل" این است یعنی شیرخواری که پیدایش می کنید. خداوند هزینه زندگی او را از راه زکات تعیین و از گروه های هشتگانه –که زکات به آنها تعلق می گیرد- قرار داده است و برای او هویتی قائل شده و به حاکم دولت امر کرده است تا حقوق افراد سر راهی را به رسمیت بشناسد. خداوند به حاکم فرمان می دهد از بیت المال مسلمین حق "ابن السبیل" را پرداخت و معاش آنها را از بیت المال مسلمین پرداخت نماید و برای همین آنها را یکی از موارد هشتگانه مصرف زکات قرار داده است ."ابن السبیل" یکی از این موارد هستند.
گواه آن فرموده خداوند تعالی است : {إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابن السبيل فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [التوبة:60].
{ صدقات براى فقيران است و مسكينان و كارگزاران جمعآورى آن. و نيز براى به دست آوردن دل مخالفان و آزاد كردن بندگان و قرضداران و انفاق در راه خدا و فرزندان سرراهی و آن فريضهاى است از جانب خدا. و خدا دانا و حكيم است.}
و همچنین خداوند برای "ابن السبیل" سهمی از خمس غنیمت ها قائل شده است و خداوند تعالی می فرماید: {وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابن السبيل إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ} صدق الله العظيم [الأنفال:41].
{و بدانید که هر چیزی را بهراستی به غنیمت گرفتید، یکپنجم آن برای خدا و برای پیامبر خدا و برای نزدیکان و یتیمان و بینوایان و فرزندان سرراهی است؛ اگر به خدا و (نیز) آنچه بر بندهی خود در آن روز جدایی (حقّ از باطل) نازل کردیم ایمان آوردید؛ روزی که آن دو گروه با هم روبهرو شدند. و خدا بر هر چیزی تواناست.}
خداوند برای "ابن السبیل" سهمی از صدقات داوطلبانه نیز معین فرموده است.خداوند تعالی می فرماید:
{يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابن السبيل وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [البقرة:215].
{ از تو میپرسند چه چیزی انفاق کنند؟ بگو: «هر خیری انفاق کردید، برای پدر و مادر و نزدیکتران و یتیمان و مسکینان و فرزندان سرراهی است، و از هر خیری (که) انجام دهید همواره خدا به آن داناست.»}
هم چنین خداوند به شما توصیه می فرماید با "ابن السبیل" به خوبی رفتار کنید . گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئاً وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابن السبيل وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُوراً} صدق الله العظيم [النساء:36].
{ و خدا را بپرستید! و هیچچیز را همتای او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکی کنید؛ همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، و همسایه نزدیک، و همسایه دور، و دوست و همنشین، و فرزندان سرراهی، و ملک یمین(زنان شوهر داری که به مسلمانان پناه میبرند)؛ زیرا خداوند، کسی را که متکبر و فخر فروش است، دوست نمیدارد.}
خداوند برای "ابن السبیل" حقی در اموال شما قرار داده است پس برای خاطر خدا و قربت و نزدیکی به پروردگارحق آنها را به ایشان بدهید .گواه آن فرموده خداوندتعالی است:
{فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابن السبيل ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ} صدق الله العظيم [الروم:38].
{ پس حقّ نزدیکان و مسکینان و فرزندان سرراهی را ادا کن! این برای آنها که رضای خدا را میطلبند بهتر است، و چنین کسانی رستگارانند.}
خداوند "ابن السبیل" را برادران دینی شما می خواند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است : {فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ} صدق الله العظيم [الأحزاب:5].
{ و اگر پدرانشان را نمیشناسید، آنها برادران دینی و موالی شما هستند}
حکومت حق نفی هویت آنها را ندارد.خداوند به حاکم فرمان داده است سهم "ابن السبیل" را از زکات داده و برایشان هویت قائل شود"احمد عبدالله" یا "ناصر عبدالله" یا "عامر عبدالله"یا هر نام دیگری که انتخاب می کنید؛ اما مجاز نستید اسم پدر برای آنها انتخاب کنید و نمی توانید انکار کنید که حقاً پدر آنها بنده خداوند : عبدالله است پس این نام را در هویت مدنی (شناسنامه)او ثبت کنید و حق ندارید او را از حقش محروم کنید و او مانند هر مؤمن دیگری است.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني
_____________
ليست هناك تعليقات:
إرسال تعليق