الاثنين، 13 فبراير 2017

پاسخ امام مهدی از محكم كتاب به ملحدین (انکار کنندگان ) وجود خداوند


پاسخ امام مهدی از محكم كتاب به ملحدین (انکار کنندگان ) وجود خداوند 


بسم الله الرحمن الرحيم.. والصلاة والسلام على جدي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار من جنوده في السماوات والأرض..

پاسخ امام مهدی به سید کاظم محترم و علمای امت السلام عليكم ورحمة الله وبركاته السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين وسلام على المرسلين والحمدُ لله رب العالمين.


برادر گرامی بارک الله به تو ، همانا که من مامورم که با کلام خداوند با شما مجادله کنم و خداوند به من وعده داده است که درعلم بیان قران مرا بر آنانی که با من مجادله کنند برتری دهد تا از محکمات قران با دلایل علمی بر آنان حجت اقامة نمایم مشروط بر اینکه دلایل روشنی از رحمن در محکمات قران باشد ، طبق فرموده خداوند تعالی : 
{لَّوْلا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا} صدق الله العظيم [الكهف:15]

اين قوم ما هستند که معبودهايي جز خدا انتخاب کرده‌اند؛ چرا دليل آشکاري (بر اين کار) نمي‌آورند؟! و چه کسي ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟

بنابراین برهان علمی باید برای علماء و عامة مردم روشن باشد ، زیرا که دعوت به پیروی از حق دعوتی همگانی است بنابراین اگر با برهان علمی از قران با شما مجادله کنم ، برای شما ادله قانع کننده برای هر صاحب عقل متفکر خواهم آورد . چه بسا سید کاظم حرف مرا قطع کرده و بگوید : صبر کن ناصر محمد الیمانی از شما خواستیم که از خارج از قرآن با ما سخن بگویی تا بتوانیم ملحدین (منکرین خداوند ) را قانع کنیم زیرا که آنان (ملحدین ) به خداوند ایمان ندارند و وجود اورا انکار می کنند ، همچنین قران را انکار می کنند ، پس راه قانع کردن آنها چیست ؟ پس امام مهدی ناصر محمد الیمانی در پاسخ می گوید: با آیاتی از قران عظیم که عقل و منطق را مورد خطاب قرار می دهد با آنان سخن می گوییم تا از قران به حق بر آنها اقامه حجت نمائیم .پس به سراغ سوال سید کاظم می رویم که می گوید :


(ارجو اعلامنا في بيان اثبات وجود الخالق بأدله جديده تختلف عن ما ذكر بالكتب والأحاديث ومختصرة ومقبولة لكل طبقات الناس)


(لطفا برای اثبات وجود خالق ادله جدیدی غیر از آنچه که در کتابها و احادیث ذکر شده است به صورت مختصر و قابل قبول برای همه طبقات مردم بیاورید 

در پاسخ برهانی از آیات محکم قران می آوریم که خداوند رحمان مستقیما هر انسان عاقلی را مورد خطاب قرار می دهد ، خداوند می فرماید : 
{يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ (6) الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ (7) فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ} صدق الله العظيم [الإنفطار]

و چون انسان نمی تواند پروردگارش را رویت کند بنابراین خداوند خلقت انسان را دلیل وجود پروردگار قرارداده است و بنابراین خداوند می فرماید :
{الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ (7) فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ} صدق الله العظيم [الإنفطار]
اي انسان! چه چيز تو را در برابر پروردگار کريمت مغرور ساخته است؟! همان خدايي که تو را آفريد و سامان داد و منظم ساخت و در هر صورتي که خواست تو را ترکيب نمود.

به این معنی که خود انسان دلیلی بر وجود پروردگار است طبق فرموده خداوند تعالی :
{بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَ‌ةٌ ﴿١٤﴾ وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَ‌هُ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [القيامة]
بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است، هر چند (در ظاهر) براي خود عذرهايي بتراشد

زیرا که خداوند در قران فتوا می دهد که برای هر فعلی فاعل است بنابراین باید شیئی باشد که انسان را خلق کرده است زیرا انسان خودش را خلق نکرده است بنابراین برای هر فعلی فاعلی است ، طبق فرموده خداوند تعالی :
{أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ (33) فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ (34) أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ (35) أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ (36) أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ(37)} صدق الله العظيم [الطور:37]
يا مي‌گويند: «قرآن را به خدا افترا بسته»، ولي آنان ايمان ندارند.33) اگر راست مي‌گويند سخني همانند آن بياورند!34) يا آنها بي هيچ آفريده شده‌اند، يا خود خالق خويشند؟!35) آيا آنها آسمانها و زمين را آفريده‌اند؟! بلکه آنها جوياي يقين نيستند 36) آيا خزاين پروردگارت نزد آنهاست؟! يا بر همه چيز عالم سيطره دارند؟!

1- {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ} يا آنها بي هيچ آفريده شده‌اند و انسان عاقل در جواب خواهد گفت : نه هرگز برای هر فعلی فاعلی است بنابراین باید شیئی مرا خلق کرده است 
2- {أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ} يا خود خالق خويشند؟ و انسان عاقل در جواب خواهد گفت : نه هرگز من خودم را خلق نکرده ام . 

3- {أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ} . آيا آنها آسمانها و زمين را آفريده‌اند؟ و انسان عاقل در جواب خواهد گفت : نه هرگز من آسمانها و زمین را خلق نکرده ام .

4- {أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ} آيا خزاين پروردگارت نزد آنهاست؟! يا بر همه چيز عالم سيطره دارند؟! و انسان عاقل در جواب خواهد گفت : گنجهای همه چیزها در اختیار من نیست و من برملکوت آسمانها و زمین سیطره ندارم و حرکت خورشید و ماه و شب و روز در دست من نیست ، پس به مخلوقات خداوند در اطرافش نگاه می کند که دلیل وجود خداوند است طبق فرموده خداوند تعالی :

{وَكَأَيِّن مِّن آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ} صدق الله العظيم [يوسف:105]
و چه بسيار نشانه‌اي (از خدا) در آسمانها و زمين که آنها از کنارش مي‌گذرند، و از آن رويگردانند!

زیرا تفکر انسان درباره مخلوقات خداوند در اطرافش یقین او را به وجود پروردگار(پاک و منزه است او و بالاتر از همه چیز ) افزایش می دهد زیرا دعوت به تامل در خلقت آسمانها و زمین قلب انسان عاقل را به یقین می رساند و بنابراین خداوند تعالی می فرماید :
{أَفَلَا يَنظُرُ‌ونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ ﴿١٧﴾ وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُ‌فِعَتْ ﴿١٨﴾ وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ ﴿١٩﴾ وَإِلَى الْأَرْ‌ضِ كَيْفَ سُطِحَتْ ﴿٢٠﴾ فَذَكِّرْ‌ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ‌ ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [الغاشية]
آيا آنان به شتر نمي‌نگرند که چگونه آفريده شده است؟! 17)و به آسمان نگاه نمي‌کنند که چگونه برافراشته شده؟!18)
و به کوه‌ها که چگونه در جاي خود نصب گرديده!19) و به زمين که چگونه گسترده و هموار گشته است؟!/20) پس تذکر ده که تو فقط تذکر دهنده‌اي!/21)
بنابراین انسان عاقل از خلقت خود انسان و خلقت آسمانها و زمین و مخلوقات خداوند در آن می تواند به وجود خداوند ایمان بیاورد ، پس برای پاسخ به عقل خود رجوع می کند ، آیا عقلانی است که خداوند اینها را باطل خلق کرده باشد پس باید حکمت عظیمی برای خلقت مخلوقات باشد ، پس اولوالالباب (خردمندان ) که با عقل و منطق به شناخت پروردگار رسیده اند به این نتیجه می رسند که پروردگاری که آنها را خلق کرده است مستحق عبادت است . همانطور که پدرمان ابراهیم علیه الصلاة و السلام با تفکر عقلی و منطقی به آن رسید زیرا وی به عبادت بتها توسط قومش قانع نشد و به دنبال پروردگاری بود که بالاتر از بتهائی است که آنان با دست ساخته بودند 
{وَكَذَٰلِكَ نُرِ‌ي إِبْرَ‌اهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ﴿٧٥﴾ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَ‌أَىٰ كَوْكَبًا ۖ قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ﴿٧٦﴾ فَلَمَّا رَ‌أَى الْقَمَرَ‌ بَازِغًا قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَ‌بِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ﴿٧٧﴾ فَلَمَّا رَ‌أَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـٰذَا رَ‌بِّي هَـٰذَا أَكْبَرُ‌ ۖ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّمَّا تُشْرِ‌كُونَ ﴿٧٨٨﴾ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ حَنِيفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِ‌كِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]
هنگامي که (تاريکي) شب او را پوشانيد، ستاره‌اي مشاهده کرد، گفت: «اين خداي من است؟»* اما هنگامي که غروب کرد، گفت: «غروب‌کنندگان را دوست ندارم * و هنگامي که ماه را ديد که (سينه افق را) مي‌شکافد، گفت: «اين خداي من است؟» اما هنگامي که (آن هم) غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمايي نکند، مسلما از گروه گمراهان خواهم بود.» * و هنگامي که خورشيد را ديد که (سينه افق را) مي‌شکافت، گفت: «اين خداي من است؟ اين (که از همه) بزرگتر است!» اما هنگامي که غروب کرد، گفت: «اي قوم من از شريکهايي که شما (براي خدا) مي‌سازيد، بيزارم! * من روي خود را به سوي کسي کردم که آسمانها و زمين را آفريده؛ من در ايمان خود خالصم؛ و از مشرکان نيستم!

این همان اجتهاد است برای جستجوی راه حق با عقل و منطق و چون جستوجو گر حق پدرمان ابراهیم علیه الصلاة و السلام به عبادت ستارگان و ماه تابان قانع نشد ، قلب اورا حزن و اندوه فرا گرفت زیرا که او می خواست به راه حقی که مستحق عبادت است هدایت شود ولی عقلش به عبادت ستارگان قانع نمی شد زیرا عقلش به او فتوا می داد که خالق برای عبادت مستحق تر است و بنابراین گفت :

{فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ} صدق الله العظيم
اما هنگامي که (آن هم) غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمايي نکند، مسلما از گروه گمراهان خواهم بود.» 

سپس با تامل به خورشید نگاه کرد {فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـذَا رَبِّي هَـذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ {78} إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ} صدق الله العظيم
و هنگامي که خورشيد را ديد که (سينه افق را) مي‌شکافت، گفت: «اين خداي من است؟ اين (که از همه) بزرگتر است!» اما هنگامي که غروب کرد، گفت: «اي قوم من از شريکهايي که شما (براي خدا) مي‌سازيد، بيزارم! * من روي خود را به سوي کسي کردم که آسمانها و زمين را آفريده؛ من در ايمان خود خالصم؛ و از مشرکان نيستم!

و جستجو گر حقیقت پیامبر خدا ابراهیم علیه الصلاة و السلام در ابتدا با عقل و منطق به حقیقت رسید زیرا او می دید که خالق آسمانها و زمین به عبادت شایسته تر است وحق این نیست که بندگان ، بندگان را عبادت کنند بلکه خالق بندگانمستحق عبادت است و او پروردگار معبود است . سپس خداوند رسولش جبرئیل علیه الصلاة و السلام را برای او فرستاد و آنچه را که خداوند به جبرئیل وحی کرده بود او به خلیلش ابراهیم علیه الصلاة و السلام وحی کرد و به او گفت :



{قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:124]
خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواي مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض کرد: «از دودمان من (نيز اماماني قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمکاران نمي رسد! 

سپس با عقل و منطق برای قومش دلیل آورد و آنها را به عبادت خداوند یکتا دعوت کرد و خداوند تعالی فرمود :
{وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِه عَالِمِينَ (51) إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ (52) قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءنَا لَهَا عَابِدِينَ (53) قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ (54) قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ (55) قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ} صدق الله العظيم [الأنبياء]
ما وسيله رشد ابراهيم را از قبل به او داديم؛ و از (شايستگي) او آگاه بوديم...51 آن هنگام که به پدرش (آزر) و قوم او گفت: «اين مجسمه‌هاي بي‌روح چيست که شما همواره آنها را پرستش مي‌کنيد؟!»52 گفتند: «ما پدران خود را ديديم که آنها را عبادت مي‌کنند.»53 گفت: «مسلما هم شما و هم پدرانتان، در گمراهي آشکاري بوده‌ايد!»54 گفتند: «آيا مطلب حقي براي ما آورده‌اي، يا شوخي مي‌کني؟!»55 گفت: «(کاملا حق آورده‌ام) پروردگار شما همان پروردگار آسمانها و زمين است که آنها را ايجاد کرده؛ و من بر اين امر، از گواهانم!56

و سوالی که اینجا مطرح می شود این است که آیا پیامبر خدا ابراهیم علیه الصلاة و السلام با اجتهاد خود قومش را به عبادت ستارگان و خورشید و ماه دعوت کرد ؟ و جواب نه هرگز زیرا که او همچنان با سعی و تلاش به دنبال-دست یابی - به حق بود تا اینکه خداوند او را به حق هدایت نمود طبق فرمایش خداوند :
{وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ} صدق الله العظيم [العنكبوت:69]
و آنها که در راه ما (با خلوص نيت) مجهادت کنند، قطعا به راه‌هاي خود، هدايتشان خواهيم کرد؛ و خداوند با نيکوکاران است.

پس برای علمای امت آشکار می شود که اجتهاد چیست ؟ و آن جستجوی حق با عقل و منطق است تا اینکه خداوند او را به حق هدایت کند و با بصیرتی از خداوند حق را بیابد پس مردم را با بصیرت به سوی راه خداوند دعوت کند . ولی متاسفانه تعریف علمای امت از اجتهاد از عوامل اصلی گمراهی آنان از صراط مستقیم بوده است . زیرا آنان مسلمانان را با فتاوای نسبی و درصدی % و نه قطعی فتوا می دادند و بنا براین عالم مفتی بعد از فتوای خود می گوید : 
"والله أعلم فإن أصبت فمن الله وإن أخطأت فمن نفسي والشيطان""و خداوند داناتر است اگر درست فتوا دادم از خداست و اگر فتوای من خطا باشد فتوای من از نفسم و شیطان است "

و می گوید ، همانا که من مجتهد هستم و ادعا می کنند که تعریف اجتهاد این است . پس امام مهدی ناصر محمد الیمانی در تعریف اجتهاد به آنان فتوا می دهد و می گویم اجتهاد این نیست که آنچه را که به یقین نمی دانید به خداوند نسبت دهید بلکه اجتهاد به جستجو گر حقیقت گفته می شود تا اینکه حق را با علم و دلیل روشن از جانب رب العالمین بیابد و سپس مردم را با بصیرتی از جانب خداوند دعوت کند و چون عقل ابراهیم خلیل علیه الصلاة و السلام به عبادت ستارگان قانع نشده بود بنابراین هنگام اجتهاد قومش را به عبادت یکی از ستارگان دعوت نکرد و بنابراین خداوند می فرماید :
{فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:77]
اما هنگامي که (آن هم) غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمايي نکند، مسلما از گروه گمراهان خواهم بود.» 

تا اینکه خداوند از جانب خودش دانشی به او عطا کرد که از روی بصیرت قانع کننده علمی و منطقی بود ، بنابراین پدرش را با بصیرت علمی حق که احتمال شک در آن نیست به راه پروردگار دعوت نمود و بنا براین ابراهیم خلیل الله علیه الصلاة و السلام به پدرش گفت : 
{يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَ‌اطًا سَوِيًّا ﴿٤٣﴾ يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّ‌حْمَـٰنِ عَصِيًّا ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [مريم]
اي پدر! دانشي براي من آمده که براي تو نيامده است؛ بنابر اين از من پيروي کن، تا تو را به راه راست هدايت کنم! اي پدر! شيطان را پرستش مکن، که شيطان نسبت به خداوند رحمان، عصيانگر بود!
ولی متاسفانه علمای مسلمین نه به عقل و منطق بهایی می دهند و نه به تدبر در آیات قران عظیم ؛ بلکه سالها از کتابهای تالیف بشر درس می خوانند ، کتاب فلان بن فلان و کتاب فلان بن فلان تا آنچه را که در در آن کتابها آمده است بدون بکار انداختن عقل حفظ کنند گو اینکه نویسنده آن کتابها به تصورشان پیامبران خداوند هستند و هر حزبی به داشته خود خوشحالند و می پندارند که آنچه از پیشوایانشان به آنان رسیده حق است و دیگران باطل .

پس امام مهدی به آنان پاسخ داده و می گویم ، برهان علمی و حکم فاصل باید از محکم قرآن باشد و نه از منطق فلان بن فلان آیا تقوا پیشه نمی کنید ؟ چقدر خود و پیروانتان را با پیروی از احادیث لهو خالی از حق گمراه نموده و از راه خداوند گمراه شدید 

وای جماعت هیئت علمای بزرگ عربی سعودی وای جماعت هیئت علمای یمن و همه علمای مسلمین و نصاری و یهود همانا که دعوت امام مهدی دعوتی است عمومی برای همه مردم ، خداوند مرا امامی فقط برای مسلمین قرار نداده بلکه برای همه مردم برای هرکس که بخواهد از حق پیروی کند پس همه را با بصیرتی از خداوند با بیان حق قرآن عظیم دعوت می کنم و چنانچه به کتابهای خودشان که عمرشان را در خواندن آنها صرف کرده اند احتکام کنیم نخواهم توانست برآنها چیره شوم ، کتابهایی که آنان را از تدبر در کتاب خداوند قرآن عظیم - که خداوند آن را نه بیهوده بلکه برای تدبر آیات و پیروی ازحق پروردگارشان از تحریف محفوظ نگه داشته - مشغول ساخته است ، طبق فرموده خداوند تعالی :

{كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم [ص:29]
اين کتابي است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ايم تا در آيات آن تدبر کنند و خردمندان متذکر شوند!

و خداوند آن را بیهوده ازتحریف محفوظ ننموده بلکه برای پیروی از آن طبق فرمایش خداوند تعالی :
{وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:155]
و اين کتابي است پر برکت، که ما (بر تو) نازل کرديم؛ از آن پيروي کنيد،و پرهيزگاري پيشه نمائيد، باشد که مورد رحمت (خدا) قرار گيريد

چه بسا شیخ محترم سید کاظم یا شیخ محترم سلمان العلوان یا شیخ محترم طارق السویدان بخواهد که سخن مرا قطع نموده ویکی از آنها بپرسد : آیا این بدین معنی است که شما ناصر محمد یمانی از راه پدرانمان در کتاب بحار الانوار از ائمه آل بیت پیروی نمی کنی ؟ و دیگری می پرسد آیا شما از راه پدرانمان در کتابهای مسلم و بخاری و وائمه دیگر پیروی نمی کنی ؟ پس چرا سلف (گذشتگان ) صالحمان آن گمراهی را که شما کشف کرده اید ، کشف نکرده اند ؟ و شما به زعم خود ما را در بسیاری از مسائل گمراه می دانی ؟ شما شفاعت بندگان در پیشگاه پروردگار معبود را انکار می کنی ، همچنین عذاب قبر و حد سنگسار برای زنا کننده متاهل و رویت مستقیم خداوند و ازدواج متعة (صیغة ) و همچنین معجزاتی را که خداوند با آن مسیح دجال را تایید کند ، انکار می کنی . همچنین مسائل زیادی را که پدرانمان به آنها باور داشته اند انکار می کنی ؟ پس شما دروغگوی گستاخی هستی و نه مهدی منتظر . پس امام مهدی حق به آنها پاسخ داده و می گویم :
{قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ} صدق الله العظيم [يونس:59]
«آيا خداوند به شما اجازه داده، يا بر خدا افترا مي بنديد (و از پيش خود، حلال و حرام مي‌کنيد؟!

ولی من از آنچه که خداوند شما را به پیروی از آن دستور داده دلیل می آورم ، از آیات محکم قران که برای عالمان و جاهلان روشن است برهان می آورم ، هنگامی که شفاعت بندگان در پیشگاه پروردگار معبود را نفی می کنم ، از آیات محکم قران برای آن فتوا دلیل می آورم و می گویم که خداوند فرموده است :
{وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:51]
و به وسيله آن (قرآن)، کساني را که از روز حشر و رستاخيز مي‌ترسند، بيم ده! (روزي که در آن،) ياور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌اي جز او [= خدا] ندارند؛ شايد پرهيزگاري پيشه کنند!

و هنگامی که حد سنگسار برای زناکار متاهل را انکار می کنم برای شما دلیلی روشن برای حد زنان شوهردار آزاد می آورم که آن را از حد کنیز استنباط می کنم و خداوند تعالی می فرماید :
{فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم [النساء:25]
و در صورتي که شوهر دار (متاهل ) باشند و مرتکب عمل منافي عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت.

و هنگامی که عذاب قبر را انکار کرده و می گویم عذاب بر روح بدون جسم است و در همان آتشی است که خداوند آن را به کفار وعده داده است ، برای شما برهان روشنی برای جایگاه کفار پس از مرگ و قبل از برانگیختن می آورم . آنها در سیاره ای هستند که به دور زمین در حال چرخش است و آن همانند خورشید است و خداوند تعالی می فرماید : 
{وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَ‌ىٰ رِ‌جَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَ‌ارِ‌ ﴿٦٢﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِ‌يًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ‌ ﴿٦٣﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ‌ ﴿٦٤﴾ قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ‌ ۖ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ إِلَّا اللَّـهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ‌ ﴿٦٥﴾ رَ‌بُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ‌ ﴿٦٦﴾ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِ‌ضُونَ ﴿٦٨﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾}صدق الله العظيم [ص]
آنها مي‌گويند: «چرا مرداني را که ما از اشرار مي‌شمرديم (در اينجا، در آتش دوزخ) نمي‌بينيم؟!62 آيا ما آنان را به مسخره گرفتيم يا (به اندازه‌اي حقيرند که) چشمها آنها را نمي‌بيند؟!63 اين يک واقعيت است گفتگوهاي خصمانه دوزخيان!64 بگو: «من تنها يک بيم‌دهنده‌ام؛ و هيچ معبودي جز خداوند يگانه قهار نيست!65 پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است، پروردگار عزيز و غفار!»66 بگو: «اين خبري بزرگ است،67 که شما از آن روي‌گردانيد!68 من از ملأ اعلي (و فرشتگان عالم بالا) به هنگامي که (درباره آفرينش آدم) مخاصمه مي‌کردند خبر ندارم!69

چگونه ممکن است که قبر نسبت به زمین ملاء اعلی (بالاتر ) باشد بلکه آتش در سیاره دیگری است که به دور زمین می چرخد و موعد گذر آن نزدیک شده و صورتهای تکذیب کنندگان شما را خواهد سوزاند، و چه بسا شیخ محترم العلوان سخن مرا قطع کرده و بگوید صبر کن ای کسی که ادعامی کنی مهدی منتظر هستی چطور می گویی که خداوند کافران تکذیب کننده قرآن را با آتش سقر به طور ناگهانی و در زمان حیاتشان در این دنیا و قبل از آخرت هلاک می کند ؟ پس امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی جواب اورا به صورت مستقیم از محکمات قران استنباط می کند ، از این فرموده خداوند تعالی :
{وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء]
آنها مي‌گويند: «اگر راست ميگوييد، اين وعده (قيامت) کي فرا مي‌رسد؟!» 38 ولي اگر کافران مي‌دانستند زماني که (فرا مي‌رسد) نمي‌توانند شعله‌هاي آتش را از صورت و از پشتهاي خود دور کنند، و هيچ کس آنان را ياري نمي‌کند 39 (آري، اين مجازات الهي) بطور ناگهاني به سراغشان مي‌آيد و مبهوتشان مي‌کند؛ آنچنان که توانايي دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمي‌شود!40

و چه بسا شیخ محترم طارق بگوید آیا آن (سیاره آتش ) برای دیدگان بشرزمانی که آنان در این دنیا در قید حیاتند در فضا نمایان خواهد شد ؟ پس مهدی منتظر در پاسخ وی می گوید : خداوند تعالی می فرماید :
{وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ (27) لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ (28) لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ(29)} صدق الله العظيم [المدثر]

و تو نمي‌داني «سقر» چيست!27 (آتشي است که) نه چيزي را باقي مي‌گذارد و نه چيزي را رها مي‌سازد! 28 ) در زمانهاي مكرر به رويت بشر مي رسد 

سپس طارق بار دیگر سخن مرا قطع کرده و می گوید ، منظور خداوند از (لواحة للبشر ) چیست ؟ 
امام مهدی منتظر در پاسخ می گوید به این معنی که آن (سیاره عذاب ) در دوره های زمانی طولانی از نزدیک زمین عبور کرده و برای بشر نمایان خواهد شد . و نزدیکترین عبور سیاره سقر در زمان بعثت مهدی منتظر خواهد بود در شب عبور مهدی منتظر شب بر روز پیشی خواهد گرفت ای خردمندان از خداوند بترسید آیا می دانید که نزدیکترین مرور آن شرطی (علامتی ) از اشراط بزرگ ساعت (قیامت ) است پس از آنکه در اول ماه قمری خورشید به ماه برسد و باعث انتفاخ اهله شود و ماه را در شب اول در حالی که عمر آن دو شب است می بینید . 


و خداوند به علامت (شرط = نشانه ) قیامت در ماه بر حقیقت مرور سیاره سقر قسم خورده است . زیرا بزرگترین (نزدیکترین ) مرور آن یکی از نشانه های بزرگ ساعت است . شبی که در آن بعلت مرور سیاره سقر شب بر روز پیشی می گیرد ( توضیح : جهت چرخش زمین برعکس شده و خورشید از سمت مغرب طلوع می کند ) طبق فرموده خداوند تعالی : 
{وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ (31) كَلَّا وَالْقَمَرِ (32) وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ (33) وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ (34) إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ (35) نَذِيراً لِّلْبَشَرِ (36) لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ(37)} صدق الله العظيم [المدثر]
و اين جز هشدار و تذکري براي انسانها نيست!31 اينچنين نيست که آنها تصور مي‌کنند سوگند به ماه،32 و به شب، هنگامي که (دامن برچيند و) پشت کند،33 و به صبح هنگامي که چهره بگشايد،34 که آن (حوادث هولناک قيامت) از مسائل مهم است!35 هشدار و انذاري است براي همه انسانها،36 براي کساني از شما که مي‌خواهند پيش افتند يا عقب بمانند [= بسوي هدايت و نيکي پيش روند يا نروند]37

قبل از فرا رسیدن فتح بزرگ در عصر بعثت مهدی منتظر همانگونه که خداوند می فرماید :
{وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْفَتْحُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (28) قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنْفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ (29) فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانْتَظِرْ إِنَّهُمْ مُنْتَظِرُونَ} صدق الله العظيم [السجدة]
آنان مي‌گويند: «اگر راست مي‌گوييد، اين پيروزي شما کي خواهد بود؟!»28 بگو: «روز پيروزي، ايمان آوردن، سودي به حال کافران نخواهد داشت؛ و به آنها هيچ مهلت داده نمي‌شود!»29 حال که چنين است، از آنها روي بگردان و منتظر باش؛ آنها نيز منتظرند! 30

وآن همان فتح بین کافران به ذکر (قران ) و مومنان به آن است که در شب مرور سیاره آتش به وقوع می بندد پس به سوی خداوند واحد قهار فرار کنید و خداوند تعالی می فرماید :
{وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ‌ وَلَا عَن ظُهُورِ‌هِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَ‌دَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء]
آنها مي‌گويند: «اگر راست ميگوييد، اين وعده (قيامت) کي فرا مي‌رسد؟!»38 ولي اگر کافران مي‌دانستند زماني که (فرا مي‌رسد) نمي‌توانند شعله‌هاي آتش را از صورت و از پشتهاي خود دور کنند، و هيچ کس آنان را ياري نمي‌کند (اين قدر درباره قيامت شتاب نمي‌کردند)!39 (آري، اين مجازات الهي) بطور ناگهاني به سراغشان مي‌آيد و مبهوتشان مي‌کند؛ آنچنان که توانايي دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمي‌شود!40

همانا که در این بیان سرفصل هایی از بیانات دیگر نوشتیم تا دامی برای شما باشد شاید که برای گفتگو جرات پیدا کنید و گمان کنید که خواهید توانست بر امام مهدی ناصر محمد الیمانی چیره شوید و غلبه بر او را ساده ببینید سپس با دلیل علمی حق بر شما غلبه کرده و آنچه را که خود و پدرانتان نمی دانستید به شما خواهیم آموخت آیا تقوا نمی کنید ؟ پس به سوی میز گفتگوی مهدی منتظر (موقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية) بیایید و بگویید : {سَنَنْظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ} خواهیم دید آیا راست میگویی یا از دروغگویان هستی ؟ اگر با بیان حق محکمات قران بر ما چیره شدی خداوند شما را در بیان حق قران برما برتری علمی داده و شما را امام مردم قرار داده تا با قران مجید آنان را به راه خداوند عزیز حمید هدایت کنی . و اگر نتوانستی و علمای امت و یا یکی از آنها از آیات محکم قران ولو در یک مساله برشما چیره شد برای علمای مسلمین و پیروانشان آشکار می شود که شما دروغگوی گستاخی هستی نه مهدی منتظر و بر همه انصار پیرو تو از همه کشورها جهان است که از پیروی از شما برگردند اگر یکی از علمای امت ولو فقط در یک مساله بر شما غلبه کند چرا که خودت بر خود حکم نمودی که عالمی از قران با شما مجادله نمی کند مگر که برآن غلبه کنی . 

پس ناصر محمد در جواب آنها می گوید : این بین من و شماست ای خطبای منابر و مفتیان بلاد در همه کشورها و خداوند واحد قهار و همه انصار سابقین اخیار در عصر گفتگوی قبل از ظهور و در این جا موضوع را خاتمه داده و بازگشت امور بسوی خداست او که از نگاه مخفی چشمها و راز دلها باخبر است و به خدا سوگند که به ناحق با نثر مبالغه نمی کنم و شعر نمی گویم بلکه با بیان حق ذکر (قران ) با شما مجادله می کنم و وحی جدیدی برای شما نیاورده ایم بلکه شما را به راه و روش اولیه نبوت باز می گردانیم تا بر همان راهی باشید که محمد رسول الله و یاران او بودند آنها بر کتاب الله و سنت حق رسول بودند . آنها از قران و بیان آن تبعیت می کردند . 

و چه بسا سلیمان العلوان بخواهد سخن مرا قطع نموده و بگوید از امر شما ناصر محمد الیمانی در شگفتم گاهی به نظر می رسد که به هیچ وجه به احادیث بیان در سنت نبوی ایمان نداری و به پیروی از قران و تمسک به آن دعوت می کنی و گاهی اوقات ما به پیروی از کتاب خدا و سنت رسولش دعوت می کنی ؟ پس امام مهدی ناصر محمد الیمانی در پاسخ وی می گوید : شیخ محترم سلمان العلوان خدا تورا حفظ کند همانا که من شما را به پیروی از کتاب خداوند و سنت حق رسولش دعوت می کنم مگر زمانی که در سنت بیان آنچه با محکمات قران مخالف باشد ، در این صورت از قران پیروی کرده و به آن تمسک جویید و آنچه را که مخالف محکمات قران باشد را رها کنید زیرا که آن حدیث مخالف قران از جانب الرحمن به شما نرسیده بلکه از جانب شیطان بر زبان اولیای او از شیاطین بشر رسیده است آنان که به ایمان تظاهر می کنند و مکر و کفر خود را مخفی می کنند تا مردم را ازراه احادیث از پیروی از ذکر (قران ) باز دارند پس از شیطان پیروی نکنید که من نصیحت کننده امین شما هستم . 

ای سلمان اگر بخواهی که خداوند دیده شما را به حق بگشاید به پروردگارت انابت کن تا قلبت را هدایت کند و با آنان که از آنچه خداوند نازل کرده بیزارند مباش زیرا که آن مخالف هوای آنان است و خداوند اعمالشان را باطل نموده زیرا بعضی از آنان شب و روز برای خاموش کردن نور ذکر (قران ) بر بشر در تلاشند و خداوند می خواهد نور خود را بر بشریت با بعث مهدی منتظر کامل کند هرچند که مجرمین از ظهور وی بیزارند 

وسلام على المُرسلين والحمد ُلله رب العالمين.
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني..



ليست هناك تعليقات:

إرسال تعليق