الثلاثاء، 14 فبراير 2017

بیان بعضی از اسرار کتاب تا ذکری باشد برای خردمندان(شأن نزول سوره الانسان).




بیان بعضی از اسرار کتاب تا ذکری باشد برای خردمندان(شأن نزول سوره الانسان).




الإمام ناصر محمد اليماني
19 - 09 - 1435 هـ
16 - 07 - 2014 مـ
1393-04-25 ه.ش.
11:07 صباحاً
ــــــــــــــــــ




بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله وآلهم المطهّرين من الشرك وجميع الذين لا يشركون بربّهم شيئاً في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، أمّا بعد



ای عزیزان من که درباره نذرعليّ بن أبي طالب صلّى الله عليه وآله وسلّم والصدِّيقة القدِّيسة فاطمة بنت محمدٍ رسول الله صلّى الله عليهم جميعاً وأسلّم تسليماً سؤال کرده اید، قصه را به اختصار آغاز می کنیم هرکس می خواهد ایمان بیاورد و هر کس که می خواهد نپذیرد
بعد از بازگشت امام علی بن ابی طالب از غزوه بدر؛ فاطمة دختر رسول خدا محمد عليهما الصلاة والسلام به ایشان خبر داد برای مدت تقریبا سه ماه یا کمتر عادت ایشان قطع شده است و فرمود: اگر قطع عادت به سه ماه برسد وعادت نشوم یعنی باردارم. امام عليّ عليه الصلاة والسلام از این خبر خوش شادمان شدند وفرمودند: اگر روشن شد که شما باردار هستی؛ شاهد باش که نذر کرده ام برای خداوند سه روز روزه بگیرم . فاطمة دختر نبی فرمودند: من نیز مانند شما نذر می کنم چون دوسال از ازدواج ما گذشته و ما هنوز فرزندی نداریم وامیدواریم خداوند به ما فرزندانی پاک و طیب عطا نماید که پروردگار ما شنونده دعاهاست.

درهرصورت امام صدیق و صدیقة با خدای خود عهد بستند که با توجه به گذشت نزدیک دو سال از ازدواجشان ؛ اگر ایشان باردار شود سه روز روزه بگیرند . درهر صورت خداوند از نزد خود با رحمت و مهربانی آن را تحقق داد لذا آنها قصد کردند به نذر خود وفا کنند و خداوند می خواست به آنها بیاموزد که انفاق در نزد او محبوب تر از روزه نافله است. پس روز اول را روزه گرفتند و زمانی که خواستند با خرما و قهوه افطار نمایند مسکینی درب خانه آنها را زد .آنها علاوه بر خرما و قهوه یک قرص بزرگ نان جو داشتند که می توانست گرسنگی دو نفر را رفع کند.به هرحال امام صدیق علی بن ابی طالب به صورت آن مسکین نگاهی کرده و قلبش به خاطر شدت گرسنگی او متالم شد و به صدیقه قدیسه فاطمة دختر محمد علیهم الصلاة و السلام فرمود: من نصف نان جو را که سهم من است در راه خدا به این مسکین می بخشم اما تو قسمت خود را بخور چون باردار هستی و جنین به غذا نیاز دارد . اما فرزند نبی پاسخ دادند : هیهات! من برای حب و قر به خداوند با تو رقابت می کنم، پس من هم نصف دیگر را که سهم من است به او می دهم . پس قرص کامل نان را بی آنکه چیزی از آن کم کنند به مسکین دادند در حالی که در آن لحظه نفس آن دو بزرگوار بخاطر گرسنگی ناشی از روزه به شدت به غذا نیاز داشته و غذا را دوست می داشت . به راستی که نمی توانم فتوا بدهم که فاطمة علیها الصلاة و السلام آن شب نان دیگری برای خودشان نپخت .چون عقل و منطق می گوید که آنها با شکم گرسنه نخوابیده اند. من از امیال شما پیروی نمی کنم ؛ مگر آنچه که در گذشته رخ داده است.



در هر صورت ؛ روز دوم را روزه گرفتند و زمانی که وقت خوردن خرما و قهوه فرارسید ؛ یتیمی در خانه آنها را زد. امام علی علیه الصلاة و السلام به در خانه رفتند و یتیمی را یافتند که از گرسنگی درد می کشید.پس به فاطمة صدیقة دختر محمد علیهم الصلاة و السلام فرمودند : من نصف نان را که سهم من است به این یتیم می دهم؛ اما شما نصف سهم خود را بخور چون گرسنگی و کمبود غذا بر جنین اثر می گذارد و نصف نان این یتیم را سیر می کند. ایشان فرمود: هیهات ! من نیز در راه حب و قرب خداوند با تو رقابت کرده و نصف دیگر را به یتیم می دهم . پس قرص کامل نان جو را به یتیم دادند و او شادمان و مسرور از آنجا رفت.
در هر حال روز سوم را روزه گرفتند و درست در زمان خوردن خرما و قهوه ، کسی درب خانه شان را زد. در حالی که با تبسم می خندیدند به یکدیگر نگاه کردند و دانستند این امتحانی از جانب خداوند است .پس امام صدیق علی بن ابی طالب برخاست به درب منزل رفت و یکی از اسرای غزوه بدر را که به علت نا امیدی ازتوان خانواده اش برای پرداخت فدیه با منت آزاد شده بود را در آنجا دید . (اشاره به آیه کریمه{ فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا}) خانواده اسیر مالی نداشتند که به صاحب او بپردازند وبرای من روشن است که رها کننده اسیر درغزوه بدر حضور داشته اما در زمره دنیا طلبان بوده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الآخِرَةَ}صدق الله العظيم [آل عمران:152].
{بعضی از شما، خواهان دنیا بودند؛ و بعضی خواهان آخرت.}
بعد از آن که از گرفتن فدیه برای آزاد سازی این اسیر قریشی مأیوس می شود و از غذا دادن او خسته می شود و زمانی که وقت طعام می رسد ، اسیر به او می گوید: "من گرسنه ام شام را زودتر می خواهم" و آن مرد در جواب می گوید:" آزادی برو" .اسیر با اینکه گرسنه بوده است با خوشحالی بلافاصله از آنجا دور می شود تا مبادا مرد از تصمیم خود بازگردد.
به هرحال؛ اسیر به در خانه امام علی بن ابی طالب رسیده و در می زند و همانطور که پیش از این گفتیم آنها با خنده به یکدیگر نگاه می کنند و می دانند و مطمئن هستند که گرسنه جدیدی پشت در است و آنها بی شک و تردید در معرض امتحان الهی قرار گرفته اند.به هر حال امام علی بن ابی طالب علیه الصلاة و السلام برخاسته و در را باز می کنند و اسیری را می یابند که ازگرسنگی می نالد.پس امام علی بن ابی طالب علیه الصلاة و السلام می گوید: من نصف قرص نان راکه سهم من است بخاطر خدا و برای قرب او می دهم اما شما باید سهم خود را بخوری تا جنین از کمبود غذا صدمه نبیند. فاطمه دختر محمد علیهم الصلاة و السلام گفت اما من از کسانی هستم که خداوند در باره شان فرموده است:: {يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا}صدق الله العظيم [الإسراء:57]
{برای پروردگارشان وسیله را می جویند ، که کدام یک نزدیکتر و به رحمت او اميدوارند ؛ و از عذاب او می ‏ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهيز و وحشت است!}



همین طور فاطمه دختر محمد گفت : خدا را شاهد می گیرم که من سهم خود را بخاطر خدا می دهم علی رغم اینکه ،خودم از شدت گرسنگی به آن غذا علاقه دارم.‌‌‏ پس امام علی علیه الصلاة و السلام قرص کامل نان جو را به اسیر دادند . سپس هر دوی آنها علی و فاطمه و (در حالی که ) به شدت گرسنه بودند ؛به خانه محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم رفتند تا برای شام به ایشان بپیوندند.زمانی که به درب خانه رسیده و در زدند ، نبی علیه الصلاة و السلام به یکی از همسرانسان فرمودند در را بروی گرسنگان ؛ علی و فاطمه که صلوات خداوند و فرشتگانش بر آنان باد باز کنید . همسر ایشان در را باز کرده و علی و فاطمه داخل شده و به حضور نبی که سلام و صلوات بر همه آنان باد رسیدند. نگاه نبی که به ایشان افتاد لبخند زده و سپس با صدای بلند خندیدند و نبی عادت نداشتند که قهقهه بزنند.دهشت آنها را فرا گرفت و گفتند: یا نبی صلوات و سلام خداوند بر تو باد؛چه چیزی باعث خنده شما شده است؟ ایشان در جواب فرمودند : خداوند و رسول او جبریل علیه الصلاة و السلام به من خبر داده اند که طی این سه روز چه اتفاقی برای شما پیش امده است. شما عقبه (مانع ) را پشت سر گذاشتید و از جانب خداوند بشارت بهشت برایتان آمده است و درشأن شما قرآنی(سوره ای از قران ) نازل شده که تا روز قیامت خوانده خواهد شد. خداوند بر نبی خود سوره ای را نازل کرده است که تنزیل آن همین الان یکجا صورت گرفته وذکر کاری که شما کرده اید در آن رفته است ای گرسنگان.گفتند نبی خداوند که سلام و صلوات بر تو باد به سوره ای که به شما نازل شده است گوش می دهیم . ایشان فرمودند ؛ خداوند تعالی می فرماید:
{َهلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شيئاً مَذْكُورًا (1) إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا (2) إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا (3) إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَ وَأَغْلَالًا وَسَعِيرًا (4) إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا (5) عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا (6) يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا (7وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا (8) إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا (9) إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا (10) فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا (11) وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا (12) مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا (13) وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا (14) وَيُطَافُ عَلَيْهِمْ بِآَنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَ (15) قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا (16) وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا (17) عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا(18)وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا (19) وَإِذَا رَأَيْتَ ثمّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا (20) عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا (21) إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا (22) إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآَنَ تَنْزِيلًا (23) فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آَثِمًا أَوْ كَفُورًا (24) وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (25) وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا (26إِنَّ هَؤُلَاءِ يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ يَوْمًا ثَقِيلًا (27) نَحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلًا (28) إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا (29) وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا(30)يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (31)}صدق الله العظيم [الإنسان]
{آیا زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود؟! (۱) ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم، و او را می‌آزماییم؛ او را شنوا و بینا قرار دادیم! (۲) ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد یا ناسپاس! (۳) ما برای کافران، زنجیرها و غلها و شعله‌های سوزان آتش آماده کرده‌ایم! (۴) به یقین ابرار (و نیکان) از جامی می‌نوشند که با عطر خوشی آمیخته است، (۵)از چشمه‌ای که بندگان خاص خدا از آن می‌نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جاری می‌سازند! (۶) آنها به نذر خود وفا می‌کنند، و از روزی که شرّ و عذابش گسترده است می‌ترسند، (۷) و غذای (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» می‌دهند! (۸ما شما را بخاطر خدا اطعام می‌کنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی‌خواهیم! (۹) ما از پروردگارمان خائفیم در آن روزی که عبوس و سخت است! (۱۰) خداوند آنان را از شرّ آن روز نگه می‌دارد و آنها را می‌پذیرد در حالی که غرق شادی و سرورند! (۱۱) و در برابر صبرشان، بهشت و لباسهای حریر بهشتی را به آنها پاداش می‌دهد! (۱۲) این در حالی است که در بهشت بر تختهای زیبا تکیه کرده‌اند، نه آفتاب را در آنجا می‌بینند و نه سرما را! (۱۳) و در حالی است که سایه‌های درختان بهشتی بر آنها فرو افتاده و چیدن میوه‌هایش بسیار آسان است! (۱۴) و در گرداگرد آنها ظرفهایی سیمین و قدحهایی بلورین می‌گردانند (۱۵) ظرفهای بلورینی از نقره، که آنها را به اندازه مناسب آماده کرده‌اند! (۱۶) و در آنجا از جامهایی سیراب می‌شوند که لبریز از شراب طهوری آمیخته با زنجبیل است، (۱۷) از چشمه‌ای در بهشت که نامش سلسبیل است! (۱۸) و بر گردشان (ولدان مخلدون =فرزندانشان ) نوجوانانی جاودانی می‌گردند که هرگاه آنها را ببینی گمان می‌کنی مروارید پراکنده‌اند! (۱۹) و هنگامی که آنجا را ببینی نعمتها و ملک عظیمی را می‌بینی! (۲۰) بر اندام آنها لباسهایی است از حریر نازک سبزرنگ، و از دیبای ضخیم، و با دستبندهایی از نقره آراسته‌اند، و پروردگارشان شراب طهور به آنان می‌نوشاند! (۲۱) این پاداش شماست، و سعی و تلاش شما مورد قدردانی است! (۲۲) مسلّماً ما قرآن را بر تو نازل کردیم! (۲۳) پس در (تبلیغ و اجرای) حکم پروردگارت شکیبا (و با استقامت) باش، و از هیچ گنهکار یا کافری از آنان اطاعت مکن! (۲۴) و نام پروردگارت را هر صبح و شام به یاد آور! (۲۵)و در شبانگاه برای او سجده کن، و مقداری طولانی از شب، او را تسبیح گوی! (۲۶) آنها زندگی زودگذر دنیا را دوست دارند، در حالی که روز سختی را پشت سر خود رها می‌کنند! (۲۷) ما آنها را آفریدیم و پیوندهای وجودشان را محکم کردیم، و هر زمان بخواهیم جای آنان را به گروه دیگری می‌دهیم! (۲۸) این یک تذکر و یادآوری است، و هر کس راهی به سوی پروردگارش برمی‌گزیند! (۲۹) و شما هیچ چیز را نمی‌خواهید مگر اینکه خدا بخواهد، خداوند دانا و حکیم بوده و هست! (۳۰) و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) در رحمت (وسیع) خود وارد می‌کند، و برای ظالمان عذاب دردناکی آماده ساخته است! (۳۱)}
سپس نبی بشارتی را که جبریل از جانب خداوند و پروردگار عالمیان آورده بود را بدانان داد.خداوند بشارت امام علیم حسین بن علی را بدانها داد که امام مهدی از ذریه او خواهد بود .کسی که خداوند علم کتاب را به او عطا خواهد کرد واو زمین را همان گونه که از جور و ظلم پر شده است از عدل لبریز خواهد ساخت. خداوند با او نور خود را کامل می کرداند ولو مجرمان از ظهور او اکراه داشته باشند.
و بیان حق این فرموده خداوند تعالی را بدانید : ِ
{إنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآَنَ تَنْزِيلًا (23)}صدق الله العظيم
{ مسلّماً ما قرآن را بر تو نازل کردیم!}
منظور خداوند از تنزیل قران در اینجا ، نازل شدن یکجای تمام این سوره است؛ منظور این نیست که تمام قرآن یکجا نازل شده است .این را به شما آموختیم تا تصور نکنید در فرموده خداوند تعالی تناقض وجود دارد که می فرماید:
{وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً ۚ كَذَٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ ۖ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا (32)وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا (33)}صدق الله العظيم [الفرقان]. 
{ و کافران گفتند: «چرا قرآن یکجا بر او نازل نمی‌شود؟!» این بخاطر آن است که قلب تو را بوسیله آن محکم داریم، و (از این رو) آن را به تدریج بر تو خواندیم. (۳۲)آنان هیچ مثلی برای تو نمی‌آورند مگر اینکه ما حق را برای تو می‌آوریم، و تفسیری بهتر (و پاسخی دندان شکن که در برابر آن ناتوان شوند)! (۳۳)}



ومنظور خداوند تعالی از این فرموده :{وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا} این است که کم کم و به تدریج.
در هر حال ابو محمد که سؤال کرده ای، بدان که حتی اگر تاریخ تولد پدرم امام حسین علی علیه الصلاة و السلام را هم می دانستم آن را نه در دوران گفتگوی قبل از ظهور و نه بعد از ظهور به کسی خبر نمی دادم تا مباداتاریخ دوباره تکرار شده و تولد ائمه و انبیاء عید گرفته شود و هربار به مناسبت آن در حق آنها مبالغه شده و به جای خداوند خوانده شوند.



وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني

ليست هناك تعليقات:

إرسال تعليق