
خاتم به معنای آخرین است؛ کلام خداوند را با اندیشه ای شیطانی با هدف بزرگداشت (تعظیم ) محمد رسول الله از موضع آن جابجا و تحریف نکنید.
الإمام ناصر محمد اليماني
08 - 11 - 1435 هـ
03 - 09 - 2014 مـ
1393-06-12ه.ش.
03:58 صباحاً
ـــــــــــــــــــ
08 - 11 - 1435 هـ
03 - 09 - 2014 مـ
1393-06-12ه.ش.
03:58 صباحاً
ـــــــــــــــــــ
نوشته اصلی توسط نشوان معجب
من برخی از پاسخ های امامتان را خوانده ام .در هر یک از آن پاسخ ها ایشان به این فرموده حق استناد می کنند: (ما كان محمدٌ أبا أحدٍ من رجالكم ولكن رسول الله وخاتم النبيين).
او به خداوند قسم می خورد این آیه از آیات اساسی کتاب است و از تنزیلات محکم خدواند می باشد که نیاز به تأویل ندارد و ما در برابر خداوند به این امر شهادت می دهیم.اما مصیبت ان است که بعد از اینکه دراین باره سوگند خورد تلاش می کند تا تأویلی برای آن انجام دهد که معنای بزرگ ؛ هسته اصلی و مهم آن را تغییر دهد و بگوید معنای خاتم النبیین چیزی جز آخرین نبی نیست.
واعجبا از این تأویل بسیار سست!!! آیا قرآن عاجز است که بیانی مانند دلیل امام شما بیاورد؟! آیا خداوند بارها از لغت آخر در قرآن استفاده نکرده است؟! چه چیزی مانع این می شود که در این آیه "آخر النبیین" استفاده نشده و گفته شود"خاتم النبیین".
به خداوند که این آیه محکم و قاطعی است و معنایی جز معنایی که خداوند عزوجل در بیان خود درنظر داشته ندارد .و آن این است که محمد صلی الله علیه و سلم "خاتم" پیامبران است(نگین پیامبران).
آیا وقتی فردی را "آخرین شاعر" وصف می کنیم با زمانی که بگوییم "خاتم شاعران " است یکی است؟
آیا وقتی فردی را "آخرین خلیفه" وصف می کنیم با زمانی که بگوییم "خاتم خلفا " است یکی است؟
آیا وقتی فردی را "آخرین نبی" وصف می کنیم با زمانی که بگوییم "خاتم انبیاء " است یکی است؟
خیر به هیچ وجه چنین نیست...وقتی خداوند می فرماید "خاتم النبیین" این عبارتی است که نهایت مدح و ثناء درباره ایشان را بیان می کند و نهایت فضل و کمالی است که به سید ما محمد در سدرة المنتهی داده شد؛مکانی که هیچ رسول و نبی و فرشته ای بدان نرسیده است.
من برخی از پاسخ های امامتان را خوانده ام .در هر یک از آن پاسخ ها ایشان به این فرموده حق استناد می کنند: (ما كان محمدٌ أبا أحدٍ من رجالكم ولكن رسول الله وخاتم النبيين).
او به خداوند قسم می خورد این آیه از آیات اساسی کتاب است و از تنزیلات محکم خدواند می باشد که نیاز به تأویل ندارد و ما در برابر خداوند به این امر شهادت می دهیم.اما مصیبت ان است که بعد از اینکه دراین باره سوگند خورد تلاش می کند تا تأویلی برای آن انجام دهد که معنای بزرگ ؛ هسته اصلی و مهم آن را تغییر دهد و بگوید معنای خاتم النبیین چیزی جز آخرین نبی نیست.
واعجبا از این تأویل بسیار سست!!! آیا قرآن عاجز است که بیانی مانند دلیل امام شما بیاورد؟! آیا خداوند بارها از لغت آخر در قرآن استفاده نکرده است؟! چه چیزی مانع این می شود که در این آیه "آخر النبیین" استفاده نشده و گفته شود"خاتم النبیین".
به خداوند که این آیه محکم و قاطعی است و معنایی جز معنایی که خداوند عزوجل در بیان خود درنظر داشته ندارد .و آن این است که محمد صلی الله علیه و سلم "خاتم" پیامبران است(نگین پیامبران).
آیا وقتی فردی را "آخرین شاعر" وصف می کنیم با زمانی که بگوییم "خاتم شاعران " است یکی است؟
آیا وقتی فردی را "آخرین خلیفه" وصف می کنیم با زمانی که بگوییم "خاتم خلفا " است یکی است؟
آیا وقتی فردی را "آخرین نبی" وصف می کنیم با زمانی که بگوییم "خاتم انبیاء " است یکی است؟
خیر به هیچ وجه چنین نیست...وقتی خداوند می فرماید "خاتم النبیین" این عبارتی است که نهایت مدح و ثناء درباره ایشان را بیان می کند و نهایت فضل و کمالی است که به سید ما محمد در سدرة المنتهی داده شد؛مکانی که هیچ رسول و نبی و فرشته ای بدان نرسیده است.
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين النّبي العربي محمد رسول الله..خاتم به معنای آخرین است؛ با اندیشه ای شیطانی و با هدف بزرگداشت محمد رسول الله کلام خداوند را از موضعش جابجا نکرده و تحریف نکنید به باطل نگویید منظور از خاتم الانبیاء به معنای بهترین است نه آخرین؛ به خدا قسم هدف شما ازاینکه از نزد خود و بر اساس مفاهیم خود چنین فتوایی شیطانی درباره خاتم الأنبیاء و المرسلین رامی دهید این است که :
اول اینکه می خواهید با بزرگداشت محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- عقیده شرک آمیز را دربین مسلمانان رسوخ داده و آنهارا بخواندن ایشان به جای خداوند دعوت کنید.
هدف دیگر از تحریف شیطانی کلمه خاتم الأنبیاء به تفسیر دیگری از جانب خودتان این است که فتوای خداوند مبنی بر اینکه محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- آخرین نبی و رسول خداوند است را کنار بزنند. برای همین این آیه را از پیش خود چنیین تفسیر می کنند که : منظور از خاتم آخرین نیست و طبق عقیده "احمدیه" خداوند باز هم انبیاء را برانگیخته و نبوت را ادامه می دهد ؛ آنها دوغ می گویند. به خداوند که من بعد از خاتم الأنبیاء و مرسلین محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ؛ نبی دیگری نمی شناسم.
منظور من این نیست که نشوان از شیاطین بشر است که به ایمان تظاهر می کنند اما کفر باطنشان را پنهان می نمایند؛ خیر بلکه او قربانی گروه دیگری است که خداوند تعالی درباره شان می فرماید:
{ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ (37) } صدق الله العظيم [الزخرف].
{و آنها این گروه را از راه خدا بازمیدارند، در حالی که گمان میکنند هدایتیافتگان حقیقی آنها هستند!}
و این انصار من هستند که با بیان حق قرآن بر تو غلبه می کنند؛ پس از شکرگذاران باش و کفر نورز. وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين.
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني..
اول اینکه می خواهید با بزرگداشت محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- عقیده شرک آمیز را دربین مسلمانان رسوخ داده و آنهارا بخواندن ایشان به جای خداوند دعوت کنید.
هدف دیگر از تحریف شیطانی کلمه خاتم الأنبیاء به تفسیر دیگری از جانب خودتان این است که فتوای خداوند مبنی بر اینکه محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- آخرین نبی و رسول خداوند است را کنار بزنند. برای همین این آیه را از پیش خود چنیین تفسیر می کنند که : منظور از خاتم آخرین نیست و طبق عقیده "احمدیه" خداوند باز هم انبیاء را برانگیخته و نبوت را ادامه می دهد ؛ آنها دوغ می گویند. به خداوند که من بعد از خاتم الأنبیاء و مرسلین محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ؛ نبی دیگری نمی شناسم.
منظور من این نیست که نشوان از شیاطین بشر است که به ایمان تظاهر می کنند اما کفر باطنشان را پنهان می نمایند؛ خیر بلکه او قربانی گروه دیگری است که خداوند تعالی درباره شان می فرماید:
{ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ (37) } صدق الله العظيم [الزخرف].
{و آنها این گروه را از راه خدا بازمیدارند، در حالی که گمان میکنند هدایتیافتگان حقیقی آنها هستند!}
و این انصار من هستند که با بیان حق قرآن بر تو غلبه می کنند؛ پس از شکرگذاران باش و کفر نورز. وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين.
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني..
____________
-2-
الإمام ناصر محمد اليماني
17 - 11 - 1435 هـ
12 - 09 - 2014 مـ
1393-06-21ه.ش.
07:02 صباحاً
دومین پاسخ امام مهدی به "نشوان معجب" یکی از علمای گروه احمدیه.
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله بالقرآن العظيم رسالةً من الله إلى الناس كافةً والجنّ كافةً ولا نبيَّ من بعده ولا رسولاً، أمّا بعد..
برادر گرامی "معجب" قسمتی از بیانت را در اینجا نقل می کنیم:
برای اطلاعتان....اگر امامتان ناصر محمد یمانی هزاران هزار آیه و دلیل برای من آورده وسپس از من دعوت کند تا از او پیروی وتبعیت کنم، من از او پیروی و تبعیت نمی کنم مگر اینکه اعلان کند خداوند او را فرستاده و از راه وحی یقینی به او امر نموده که چنین کند؛ چون خداوند درهیچ جای قرآن ازما نخواسته است که به کسانی که توسط او برانگیخته نشده و از سوی او مامور و مکلف نشده باشند ایمان بیاوریم؛ .مهدی شما تا زمانی که فرستاده از جانب خداوند نباشد برما هیچ حجتی ندارد وشاید دعوت او بر اساس توهمش باشد و شاید آنچه که ما را به ان دعوت می کند مجموعه ای از اوهام باشند.پس به این حرف حق گوش سپرده و درآن تدبر کنید: (رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حجّة بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا)
پس خداوند -که بزرگ است قدر و جلال او-به وضوح به ما خبر می دهد قبل از رسولانش هیچ حجتی برما ندارد و مردم بعد از رسولان حجتی برای خدا ندارند؛ اگر رسولی برای ما نیامده باشد حجتی برمانیست و اگر رسولی بیاید حجت بر ما اقامه شده است. امام شما رسول خداوند نیست؛ پس در نزد خداوند حجتی بر علیه ما ندارد.
حال امام مهدی حجت حق برای تو آورده و می گوید: به راستی که خداوند امام مهدی را برای یاری (ناصر) محمدرسول الله خاتمَ الأنبياء والمرسلين برانگیخته است .خداوند حجت امام مهدی را همان حجت محمد رسول الله یعنی قرآن عظیم معین کرده است و ما با قرآن عظیم با شما به سختی جهاد کرده و از آن برایتان حجت می آوریم.
"نشوان معجب" برتوست که بدانی خود رسولان خداوند حجت بر مردم نیستند؛ بلکه حجت رسالتی است که با خود برای مردم می آورند و برای همین است که خداوند کسانی را که از پیروی از آیات محکم کتابش روبرگردانند عذاب می نماید.و برای همین است که خداوند تعالی می فرماید:
{ قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ } صدق الله العظيم [الأنعام:33].
{ما میدانیم که گفتار آنها، تو را غمگین میکند؛ ولی آنها تو را تکذیب نمیکنند؛ بلکه ظالمان، آیات خدا را انکار مینمایند.}
پس دلیل مورد عذاب واقع شدن معرضان؛ تکذیب کردن آیات پروردگارشان و خودداری از تبعیت از آنهاست.لذا خداوند تعالی می فرماید:
{تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ ﴿١٠٤﴾ أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿١٠٥﴾ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ﴿١٠٦﴾ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].
{شعلههای سوزان آتش همچون شمشیر به صورتهایشان نواخته میشود؛ و در دوزخ چهرهای عبوس دارند. (۱۰۴) آیا آیات من بر شما خوانده نمیشد، پس آن را تکذیب میکردید؟! (۱۰۵) میگویند: «پروردگارا! بدبختی ما بر ما چیره شد، و ما قوم گمراهی بودیم! (۱۰۶) پروردگارا! ما را از این بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعاً ستمگریم (۱۰۷)}
نگاه کن نشوان که علت غضب پروردگار و عذاب کافران چیست؛ دلیل آن انکار آیات خداوند و عدم پیروی از آنهاست.
و به این ترتیب؛ خداوند با برانگیختن امام مهدی ناصر محمد برای شما حجت آورده است و بخاطر کافر بودن به ناصر محمد نیست که شما را عذاب می کند؛ بلکه علت این است که شما از تبعیت از آیات خداوند که درمحکمات کتابش آمده رو بر می گردانید وامام مهدی ناصر محمد شما را به پیروی از آنها فرامی خواند .
ای مرد!می بینم که می گویی:"اگر امام ناصر محمد هزار آیه هم بیاورد؛ تا زمانی که نگوید رسول خداست؛ از او پیروی نمی کنم".پس حجتی که برایت می آوریم این است که :آیا این تناقضی از طرف تو نیست؟چگونه از یک سو اعتراف می کنی که محمد رسول الله آخرین کسی بوده است که به او وحی فرستاده شده و بعد از ایشان وحی دیگری در کار نیست ! بعد از من می خواهی که با وحی جدید به خداوند نسبت دروغ بدهم تا از من پیروی کنی! پناه برخدا که در امر دین خدا چیزی بجز آنچه که محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم گفته است درباره خداوند بگویم. به راستی که خداوند مرا برانگیخته است تا یاور(ناصر) محمدٍ رسول الله خاتم الأنبياء والمرسلين صلّى الله عليه وآله وسلّم باشم و تنها چیزی که درنزد من است "خداوند می فرماید "و "رسولش می گوید" (قال الله و قال رسوله ) است و برای من روشن شده که اگر کسی بگوید "من نبی جدید هستم و وحی به من می رسد" شما آن را قبول کرده و پیرو او می شوید. ای مرد ؛ ای کسانی که کورکورانه پیرو چیزی می شوید،به خدا قسم ازشما ازعقلتان سؤال خواهد شد.
ای مرد؛ به راستی که ائمه کتاب به امر خداوند مردم را به سوی آنچه که بر رسولانش نازل شده هدایت می کنند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{وَجَعَلنَا مِنهُم أَئِمَّةً يَهدُونَ بِأَمرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ} صدق الله العظيم [السجدة:24].
{و از آنان امامان (و پیشوایانی) قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت میکردند؛ چون شکیبایی نمودند، و به آیات ما یقین داشتند}
از جمله این ائمه که به امر خداوند هدایتگرند؛ امام مهدی است که آخرین خلیفه خداوند و داناترین شان در علم کتاب خداست؛ خداوند او را برگزیده و برهان امامتش را در دانش بیشتر او نسبت به کتاب قرار داده است و عالمی نیست که با او مجادله کند مگر این که امام بر او غلبه نماید. بخدا قسم و بخدا قسم کاری می کنم که از آیات محکم قرآن عظیم پیروی کنید یا از تبعیت از آن روگردانید و دچار عذاب بزرگ خداوند گردید.
ای مرد ما می گوییم محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- آخرین نبی است که به سوی تمامی انس و جن فرستاده شده است؛ پس بیا تا درستی این فتوا را از عقل و منطق بپرسیم ؛ عقلتان خواهد گفت:" اگر محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- آخرین نبی برای جن و انس باشد پس باید موارد زیر صادق باشند:
1- باید رسالت او دربرگیرنده تمام انسان ها باشد نه قوم خودش . جواب را در آیات محکم کتاب پیدا می کنید. خداوند تعالی می فرماید: {قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (158)} صدق الله العظيم [الأعراف]
{بگو: «ای مردم! من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم؛ همان خدایی که حکومت آسمانها و زمین، از آن اوست؛ معبودی جز او نیست؛ زنده میکند و میمیراند؛ پس ایمان بیاورید به خدا و فرستادهاش، آن پیامبر درس نخواندهای که به خدا و کلماتش ایمان دارد؛ و از او پیروی کنید تا هدایت یابید!»}
یعنی او بار رسالتی را بردوش دارد که برای تمام عالم نسل بعد از نسل فرستاده شده است.گواه آن درفرموده خداوند تعالی است:
{وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ (52)} صدق الله العظيم [القلم].
{در حالی که این (قرآن) جز ذکری برای جهانیان نیست!}
و گواه آن فرموده خداوند است: {إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ (27) لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ (28) وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ ربّ العالمين (29)} صدق الله العظيم [التكوير].
{اين كتاب ذکر وپندى است براى جهانيان. (۲۷) براى هر كس از شما كه بخواهد به راه راست افتد. (۲۸) و شما نمىخواهيد مگر آنچه را كه پروردگار جهانيان خواسته باشد. (۲۹)}
2-از آنجا که محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- خاتم الأنبياء برای انس و جن است؛ پس باید رسالت او برای هردو گروه بزرگ انس و جن باشد(الثقلين الإنس والجنّ) برای همین هم هست که خداوند در قرآن به ثقلین یعنی دوگروه انس و جن با صیغه مثنی خطاب نموده و می فرماید:
{الرَّحْمَٰنُ (1) عَلَّمَ الْقُرْآنَ (2) خَلَقَ الْإِنسَانَ (3) عَلَّمَهُ الْبَيَانَ (4) الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ (5) وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ (6) وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ (7) أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ (8) وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ (9) وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ (10) فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ (11) وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ (12) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (13) خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ (14) وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ (15) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (16) رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ (17) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (18) مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ (19) بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ (20) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ (22) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (23) وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ (24) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (25) كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ (26) وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ (27) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (28) يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ (29) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (30) سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلَانِ (31) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (32) يَا مَعْشَرَ الجنّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا ۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ (33) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (34) يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ (35) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (36) فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ (37) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (38) فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ (39) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (40) يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ (41) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (42) هَٰذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ (43) يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ (44) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (45) وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ (46) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (47) ذَوَاتَا أَفْنَانٍ (48) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (49) فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ (50) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (51) فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ (52) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (53) مُتَّكِئِينَ عَلَىٰ فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ ۚ وَجَنَى الجنّ تَيْنِ دَانٍ (54) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (55) فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ (56) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (57) كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ (58) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (59) هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ (60) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (61) وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ (62) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (63) مُدْهَامَّتَانِ (64) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (65) فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ (66) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (67) فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ (68) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (69) فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ (70) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (71) حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ (72) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (73) لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ (74) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (75) مُتَّكِئِينَ عَلَىٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ (76) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (77) تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ (78)} صدق الله العظيم [الرحمن].
{بسم الله الرحمن الرحيمخداوند رحمان، (۱) قرآن را تعلیم فرمود، (۲) انسان (امام مهدی) را آفرید، (۳) و به او «بیان» را آموخت. (۴) خورشید و ماه با دو حساب دارند منظّم میگردند، (۵) و نجم و درخت برای او سجده میکنند! (۶) و آسمان را برافراشت، و میزان و قانون گذاشت، (۷) تا در میزان طغیان نکنید (و از مسیر عدالت منحرف نشوید)، (۸) و وزن را بر اساس عدل برپا دارید و میزان را کم نگذارید! (۹) زمین را برای خلایق آفرید، (۱۰) که در آن میوهها و نخلهای پرشکوفه است، (۱۱) و دانههایی که همراه با ساقه و برگی است که بصورت کاه درمیآید، و گیاهان خوشبو! (۱۲) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید (شما ای گروه جنّ و انس)؟! (۱۳) انسان را از گِل خشکیدهای همچون سفال آفرید، (۱۴) و جنّ را از شعلههای مختلط و متحرّک آتش خلق کرد! (۱۵) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۱۶)او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است! (۱۷) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۱۸) دو دریای مختلف (شور و شیرین، ) را در کنار هم قرار داد، در حالی که با هم تماس دارند؛ (۱۹) در میان آن دو برزخی است که یکی بر دیگری غلبه نمیکند (و به هم نمیآمیزند)! (۲۰) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۲۱) از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج میشود. (۲۲) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۲۳) و برای اوست کشتیهای ساخته شده که در دریا به حرکت درمیآیند و همچون کوهی هستند! (۲۴) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۲۵) همه کسانی که روی آن [= زمین] هستند فانی میشوند، (۲۶) و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی میماند! (۲۷) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۲۸) تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند از او تقاضا میکنند، وهر روز دارای شأن است! (۲۹) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۳۰) بزودی به حساب شما میپردازیم ای دو گروه انس و جنّ! (۳۱) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۳۲)ای گروه جنّ و انس! اگر میتوانید از مرزهای آسمانها و زمین نفوذ کنید، نفوذ کنید، اما جز با امر( و رخصت خداوند)، نتوانید راه برید (۳۳) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۳۴) شعلههایی بیدود، ومس گداخته بر شما فرستاده میشود؛ و نمیتوانید از کسی یاری بطلبید! (۳۵) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۳۶) در آن هنگام که آسمان شکافته شود و همچون روغن مذاب گلگون گردد (۳۷) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۳۸) در آن روز هیچ کس از انس و جنّ از گناهش سؤال نمیشود (۳۹) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۴۰)مجرمان از چهرههایشان شناخته میشوند؛ و آنگاه آنها را از پیشانی ، و پاهایشان میگیرند (۴۱) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۴۲) این همان دوزخی است که مجرمان آن را انکار میکردند! (۴۳) امروز در میان آن و آب سوزان در رفت و آمدند! (۴۴) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۴۵) و برای کسی که از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ بهشتی است! (۴۶) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۴۷) (آن دو باغ بهشتی) دارای انواع نعمتها و درختان پرطراوت است! (۴۸) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۴۹) در آنها دو چشمه همیشه جاری است! (۵۰) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۵۱) در آن دو، از هر میوهای دو نوع وجود دارد (۵۲) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۵۳) این در حالی است که آنها بر فرشهایی تکیه کردهاند با آسترهائی از دیبا و ابریشم، و میوههای رسیده آن دو باغ بهشتی در دسترس است! (۵۴) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۵۵) در آن باغهای بهشتی زنانی هستند که جز به همسران خود عشق نمیورزند؛ و هیچ انس و جنّ پیش از اینها با آنان تماس نگرفته است. (۵۶) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۵۷) آنها همچون یاقوت و مرجانند! (۵۸) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۵۹) آیا جزای نیکی جز نیکی است؟! (۶۰) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۶۱) و پایین تر از آنها، دو باغ بهشتی دیگر است. (۶۲) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۶۳) هر دو خرّم و سرسبزند! (۶۴) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۶۵) در آنها دو چشمه جوشنده است! (۶۶) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۶۷)در آنها میوههای فراوان و درخت خرما و انار است! (۶۸) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۶۹) و در آن باغهای بهشتی زنانی نیکو خلق و زیبایند! (۷۰) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۷۱) حوریانی که در خیمههای بهشتی مستورند! (۷۲) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۷۳) هیچ انس و جنّ پیش از ایشان با آنها تماس نگرفته (و دوشیزهاند)! (۷۴) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۷۵) این در حالی است که بهشتیان بر تختهایی تکیه زدهاند که با بهترین و زیباترین پارچههای سبزرنگ پوشانده شده است. (۷۶) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟! (۷۷) پربرکت و زوالناپذیر است نام پروردگار صاحب جلال و بزرگوار تو! (۷۸)}
ببین خداوند تعالی چند بار این را تکرار می کند که: { فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ }و می بینی که خطاب به دو گروه است چون قرآن رسالتی فراگیر است که آخرین نبی برای انس و جن آورده وبرای همین هم هست که خداوند گروهی از جنیان را می فرستد تا به قرآن گوش فرا داده و به قوم خود خبر دهند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِنَ الجنّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا ۖ فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَىٰ قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ} صدق الله العظيم [الأحقاف:29].
{و گروهى از جن را نزد تو روانه كرديم تا قرآن را بشنوند. چون به حضورش رسيدند گفتند: گوش فرادهيد. چون به پايان آمد، همانند بيمدهندگانى نزد قوم خود بازگشتند}
از اینجاست که استنباط می کنیم محمد رسول الله به حق خاتم الانبیاء برای تمام جن و انس بوده است و برای همین نیز آخرین رسالت که قرآن عظیم است را برای گذشتگان و آیندگان با خود آورده است و نه وحی جدید و نبی جدییدی بعد از او خواهد آمد و براستی که خداوند امام مهدی را برای یاری به محمد که آخرین نبی تمام جن و انس است برانگیخته است.
پس ای جماعت احمدیون ؛از حقی که پروردگارتان فرستاده است پیروی کنید؛ به خدا قسم و به خدا قسم و بازهم به خدا قسم که احمد میرزا غلام توسط روحی شیطانی گمراه شده (روحی شیطانی در جسم احمد میرزا غلام بوده) و شما را از راه راست –صراط به بیراهه کشانده است.
[یاداوری: یتخبطه روح من الشیطان : در زبان محاوره ای می گوییم که شیطان زیر جلدش رفته است منظور این است که روح شیطانی در جای جای جان و جسمش منتقل می شود ]
و به انصار اجازه نمی دهیم با الفاظی زشت به احمد میرزا غلام بی احترامی کرده و فحاشی کنند.از خدا بترسید و تقوا پیشه کرده و اطاعت نمایید و با مردم با بهترین نحو سخن بگویید باشد تقوا کنند.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
ليست هناك تعليقات:
إرسال تعليق