الاثنين، 13 فبراير 2017

بیان مهدی منتظر در باره راز مکر شیاطین تا مردم قادر به تشخیص حق از باطل نباشند ..


بیان مهدی منتظر در باره راز مکر شیاطین تا مردم قادر به تشخیص حق از باطل نباشند ..

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين محمد الصادق الأمين، وعلى آله وصحابته الطيبين الطاهرين وجميع عباد الله الصالحين في الأوّلين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، ثم أمّا بعد..
چرا علمایی که از خطابه های من آگاهی یافته اند ؛ علیرغم اینکه برخی از آنها را برایشان غریب است ؛ همچنان سکوت خود را حفظ کرده اند , بر آنهاست تا درباره مطالب غریب آن با من گفتگو کنند تا در خصوص آن (مطالب غریب ) علم بیشتری ارائه داده وموضوع برای آنها و عموم مسلمانان روشن شود؛ مسلمانانی که ایمانشان نسبت به کار من منوط به ایمان علمای مذاهب دینی و اختلافاتشان درباره شأن مهدی منتظر شده است. پس برای شما درباره شأن مهدی منتظر فتوا خواهیم داد تا بدانید کسی که ادعای مهدویت می کند حقیقتاً مهدی منتظر است یا فردی است که با مس شیطان مریض شده است ؛ و این از مکر شیطان است که برخی از کسانی که دچار مس شیطان شده اند وسوسه کرده و بنا حق در قلب آنها توهم ایجاد می کند؛ بعد از مدتی برای دیگران روشن می شود که این فرد بیمار است و بخاطر این مکر شیطان هرنبی و پیامبری که خداوند برانگیزد؛ مردم او را مجنون دانسته و می گویند یکی از خدایان ما او را دیوانه کرده است؛ اما شیاطین می دانند که خداوند به راستی نبی خود را با معجزه ای که خارج از قدرت و عادت بشر است یاری می کند ومردم باور خواهند کرد که این نبی به حق رسول خداوند است چراکه با این معجزه؛ خداوند به یاری او آمده است.پس شیاطین سحر تخیلی (چشم بندی)را اختراع کردند و به بعضی از انسان های غافل یاد داده و به آنها گفتند:بگویید که شما ساحرید ودرچشم مردمی که دور شما جمع شده اند سحر کرده وآن آیات (نشانه های) سحر آمیز را به آنان نشان دهید .اختراع این چنین دروغ هایی در زمان هایی بسیار قدیم انجام شد و شیاطین در زمینه دور کردن بشر از ایمان به خداوند و نشانه های (آیات ) او؛ به موفقیت بزرگی دست یافتند . هربار که خداوند برای امتی نبی فرستاد؛ اولین چیزی که می گویند این است که : دیوانه و مجنون است؛ یکی از خدایان ما به او آسیب رسانده؛ سپس رسولشان درجواب می گوید: ای مردم من دیوانه نیستم بلکه رسولی از جانب پروردگار جهانم.- مردم- می گویند: اگر راست می گویی از خدایت بخواه معجزه ای به تو بدهد. سپس خداوندبرای یاری او از نزد خود معجزه ای میدهد که ناشی از سحر تخیلی نیست( چشم بندی نیست)بلکه حقیقی و واقعی است.-مردم- می گویند: امر تو برای ما روشن شد ؛ تو دیوانه نیستی بلکه ساحر هستی! و خداوند تعالی می فرماید:
كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ( 52 ) أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ( 53 )} صدق الله العظيم [الذاريات].{ این گونه است که هیچ پیامبری قبل از اینها بسوی قومی فرستاده نشد مگر اینکه گفتند: «او ساحر است یا دیوانه!» (۵۲) آیا یکدیگر را به آن سفارش می‌کردند (که همه چنین تهمتی بزنند)؟! نه، بلکه آنها قومی طغیانگرند. (۵۳)}.

ای علمای امت؛من در قرآن درباره اینکه مردم به یکدیگر سفارش کرده باشند که همگی این جواب واحد را به رسولان خداوند بدهند ؛ چیزی پیدا نمی کنم؛ اما از آنجا که انجام سحر در هیچ زمان و مکانی ممنوع نشده است؛ سحر تخیل باعث کافر شدن مردم نسبت به رسولان خداوند و نشانه های خارق العاده او شده است .چون مردم قادر به تشخیص بین سحر و معجزه نیستند . می گویم سحر تخیلی(چشم بندی)مانند سراب است که تشنه آن را آب واقعی می پندارد؛ درست مثل این است که با چشم آب را بدون شک و تردید می بیند؛ تا اینکه به آن می رسد و چیزی پیدا نمی کند و هیچ صحت نداشته و حتی یک ذره نیز اثری از حقیقت در آن نیست؛ اما ترس مردم از ساحران مانع تشخیص آن می شود؛ و مردم قادر به تشخیص فرق بین معجزه و سحر نیستند چون ساحران با سحر بزرگی که دربرابر مردمان به نمایش در می آورند آنها را به هراس می اندازند؛ اما آن سحر در واقعییت هیچ اساسی از حقیقت ندارد درست مانند ساحران فرعون که در روز عید( یوم الزینة)مردم را به هراس انداخت.در آن روز مردم را جمع کردند تا ساحر بودن موسی را به مردم نشان دهند؛ ساحران ریسمان ها و طناب های خود را افکندند و در چشم مردم آنها را به صورت مارهایی که حرکت می کردند نشان دادند؛ و با سحر عظیمی که دربرابر مردم به نمایش در آوردند آنها رابه هراس انداختند؛ حتی نبی خداوند موسی نیز ریسمان ها را همانند مارهایی دید که حرکت می کنند و درنزد خود هراسان شد که نکند عصای او نیز مانند چوبهای آنها باشد( مار حقیقی نباشد) پس خداوند قلب او را آرام ساخت(سکینه) موسی عصای خود را افکند تا واقعا به یک مار بزرگ تبدیل شود؛ نه اینکه به چشم مردمان مار به نظر بیاید ؛ مار زنده به چوب ها و ریسمان های ساحران حمله کرد و آنها را به دهان گرفت و بلعید و ساحران سجده کنان به زمین افتادند، با توجه به سابقه ساحری که داشتند؛ دریافتند نشانه موسی سحر نیست بلکه معجزه حقیقی و واقعی است که عصاها و ریسمان های آنها را بلعیده است ؛ آنها تا آن زمان ماری به آن سترگی و شدت ندیده بودند.اما فرعون گفت که موسی ؛ بزرگ آنهاست که سحر را به ساحران یاد داده است چرا که فرعون قادر به تفکیک بین سحر و معجزه نبود.
اگر من درمیان آنها بودم حکم داده و می گفتم: ای فرعون به ساحران و به موسی فرمان بده تا سر مارهای خود را بگیرند؛ سپس جلوبیا و دست خود را به دم مارها بکش تا مار حقیقی را با لمس کردنش بشناسی و زیر دستت احساس کنی ؛ اگر دمش را با دست خود فشار دهی ؛ تکان خواهد خورد چرا که علیرغم اینکه فقط یک عصا بود حال مار واقعی و زنده است و بین لمس عصا و مار اختلاف زیادی هست؛ پس صفات ( وصف) مار را در عصای موسی که با قدرت کن فیکون خداوند به ماری آشکار و حقیقی و واقعی تبدیل شده است پیدا خواهی کرد.
اما چوبها و ریسمان های ساحران تغییر نکرده و تنها د رخیال تبدیل- به مار- شده اند –و با لمس آنها درخواهد یافت که ماهیت آنها تغییر نکرده است در عالم واقعیت وقتی آنها را لمس کنی باز هم چوب و عصا هستند وبا دست زدن به آنها می فهمد آنها عصای خشک و جامدند و در عالم واقعیت مثل عصای موسی که صلوات و سلام بر او باد ؛ تغییر نکرده اند.کفار قریش نیز چنین بودند؛ چون از سحر آگاهی قبلی نداشتند؛ حتی اگر بادست خود معجزه را به صورت واقعی و حقیقی لمس می کردند باز هم منکر آن می شدند و خداوند تعالی می فرماید:
{وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَـٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].{اگر ما نامه‌ای روی صفحه‌ای (کتابی از کاغذ ) بر تو نازل کنیم، و آن را با دستهای خود لمس کنند، باز کافران می‌گویند: «این، چیزی جز یک سحر آشکار نیست}

ای رهبران جهان ؛ به راستی که سحر باعث شد مردمان گذشته آیات خداوند را سحر آشکار دانسته و به آنها کافرشوند و این موجب هلاکت آنها شد؛ من ازتمام ساحرانی که درگوشه و کنار جهان و د رهر شهر و روستایی که بشر در آن زندگی می کند ،هستند دعوت می کنم که پیش از آنکه به دست خداوند هلاک شوند به سوی الله توبه کنند؛ و یک نفر از کسانی که سرپیچی و استکبار ورزد جان بدر نخواهد برد.
ای علمای امت؛ شما را چه می شود؟چرا از گفتگو می گریزید وبخصوص آنان که ازسخنان من مطلع شده اید بازهم سکوت اختیار می کنید؟اگر می بینید من به حق مهدی منتظرم؛ پس برشماست که به حق شهادت دهید و با وجود دانستن واقعیت آن را پنهان نکنید، و اگر درباره من اطمینان حاصل نکرده اید؛ بعد از گفتگو با من درخواهید یافت که به اذن الله دانش من از کتاب خداوند بیش تر از شماست ؛ چه کسی بین شما هست که بتواند بگوید حتی یک حرف به من آموخته است؟ و عاقبت امور با خداست.

ای علمای مسلمین؛ بدانید که مهدی منتظر واقعی در علم کتاب از شما آگاه تر است. هیچ کس نیست که از کتاب خداوند با او بحث کند مگر آنکه او با حقی روشن و واضح ازآیات قرآن حکیم بر او چیره شود؛ آیات محکمی که انحراف از آن باعث هلاکت است. ای علمای امت اسلامی که به قرآن عظیم مؤمنید ؛ هرکس که مرا تکذیب کند امتحان کند .من کتاب جدیدی برایتان نیاورده ام؛ بلکه کتاب خداوند را که در دستانتان است برایتان تشریح و بیان می کنم؛ من بدعت گذار نیستم بلکه تابع آن چیزی هستم که برآخرین رسول و نبی خداوند محمد رسول الله- که افضل ترین سلام و صلوات بر او و خادندانش باد- و برای تمام مردم نازل شده است.
اینچنین است که شیاطین از طریق کسانی که بدون علم و هدایت و کتابی روشنگر ادعای مهدویت می کنند مکر نموده اند ؛ ولی من مهدی هستم که دعوت کننده به سوی الله است ؛ بابصیرتی که از جانب پروردگارم به سوی من و هرکسی که از من پیروی کند آمده است؛ پس چرا مرا تکذیب می کنید؟ اگر مرا گمراه می بینید و اگر راست می گویید؛ به من آگاهی داده و راهنماییم کنید تا به سوی حق هدایت شوم؟ اگر راست می گویید ،برایم کتاب هدایت گر تر از کتاب خداوند قرآن بیاورید؟ اما ای علمای امت اعم از مسلمان و مسیحی و یهود؛ اگر چنین نکرده و بازهم به انکار امر من ادامه بدهید؛شما را به مباهله دعوت خواهم کرد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که : {فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ} صدق الله العظيم [آل عمران:61].

{ هرگاه بعد از علم و دانشی که به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.}

المهديّ المنتظَر الإمام ناصر محمد اليماني

ليست هناك تعليقات:

إرسال تعليق