
بیان صبغة الله(رنگ خداوند )، فطرتى كه خدا همه را بدان فطرت آفريده است و در آفرينش تغييرى نيست..
الإمام ناصر محمد اليماني
5 - 7 - 2011
2:36 am
ــــــــــــــــ
18670
نوشته اصلی توسط محبة النبی- علما در باره "الصبغة" در این فرمایش خداوند "" صبغة الله ومن أحسن من الله صبغة" دو تفسیر را بیان کرده اند اول آن را به معنای دین تفسیر نموده اند و دوم آن را آفرینشی دانسته اند که خداوند برای انسان مقرر داشته است کدام یک از این تفاسیر درست است؛ من به جواب این سؤال نیاز مبرم دارم و از مدیران پایگاه خواهش می کنم که این سؤال را برای امام مطرح نمایند و یا اگر بیانی برای تفسیر آیه ذکر شده وجود دارد مرا مطلع نمایند.
بسم الله الرحمن الرحيم والصلاة والسلام على جدي محمد رسول الله وآله الأطهار وكافة أنصار الله الواحد القهار في كل زمان ومكان إلى اليوم الآخر..
سلام خداوند بر شما انصار پیشگام برگزیده و عزیزم و سلام خداوند بر تمام انسان های حق جویی که از این پایگاه دیدار میکنند؛ السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، وسلام على المرسلين والحمد لله رب العالمين..
ای کسی که درباره "صبغة الله " که خداوند بندگانش را بر آن خلق کردهسؤال کرده ای، جز این نیست که منظور از "الصبغة" فطرتی است که خداوند انسان را برآن فطرت آفریده است؛ واین فطرت کلمه "لا إله إلا الله وحده لا شريك له" است که از ازل و روز اول آفرینش انسان از گل ؛روزی که خداوند پدر ما آدم وهمراهش ذریه او را از گل آفرید ؛ انسان را بر آن فطرت قرار داد . گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ ﴿١٢﴾ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ﴿١٣﴾ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ ۚ فَتَبَارَكَ اللَّـهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ﴿١٤﴾ }صدق الله العظيم [المؤمنون]
{و ما انسان را از عصارهای از گِل آفریدیم؛ (۱۲) سپس او را نطفهای در قرارگاه مطمئن [= رحم] قرار دادیم؛ (۱۳) سپس نطفه را بصورت علقه [= خون بسته]، و علقه را بصورت مضغه [= چیزی شبیه گوشت جویده شده]، و مضغه را بصورت استخوانهایی درآوردیم؛ و بر استخوانها گوشت پوشاندیم؛ سپس آن را آفرینش تازهای دادیم؛ پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است! (۱۴)}
سؤال که مطرح می شود این است که آیا خداوند تعالی د:راین فرموده از "آدم" سخن می گوید : { وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ ﴿١٢﴾ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ﴿١٣﴾ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ ۚ فَتَبَارَكَ اللَّـهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ﴿١٤﴾ }صدق الله العظيم ؟
{و ما انسان را از عصارهای از گِل آفریدیم؛ (۱۲) سپس او را نطفهای در قرارگاه مطمئن [= رحم] قرار دادیم؛ (۱۳) سپس نطفه را بصورت علقه [= خون بسته]، و علقه را بصورت مضغه [= چیزی شبیه گوشت جویده شده]، و مضغه را بصورت استخوانهایی درآوردیم؛ و بر استخوانها گوشت پوشاندیم؛ سپس آن را آفرینش تازهای دادیم؛ پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است! (۱۴)}
جواب این است که منظور ذریه آدم علیه الصلاة و السلام است؛ چون خلق ذریه آدم همراه با خلقت پدرشان آدم علیه الصلاة و السلام صورت پذیرفت و خداوند تعالی می فرماید:
{ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِى بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ }صدق الله العظيم [النجم:32]
{او نسبت به شما از همه آگاهتر است از آن هنگام که شما را از زمین آفرید و در آن موقع که بصورت جنینهایی در شکم مادرانتان بودید}
به شروع پدید آمدن انسان منوی( انسانی که از نطفه خلق شده است) نگاه کنید:
{ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِى بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ
صدق الله العظيم
او نسبت به شما از همه آگاهتر است از آن هنگام که شما را از زمین آفرید و در آن موقع که بصورت جنینهایی در شکم مادرانتان بودید}
ولی خلقت اول ما پدید آمدن انسان منوی است،و خداوند با آنها با زبانی فطرتی که بر اساس آن انسانها آفریده شده اند با آنان سخن می گوید:
{أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}صدق الله العظيم [الأعراف:172]
{«آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: آری}
و این همان صبغة الله ( رنگ خداوند ) است که انسان ها را براساس آن آفریده است تا همگی مؤمن بوده و به پروردگارشان شرک نیاورند و این امت هایی که خداوند با آنها سخن می گوید در صلب و پشت (آدم) قرار داشتند و خداوند از این دنیای "منوی" عهد ازلی را می گیرد . خداوند تعالی می فرماید:
{ وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ (172) أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ (173) وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (174) }صدق الله العظيم [الأعراف]
{وزمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خویشتن ساخت؛ «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، گواهی میدهیم!» (مبادا) روز رستاخیز بگویید: «ما از این، غافل بودیم؛ (و از پیمان فطری توحید بیخبر ماندیم)»! (۱۷۲) یا بگویید: «پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، ما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم؛ آیا ما را به آنچه باطلگرایان انجام دادند مجازات میکنی؟!» (۱۷۳) این گونه، آیات را توضیح میدهیم؛ و شاید به سوی حق بازگردند (۱۷۴)}
این عهد و میثاقی است که در آن روزبه تمام انسانهای منوی داده شده است ،هنگامی که خداوند آنها را مورد خطاب قرار داده و به آنها فرمود: { أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، گواهی میدهیم!»}.به این معنی که آنها شهادت دادند که خداوند ؛ پروردگار و خالقشان است و خدایی جز او نیست و شریکی ندارد. انسان منوی از هدف خلقت خود آگاه بود و می دانست باید خداوند را به یکتایی و بدور از شرک عبادت کند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنْ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ }صدق الله العظيم [البقرة:138]
{رنگ خدایی و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت میکنیم.}
یعنی فطرتی که خداوند انسان را براساس آن آفریده است و هدفی که خداوند انسان را برای آن خلق کرده است تغییر نمی کند و خداوند تعالی می فرماید:
{ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ }صدق الله العظيم [الروم:30]
{پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این است آیین استوار؛ ولی اکثر مردم نمیدانند! }
به این معنی که خداوند همه آنها را برای این آفریده است که او را به یگانگی و بدون شرک عبادت نمایند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است: { فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ صدق الله العظيم پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست } یعنی هدفی که بخاطر آن آفریده شده اند تغییر نمی کند. گواه آن فرموده خداوند عالی است که :
{وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (56)}صدق الله العظيم [الذاريات]
{ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند}
وسراغ این عهد ازلی می رویم که در روز قیامت به انسان یادآوری خواهد شد . خداوند تعالی می فرماید: { وجيء يومئذ بجهنم يومئذ يتذكر الإنسان وأنى له الذكرى }صدق الله العظيم [الفجر:23]
{ در آن روز جهنم را حاضر میکنند؛ در آن روز انسان متذکّرمی شود ؛ امّا اين تذکّر چه سودى براى او دارد؟!}
انسانی که از یاد خداوندش روبرگردانده است؛این عهد ازل و قدیمی را که به یاد آورد سؤال می کند:
{ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا }صدق الله العظيم [طه:125]
{ میگوید: پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم}
و براستی که این زمانی است که انسان عهد ازلی و قدیمی را به یاد می آورد و در می یابد که به بدون شرک به پروردگارش ایمان داشته است؛ برای همین است که می گوید:
{ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا میگوید: پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم }صدق الله العظيم .یعنی در زمانی که خداوند انسان را بر اساس فطرت الهی اش خلق کرد او بینا و آگاه بود. اما بعد از اینکه خداوند برای انسان حجت آورد - واین حجت زمانی بر علیه او اقامه شد که زاده وبالغ شد -از یاد خداوند خود روبرگرداند. خداوند تعالی می فرماید:
{ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ ﴿١٢٤﴾ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥﴾ قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ ﴿١٢٦﴾ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بِآيَاتِ رَبِّهِ ۚ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَىٰ ﴿١٢٧﴾ }صدق الله العظيم [طه]
{و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور میکنیم!» (۱۲۴) میگوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم!» (۱۲۵)میفرماید: «آن گونه که آیات من برای تو آمد، و تو آنها را فراموش کردی؛ امروز نیز تو فراموش خواهی شد!» (۱۲۶) و این گونه جزا میدهیم کسی را که اسراف کند، و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد! و عذاب آخرت، شدیدتر و پایدارتر است! (۱۲۷)
ممکن است کسی بخواهد سخنان مرا قطع کرده و سؤال کند ای برادر منظور این است که انسان در همین دنیا بینا بوده و بعد از تولد و بلوغ ؛ از یاد پروردگارش روگردان شده است .امام مهدی ناصرمحمد یمانی در جواب می گوید: گوش کن ؛ خداوند هدایتت کند؛ نمی شود در کتاب خداوند قرآن عظیم تناقض وجود داشته باشد. به فرمایش خداوند تعالی توجه کن که می فرماید:
{ وَمَن كَانَ فِي هَـٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي ٱلآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلاً(72) }صدق الله العظيم [الإسراء]
{ اما کسی که در این جهان نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است}
بنابراین کسانی که از یاد پروردگارشان روگردانده اند؛ عهد خود با پروردگارشان را در زمان ازلی و قدیم که همگی از گل آفریده شدند؛ به یاد می آورند:
{ وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ (172) أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ (173) وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (174) } صدق الله العظيم [الأعراف]
{وزمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خویشتن ساخت؛ «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، گواهی میدهیم!» (مبادا) روز رستاخیز بگویید: «ما از این، غافل بودیم؛ (و از پیمان فطری توحید بیخبر ماندیم)»! (۱۷۲) یا بگویید: «پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، ما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم؛ آیا ما را به آنچه باطلگرایان انجام دادند مجازات میکنی؟!» (۱۷۳) این گونه، آیات را توضیح میدهیم؛ و شاید به سوی حق بازگردند (۱۷۴)}
کتاب تفسیر البغوی در تفسیر سوره طه"
تفسیر فرموده خداوند تعالی: قال رب لم حشرتني أعمى وقد كنت بصيرا "
{ قال رب لم حشرتني أعمى وقد كنت بصيرا (125) قال كذلك أتتك آياتنا فنسيتها وكذلك اليوم تنسى (126) وكذلك نجزي من أسرف ولم يؤمن بآيات ربه ولعذاب الآخرة أشد وأبقى (127) }
(قال رب لم حشرتني أعمى وقد كنت بصيرا) با چشم ظاهر و یا با بصیرت بینا بودم ( گفت چنین است) یعنی همان طور که (آیات ما آمد و فراموششان کردی) و آنها را رها کرده و از آنها روبرگرداندی( به همان ترتیب امروز فراموش می شوی) و در آتش رها خواهی شد. قتاده می گوید: حین اعطای خیر فراموش می شوند اما عذابشان فراموش شدنی نیست( و همینطور) یعنی و همانطور که ما کسی را که ازقرآن روبرگرداند( هرکس که اسراف کند را مکافات می کنیم) شرک هم همین طور است[ص:302]( و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد؛ عذاب آخری شدید تر است) از هر عذابی که در دنیا و قبر متحمل می شوند( و این عذاب پایدار است) و ادامه می یابد.
به تفسیر القدیر نگاه کنید:
گفت پروردگارا چرا مرا نابینا محشورم کردی من که بینا بودم( در دنیا) (125) میفرماید: «آن گونه که آیات من برای تو آمد، و تو آنها را فراموش کردی؛ امروز نیز تو فراموش خواهی شد!» (۱۲۶)
به تفسیر القرطبی نگاه کنید:
قال رب لم حشرتني أعمى وقد كنت بصيرا (125)
{ قال رب لم حشرتني أعمى } یعنی به چه گناهی مرا با نابینا یی تنبیه کردی { و قد کنت بصیرا} یعنی در دنیا بینا بودم؛ اگار که هیچ گناهی در دنیا مرتکب نشد است. ابی عباس و مجاهد می گویند: یعنی چرا {مرا نایبنا محشور کردی} از حجتم و { من بینا بودم} یعنی از حجت خود خبر داشتم. القشیری : و بعید است که برای کافر در این دنیا حجتی نباشد. گفت آن گونه که آیات من برای تو آمد، و تو آنها را فراموش کردی؛ امروز نیز تو فراموش خواهی شد
به آنان می گوییم خداوند کسانی را که قرآن را براساس ظن و گمان تفسیر کرده اند بیامرزد که ظن کسی را از حق بی نیاز نمی کند. بهتر بود برای تفسیر این آیه درنگ می کردند تا زمانش فرا رسد؛ زمانی که ( با پیشرفت علم) کشف شده باشد که بشر در زمان خلقت آدم در پشت او حاضر بوده و خداوند از آنها عهد ازلی گرفته است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ (172) أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ (173) وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ( 174 ) }صدق الله العظيم [الأعراف]
{وزمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خویشتن ساخت؛ «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، گواهی میدهیم!» (مبادا) روز رستاخیز بگویید: «ما از این، غافل بودیم؛ (و از پیمان فطری توحید بیخبر ماندیم)»! (۱۷۲) یا بگویید: «پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، ما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم؛ آیا ما را به آنچه باطلگرایان انجام دادند مجازات میکنی؟!» (۱۷۳) این گونه، آیات را توضیح میدهیم؛ و شاید به سوی حق بازگردند (۱۷۴)}
اما کسانی که ندانسته به خداوند نسبت می دهند فتوا داده اند که منظور این است که انسان بعد ازآنکه از مادرش متولد شد و به بلوغ رسید بینا بوده است. سریع برایشان حجت آورده می شود چون آنها با تفسیر بر پایه گمان خود باعث شده اند کتاب خداوند قران عظم متناقض بنظر برسد. تفسیر آنها با این فرموده خداوند تعالی در تناقض است که می فرماید:
{ وَمَن كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً(72) }صدق الله العظيم [الإسراء]
{ اما کسی که در این جهان نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است}
آیا این نقض تفسیری نیست که الغوی و دیگران برای این آیه کرده اند؟
{ قال رب لم حشرتني أعمى وقد كنت بصيرا [أي في الدنيا] (125) قال كذلك أتتك آياتنا فنسيتها وكذلك اليوم تنسى (126) }[طه]
ای کسانی که کلام خداوند را بر اساس ظن و گمان تفسیر می کنید از خدا بترسید؛ ظن و گمان کسی را از حق بی نیاز نمی کند. اما امام مهدی از همین قرآن و به آیات محکمی که هم برای علما و هم برای مسلمانان عادی روشن است برهان می آورد وآیات را با کمک آیات دیگر بطور مفصل توضیح می دهد.من از پیش خودم و با ظن و گمان چیزی نمی گویم؛ بلکه هر چه که عنوان می کنم بی شک و تردید از جانب خداوند است. ای مردم پس کی می خواهید حق را از باطل تشخیص دهید؟ به خداوند قسم که در میان تمام علمای مسلمین بجز امام مهدی کسی را پیدا نخواهید کرد که قرآن را به حق تفسیر نماید و من راست می گویم. و بخاطر آنکه من به حق سخن می گویم هر بار بر شکاکان غلبه می کنم و به حق برایشان حجت اقامه می نمایم؛ پس یا حق را پذیرفته و هدایت می شوند و یا بعد از اینکه برایشان روشن شد ناصر محمد یمانی به حق سخن گفته و راه راست را نشان می دهد از آن رو برمی گردانند. شاید یکی از کسانی که از خواندن بیانات خسته می شوند بگویند ای ناصر محمد یمانی بیاناتت طولانی است و ما تنها قسمتی از آن را خوانده و باقی را رها می کنیم.پس امام مهدی در پاسخشان همان را که خداوند فرمان داده بگوییم ؛ می گوید:
{ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ﴿٦٨﴾ }صدق الله العظيم [ص]
{بگو: «این خبری بزرگ است، (۶۷) که شما از آن رویگردانید! (۶۸)}
به خداوند قسم که اگر قلبتان با شوق زیاد در پی یافتن حق بود از تدبر و تفکر در بیان حق قرآن عظیم خسته نمی شدید و ای مردم امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی تنها یک عالم دینی نیست؛ بلکه خلیفه خداوند است که از جانب او برانگیخته شده است تا آیاتش را برایتان به تفصیل بیان نماید ؛ باشد که به حق بازگشته و پروای الهی پیشه نمایید. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ( 174 ) }صدق الله العظيم [الأعراف]
{ این گونه، آیات را توضیح میدهیم؛ و شاید به سوی حق بازگردند}
ای امت اسلامی ؛ ای حجاج خانه خدا؛ تا کی می خواهید از حقی که خداوند برایتان فرستاده است رو برگردانید؟ ما که شما را به سوی کتاب جدیدی دعوت نمی کنیم؛ بلکه شما را به پیروی از قرآن مجید فرامی خوانیم تا به راه خداوند عزیز و حمید هدایتتان کنیم؛ آیا به قرآن عظیم ایمان دارید یااز زمان نزول قرآن زمانی طولانی بر شما گذشته و قلبهایتان قساوت پیدا کرده است؟ و خداوند تعالی می فرماید:
{ أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّـهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ (16) } صدق الله العظيم [الحديد]
{آیا وقت آن نرسیده است که دلهای مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حقّ نازل کرده است خاشع گردد؟! و مانند کسانی نباشند که در گذشته به آنها کتاب آسمانی داده شد، سپس زمانی طولانی بر آنها گذشت و قلبهایشان قساوت پیدا کرد؛ و بسیاری از آنها گنهکارند!}
به راستی که خداوند به شما مسلمانان این زمان خطاب می فرماید... ای کسانی که در این دوران زندگی کرده و به قرآن ایمان دارید.. از زمان نزول قرآن عظیم تا زمان برانگیخته شدن مهدی منتظر زمانی طولانی بر شما گذشته است؛ همان گونه که بعد از نزول تورات و انجیل تا برانگخته شدن نبی امی زمان زادی گذشته بود و قلبهای آنان سخت شده و از ذکر خداوند دور شده بود پس مانند آنها نباشید و قلب هایتان را به روی بیان حق قرآن عظیم گشوده و در برابر آن خاشع باشید. واقعا در تعجبم که آیا کوه ها سخت تر هستند با قلب بندگان؟ و خداوند تعالی می فرماید:
{ لَوْ أَنزلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الأمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (21) هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ (22) هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ (23) هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الأسْمَاءُ الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (24) }صدق الله العظيم [الحشر]
{ اگر این قرآن را بر کوهی نازل میکردیم، میدیدی که در برابر آن خاشع میشود و از خوف خدا میشکافد! اینها مثالهایی است که برای مردم میزنیم، شاید در آن بیندیشید! (۲۱) او خدایی است که معبودی جز او نیست، دانای آشکار و نهان است، و او رحمان و رحیم است! (۲۲) و خدایی است که معبودی جز او نیست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عیب پاک ومنزّه است، منزّه از هر عیب و ناشایست، ، امنیّت بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندی شکستناپذیر که با اراده نافذ خود هر امری را اصلاح میکند، و شایسته عظمت است؛ خداوند منزّه است از آنچه شریک برای او قرارمیدهند! (۲۳) او خداوندی است خالق، آفرینندهای بیسابقه، و صورتگری (بینظیر)؛ برای او نامهای نیک است؛ آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او میگویند؛ و او عزیز و حکیم است! (۲۴)}
وسلامٌ على المرسلين والحمد ُلله رب العالمين..
عبد الله، والخليفة في الأرض الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
ليست هناك تعليقات:
إرسال تعليق