الجمعة، 24 فبراير 2017

امام مهدی با برهان علمی از نزد پروردگارش به ابوهبه پاسخ می‌دهد؛سومین پاسخ



الإمام ناصر محمد اليماني
08 - 02 - 1436 هـ
30 - 11 - 2014 مـ
1393-09-10ه.ش.
09:52 صباحاً
ــــــــــــــــــ


اولین پاسخ امام مهدی به متفکر اسلامی ابو 
هبة ؛ خداوند از قلب او آگاه است پس از او ( خداوند ) برحذر باشد 


بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من الجنّ والإنس من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله وجميع المؤمنين في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، أما بعد..
متفکر و محقق اسلامی جناب ابا هبة خواهیم دانست کدام یک باهوش و کدامیک کودنیم و کدامیک از ما کلام خداوند را از موضعش جابجا کرده و آن را تحریف می کند؛ همانند تحریف بیان حق این فرمایش خداوند تعالی:
{وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ ۗ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (54) وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّىٰ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ (55)} صدق الله العظيم [الحج].
{(تا ) کسانی که علم بدانان عطا شده بدانند این حقّی است از سوی پروردگارت، و در نتیجه به آن ایمان بیاورند، و دلهایشان در برابر آن خاضع گردد؛ و خداوند کسانی را که ایمان آوردند، بسوی صراط مستقیم هدایت می‌کند. (۵۴) کافران همواره در باره آن در شکّ هستند، تا آنکه روز قیامت بطور ناگهانی فرارسد، یا عذاب روز عقیم به سراغشان آید! (۵۵)}
فرموده خداوند تعالی را می آوریم:
{وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ ۗ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (54)} 
صدق الله العظيم{ تا کسانی که علم بدانان عطا شده بدانند این حقّی است از سوی پروردگارت، و در نتیجه به آن ایمان بیاورند، و دلهایشان در برابر آن خاضع گردد؛ و خداوند کسانی را که ایمان آوردند، بسوی صراط مستقیم هدایت می‌کند}
در اینجا خداوند از کسانی سخن می گوید که از هنگام نزول قران در همه زمانها (عصور ) و مکانها به آن ایمان آورده و آنان متدبران و متفکران در قرآن هستندآنان منتظر معجزات خارق العاده نبودند تا به آن ایمان بیاورند؛ بلکه با عقل و منطق در آن اندیشه می کردند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ (29)} صدق الله العظيم [ص].
{این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند!}
اما کسانی که اهل تدبر و تفکر نیستند، در هر برهه زمانی و در هرجایی که باشند (در هر زمان و مکان ) ، درباره حقیقت این قرآن بزرگ دچار شک و تردیدند ، تا زمانی که یا مرگشان فرا برسد و ویا در زمانی که هنوز زنده اند گرفتار عذاب روز بی فرجام(یوم  عقیم) شوند و شکشان به یقین مبدل گردد؛ پس مقصود از کلام را تغییر نده و آن را تحریف مکن . گفتگوی بین من و علی سالم درباره مؤمنان به قرآن عظیم نبود؛ بلکه در مورد کسانی که به حقیقت این قرآن شک داشتند برایش حجت می آوردم که قبل از برپایی قیامت وبا رسیدن موعد عذاب در "یوم عقیم" ، شک آنان برطرف خواهد شد و آنگاه می گویند:
{رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (12)} صدق الله العظيم [الدخان].
{پروردگارا! اين عذاب را از ما دور كن كه ما مؤمنيم (۱۲) }
ولی تو آیه ای را در بیان ادغام کرده ای که اصلاً بیان آن برای علی سالم ؛ مورد منظور ما نبود . یعنی این فرموده خداوند تعالی :{وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ ۗ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (54)} صدق الله العظيم{ کسانی که علم بدانان عطا شده بدانند این حقّی است از سوی پروردگارت، و در نتیجه به آن ایمان بیاورند، و دلهایشان در برابر آن خاضع گردد؛ و خداوند کسانی را که ایمان آوردند، بسوی صراط مستقیم هدایت می‌کند} .، هر چند که تو آیه را به همراه آیه مورد نظر ما آوردی، به نظر می رسد علی سالم از تو تیزهوش تر است چون او می دانست منظور ما فقط بیان این فرموده خداوند تعالی است:{وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّىٰ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ (55)} صدق الله العظيم [الحج].
{ کافران همواره در باره آن در شکّ هستند، تا آنکه روز قیامت بطور ناگهانی فرارسد، یا عذاب روز عقیم به سراغشان آید! (۵۵)}
اما توآیه قبلی را گرفته و گفتی که چگونه آن را با بیان ناصر محمد یمانی وفق دهیم؟ با اینکه شاید می دانستی منظور من بیان آیه مربوط به مؤمنان نیست؛ بلکه آیه ای را بیان نمودیم که مربوط به شکاکان است که به آیات پروردگارشان در محکمات کتابش یقین ندارند و با دیدن نشانه دود آشکار"دخان مبین" شکشان به یقین مبدل می گردد و سپس می گویند:
{وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّىٰ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ (55)} صدق الله العظيم [الحج].
{ کافران همواره در باره آن در شکّ هستند، تا آنکه روز قیامت بطور ناگهانی فرارسد، یا عذاب روز عقیم به سراغشان آید! (۵۵)}
بعد از آنکه شکشان به یقین مبدل شد می گویند:
{رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (12)} 
صدق الله العظيم [الدخان].
{پروردگارا! اين عذاب را از ما دور كن كه ما مؤمنيم (۱۲) }
اما شما تلاش می کنی در بیانات امام مهدی ناصر محمد یمانی ایرادی پیدا کنی ولو اینکه به قیمت تحریف بیان و تغییر موضع آن باشی.

أبا هبة، به خداوندی که جز او خدایی نیست قسم؛ اینکه چه کسی حق جو است و چه کسی درمورد بیان حق قرآن عظیم شک و تردید کند ؛ برما پوشیده نیست؛ لذا جهالت تو را با قرآن عظیم ثابت می کنیم.به داستانی که در زیر می آوریم توجه کن چون درباره کسانی همانند توست:درمیان صحابه محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم کسانی بودند که تا جایی که می توانستند؛آیات قرآن را حفظ می کردند و سپس برای اجرایی کردن حدیث محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم[ بلغوا عني ولو آية :ولو یک آیه هم باشد آنرا به جای من ابلاغ کنید] می رفتند تا آنها را به مردم ابلاغ نمایند.مومنان مبلغ گاهی با افراد جاهلی برخورد می کردند که وقتی ایات پروردگار برایشان خوانده می شد ؛ یقین نیاورده ودر آیات تدبر نمی نمودند، بلکه می گفتند": ما ایمان نمی آوریم مگر اینکه نبی را ببینیم و صورت او را نگاه کرده و آین ایات را از خود ایشان بشنویم". و سپس به همراه دعوت کنندگان به دیدار نبی می رفتند؛ اما با کمال تأسف تغییری در وضعیتشان رخ نمی داد و قلبشان هدایت نمی شد .چون هدایت که بر اساس دیدن چهره نبی یا شنیدن صدای ایشان نیست.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يَعْقِلُونَ (42) وَمِنهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يُبْصِرُونَ (43) إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَلَـكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (44)} صدق الله العظيم [يونس].
{ گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرامی‌دهند (؛ امّا گویی هیچ نمی‌شنوند و کرند)! آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟! (۴۲)و گروهی از آنان، به سوی تو می‌نگرند آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟! (۴۳) خداوند هیچ به مردم ستم نمی‌کند؛ ولی این مردمند که به خویشتن ستم می‌کند! (۴۴)}
آیا شنیدن صدای نبی پیامبر منجر به هدایتشان شد؟ آنها هدایت نشدند چون درآیات پروردگار که برای آنان خوانده میشد اندیشه نمی کردند.درمورد امام مهدی هم چنین است؛ به خداوند قسم أبا هبة اگر بیانات حق این پایگاه مبارک،ترا به سوی حق هدایت نکند؛ حتی اگر هزار سال هم عمر کنیم و در این مدت تو همراه امام مهدی ناصر باشی و شب و روز آیات قرآن را برایت بخوانیم و بیان آن را از غیب و از حفظ برایت بیاوریم؛ هدایت نخواهی شد؛ چون اصلاً دربیان حق قرآن تدبر و اندیشه نمی کنی . بلکه گمان می کنی راه هدایت، دیدن چهره و شنیدن صدای ناصر محمد یمانی است و برای همین هم این قدر اصرار داری که صوت و تصویر زنده او را ببینی؛ فرقش چیست؟آیا ناصر محمد یمانی بعد از گذاشتن صوت و تصویر زنده و مستقیم خود؛ با حجتی غیر از اینکه اکنون در پایگاه خود در دوران "گفتگو قبل از ظهور" بیان می کند، برایتان خواهد آورد؟ممکن است أبا هبة بخواهد بگوید:" نه ما می خواهیم بدانیم بیانات را چگونه می دانی و چگونه آنها را دریافت می نمایی؟ آیا حافظ قرآنی یا از روش جستجو استفاده می کنی؟" در پاسخت به حق می گوییم: این حماقت بزرگی است أباهبة! انگار من وحی جدیدی ازپروردگارعالمیان برایتان آورده ام! بلکه من با همان آیاتی که علمای شما قبل از برانگیخته شدن امام مهدی ناصر محمد یمانی در سینه های خود از حفظ دارند؛ به سویتان آمده ام؛ اما با کمال تأسف آنها مانند چهارپایی می مانند که کتاب هایی را برپشت خود حمل می کنند ؛ اما نمی دانند در آنها چیست(اشاره به آیه کریمه:مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَ‌اةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ‌ يَحْمِلُ أَسْفَارً‌ا ۚ بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّـهِ ۚ وَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٥﴾ سوره الجمعة)! با تمام احترامی که برای علمای مسلمین قائل هستم؛ اما این عین حقیقت است.

ای مرد؛ کسانی که قرآن را حفظ بوده و آن را تفسیر می کنند ؛ تفسیرشان چگونه است؟ فرق تفسیر آنها از قرآن و بیان امام ناصر محمد یمانی از قرآن، تفاوت بین تارکی و و نور و فرق بین حق و باطل است؛ حتی جای مقایسه هم ندارد.


سؤالی که مطرح می شود این است که چگونه ناصرمحمد یمانی می توند بدون آنکه قرآن را ازحفظ داشته باشد؛قرآن را با خود قرآن و به تفصیل؛ بیان کرده و تفسیر نماید؟در پاسختان به حق می گوییم: به خدایی که جز او خداوندی نیست قسم،پروردگارم کلماتی را به من الهام می کند که برخی از آنها از علم من است و برخی از کلمات را به یقین نمی دانم حقاً در قرآن وجود دارند یا وسوسه شیطان هستند! باید قلبم مطمئن شود. پس با استفاده ازموتور جستجوی گوگل بررسی می کنم، کلمات در قرآن وجود دارند یا خیر؛ من معذورم چون قرآن را حفظ نیستم، و سپس دقیقاً آیه مطلوب پیدا می شود؛ سپس نگاه می کنم در کدام سوره است و شماره آیه کدام است و برای اطمینان از صحت آیه آن را در برخی از پایگاه های مختص به قرآن بررسی می کنم. سحان ربی! پروردگارم کلمات جستجو را به من الهام می نماید نه تمام آیه را؛ برخی کلمات را می دانم در قرآن هست ولی از برخی دیگر مطمئن نیستم تا اینکه آنها را در آیات محکم قرآن پیدا کنم.
به هرحال؛ أبا هبة،اینکه ناصر محمد چگونه بیان قرآن را آموخته است به تو ارتباطی ندارد؛ این امرنباید برایت مهم باشد؛چون تو اساساً هیچ وحیی را برای ناصر محمد یمانی باور نمی کنی تا اینکه از آیات قرآن عظیم با تو گفتگو کند؛ پس چرا خودت را مشغول دانستن نحوه الهام وحی تفهیمی به ناصر محمد می کنی؟ با کمال احترامی که برای أبا هبة قائلم؛ اما این حماقت بزرگی است. آنچه که بین من و تواست از کلام خداوند و سنت رسول(قال الله وقال رسوله) می باشد ومن نه وحی جدیدی در نزد خود دارم و نه حتی یک کلمه و یا یک حرف غیر از آنچه که بر آخرین نبی و رسول خداوند محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم نازل شده است.
درمورد اینترنت جهانی؛ این بهترین وسیله برای گفتگو با علمای امت و مفتیان کشورها در دوران"گفتگو قبل از ظهور"است.أباهبة تو می دانی که حداقل 90 درصد علمای مسلمین و مسیحی و یهودی وارد اینترنت جهانی می شوند و هزاران نفر از علما با اسامی مستعار به پایگاه آمده و از بیانات حق قرآن مطلع می گردند و از علمی که انظار دیدن آن را نداشتند؛ تعجب می کنند.برخی بدون نوشتن هیچ موضوعی مطالب را دنبال می نمایند و برخی پیام خصوصی فرستاده و به حق اعتراف می کنند و می گویند:" شهادت می دهم ناصر محمد تو به حق سخن گفته و راه راست-صراط مستقیم- را نشان می دهی اما یقین ندارم که مهدی منتظر باشی". گروهی دیگر بیعت می کنند و عده ای دیگر مرددند نه با من هستند و نه ضد من؛ گروهی هم هستند که از بیانات امام ناصر محمد یمانی اطلاعی ندارند و زمانی که می شنوند که مردی در اینترنت جهانی است که می گوید مهدی منتظر ناصر محمد است؛ مستقیماً از عصبانیت آتش گرفته و بر بالای منابر مساجد می روند و مسلمانان را از پیروی از مدعی بنام ناصر محمد یمانی برحذر می دارند. تنها حجتشان هم این است که اگر از عالمان سنی باشند می گویند نام مهدی منتظر در آثار گذشتگان "محمد بن عبدالله" است و یا می گویند طبق مطالبی که از ائمه آل بیت مطهر به ما رسیده است نام مهدی منتظر"محمدبن حسن عسگری" است نه ناصر محمد.در پاسخشان چنین حجت می آوریم که: قسم به ان کسی که بیان حق قرآن را به من آموخته است؛ و این قسم مهدی منتظر است نه قسم یک کافر یا فاجر؛ کسانی که قبل از شنیدن دلایل قاطع علمی درباره ناصر محمد یمانی قضاوت می کنند؛ از جانب خداوند هدایت نخواهند شد.چون خداوند در همیشه و همه جا؛ تنها کسانی را هدایت می نماید که قبل از شنیدن سخن؛ قضاوت نمی کنند؛ بلکه سخنان را می شنوند و سپس اگر برایشان روشن گردد حقی است که از جانب پروردگارشان آمده است؛ از بهترین های آن پیروی می نمایند.اینان هستند که خداوند به آنها بشارت داده است در هرجا و زمانی که باشند؛ مورد هدایت واقع خواهند شد و گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{فَبَشِّرْ عِبَادِ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾}
صدق الله العظيم [الزمر].
{پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸)}
چه در دوران انبیاء و چه در دوره مهدی منتظر؛ تنها کسانی به سوی حق هدایت می شوند که خردمند بوده و قبل از شنیدن و تفکر در دلایل و منطق مدعی؛ قضاوت نمی کنند. بلکه حکم کردن را با تأخیر می اندازند تا به دلایل علمی فرد گوش دهند و سپس بهترین سخن را انتخاب کرده و از آن پیروی می نمایند .چون برایشان روشن میشود دلایل و دانش او از جانب پروردگارشان است و عقلشان ان را پذیرفته و قلبشان مطمئن می گردد و چشم هایشان بخاطر بصیرتی حقی که از جانب پروردگار به آنان عطا شده، از اشک پر می شود و برایشان روشن می گردد که آن مدعی ؛ آنها را به سوی حق دعوت نموده و راه راست-صراط مستقیم- را نشان می دهد. اینان کسانی هستند که دردوران انبیاء و دوره مهدی منتظر؛ از جانب خداوند هدایت می شوند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: {فَبَشِّرْ عِبَادِ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾}صدق الله العظيم [الزمر].
{پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸)}
به خدایی که جز او خداوندی نیست قسم،می بینم تو از آنان نیستی و از ما می خواهی شبکه ماهواره ای راه بیندازیم.درپاسخ می گوییم: أبا هبة، آن شبکه برای ابلاغ بیان حق به مردم خواهد بود نه برای گفتگو؛ اول ببین آیا ناصر محمد یمانی به حق سخن می گوید و راه راست را نشان می دهد یا خیر، اول أباهبة قانع شود ؛ نردبان پله به پله..ولی شما قبل از اینکه خود قانع شوی خود را مشغول اعلان نمودی به خداوند که تنها انصار ناصر محمد در آرزوی راه اندازی شبکه ماهواره ای هستند.اما به خداوند که أبا هبة چنین چیزی را نمی خواهد؛ چون او اصلاً اعتقادی به دعوت ناصر محمد یمانی ندارد و با اینکه تنها بیانات کمی را خوانده است؛ تنها آمده است تا در برابر ناصر محمد حجت اقامه نماید؛ اما حجتش این است که چرا شبکه ماهواره ای ندارد و یا چرا ناصر محمد یمانی در ملاء عام ظاهر نمی شود و در خیابان ها (سطح شهر ) دعوت خود را به گوش مردم نمی رساند.ایا تصور می کنی این کار بخاطر ترس ناصر محمد یمانی است؟ به خداوند که جاهلی؛ یا فکر می کنی ناصر محمد قادر نیست فی البداههسخن بگوید؟ حقا که جاهلید. خواهید دانست که گفتن بیان حق ذکر بر زبان مهدی منتظر چقدر زیباست چون من قرآن را بخوبی می فهمم و فهمیدن قرآن در برابر حفظ کردن آن از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار است تا مانند چهارپایی نباشید که بر پشت خود کتاب حمل می کند و نمی داند بارش چیست.
ای مرد؛ خداوند قران را در وهله برای تدبر نازل کرده است و گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم [ص:29].
{این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند!}
اما نادانانی که در دلایل علمی بیان حق قرآن تدبر و اندیشه نمی کنند؛ هدایت پذیر نیستند ولو اینکه مهدی منتظر بر صفحه تمام شبکه های ماهواره ای عالم ظاهر شود تا بیان حق ذکر را بر انان بخواند و برانگیخته شدن مهدی منتظر تنها باعث افزایش پلیدیشان می گردد؛ چون می خواهند اساس هدایت را بر پایه دلایل و برهان های خودبافته قرار دهند حال یا درخواست می کنند که معجزات خارق العاده آورده شود و یا خواسته های دیگر؛ درست مثل أبا هبة که هدایت قلبی را بر اساس رؤیت چهره ناصر محمد یمانی نهاده است : تا ببینیم فن خطابش چگونه است؟ و ببینیم دلایل علمی برای بیان قرآن چگونه به او می رسد؟وووو.....جواب ما این است که : والله والله که تو از جاهلانی .اساس هدایت بر تفکر در آیات کتاب و ایمان به آنها بنا نهاده شده است.گواه آن نیز فرموده خداوند تعالی است:
{فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ (52) وَمَا أَنتَ بِهَادِ الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ ۖ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ (53)} صدق الله العظيم [الروم].
{ تو نمی‌توانی صدای خود را به گوش مردگان برسانی، و نه سخنت را به گوش کران هنگامی که روی برگردانند و دور شوند! (۵۲) و (نیز) نمی‌توانی نابینایان را از گمراهیشان هدایت کنی؛ تو تنها سخنت را به گوش کسانی می‌رسانی که ایمان به آیات ما می‌آورند و در برابر حق تسلیمند! (۵۳)}
قرار بین شما و مهدی منتظر ناصر محمد یمانی اقامه حجت حق ازآیات روشن و محکم کتاب است، آیاتی که بنیان و اساس قرآن هستند.خداوند اساس هدایت قلب را بر شنیدن؛ تفکر و تدبر در ایات الهی در محکمات کتاب خود قرار داده است؛ آیا تو این آیات را اساس هدایت قلب از جانب خداوند نمی دانی؟.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ (52) وَمَا أَنتَ بِهَادِ الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ ۖ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ (53)} صدق الله العظيم [الروم].
{ تو نمی‌توانی صدای خود را به گوش مردگان برسانی، و نه سخنت را به گوش کران هنگامی که روی برگردانند و دور شوند! (۵۲) و (نیز) نمی‌توانی نابینایان را از گمراهیشان هدایت کنی؛ تو تنها سخنت را به گوش کسانی می‌رسانی که ایمان به آیات ما می‌آورند و در برابر حق تسلیمند! (۵۳)}
ای أبا هبة ؛ امام در مرحله تربیت روحی و علمی انصار است تا اساس عقیده آنها را بصورت درست و بر پایه تقوا و علم بنا نهد؛ ظهور فرا نخواهد رسید مگر آنان آماده شده باشند تا بر اساس حکم نازل شده خداوند درکشورها حکومت کنند؛ این مدرسه جهانی آنهاست؛ اگر آرزو داری در این مدرسه شرکت کنی؛ حال یا می خواهی از شاگردان معلم؛ امام مهدی ناصر محمد یمانی باشی و یا می خواهی با مدرس این مدرسه جهانی مجادله نمایی تا شاگردان بدانند معلم آنها به حق بر تمام علمای مسلمین و مسیحی و یهودی تفوق دارد. این تحدی و مبارزه طلبی من ؛ آنچنان که تو وصف کردی؛ از روی غرور نیست؛ پس همگی به من اجازه دهید نتیجه این گفتگو بین مهدی منتظر ناصر محمد یمانی وشیخ فاضل أبا هبة را اعلان کنم؛ هر نکته غیبی که می خواهد انتخاب کند؛ من در تمامی موارد او را به سختی شکست خواهم داد و به اذن خداوند علیم و حکیم؛ با علمی مواجه می شود که تصور آن را هم نمی کرده است و ما با دلایل علمی و منطقی که از محکمات قرآن عظیم گرفته شده اند؛ او را خاموش خواهیم ساخت.

ممکن است أبا هبة بگوید:" ما می خواهیم بدانیم این دانش را چگونه آموخته ای؟" در جوابش می گوییم:"أبا هبة به مدینه منوره برو بر سر قبر محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حاضر شو و از ایشان سؤال کن چگونه قرآن را آموخته است؟ و اما؛ برای چه این سؤال را از ناصر محمد می کنید؟ او تنها از آنچه که بر محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده با شما سخن می گوید؛ یا فکر می کنی اینکه قرآن را از حفظ نیستیم و به دنبال آیات می گردیم؛ حجتی بر علیه ماست؟گرچه تو اینکار را خوش نداری؛ اما آیا انتظار داری من بر خدا دروغ ببندم؟ راست این است که خداوند کلماتی از آیه را برای تذکر به من القاء می نماید و کلماتی از آیه به من الهام می شود.من آن را در موتور جستجوی گذاشته و آیه را پیدا می کنم؛ من این کار را بعد از ظهور نیز ادامه خواهم داد.
أبا هبة ؛ اینترنت در اختیار توست؛ ترا به مبارزه می طلبم تا اگر می توانی بیانی هدایت گر تر از بیان ناصر محمد یمانی بیاوری؛ اگر در موتور جستجوی گوگل دنبال آیه ای بگردی ؛ ایرادی از تو نمی گیریم، بلکه هرکاری که می خواهی بکن و هرطوری که می خواهی جستجو نما؛ اما هیهات هیهات؛ چه کسی درباره دانش علمی تو از کتاب به تو یادآوری خواهد کرد؟ والله والله اگر پروردگارم با کلماتی از کتاب که بدان ها احاطه کامل دارم به من یاد آوری نمی کرد؛ چگونه می توانستم بیان حق قرآن را برایتان بیاورم.بیا و شانست را امتحان کن أبا هبة.
اگر بیان ما را درمورد هر ایه ای حق نمی دانی؛ بیا و در موتور گوگل هر چه میخواهی جستجو کن و تفسیری بیاور که از بیان ناصر محمد یمانی درست تر و حق تر باشد.
گوش کن چه می گویم؛ فتوای خود را ولو تو خوش نداشته باشی، با قسم مؤکد می نمایم و می گویم: به خداوند واحد قهار که معلم مهدی منتظر است؛ نه تو نه تمام علمای امت و خطبای منابر نمی توانید بیانی از قرآن ارائه نمایید که حق تر ؛ محکم تر و هدایت گر تر از بیان ناصر محمد یمانی باشد ولو اینکه به یاری و کمک به یکدیگر برخیزید. این مبارزه طلبی و تحدی از روی غرور نیست؛ تو ما را متهم کردی که مغروریم؛ مغالطه و عیب جویی را رها کن؛ بیا و برای ما یک نکته از بیانات را بیاور که از نظر تو باطل است تا درباره آن مجادله و بحث کنیم. اما تو به دنبال تشکیک هستی ولی تصور می کردم حق جو و متفکر اسلامی هستی؛ چقدر این فکر تو بد و نابجاست.

انصار پیشگام و برگزیده؛ گفتگو با أباهبة را متوقف کرده و او را به مهدی منتظر ناصر محمد یمانی بسپارید تا ببینیم کدام یک به حق سخن گفته و مردم را به راه راست-صراط مستقیم- هدایت می کنیم و اگر دیدید اباهبة تنها در یک مسئله از قرآن عظیم دربرابر ما حجت آورد، بر تمام انصار از هرجای عالم واجب است از پیروی از ناصر محمد یمانی بازگردند؛ حتی اگر دیدید ما در یک تریلیون مورد بر أبا هبة غلبه کردیم و تنها در یک مسئله أبا هبة ما را شکست داد؛ برشماست که از تبعیت از من بازگردید.می دانید چرا چنین حکم ظالمانه ای را درحق خود می کنم؟ چون می دانم نه أباهبة قادر خواهد بود بر من غلبه کند و نه تمام علمای انس و جن قادر به چنین کاری هستند.ای مسلمانان؛ آیا تصور می کنید؛ شاگردی که معلمش خداوند و پروردگار عالمیان است؛ شکست می خورد؟ جواب: سبحان الله که من چیزی بیش از آنچه که پرودرگارم به من آموخته نمی دانم و پروردگارم عزیز و حکیم است من شما را با ( یاری ) خداوند به تحدی فرا می خوانم نه با (تکیه بر ) خودم. سبحان الله العظیم، کسی که به خداوند توکل نماید؛ او برایش کافی است؛ حال چگونه است کسی که خداوند به او وعده داده است که هیچ عالمی نیست که از قرآن با وی به مجادله بنشیند مگر مقهور او گردد؛ 

وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
خليفة الله وعبده الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
ــــــــــــــــــــــ



- 2 -
الإمام ناصر محمد اليماني
11 - 02 - 1436 هـ
03 - 12 - 2014 مـ
1393-0912ه.ش.
05:46 صباحاً
ــــــــــــــــــ


امام مهدی قاطعانه با دانشی که از جانب پروردگارش به او عطا شده دومین پاسخ را به أباهبة می دهد .


بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم وجميع المؤمنين في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، أمّا بعد..


أبا هبة تو از کسانی هستی که بدون علم و هدایت و کتابی روشنگر؛ بر سر آیات پروردگار مجادله می کنی؛ اگر از راستگویان بوده و برای دفاع از حدود دین به اینجا آمده بودی تا درباره مسائل دینی که امام ناصر محمد یمانی درآنها با شما اختلاف دارد با ما مجادله نمایی؛ بر تو واجب بود که دفاعت از دین بر اساس دلایل علمی قاطعانه و از محکمات قرآن عظیم باشد؛ اگر راست می گفتی....


با اینکه از بسیاری از بیاناتی که در آنها قرآن با خود قرآن توسط امام ناصر محمد یمانی تبین شده است؛ آگاهی داری؛ اما می دانی 
که قادر نیستی حتی در یک مسئله از مسائل فقهی و عقیدتی؛ باطل بودن حجت ناصر محمد یمانی را ثابت کنی؛ چون شاهدی که حجت ناصر محمد واضح تر و بیان وی روشن تر و مفصل تر از حجت توست و لذاراه دیگری درپیش گرفته و تلاش می کنی در شأن ناصر محمد یمانی تشکیک کنی. به هیچ وجه موفق نخواهی شد مگر در یک صورت؛آن هم این است که یکی از مسائل اعتقادی را انتخاب کنی، مثل نفی امکان رؤیت مستقیم خداوند؛ یا نفی عذاب قبر و یا نفی احکام اجرای حد مثل نفی حد سنگسار برای زناکار متأهل و یا هر یک از مسائل فقهی و اعتقادی را که ناصر محمد با جرأت و دانش قاطع علمی خود آنها را روشن نموده است در حالی که علماء مذاهب بر سر آنها اختلاف دارند. اما تو به کل گفتگو برای دفاع از حدود دین الهی را رها کرده و سعی می کنی در شأن ناصر محمد یمانی تشکیک کنی.أباهبة موفق نخواهی شد؛ پس ما برایت مسئله را ساده می کنیم، بیا و ثابت کن که حد زناکار متأهل سنگسار است؛ تو از کسانی هستی که به سنگسار زناکار متأهل اعتقاد داری و ناصر محمد یمانی حد سنگسار را برای زناکار متأهل رد می کند ؛ ما حکمی را که از آیات محکم کتاب استنباط کرده و به تفصیل بیان نموده ایم را بجای حکم باطل شما آورده ایم. یا بیا و برای اثبات حقیقی بودن عذاب قبر دلیل بیاور؛ چون ناصر محمد بر این امر تأکید دارد که فرد بعد از مرگ مستقیم در آتش عذاب می شود نه اینکه به زعم شما در قبر عذاب شود؛ شما با این عقیده باطل که قبر روضه ای از رضوان بهشت است یا حفره ای از آتش، بر علیه خود حجت دراختیار مردمان گذاشته اید.تمام کافران به قرآن اثری از آتش در قبر کافران به قرآن عظیم و اثری از روضه رضوان در قبر مسلمانان پیدا نکرده اند و نسبت به قرآن عظیم که رسالت خداوند برای تمام عالمیان است؛ کافرتر شده اند.علت کافر ماندنشان؛ عقیده باطل شما در مورد قبر است؛ شما که قبر اموات مؤمن را روضه بهشت و قبر اموات کافر را حفره ای از آتش جهنم اعلام کرده اید.

به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم ؛ تو و أمثال تو که با تبعیت کورکورانه و بدون تفکر ؛ ندانسته به خداوند نسبت می دهید؛ باعث انحراف و گمراهی مسلمانان و تمام مردم شده اید .فتاوی ديني نزد تو وأمثال تو مسائلی اجتهادي است و معیار صحت آنها فتوای باطلی است که می گوید: [كلّ مجتهدٍ مصيبٌ فإن أصاب في المسألة فله أجران وإن أخطأ فله أجر= هر مجتهدی هميشه برصواب است ؛ اگر درست گفت دو اجر می برد و اگر خطا کرد يك اجر مي برد دارد] ! و این دروغ است، بلکه اگر کسی خطا کرد، بار گناه خود و تمام کسانی را که تا روز قیامت از او پیروی می نمایند بر دوش خواهد داشت. شما از ظن تبعیت می کنید ولی ظن و گمان کسی را از حق بی نیاز نمی کند. تصور می کنید برحق هستيد اما برحق نيستيد مگر بر اساس آنچه که خداوند در آیات محکم کتاب خود نازل نموده است؛ حکم کنید.


اما امام مهدی ناصر محمد یمانی با بسیاری از باورهای شما مخالف است و برهان های روشن خود را با وحی تفهیمی –و نه با وسوسه های شیطان رانده شده- از آیات محکم قرآن برایتان می آورد. اما معیار حقیقی بودن وحی
 
تفهیم فتوای حق، اين است که: نگاه کنید که برهان های علمی ناصر محمد از فکر خود او منشأ گرفته است و او تصور می کند از جانب خدا به او الهام شده و وحی تفهیمی است؟ یا اینکه ناصر محمد می گوید خداوند آیه ای از کتاب را که درمورد آن باید با شما مجادله نمایم به من الهام می کند ؛ کلماتی از آیه را به یادم می آورد تا بتوانم در باره آن جستجو کرده و برهان قاطع و کوبنده در باره آن مسئله را برایتان استخراج کنم. تنها شرطی که با شما می کنیم این است که خداوند به حق بینتان حکم کند؛ چون بر امام مهدی چیزی جز آوردن حکم خداوند درباره یک مسئله با استنباط حکم حق الهی از آیات محکم قرآن عظیم نیست تا با برهان های قاطع علمی مقتدرانه بر شما غلبه کنیم.

چقدر این سؤال تو از انصار مرا متعجب کرد: معیاری که با واسطه آن شما استنباط کرده اید ؛ آنچه که ناصر محمد درباره دین خداوند به شما می آموزد از راه وحی تفهیمی است؛ چیست؟ به حق جوابت را داده و به حق می گوییم: تو از احمق ترین کسانی هستی که در طول این ده سال با آنها گفتگو کرده ایم! ای مرد، قسم به خدایی که جز اوخداوندی نیست؛ تنها دلیلی که باعث می شود خردمندان بیان امام ناصر محمد یمانی را باور کنند این است که اودر تمام مواردی که فتوا می دهد؛از آیات محکم کتاب، قرآن عظیم برای ایشان حجت می آورد.


می دانم که تو آنها را عوام الناسی خوانده ای که نمی دانند چگونه حق را از باطل جدا کنند. امام ناصر محمد یمانی در جوابت به حق می گوید: ای 
پر ادعا، اگر راست می گویی بیا و به ما نشان بده که چگونه معتقدات ناصر محمد یمانی و انصارش را درهم می کوبی؟ واگر نتوانی چنین کنی و نخواهی توانست؛ روشن می شود از کسانی هستی که ندانسته به خدواند نسبت می دهند، به تأویلی که برای عذاب دردناک"دخان" آورده ای نگاه کن تو از پیش خودت بدون علم و هدایت و کتابی روشنگر آن را تأویل نموده ای( اشاره به آیه کریمه:وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّـهِ بِغَيْرِ‌ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ‌ ﴿٨﴾ سوره الحج) و ناصر محمد یمانی را نصیحت می کنی که از سخن حق –خود- توبه نماید! این ما هستیم که به تو نصیحت می کنیم که تو بخاطر نسبت هایی که ندانسته به خداوند می دهی و مطمئن نیستي به حق از جانب خدا باشند ؛ باید توبه کنی . بدان که با نسبت نادانسته به خداوند دادن؛ امر شیطان را اطاعت کرده ای؛ چون شیطان به شما فرمان می دهد چیزی را که نمی دانید به حق از جانب خداوند است به او نسبت دهید و امر می کند از گمان های خودتان تبعیت نمایید و خداوند تعالی می فرماید:

{يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ (168) إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (169)} صدق الله العظيم [البقرة].

{ ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست! (۱۶۸) او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید. (۱۶۹)}

اما فرمان خداوند برعکس دستور شیطان است؛ خداوند نسبت دادن چیزی به او را بدون اینکه مطمئن باشید به حق از جانب اوست، بر شما حرام کرده است.خداوند تعالی می فرماید:

{قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الحقّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (33)} صدق الله العظيم [الأعراف].

{ بگو: «خداوند، اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است؛ و گناه و ستم بناحق را؛ و اینکه چیزی را که خداوند دلیلی برای آن نازل نکرده، شریک او قرار دهید؛ و به خدا مطلبی نسبت دهید که نمی‌دانید.»}


بخا
طر اینکه تو امثال تو از امر شیطان پیروی کرده و مطالبی را به خداوند نسبت می دهید که نه تنها نمی دانید به حق از جانب پروردگارتان است؛ بلکه مخالف آن چیزی است که خداوند در آیات محکم کتابش نازل نموده است؛ بیا تا خط بطلان بر یکی از عقایدتان بکشیم که باعث تردید بسیار و مانع پذیرش اسلام توسط مردم گردیده است و آن عقیده باطل شما درباره عذاب قبراست در حالی که خداوند هیچ نشانه ای از وجود چنین عذابی در آیات محکم کتاب خود نازل ننموده است؛ و ناصر محمد یمانی ثابت کرده است حقیقت عذابی که بشر مستقیماً بعد از مرگ به آن مبتلا می شود چیست. روح بلافاصله بعد از مرگ وارد آتش می شود .این عذاب در زندگی برزخی است و شامل جسد نمی باشد. پس ترا به چالش می کشیم تا حجت ناصر محمد یمانی درمورد نفی عذاب در حفره قبر را رد کنی. چون فتوای ناصر محمد یمانی این است که بعد از مرگ روح کفار دچار عذاب آتش می شود نه جسمشان( مترجم:منظور بلافاصله بعد از مرگ و در طول زندگی برزخی است). در این بیان به ذکر دو یا سه آیه اکتفا می کنیم تا عذاب قبر را نفی نماییم. فتوای جایگزین فتاوی شما را مستقیم از خداوند می آوریم که نشان می دهد کافران بعد از مرگ در آتش عذاب می شوند. برای مثال؛ در مورد کافران قوم نوح؛ خداوند در آیات محکم کتابش برایتان فتوا می دهد که آنها بلافاصله بعد از غرق شدن؛ مستقیم وارد آتش می شوند. خداوند تعالی می فرماید:

{مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ يَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَنصَارًا (25)} صدق الله العظيم [نوح]. 

{همگی بخاطر گناهانشان غرق شدند و در آتش دوزخ وارد گشتند، و جز خدا یاورانی برای خود نیافتند!}


حال بیاید به عاقبت قوم فرعون بنگریم؛ آنها نیز بعد از غرق شدن مستقیم وارد آتش می شوند.خداوند تعالی می فرماید:

{فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا ۖ وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ (45) النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا ۖ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ (46)} صدق الله العظيم [غافر].

{خداوند او را از نقشه‌های سوء آنها نگه داشت، و عذاب شدید بر آل فرعون وارد شد! (۴۵) عذاب آنها آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه می‌شوند؛ و روزی که قیامت برپا شود (می‌فرماید «آل فرعون را در سخت‌ترین عذابها وارد کنید!» (۴۶)}


همچنین کافران قوم ابراهیم که خداوند آنها را همراه همسر لوط به آتش افکند؛ همچنانکه پیش از آن همسر نوح را به آتش افکنده بود.خداوند تعالی می فرماید:
 {ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شيئاًوَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ (10)} صدق الله العظيم [التحريم]. 

{خداوند برای کسانی که کافر شده‌اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولی به آن دو خیانت کردند و این دو (پیامبر) براي رفع عذاب خداوند سودی به حالشان نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شوید همراه کسانی که وارد می‌شوند!»}

و این عذاب در آتش در زمان حیات برزخی آنها بعد از مرگ و قبل از برانگیختگی است. اما در برزخ فقط نفس درگیر عذاب می شود نه جسم. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوْحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوْحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَنْ قَالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ مَا أَنْزَلَ اللهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُوْنَ فِيْ غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلاَئِكَةُ بَاسِطُوْا أَيْدِيْهِمْ أَخْرِجُوْا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُوْنِ بِمَا كُنْتُمْ تَقُوْلُوْنَ عَلَى اللهِ غَيْرَ الحقّ وَكُنْتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُوْنَ} صدق الله العظيم [الأنعام:93].

{چه کسی ستمکارتر است از کسی که دروغی به خدا ببندد، یا بگوید: «بر من، وحی فرستاده شده»، در حالی که به او وحی نشده است، و کسی که بگوید: «من نیز همانند آنچه خدا نازل کرده است، نازل می‌کنم»؟! و اگر ببینی هنگامی که ظالمان در شداید مرگ فرو رفته‌اند، و فرشتگان دستها را گشوده، به آنان می‌گویند: «جان خود را خارج سازید! امروز در برابر دروغهایی که به خدا بستید و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، مجازات خوارکننده‌ای خواهید دید»!}به فتوای خداوند درمورد عذاب روح در برزخ –بدون عذاب جسم- نظر کنید، برای همین است که ملائکه در زمان مرگ به مجرمان می گویند: {أَخْرِجُوْا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُوْنِ بِمَا كُنْتُمْ تَقُوْلُوْنَ عَلَى اللهِ غَيْرَ الحقّ وَكُنْتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُوْنَ«جان خود را خارج سازید! امروز در برابر دروغهایی که به خدا بستید و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، مجازات خوارکننده‌ای خواهید دید»صدق الله العظيم. به استنباط حکم حق درمورد عذاب برزخی روح-بدون جسد- توجه کنید: {أَخْرِجُوْا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُوْنِ جان خود را خارج سازید!! امروز مجازات خوارکننده‌ای خواهید دید» صدق الله العظيم به این معنی که در همان روزی که فرد از دنیا رفت ؛ بعد از آنکه نفس از جسم خارج شد ؛(نفس) وارد آتش می شود. برای همین فرشتگان می گویند: {أَخْرِجُوْا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُوْنِ جان خود را خارج سازید!! امروز مجازات خوارکننده‌ای خواهید دید } صدق الله العظيم.

اما شما برعکس این فکر می کنید ؛ چون اعتقاد دارید بعد از مرگ عذاب در قبر برجسم و روح هر دو وارد می شود و قبر آنقدر تنگ می شود که پهلوهای کافر را درهم می شکند! اما کسانی که درمورد این عقیده باطل شما تحقیق می کنند ؛ اثری از این عقیده باطل پیدا نمی کنند. آنها در قبر کافران به قرآن عظیم، نه اثری از آتش می یابند و نه شواهدی از درهم شکستن استخوان ها(بر اثر فشار قبر) و بخاطر این عقیده دروغ شما کفرشان نسبت به قرآن عظیم بیشتر می گردد.آنها تصور می کنند این عقیده باطل در قرآن مسلمانان آمده است و خبر ندارند که منشأ ان احادیث و روایات دروغی است که در صحیح البخاری و مسلم به خداوند و رسولش نسبت داده شده است. با اینکه ما احادیث درست صحیح البخاری و مسلم را رد نمی کنیم، اما مطالبی را که می بینیم برخلاف قرآن و تکذیب کننده آن است رد می کنیم. پیش از این درمورد معیار تشخیص احادیث دروغ و جعلی؛ فتوا داده ایم؛ اگر روایتی دروغ باشد؛ با آیات محکم قرآن اختلاف زیادی خواهد داشت چرا که هم قرآن و هم احادیث بیان؛ هردو از جانب خداوند فرستاده شده اند. خداوند در کتابش به شما فتوا داده است که احادیث بیان سنت نبوی از تحریف و جعل درامان نیستند.خداوند از گروهی از مسلمانان خبر می دهد که تظاهر به ایمان کرده و کفر باطنی شان را پنهان می کردند و در مجالس احادیث سنت بیان حاضر می شدند تا بعد از خروج از مجالس فوق؛ احادیثی برخلاف آیات محکم قرآن و سنت حق نبوی را در نزد خود پنهان نمایند. لذا خداوند به شما امر نموده است تا احادیث بیان سنت را در معرض قضاوت آیات محکم قرآن قرار دهید و سپس به حق میانتان حکم نموده است اگر حدیثی دروغ بوده و از جانب کسی غیر از خداوند و رسولش وارد سنت بیان شده باشد؛ با آیات محکم قرآن اختلاف بسیار زیادی خواهد داشت چون حق و باطل نقیض یکدیگر بوده و جمع نمی شوند. أبا هبة آیا برهان امام مهدی برای کشف احادیث جعلی را رد می کنی؟ تو چه فکری می کنی؛ آیا ما معیار تشخیص و کشف احادیث دروغ را از خودمان درآورده ایم و یا اینکه خداوند؛ مرا از قاعده کشف احادیث دروغ كه به پيامبر نسبت داده شده است آگاه نموده است در جایی که خداوند تعالی می فرماید:

{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا (81) أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافاً كثيراً (82) وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا (83)} صدق الله العظيم [النساء].

{وآنان (در حضور تو) می گویند: «فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان غیر از آنچه شما (پیامبر)گفته اید رانزد خود پنهان می کنند. خداوند آنچه را که پنهان کرده اند رامی نویسد. پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است.(81)آیا در قرآن نمی اندیشند؟ اگر از سوی غیر خدا بود(احادیث)، قطعاً اختلاف بسیار(با قرآن) در آن می یافتند.(82)و هنگامی که خبری از ایمنی (از خدا) یا ترس (از شیطان) به آنها برسد آن را شایع می سازند،در حالی که اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان باز می گرداندند،از حقیقت امر آگاه می شدند،و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود،جز اندکی،(همگی) از شیطان پیروی می کردید.(83)}


ناصر محمد یمانی از تمام علمای مختلف دینی دعوت می کند تا بر همین اساس؛ در موارد اختلاف بر اساس آنچه که خداوند نازل نموده است؛ در میان شان حکمیت نماید وبه پیروی ازروش انبیاء و بر اساس آیات محکم کتاب بین گروه های مختلف حکم دهد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: {كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بالحقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الحقّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}صدق الله العظيم [البقرة:213].

مردم ( در گمراهی ) یک دسته و امتی واحد بودند خداوند، پیامبران را برانگیخت؛ تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی، که به سوی حق دعوت می‌کرد، با آنها نازل نمود؛ تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوری کند. ولی در آن اختلاف نکردند مگر کسانی که کتاب را دریافت داشتند ، و نشانه‌های روشن به آنها رسیده بود، ولی به خاطر ستم و تعدی در آن اختلاف کردند. خداوند، آنهایی را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آن چه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبری نمود. و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند.}

ای أبا هبة که از حکم پروردگارت که در ایات محکم کتابش آمده است روگردانی! من خداوند و تمام انصار پیشگام برگزیده و همه حق جویانی که بر سر میز گفتگو حاضرند به شهادت می گیرم و شهادت خداوند کافی است؛ من تو و تمام کسانی که مانند تو به عذاب قبر اعتقاد دارند را به مبارزه می طلبم و حکم جایگزین را از ایات محکم ذکر برایتان می آورم تا با عقیده حقی که از محکمات کتاب گرفته شده است، درمیانتان حکم کنم و تنها صاحبان خرد متذکر می شوند. دست از مغالطه و تدلیس بردار و درباره آنچه که باعث تصحیح عقاید مسلمانان و نفی باورهای باطل می شود با من گفتگو کن؛ تا مسلمانان را به سوی باورهای حق برده و به راه صحیح بازگردانیم.


اما درمورد انتشار دعوت از راه شبکه
ماهواره ای؛ ما منکر این نیستیم که این روش ؛ راهی سریعتر برای پیروی از بیان حق قرآن عظیم است؛ اما خداوند هیچکس را بیش از توانش مکلف نمی کند و ما قادر به خرید شبکه ماهواره ای که اختصاص به انتشار دعوت امام مهدی ناصر محمد یمانی داشته باشد نیستیم و به محض اینکه خداوند امکان راه اندازی شبکه ماهواره ای اختصاصی را برایمان فراهم سازد؛ لحظه ای درنگ نخواهیم کرد تا منبر آزاد مهدویت را به راه انداخته و دعوت خود را بصورت زنده به سمع و نظر بشریت برسانیم.اما این را بدان که حتی اگر صاحب شبکه ماهواره ای شویم؛ از آن تنها برای قرائت بیانات حق قرآن استفاده خواهیم کرد و گفتگو بین علمای امت و مهدی منتظر بر سر میز گفتگوی جهانی در همین پایگاه متعلق به امام مهدی ناصر محمد یمانی "منتديات البشرى الإسلامية"ادامه خواهد یافت.می بینی که هر هجمه ای که می خواهی می کنی و هر گرد و خاکی که می خواهی در آن بپا می کنی و برایت ممانعتی وجود ندارد. اجازه داده ایم هرچه می خواهی بنویسی و نوشتار تو در نزد ما امانت است و ما اهل امانت داری هستیم.

به هرحال أباهبة ؛ من منتظر پاسخی از جانب تو هستم که برای مسلمانان مفید باشد و با غور و تفکر در آن اعتقادات باطلشان تصحیح شود و احکام دروغی که وارد دین خداوند شده است نفی کرده و حکم جایگزین را به حق برایتان بیاوریم. تو حتما از گفتگو درمورد احکام و حدود دینی فرار خواهی کرد؛ چرا که نمی خواهی باورهایی که از پدرانت به تو رسیده است را تغییر دهی .از جمله فتنه مسیح دجال که مردی را به دو نیمه کرده و از میان دو نیمه بدنش رد می شود و سپس او را از مرگ برمی انگیزد و زنده می کند! شما با این عقیده نسبت به تحدی و مبارزه طلبی خداوند دربرابر باطل و اولیائش؛ کافر شده اید. خداوند آنها را به چالش می کشد تا ولو یک روح را بعد از خروج آن از حلقومش به بدن مرده بازگردانند. خداوند تعالی در آیات زیر باطل و اولیائش را به چالش کشیده و می فرماید:

{فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ (75) وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ (76)إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ (77) فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ (78) لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ (79) تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ (80) أَفَبِهَٰذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ (81) وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ (82) فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (83) وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ (84) وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ (85) فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (86) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (87) فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ (88) فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ (89) وَأَمَّا إِن كَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ (90) فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ (91) وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ (92) فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ (93) وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ (94) إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ (95) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ (96)} صدق الله العظيم [الواقعة].

{سوگند به فضایی که ستارگان اشغال کرده اند (۷۵) و آن اگر بدانید سوگندی عظیم است (۷۶)که آن، قرآن کریمی است، (۷۷) که در کتاب محفوظی جای دارد، (۷۸) و جز پاکان (اهل بیت)نمیتوانند به (کنه)آن دست یابند. (۷۹) آن از سوی پروردگار عالمیان نازل شده؛ (۸۰) آیا این سخن را [= این قرآن را با اوصافی که گفته شد] سست و کوچک می شمرید، (۸۱) و به جای شکر روزی هایی که به شما داده شده آن را تکذیب میکنید؟! (۸۲) پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می رسد (توانایی بازگرداندن آن را ندارید)؟! (۸۳) و شما در این حال نظاره می کنید (و کاری از دستتان ساخته نیست)؛ (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می گویید! (۸۷)پس اگر او از مقرّبان باشد، (۸۸) در رَوح (آرامش قلبی)و ریحان و بهشت پرنعمت است! (89)مّا اگر از اصحاب یمین باشد، (۹۰) سلام بر تو كه از اصحاب یمینی (۹۱) امّا اگر او از تکذیب‌کنندگان گمراه باشد، (۹۲) با آب جوشان دوزخ از او پذیرایی می‌شوید! (۹۳) و سرنوشت او ورود در آتش جهنّم است، (۹۴) این مطلب حقّ و یقین است! (۹۵) پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح کن (و او را منزّه بشمار)! (۹۶)}

به مبارزه طلبي آشكار خداوند خطاب به باطل و اولیائش نظر کنید که آنها را به چالش کشیده و از آنها می خواهد روح فقط یک مرده را به جسمش بازگردانند. به این مبارزه طلبی قاطع در فرموده خداوند توجه کنید:

فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (83) وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ (84) وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ (85) فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (86) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (87)} صدق الله العظيم

{پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می رسد (توانایی بازگرداندن آن را ندارید)؟! (۸۳) و شما در این حال نظاره می کنید (و کاری از دستتان ساخته نیست)؛ (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می گویید! (۸۷)}


ولی أبا هبة می بینیم که تو و امثال تو که اهل تفکر و تدبر نیستند باوری دارند که برخلاف مبارزه طلبی خداوند است چراکه تو بر این اعتقادی که مسیح دجال بعد از نصف کردن یک مرد به دو نیمه، روح را بدن او باز می گرداند. اما این اعتقاد به معنای کافر شدن نسبت به تحدی است که خداوند در آیات محکم کتابش باطل و اولیائش را با آن به چالش می کشد و با وجود این شما تصور می کنید هدایت یافته اید...


درخواست خود از أباهبة را تکرار می کنیم و از وی می خواهیم درباره مواردی با ما گفتگو کند که فایده ای به حال مسلمانان و تمام انسان ها داشته باشد تا احکام حق دین خداوند برایشان روشن گردد و عقایدشان تصحیح شود.
اما درصورتی که به تدلیس خود ادامه داده و لباس باطل بر تن حق بپوشانی و از گفتگو درباره مسائل عقیدتی و احکام فرار کنی؛ طرد خواهی شد چون وقت ما را تلف می کنی.


ای مرد! اگر راست می گویی،فقط در یک مسئله از دین خداوند دربرابر ناصر محمد یمانی حجت اقامه کن که اگر چنین کنی؛ کار دعوت ناصر محمد یمانی را تمام کرده و انصارش را از گمراه شدن نجات داده ای.اما اگر چنین نکنی؛ که نخواهی کرد؛ پس چرا ناصر محمد را عامل گمراه کردن مسلمانان از دین حق خداوندشان می خوانی؟اما عامل گمراهی فتواها و احکامی است که بدون برهان قاطع از آیات محکم قرآن و بدون آنکه دلیلی برای اثبات آنها از جانب خداوند نازل شده باشد صادر شده اند.بسیاری از احکام دینی شما مخالف آن چیزی است که خداوند در آیات محکم کتابش قرآن عظیم نازل نموده است. تو کدامیک از ما را در مسیر هدایت می بینی؟ کسی که به ریسمان الهی قرآن عظیم آویخته و پای بند است یا ان کسی بر حق است که با آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم مخالف است؟ شما را چه می شود؛ چگونه قضاوت می کنید!


ما مناقشه با تو را بر سر بیانات می پذیریم .آنها را بر کتاب خداوند قرآن عظیم عرضه می کنیم که از تحریف و دستکاری محفوظ است و اما معجزه بیان حق قرآن در این است که قرآن با قرآن و به حق بیان می شود و این هم از راه وحی تفهیمی از جانب پروردگار به قلب است.م
ن با برهان های قاطعی که پروردگارم از آیات محکم قرآن به من الهام می کند؛ بیان را استنباط کرده و برایتان می آورم و این برهان ها علمی و قاطعند و وسوسه شیطان نیستند که خداوند هیچ دلیلی برایشان نازل نکرده باشد و پناه می برم به خدا که از جاهلان باشم.من نمی گویم قلبم چنین می گوید؛ پس مرا باور کنید.

أباهبة از شکرگزاران باش که برایت بهتر است و بدترین نصیحت تو این است که به من توصیه می کنی از بیان حق و دعوت به پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم توبه نمایم. حق جویان خواهند دید کدام یک از ما از نظر احاطه بر کتاب منیر خداوند غالب تر و هدایت گر تریم و کدامیک بدون علم و هدایت و کتابی روشنگر مجادله می کنیم.

وسلاٌم على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..

خليفة الله وعبده الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
ــــــــــــــــــــــ




- 3 -
الإمام ناصر محمد اليماني
12 - 02 - 1436 هـ
04 - 12 - 2014 مـ
1393-09-13ه.ش.
10:02 صباحاً
ــــــــــــــــــ

امام مهدی با برهان علمی از نزد پروردگارش 
به ابوهبه پاسخ می‌دهد؛سومین پاسخ:همانا که عقیده به برانگیخته شدن نبيّ الله (إبراهيم بن إسماعيل) به موضوع ایمان به انبیاء و رسولان الهی اضافه شده است و ما منتظر یکی از علمای مشهور امت هستیم تا با ما به گفتگو بنشیند...



بسم الله الرحمن الرحيم، وسلام على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..

می گویم:گوش کن ای دشمن دعوت مهدوی و ای دشمن دعوت محمدی، تو تلاش می کنی که شک ایجاد کنی و این منجر به غضب خداوند و غضب خلیفه اش نسبت به تو خواهد شد! والله والله که تو به دنبال حق نیستی.اما درمورد سؤالت، ما تو را از سؤال کردن درباره ذوالقرنین یا سایر موضوعات منع کرده ایم. اما به شیوه زشت و خبیثانه خود بنگر که چگونه شب و روز به دنبال راهی می گردی تا بتوانی مردم را از پیروی از ناصر محمد یمانی دور نمایی و برای همین می گویی ناصر محمد همان چیزی را می گوید که علمای  فلان مذهب گفته اند .پس در جوابت می گوییم: ای دشمن خدا و دشمن دعوت محمدی و دعوت مهدوی، حق در میان طائفه های مختلف مذهبی پراکنده شده است. می بینید یک گروه درباره یک مسئله حق دارند و در مورد دیگر به خطا رفته اند.می بینی که من مسئله حق آنها را از قرآن اثبات کرده و تفسیر و توضیحاتی می دهم که از تفاسیر آنها بهتر است. سپس درباره نکته باطلی که همین گروه به آن اعتقاد دارند و از جانب خداوند دلیلی برای آن درآیات محکم قرآن نازل نشده است؛ دربرابرشان حجت اقامه می کنم و با محکمات قرآن باطل را درهم کوبیده و نابود مي نمایم. سپس سراغ فرقه دیگری رفته و آنچه که حق است را بر کرسی حق نشانده و عقاید باطل شان را درهم کوبیده و برباد می دهم.
ای که از هرجنبنده و خزنده ای احمق تری، براستی که خداوند امام مهدی را برای آن برانگیخته است که در میان اختلافات حکمیت نماید؛ خداوند او را با دین جدیدی نفرستاده است.اما تو حق را دگرگونه کرده و لباس باطل بر تن آن می کنی. والله که تو محققی شیطانی هستی! ببین چگونه از گفتگویی که به نفع اسلام و مسلمین است –مسئله عذاب قبر-می گریزی. علت انتخاب این موضوع آن است که عقیده غلط و باطل عذاب در قبر؛ علت اصلی تشکیک در دین مسلمانان است؛ اما تو دشمن دعوت محمدی و دعوت مهدوی نمی خواهی
 به مواردی بپردازیم که برای اسلام و مسلمین ثمری داشته باشد.


ای دشمن خدا، ای دشمن دعوت به پذیرش حکمیت قرآن عظیم، امام مهدی ناصر محمد را با کتاب های فرقه ای و مذهبی شما کاری نیست و از آنها حجت نمی آورد؛ او کتاب خداوند قرآن عظیم را به میان خود و شما می آورد.هر کس ببیند
 مطلبی که در دست دارد با بیان ناصر محمد یمانی از قرآن با قرآن موافق است؛ بر حق است و هرکس دید معلومات نوشته شده ای که دارد مخالف بیانات امام مهدی ناصر محمد است که قرآن را با قرآن بیان می کند؛ بداند دانسته هایش باطل است.چون معیار حق ؛حکم قرآن است و این روش و اسلوب انبیاء است که برای حکمیت در اختلافات از جانب خداوند برانگیخته می شوند؛ براستی که مردم در مورد کتابی که به آنها داده شده بود دچار اختلاف شده و هریک از فرقه ها گوشه ای از حق را دراختیار دارند.

و خداوند تعالی می فرماید:

{كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الحقّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (213)} صدق الله العظيم [البقرة].

{مردم یک دسته بودند؛ خداوند، پیامبران را برانگیخت؛ تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی، که به سوی حق دعوت می‌کرد، با آنها نازل نمود؛ تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوری کند. تنها کسانی که کتاب را دریافت داشته بودند، و نشانه‌های روشن به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگری، در آن اختلاف کردند. خداوند، آنهایی را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبری نمود. و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند.}

برایت مثالی می آوریم؛ بنی اسراییل بر سر مسائلی از کتاب دچار اختلاف شده بودند؛ خداوند محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم را برانگیخت تا میان انها حکم کند و آنچه که داشتند را درمعرض قضاوت آیات محکم قرآن قرار دهد. موارد مخالف قرآن باطل و موارد موافق قرآن؛ حق بود.برای همین خداوند تعالی می فرماید:

{إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (76)وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ (77) إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُم بِحُكْمِهِ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ (78) فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۖ إِنَّكَ عَلَى الحقّ الْمُبِينِ (79) إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ (80) وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ ۖ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ (81)} صدق الله العظيم [النمل].

{ این قرآن اکثر چیزهایی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بیان می‌کند؛ (۷۶)و مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است! (۷۷) پروردگار تو میان آنها در قیامت به حکم خود داوری می‌کند؛ و اوست قادر دانا. (۷۸) پس بر خدا توکّل کن، که تو بر حقّ آشکار هستی! (۷۹) مسلّماً تو نمی‌توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی، و نمی‌توانی کران را هنگامی که روی برمی‌گردانند و پشت می‌کنند فراخوانی! (۸۰) و نیز نمی‌توانی کوران را از گمراهیشان برهانی؛ تو فقط میتوانی سخن خود را به گوش کسانی برسانی که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و در برابر حق تسلیمند! (۸۱)}

سؤالی که مطرح می شود این است: آیا اگر مطلبی موافق داشته های آنها (بني اسرائيل ) در قرآن می آمد؛ محقق شیطانی می گفت محمد رسول الله آن را از اهل کتاب به سرقت برده است؟ای دشمن خداوند من می دانم بسیاری از احکام حقی که داریم در میان گروه های مختلف بصورت پراکنده وجود دارد؛ اما امام مهدی حکم خداوند را مستقیم از قرآن عظیم می آورد. وقتی کسی می بیند حکمی در نزد اوست که باحکمی که ناصر محمد مستقیم از قرآن استنباط کرده یکی است ؛ در آن مسئله حق با اوست؛ اما خواهد دید درموردی دیگر باورش با حکم خداوند که توسط ناصر محمد استنباط شده است مخالف و درنتیجه باطل است؛ آنگاه اگر بدنبال هدایت باشد؛ خداوند او را به حق رهنمون می شود.اگر برخی احکام مشابه باورهای حق یک فرقه باشند؛ حتما احکامی را نزد آنها خواهید یافت که با حق مخالفند و برای ناظران روشن می شود ناصر محمد یمانی از آن فرقه نیست.

برای مثال؛ می دانم که قرآنییون عذاب قبر ار نفی می کنند؛ اما آنها به هیچ عذابی بجز عذاب روز قیامت اعتقاد ندارند ولی اهل سنت به عذاب بعد از مرگ باور دارند؛ اما اشتباهشان در این است که تصور می کنند این عذاب درحفره قبر رخ می دهد. ما بین انها به حق حکم کرده و ثابت کردیم؛ روح بعد از مرگ جسم گرفتار عذاب می شود و همچنین ثابت کردیم این عذاب برزخی در آتش است(نه در قبر).آیا این تفاصیل چاشني زنجبیل و زیره است که دشمن سرسخت یهود امام مهدی ناصر محمد یمانی آنها را به غذا (منظور عقايد ديني فرقه هاي مختلف ) اضافه می کند؟ 
(توضيح : ابو هبه ادعا مي كند كه امام ناصر محمد يماني چيزي از خود ندارد و اعتقادات مذاهب مختلف را گرفته و به آن چاشني (بهارات ) اضافه مي كند )
ای مرد، پیش از این فتوا داده بودیم که تو از دروغ پراکنانی هستی که از ما پنهان نیستند؛ یا اینکه نمی دانی منظور از دروغ پراکنان چیست؟انها منافقینی بودند که در مدینه به دروغ شایعه پراکنی می کردند تا با ایجاد شک در میان مؤمنان آنها را در پیروی ازمحمد صلى الله عليه وآله وسلم دچار تردید نمایند و برای همین خداوند نام آنها را"المرجفون" نهاده است. خداوند تعالی می فرماید:


{لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا (60) مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا (61) سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا (62)} صدق الله العظيم [الأحزاب].
{البته (بعد از این) اگر منافقان و آنان که در دلهاشان مرض (و ناپاکی) است و هم آنها که در مدینه تبلیغات سوء می‌کنند (و دل اهل ایمان را مضطرب و هراسان می‌سازند) دست نکشند ما هم تو را بر (قتال) آنها بر انگیزیم که از آن پس جز اندک زمانی در مدینه در جوار تو زیست نتوانند کرد. (۶۰) این مردم (پلید بدکار) رانده درگاه حقّند، باید هرجا یافت شوند آنان را گرفته و جدّا به قتل رساند. (۶۱)این سنّت خداوند در اقوام پیشین است، و برای سنّت الهی هیچ گونه تغییر نخواهی یافت! (۶۲)}

می بینم می گویی:" ناصر محمد یمانی حتما فتوا خواهد داد که محقق اسلامی (أباهبة ) شیطان است". ما می گوییم: گمانت درست است چون خودت می دانی که تو محققی شیطانی هستی که چهره خود را عوض کرده و تنها تلاشت در این است که در حق تشکیک ایجاد کنی. به اصرارت برای تکمیل کردن بیان راز ذوالقرنین نگاه کن، و تصور کرده ای که ناصر محمد یمانی جواب رد به تو می دهد؛ اما ما ناامیدت کرده و اطلاعات بیشتری در اختیار انصار می گذاریم. پیش از این به حق فتوا داده بودیم او ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم است و بیان برخی مطالب را به تأخیر انداختیم تا شاید علمای امت تشویق شده و افراد مشهور برای تکمیل گفتگو به سراغ ما بیایند و ما حق داریم برای دعوت مهدوی هر حکمتی را که بخواهیم بکار بریم.اگر اصرار داری که بیان مربوط به راز ذوالقرنین کامل شود بیا و همانند امام مهدی که نام و عکس خود را گذاشته است،نام و چهره واقعی خود را به نمایش بگذارو سپس قسم بخور که نام و عکسی که گذاشته ای واقعی و متعلق به خودت است؛ بعد از این مادر درخواست تو توجه ونظر خواهیم کرد و بیان ذوالقرنین را تکمیل می کنیم، و شرط می کنیم و بر ماست كه آیات روشن و واضحی از محکمات قرآن عظیم بیاوریم و این وعده ما دروغ نیست.

اما آنچه که مرا به خشم می آورد این است که هم من و هم تمام انصار می دانند تو محقق شیطانی نه محقق اسلام و تمام تلاشت برای ایجاد شک و تردید است. پیش از این به تو گفتیم هرکدام از مسائل دینی و عقیدتی را که می خواهی انتخاب کن؛ اما تو می دانی که ناصر محمد یمانی بدون تردید دربرابرت حجت اقامه خواهد کرد؛ برای همین شروع به گردوخاک کردی تا تخم تردید را بکاری ؛ و این تمام آن چیزی است که تو در پی آن هستی.اما اگر واقعاً می خواستی از حدود دین دفاع کنی؛ درباره مسائل فقهی و عقیدتی که به نفع اسلام و مسلمین است با ما گفتگو می کردی؛ اما تو از چیزی که به نفع دین و مسلمانان باشد اکراه داری!

آیا خداوند احکم الحاکمین نیست؟ به درخواست برای گذاشتن عکس و نامت پاسخ داده و مانند امام مهدی که عکس و نام خود را گذاشته است تو نیز چنین کن.بعد از آن به تکمیل بیان مربوط به ذوالقرنین می پردازیم تا برای تمام حق جویان روشن شود که ظن تو به حقیقت نمی پیوندد و مأیوس خواهی شد و با فتوایت مبنی بر رد درخواست برای تکمیل بیان ذوالقرنین از جانب ناصر محمد به خطا رفته ای.برای چه این درخواست را رد کنیم؟ ما می خواهیم یکی از علمای مشهور امت درباره آن با ما گفتگو نماید؛ چون عقیده برانگیخته شدن نبی خداوند ابراهیم بن اسماعیل (بن ابراهیم) به ایمان به انبیاء و رسولان افزوده خواهد شد. 


وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربِّ العالمين..


خليفة الله وعبده؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني
.
ـــــــــــــــــــــــ



- 4 -
الإمام ناصر محمد اليماني
13 - 02 - 1436 هـ
05 - 12 - 2014 مـ
1393-09-14ه.ش.
06:29 صباحاً
ــــــــــــــــــ


پاسخ به مبارزه طلبی محقق اسلامی أبا هبة که ادعا مي كند كه همتاي (حريف ) من است 

بسم الله الرحمن الرحيم،جمعه بر شما انصار پیشگام برگزیده مبارک باشد؛ این مرد می خواهد حتی بر قلب های شما تحکم (كنترل ) نماید
؛ می خواهد حکم دهد که اگر او قانع نشد؛ شما باید از باور خود دست بردارید! پس می گوییم:چگونه تو یقین قومی که محبوب خداوندند و محب او را نادیده می گیری(یحبهم الله و یحبونه)! به خداوند بزرگ سوگند؛ اگر پروردگارشان از ورای حجاب خود و از عرش عظیمش،با آنان سخن بگوید و تمام اهالی زمین صدای خداوند را بشنوند که می فرماید:
[[ "ای پیروان ناصر محمد یمانی؛ ای بندگان نعیم اعظم، به علت ظلمی که بندگان در حق خود کرده اند، پروردگارتان به هیچ وجه درنفس خود راضی نخواهد شد. آیا مرا به طمع بهشتم عبادت نمی کنید؟ ( منظور بياييد به طمع بهشت مرا عبادت كنيد )" حجت آنها در برابر پروردگارشان این خواهد بود و می گویند:" ای خداوند عالمیان؛ ای ارحم الراحمین، آیا ما را برای نعیم بهشت آفریده ای؟"خداوند با این فرموده خود به آنها پاسخ می دهد: {وَمَا خَلَقْتُ الجنّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (56) مَا أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ (57) إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ (58)} صدق الله العظيم [الذاريات].

{ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)! (۵۶) هرگز از آنها روزی نمی‌خواهم، و نمی‌خواهم مرا اطعام کنند! (۵۷) خداوند روزی‌دهنده و صاحب قوّت و قدرت است! (۵۸)}

آنگاه محبوبان و محبان خداوند می گویند:"ای خداوند عالمیان ؛ ای ارحم الراحمین، آیا نعیم بهشت تو از نعیم رضوان نفس تو بر بندگانت ، بزرگ تر است؟" پروردگار عالمیان درپاسخ به آنها می فرماید: در این باره پیش از این در آیات محکم قرآن عظیم، فتوا داده ایم که رضوان پروردگار رحمن نعیمی است که از نعیم جنت بزرگ تر است.خداوند تعالی می فرماید  
{وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَناتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَناتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} صدق الله العظيم [التوبة:72].

{خداوند به مردان و زنان باايمان، باغهايي از بهشت وعده داده که نهرها از زير درختانش جاري است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌هاي پاکيزه‌اي در بهشتهاي جاودان (نصيب آنها ساخته)؛ و (خشنودي و) رضاي خدا، (از همه اينها) برتر است؛ و پيروزي بزرگ، همين است!}

سپس محبوبان و محبان خداوند می گویند:"
ای خداوند عالمیان ؛ ای ارحم الراحمین، آیا در خواست کسانی که تا تحقق یافتن نعیم اعظم؛ به نعیم کوچکتر راضی نمی شوند؛ درخواست باطلی است؟"اگر این گفتگوی فرضی در این دنیا بین خداوند و قومی که محبوب خداوندند و محب او رخ دهد ؛ درمقابل خداوند حجت خواهند داشت .أباهبة بیا تا از این قوم؛ محبوبان و محبان خدا برایت بیشتر بگوییم. آیا می دانی که اگر رضوان نفس خداوند رحمن برایشان تحقق پیدا نکند و خداوند تا ابد وتا بی نهایت نسبت به بندگانش حزین باشد چه می کنند؛ تصور می کنی این قوم از خواسته شان عدول می کنند و ولو اینکه بدانند رضوان نفس خدواند رحمن بر بندگانش تحقق نخواهد یافت؛ به نعیم کوچک او راضی می شوند؟ به خداوند بزرگ به پروردگار آسمان ها و زمین و آنچه مابین آنهاست؛ به پروردگار عرش عظیم سوگند؛ اگرچنین اتفاقی روی دهد؛ می گویند:" ای خداوند عالمیان؛ به عزت و جلالت قسم تا تو راضي نشوی؛ ما راضی نخواهیم شد.ما را درجایی بین بهشت و آتش بگذارتا گرد هم آمده و تا زمانی که تو در نفس خود حزین و متحسری ما نیز برای عدم تحقق نعیم اعظم حسرت خورده و غمگین باشیم. وقتی که محبوب ترین چیز در نزد ما حزین و متحسر باشد، حور العین و جنت نعیم برایمان چه فایده ای دارد؟ به عزت و جلالت قسم؛ وقتی از میزان شادی و سرورشهدا از بهشت و فضل خداوند بر ایشان،برایمان مي گويي ؛ ما به شدت از آنها تعجب می کنیم: 
{وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (169) فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ (170)} صدق الله العظيم [آل عمران] 
.
{ هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. (۱۶۹) آنها بخاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند؛ و به کسانی که هنوز به آنها ملحق نشده اند بشارت می دهند؛ که نه ترسی بر آنهاست، و نه غمی خواهند داشت. (۱۷۰){

ما به شدت متعجبیم؛ آنان چگونه می توانند در نعیم جنان شادمان و مسرور باشند در حالیکه پروردگارشان؛ خداوند رحمان همچنان بخاطر بندگانی که از کوتاهی خود در نزد پروردگار پشیمانند؛ متحسر و حزین است.اما شهداء جان و مال خود را با خداوند معامله کرده اند تا جنات نعیم برایشان محقق شود؛ خداوند نیز خلف وعده نمی نماید. ما از آنها اولی تریم که نعیم اعظم را برایمان محقق ساخته و راضی شوی ای خداوند ارحم الراحمین."
]]

پایان گفتگوی فرضی....
أباهبة به خداوند بزرگ سوگند؛ هرکس که بنده نعیم اعظم خداوند باشد، چه زن و چه مرد؛ پاسخی که دراین گفتگوی فرضی داده شد را در قلب خود پیدا می کند و به حق دقیقاً همان پاسخی را می دهد که بنده نعیم اعظم امام مهدی ناصر محمد یمانی داده است و بین قلبهای این قوم که محبوب خداوند ومحب او هستند هیچ اختلافی وجود ندارد؛ بلکه این احساس و منطقی واحد است ودقیقاً همان چیزی است که در قلب امامشان است.ما می گوییم قلب هایشان به حق مانند هم است أباهبة.
سؤالی در اینجا پیش می آید که 
چرا این احساس و شعوری که در قلب ناصر محمد یمانی و انصارش که آنها را بندگان نعیم اعظم می نامد؛ وجود دارد؟ سؤال را برای تدبر و تفکر در مورد آن دوباره تکرار می کنیم، چه کسی این حقیقت را درقلب آنان نهاده است و چرا با این شدت برای تحقق نعیم اعظم رضوان نفس پروردگارشان اصرار بی حد دارند؟ اینجاست که برای تمام شیاطین جن و انس روشن می شود که محبوبان و محبان خداوند بیش از همه کس و همه چیز خداوند را دوست دارند و شدت محبتشان به خداوند بسیار زیاد است و بیش از هر چیز برای تحقق رضوان خداوند اصرار دارند و برخداست که با سپاهیان خود که در زمین و آسمان ها هستند آنها را یاری کند تا پشت مهدی منتظر را محکم گردانند؛ خداوند این قوم را که محبوب و محب او هستند؛ بر مسیح کذاب و لشکر شیاطین جن و انس پیروز خواهد کرد ؛ پیرزويی که از جانب خداوند عزیز و مقتدر رقم خواهد خورد که او بر هر چیز قادر است؛ از مکر خداوند خود را در امان ندان أباهبة. به راستی که ما حقیقت آنچه که در قلب این قوم می گذرد ( محبان و محبوبان خداوند) را برایتان بیان کردیم و در صورتی که مورد خطاب پروردگار قرار بگیرند؛ از پاسخی که در گفتگوی فرضی به خداوند خواهند داد سخن گفتیم،پس چه رسد به غیر خدا ای أباهبة؟ پس برتوست که از فتنه اندازی میانشان مأیوس شوی.

و اما درباره ذوالقرنین؛ در یکی از بیانات قبلی نام او را آورده بودیم .نام او به حق ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن آزر است هرکس می خواهد باور کند و هرکس می خواهد کافر شود..تمام علمای عالم تنها ابراهیم بن آزر صلی الله علیه و آله و سلم را می شناسند.برای برهان این نام؛ آيا
 این فرموده خداوند تعالی كافي نيست ؟ :{أُولَٰئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذريّة آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذريّة إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا ۚ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَٰنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا} صدق الله العظيم [مريم:58].


{آنها پیامبرانی بودند که خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم، و از کسانی که با نوح بر کشتی سوار کردیم، و از دودمان ابراهیم و اسراییل، و از کسانی که هدایت کردیم و برگزیدیم. آنها کسانی بودند که وقتی آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده می‌شد به خاک می‌افتادند، در حالی که سجده می‌کردند و گریان بودند}
سؤالی که مطرح می شود این است که مقصود خداوند تعالی چیست که می فرماید: {وَمِنْ ذريّة إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ و از دودمان ابراهیم و اسراییل } صدق الله العظيم.منظور ابراهیم بن آزر است یا از ابراهیم دیگری سخن می گوید؟اگر جواب این بود که مقصود ابراهیم بن آزر است؛ خوب شما می دانید که اسراییل هم از نسل ابراهیم بن آزر است پس چرا چنین ترکیب و همراهی آورده شده است! مقصود دو نسل و ذریه است؛ نسل ابراهیم و نسل اسراییل.

حال ابراهیم کیست و اسراییل کیست؟ جواب حق این است که آنها:
1-نبی خداوند ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم.
2-اسراییل بن إسحاق بن ابراهیم 
هستند.
پس برایتان روشن گردید در آیات محکم قرآن از دو ابراهیم سخن گفته می شود؛ یکی نبی خداوند ابراهیم فرزند آزر است و دیگری نبی خداوند ابراهیم فرزند اسماعیل؛ خداوند نبی خود ابراهیم فرزند ازر را به سوی قومی فرستاد که بجای خداوند بت ها را می پرستیدند.خداوند تعالی می فرماید:


{وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِه عَالِمِينَ ﴿51﴾ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ ﴿52﴾ قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءنَا لَهَا عَابِدِينَ ﴿53﴾ قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿54﴾ قَالُوا أَجِئْتَنَا بالحقّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ ﴿55﴾ قَالَ بَل رَّبُّكُمْ ربّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ﴿56﴾ وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُم بَعْدَ أَن تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ ﴿57﴾ فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلَّا كَبِيرًا لَّهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ ﴿58﴾ قَالُوا مَن فَعَلَ هَذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿59﴾ قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ ﴿60﴾ قَالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلَى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ ﴿61﴾ قَالُوا ءَأَنتَ فَعَلْتَ هَذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَاهِيمُ ﴿62﴾ قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ ﴿63﴾ فَرَجَعُوا إِلَى أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ ﴿64﴾ ثُمَّ نُكِسُوا عَلَى رُؤُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَؤُلَاء يَنطِقُونَ ﴿65﴾ قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُمْ ﴿66﴾ أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿67﴾ قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ ﴿68﴾ قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ ﴿69﴾ وَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِينَ ﴿70﴾ وَنَجَّيْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا لِلْعَالَمِينَ ﴿71﴾ وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ ﴿72﴾}صدق الله العظيم [الأنبياء].

{ ما رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم؛ و از او آگاه بودیم... (۵۱) آن هنگام که به پدرش (آزر) و قوم او گفت: «این مجسمه‌های بی‌روح چیست که شما همواره آنها را پرستش می‌کنید؟!» (۵۲) گفتند: «ما پدران خود را دیدیم که آنها را عبادت می‌کنند.» (۵۳) گفت: «مسلّماً هم شما و هم پدرانتان، در گمراهی آشکاری بوده‌اید!» (۵۴) گفتند: «آیا مطلب حقّی برای ما آورده‌ای، یا شوخی می‌کنی؟!» (۵۵) گفت: پروردگار شما همان پروردگار آسمانها و زمین است که آنها را ایجاد کرده؛ و من بر این امر، از گواهانم! (۵۶) و به خدا سوگند، در غیاب شما، نقشه‌ای برای نابودی بتهایتان می‌کشم!» (۵۷)سرانجام همه آنها -جز بت بزرگشان- را قطعه قطعه کرد؛ شاید سراغ او بیایند (۵۸) گفتند: «هر کس با خدایان ما چنین کرده، قطعاً از ستمگران است (۵۹) گفتند: «شنیدیم جوانی از (مخالفت با) بتها سخن می‌گفت که او را ابراهیم می‌گویند.» (۶۰) (جمعیّت) گفتند: «او را در برابر دیدگان مردم بیاورید، تا گواهی دهند!» (۶۱) گفتند: «تو این کار را با خدایان ما کرده‌ای، ای ابراهیم؟!» (۶۲) گفت: «بلکه این کار را بزرگشان کرده است! از آنها بپرسید اگر سخن می‌گویند!» (۶۳) آنها به وجدان (نفس ) خویش بازگشتند؛ و گفتند: «حقّا که شما ستمگرید!» (۶۴) سپس بر سرهایشان را خم كردند ؛ تو می‌دانی که اینها سخن نمی‌گویند! (۶۵) (ابراهیم) گفت: «آیا جز خدا چیزی را می‌پرستید که نه کمترین سودی برای شما دارد، و نه زیانی به شما می‌رساند! (۶۶) اف بر شما و بر آنچه جز خدا می‌پرستید! آیا اندیشه نمی‌کنید (۶۷) گفتند: «او را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید، اگر کاری از شما ساخته است!» (۶۸) (سرانجام او را به آتش افکندند؛ ولی ما) گفتیم: «ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش!» (۶۹) آنها می‌خواستند ابراهیم را با این نقشه نابود کنند؛ ولی ما آنها را زیانکارترین مردم قرار دادیم! (۷۰) و او و لوط را به سرزمینی که آن را برای همه جهانیان پربرکت ساختیم نجات دادیم! (۷۱) و اسحاق، و علاوه بر او، یعقوب را به وی بخشیدیم؛ و همه آنان را مردانی صالح قرار دادیم! (۷۲)}



اما خداوند نبی خود ابراهیم فرزند اسماعیل علیه الصلاة و السلام را به سوی پادشاهی فرستاد که به او ملک و حکومت داده بود ولی او ادعای خدایی می کرد و به رعیتهایش فرمان می داد او را به جای پروردگار به خدایی بگیرند.خداوند تعالی می فرماید: 
{أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَآجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِـي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِـي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (258)} صدق الله العظيم [البقرة].

{ آیا ندیدی کسی که با ابراهیم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو کرد؟ زیرا خداوند به او حکومت داده بود؛ هنگامی که ابراهیم گفت: «خدای من آن کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند.» او گفت: «من نیز زنده می‌کنم و می‌میرانم!» ابراهیم گفت: «خداوند، خورشید را از افق مشرق می‌آورد؛ خورشید را از مغرب بیاور!» آن مرد کافر، مبهوت و وامانده شد. و خداوند، قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند}.
عده اي به نبی خداوند ابراهیم بن اسماعیل علیه الصلاة و السلام ایمان آوردند و آن پادشاه گودالی (أخدود) حفر کرد و در آن آتش افروخت و به رعایای خود امر کرد هرکسی را که حاضر نشود از پیروی از إبراهيم بن إسماعيل، بازگردد به آتش افکنند؛پس در آن گودال آتش افروخته و به سراغ کسانی رفتند که به نبی خداوند ابراهیم ایمان آورده بودند؛ آنها را بستند تا به آتش افکنند.خداوند تعالی می فرماید:
{وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ (1) وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ (2) وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ (3) قُتِلَ أَصْحَابُ الأُخْدُودِ (4) النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ (5) إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ (6) وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ (7) وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاَّ أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (8) الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (9)} صدق الله العظيم [البروج].


{سوگند به آسمان که دارای برجهای بسیار است، (۱) و سوگند به آن روز موعود، (۲) و سوگند به «شاهد» و «مشهود»! (۳كه اصحاب اُخدود به هلاكت رسيدند. (۴) آتشى افروخته از هيزمها، (۵) آنگاه كه بر كنار آن آتش نشسته بودند، (۶) و بر آنچه بر سر مؤمنان مى‌آوردند، شاهد بودند. (۷) و هيچ عيبى در آنها نيافتند جز آنكه به خداى پيروزمند در خور ستايش ايمان آورده بودند. (۸) آن خدايى كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آن اوست، و بر هر چيزى ناظر است. (۹)}

پس خداوند باران شدیدی فرستاد که آتش را خاموش کرد و پادشاه و سپاهش مجبور شدند از شدت بارندگی به خانه پناه برند؛ وقتی وارد خانه شدند؛ زمین لرزه شدیدی رخ داد؛ لذا از ترس مرگ از خانه های خود گریختند چرا که خانه بر سرشان خراب می شد.سپس صیحه پروردگار گرفتارشان کرد و همگی هلاک شدند. خداوند بعد از مرگ آنها را برانگیخت تا زندگان و مردگان بدانند که این خداوند است که زنده می کند و می میراند؛ نه کسی که بر سر پروردگاربا ابراهیم محاجه می کرد.خداوند تعالی می فرماید: {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:243]. 

{آیا ندیدی جمعیتی را که از ترس مرگ، از خانه‌های خود فرار کردند؟ و آنان، هزارها نفر بودند. خداوند به آنها گفت: بمیرید! سپس خدا آنها را زنده کرد؛ خداوند نسبت به بندگان خود احسان می‌کند؛ ولی بیشتر مردم، شکر (او را) بجا نمی‌آورند.}
مقدمه گفتگو؛ تمام شد؛ تفصیل آن را بعد از گذاشتن عکست خواهیم آورد و به سراغ تفصیل و بیان ملک ذوالقرنین می رویم و از حکومت بزرگی که خداوند به نبی خود ذوالقرنین عطا نموده بود ؛ ملک بزرگ ال ابراهیم برایتان خواهیم گفت.خداوند تعالی می فرماید: {أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكاً عَظِيماً (54)} صدق الله العظيم [النساء].

{ یا اینکه نسبت به مردم و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می‌ورزند؟ ما به آل ابراهیم، کتاب و حکمت دادیم؛وملک عظیمی در اختیار آنها قرار دادیم.}

پس عکس خود را بگذار و بعد از اینکه عکس خود را گذاشتی ما حق داریم اقدامات خود را انجام دهیم؛ چون این فرصتی طلایی است تا یکی از کسانی را که شب و روز تلاش می کنند انصار را در مورد پیروی از ناصر محمد یمانی دچار تردید کنند بشناسیم . أباهبة بدون تردید یکی از آنان است. چقدر مشتاق دیدنت هستم أباهبة و ما حق داریم درباره هویت تو توسط انصارمان که در کشور تو زندگی می کنند تحقیق کنیم.اصرار ما برای گذاشتن عکس؛ برای بیان ذوالقرنین نیست؛ حاشالله، گذاشتن بیان ذوالقرنین چه ربطی به هویت تو دارد! ما می خواهیم این گروه را که شبانه روزبا هر حیله و وسیله ای با ناصر محمد یمانی می جنگند و نه خسته می شوند و نه ناامید می گردند بشناسیم. برای هر پیشامدی حدیثی...

وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.


هناك تعليق واحد:

  1. اسمي عبد المنعم، اطلعت على تعليقات أشخاص حصلوا على قروضهم من مؤسسات الإقراض. بصراحة، ظننتُ أنها عملية احتيال، ثم قررتُ تقديم طلب بناءً على توصياتهم. قبل بضعة أيام، أكدتُ وجود رصيد في حسابي البنكي الشخصي بقيمة 15,000 دولار أمريكي، والذي تقدمتُ بطلب للحصول عليه. هذه أخبار سارة حقًا، وأنا سعيد جدًا لأنني أنصح كل من يحتاج إلى قرض حقيقي ويضمن سداده بالتقدم عبر رسائل الواتس آب النصية: 393512114999+. هناك جهات إقراض موثوقة! يمكنهم إقراضك قرضًا. البريد الإلكتروني: loancreditinstitutions00@gmail.com أو الواتس آب: +393509313766.

    ردحذف