الجمعة، 24 فبراير 2017

پاسخ امام به "الکاشف": برادر گرامی، برهان دراثبات اصل و نسب نیست..


- 9 -

الإمام ناصر محمد اليماني
14 - 04 - 2009 مـ
11:02 مساءً
ــــــــــــــــــ

پاسخ امام به "الکاشف": برادر گرامی، برهان دراثبات اصل و نسب نیست..


بسم الله الرحمن الرحيم، و رسول خداوندعليه الصلاة والسلام فرموده اند: [ كُلكم من آدم وآدم من تراب لا فرق لعربي على عجمي ولا أسود على أبيض إلا بالتقوى ]


[ همه شما از "آدم" و آدم از خاک است و فرقی بین عرب و غیر عرب و سپید با سیاه نیست مگر بر اساس تقوا] صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم

برهان این حدیث حق نبوی را در آیات محکم خداوند می یابید.خداوند تعالی می فرماید:
{يَا أَيُّهَا النّاس إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ} صدق الله العظيم [الحجرات:13]


{ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!}
اگر کسی اهل تقوا و ترس از پروردگار نباشد؛ انتساب وی به آل بیت منجر به مکرم شدنش خواهد شد؟ بفرمایید این کتاب خداوند است؛ عموی محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – ابولهب از کسانی بود که مورد لعنت خداوند قرار گرفت .قدر خود را نشناخت وروز قیامت منزلتی نداشته و نسبت و وابستگی خونی او با محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –فایده ای برایش نخواهد داشت.

لذا در کتاب خداوند نسبت با تقوا است که باعث بلند مرتبه شدن می گردد وافتخار به خانواده و نسبتهای فامیلی و زیادی مال و فرزند نیست؛ اینها آنها را به خداوند نزدیک نمی کند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: {وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ جَزَاءُ الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ}صدق الله العظيم [سبأ:37] 


{اموال و فرزندانتان هرگز شما را نزد ما مقرّب نمی‌سازد، جز کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالحی انجام دهند که برای آنان پاداش مضاعف در برابر کارهایی است که انجام داده‌اند؛ و آنها در غرفه‌ها ودرامنیّت خواهند بود}
و اما درباره نسبت امام مهدی حق، نسبت او به آل بیت از فرزندان امام حسین بن علی بن ابی طالب می رسد. و خداوند رجس و پلیدی را از آل بیت دور نمی کند؛مگر به درگاه پروردگار انابه نمایند تا پلیدی را ببرد و آنها را پاک و مطهر سازد و از آنجا که ابولهب به درگاه پروردگارش انابه نکرد تا قلبش را هدایت کرده و پلیدی را ببرد؛ لذا خداوند او را از پاکان آل بیت قرار نداد با اینکه او از آل بیت محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - از بني هاشم بود.پس ای کسانی که از آل بیت هستید، تقوا پیشه کرده و به درگاه پروردگارتان انابه کنید تا قلبتان را پاک سازد و پلیدی وغروررا از وجودتان پاک و مطهرتان نماید.اما شما نسبت به مردم بناحق کبر و غرور دارید؛ می بینم برای بسیاری ازشما رسیدن نسبتتان به آل بیت کافی است ولی ناصر محمد یمانی که مردم می دانند از قبائل مشهور و دارای اصل و نسب است و خداوند رسولش نیز به او فتوا داده اند که نسبت او به حق به فرزندان امام علی و فاطمة فرزند محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – می رسد؛ دربرابر مؤمنان تکبر نمی ورزد و خود را به خاطر اصل و نسب خود بهتر از آنان نمی داند مگر با تقوا و درجات علمی . گواه آن فرموده خداوند تعالی است: ‏{‏يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ‏}‏صدق الله العظيم [المجادلة:11]


{خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند و کسانی را که علم به آنان داده شده درجات عظیمی می‌بخشد؛}


حتی اگر همه عالم هم شهادت دهند من ازآل بیت هستم ؛ من با آن برایتان حجت نیاورده و نخواهم آورد تا باور کنید مهدی منتظرم ؛چراکه خداوند حجت من دربرابر شما را اثبات اصل و نسبم نمی داند، بلکه حجت خداوند بر شما این است که به من دانشی عنایت کرده که بیش از دانش شماست و این برهان خلافت و رهبری از جانب خداوند است ؛ تا بدانید که خداوند به حق مرا از میان مؤمنان صالح برگزیده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: {إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ} صدق الله العظيم [البقرة:247]

{خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم وسعت بخشیده است.} و سپس بدانید که من به حق از آل بیت بوده و از کسانی نیستم که بناحق دروغ می گویند.

پس برهان خلافت و امامت من این است که خداوند علم مرا نسبت به تمام علمای امت اسلامی وسعت بخشیده است و علت هم این است که بتوانم درموارد اختلاف ؛ باحکم حق و قانع کننده از کتاب خداوند قرآن عظیم میانشان داوری نمایم. و آنان نیز بخاطرحکم حقی که میانشان شده در سینه خود احساس ناراحتی نکرده و کاملا تسلیم باشند و یقین پیدا کنند که ناصر محمد یمانی درمورد اهل بیت بودن خود به مردم دروغ نمی گوید. برایشان روشن گرديد که خداوند با حجت بالغه از آیات محکم قرآن عظیم او را یاری کرده است، البته اگر در موارد اختلاف، کتاب خداوند را مرجع و حکم بدانید واگر سرپیچی کنید و بخواهید ناصر محمد یمانی از چیز دیگری برای شما دلیل و حجت بیاورد؛ حتی اگر خداوند یک ملیون سال هم به من وشما عمر بدهد تا یک ملیون سال با یکدیگر مجادله کنیم ؛ ما بجز ازکتاب خداوند و سنت حق رسولش برای شما حجت نمی آوریم.چرا باید از آوردن حجت حق از کتاب خداوند و سنت رسولش عدول کنیم؛ مگر بعد از حق چیزی بجز گمراهی هست؟ پروردگارا شاهد باش که من ابلاغ کردم. وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..


أخو المسلمين الذليل على المؤمنين العزيز على الكافرين المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني.

ـــــــــــــــــــ


10 -

الإمام ناصر محمد اليماني
16 - 04 - 2009 مـ
01:20 صباحاً

پاسخ به "الکاشف"


خداوند پرده را برایت کنار بزند شاید که از منحرف ساختن حق پروا کنی... 


بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين، وسلام الله بر تو باد"کاشف"؛ باشد که خداوند اگر بداند "کاشف" به دنبال حق است و غیر حق نمی خواهد؛ و درصدد مکر و خدعه برای تشکیک در حق نیست؛(سلام بر ) ترا بپذیرد، خداوند از آنچه که در نفس تو می گذرد آگاه است پس برحذر باش. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ }

صدق الله العظيم [البقرة:235]
{و بدانید خداوند آنچه را در دل دارید، می‌داند! از مخالفت او بپرهیزید}
ای مرد، مطرح کرده ای: از کجا می داند که از اهل بیت محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم است؟ پیش از این فتوا داده ایم که یکی از قبائل بزرگ و شرافتمند از اهل بیت؛ فتوا داده اند که ما از اهل بیت هستیم و برای اثبات آن دلیل داریم .ولی این گفته آنها برای ما اهمیت ندارد و درپاسخ آنها با سخنی نیکو جواب دادیم:"ما به خود و اصل و نسب خود مفتخریم ونیازی نیست به قبائل دیگر اعلام کنیم از اهل بیت هستیم.این باعث بالا رفتن درجه و قدر و احترام ما بین قبائل نمی شود." تا اینکه اشراف از قانع کردن ما به اینکه از اهل بیت هستیم صرف نظر کردند.اما من فتوایی که به حق مستقیم از جانب محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم آمد را باور دارم .قبلا هم از رؤیای حقی که فتوایش تنها به من اختصاص دارد برایتان گفتم و آنچه که به شما مربوط است تنها همین قسمت است که : 

[[ وما جادلك أحد من القرآن إلا غلبته بالحقّ ]
[ کسی نیست که با قرآن با تو مجادله کند؛ مگر اینکه بر او غلبه کنی]]
اگر از کتاب خداوند با من مجادله کرده و با دلایل علمی محکم از قرآن عظیم بر ناصر محمد یمانی پیروز شدی، می توانی کشف کنی که ناصر محمد یمانی دروغ گفته و از کسانی است که به ناحق به خداوند و رسولش دروغ می بندند . از آنجا که هرادعایی نیاز به برهان دارد؛ برهان حق بودن این رؤیا این است که اگر این رؤیا حق باشد؛ خداوند آن را در عالم واقعیات محقق می سازد و حتما با بیان حق قرآن عظیم مرا یاری می نماید پس دانش مرا بیش از دانش تمام علمای امت قرار می دهد و این برهان برگزیدگان خداوند در هر زمان و مکان و قاعده خلافت و امامت در هر زمان و مکان است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّـهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا ۚ قَالُوا أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ ۚ قَالَ إِنَّ اللَّـهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ۖ وَاللَّـهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٤٧﴾}

صدق الله العظيم [البقرة]
{و پیامبرشان به آنها گفت: «خداوند طالوت را برای زمامداری شما مبعوث کرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‌تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، می‌بخشد؛ و احسان خداوند، وسیع است؛ و او آگاه است.»}
اثبات اصل و نسب و از اثبات اینکه کسی از اهل بیت است؛ بی شک و تردید نمی تواند برهان باشد برادر گرامی من،یعنی همین که کسی ثابت کرد از اهل بیت است آیا این دلیلی برای مهدویت اوست؟ تو اشتباه می کنی! تصور کن آن مدعی که به ظاهر از اهل بیت است ولی فرزند زنا است و مادرش به شوهرش خیانت کرده است و فرزندی برایش آورده که از نسل دیگری است و سپس این مرد ادعا نماید که مهدی منتظر است؛ایا تو بخاطر اینکه به یقین او را از اهل بیت می دانی؛ تصدیقش می کنی؟مگر نمی بینی که در اشتباهی!برادر به یاد داشته باش که این نسب(اهل بیت بودن) بیش از هزار و چهارصد سال قبل آغاز شده ، وهمه چیز به هم آمیخته شده است و شما نمی دانید کدام یک واقعاً از اهل بیت هستند و کدام یک باطلند.پس تنها برهانی که باقی می ماند؛ داشتن علمی محکم و فراگیر از قرآن است.این است که نسب و خلافت و امامت و قیادت مرا بر امت ثابت می کند و میز گفتگو حکم خواهد کرد که دانش چه کسی برتر و دلایل چه کسی استوارتراست.
برادر من "کاشف" باید با تو صادق باشم؛ گاهی در تو خیر زیادی می بینم و گاهی به شدت نسبت به تو شک می کنم که گویا می خواهی با روشی هوشمندانه راه پیروی از حق را منحرف سازی؛ اما اگر چنین باشد،من از تو باهوش ترم.اما نمی خواهم بناحق به تو ظلم کرده باشم.پس با وجود رفتارهای قبلی که از تو دیدیم، ظن نیک به تو می بریم؛ باشد که خداوند ترا به راه راست-صراط مستقیم- هدایت نماید وتو را از انصار پیشگام برگزیده سازد...ما چنین امیدی به پرورگار عالمیان داریم 


وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
أخوك الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
__________



- 11 -

الإمام ناصر محمد اليماني
17 - 04 - 2009 مـ
02:41 صباحاً
ــــــــــــــــــــــ


از امام مهدی به برادر "الکاشف" که خداوند حفظش کند..


بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..

خداوند تعالی می فرماید:
{إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الحقّ مِن ربّهم وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَـذَا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ}

صدق الله العظيم [البقرة:26]
{خداوند از این که پشه، وبالاتراز آن، مثال بزند شرم نمی‌کند. آنان که ایمان آورده‌اند، می‌دانند که آن، حقیقتی است از طرف پروردگارشان؛ و اما آنها که راه کفر را پیموده‌اند، می‌گویند: «منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!» خدا جمع زیادی را با آن گمراه، و گروه بسیاری را هدایت می‌کند؛ ولی تنها فاسقان را با آن گمراه می‌سازد}

در این آیه کافرانی را می یابید که حق نازل شده از پروردگار را شناخته و باور داشتند وبرای همین خداوند تعالی می فرماید: {وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَـذَا مَثَلاً} صدق الله العظيم اینها مؤمنانی هستند که به باطل وتکذیب گرویده اند و دروغ می گویند(مؤمنون المبطلون).آنها شکی ندارند که محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – رسول پروردگار عالمیان است و او را مانند فرزندان خود به خوبی می شناسند؛ لذا در قلبشان درمورد نبوت محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –شکی وجود ندارد وخداوند تعالی می فرماید:

{وَمَا كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَاب وَلا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لاَرتَابَ المُبْطِلُونَ}

[العنكبوت:48]
{ تو هرگز پیش از این کتابی نمی‌خواندی، و با دست خود چیزی نمی‌نوشتی، مبادا کسانی که در صدد (تکذیب و) ابطال سخنان تو هستند، شک و تردید کنند!}
"مبطلون" چه کسانی هستند؟آنها کسانی هستند که همان طور که پسرانشان را می شناسند ؛ می دانند محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم نبی فرستاده شده از جانب خداوند است ولی بخاطر حسادت در نفسشان از آنچه که خداوند نازل کرده است اکراه داشته و اعمالشان را به هدر می دهند. یکی از آنها کسی است که پرچم شیطان رانده شده را بردوش گرفته( عَلَم الجهاد) و می خواهد بندگان خداوند را از راه راست منحرف سازد و حکمتی را که شیطان وصیت نموده اجرامی نماید: {إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ} 
[البقرة:102]

{ به راستی که ما فتنه ایم پستظاهر به کفر مکن}

ما می دانیم فرمان شیاطین کافر شدن است واما به منافقین می گویند {إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ}یعنی کفر خود را عیان مکن؛ بلکه تظاهر کن ایمان آورده واز تصدیق کنندگانی و کفر و مکر خود را نهان کن، شیاطین بشر از این حکم شیطان پیروی کرده و به سراغ محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – آمده و می گفتند:
{نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾ }
صدق الله العظيم [المنافقون]

{«ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند! (۲)}

همانطور که "عَلَم الجهاد" که حامل پرچم شیطان است چنین می کند.تظاهر می کند ایمان داشته و از تصدیق کنندگان است اما او از کسانی است که خداوند در باره آنها می فرماید :

{وَمِنَ النّاس مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّـهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ‌ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ﴿٨﴾ يُخَادِعُونَ اللَّـهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُ‌ونَ ﴿٩﴾ فِي قُلُوبِهِم مَّرَ‌ضٌ فَزَادَهُمُ اللَّـهُ مَرَ‌ضًا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿١٠﴾}

صدق الله العظيم [البقرة]
{ گروهی از مردم کسانی هستند که می‌گویند: «به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‌ایم.» در حالی که ایمان ندارند. (۸) می‌خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند؛ در حالی که جز خودشان را فریب نمی‌دهند؛ (اما) نمی‌فهمند. (۹) در دلهای آنان یک نوع بیماری است؛ خداوند بر بیماری آنان افزوده؛ و به خاطر دروغهایی که می گفتند، عذاب دردناکی در انتظار آنهاست. (۱۰)}
{وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَىٰ شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ ﴿١٤﴾ اللَّـهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿١٥﴾}
صدق الله العظيم [البقرة]
{ و هنگامی که افراد باایمان را ملاقات می‌کنند، و می‌گویند: «ما ایمان آورده‌ایم!» (ولی) هنگامی که با شیطانهای خود خلوت می‌کنند، می‌گویند: «ما با شمائیم! ما فقط (آنها را) مسخره می‌کنیم!» (۱۴) خداوند آنان را استهزا می‌کند؛ و آنها را در طغیانشان نگه می‌دارد، تا سرگردان شوند. (۱۵)}



شیاطین بشر گاهی چنان در مکر از شیاطین جن پیشی می گیرند که باعث شک آنها (شیاطین جن ) می شوند بطوری که تصورمی کنند شیاطین بشر واقعاً از حق نازل شده از پروردگار پیروی می کنند؛ چون شیاطین جن در اجساد شیاطین بشر مخفی شده و شاهد نحوه برخورد آنها با مؤمنان و تظاهر شدید آنها به ایمان هستند تا جایی که امکان ندارد کسی به ایشان شک کند.شیاطین جن از این امر دهشت می کنند که چگونه در ظاهر چنین ایمان و یقینی دارند تا اینکه درخلوت شیاطین انس به شیاطین جن اطمینان می دهند.خداوند تعالی می فرماید:

{وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَىٰ شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ ﴿١٤﴾ اللَّـهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿١٥﴾}

صدق الله العظيم [البقرة]
{ و هنگامی که افراد باایمان را ملاقات می‌کنند، و می‌گویند: «ما ایمان آورده‌ایم!» (ولی) هنگامی که با شیطانهای خود خلوت می‌کنند، می‌گویند: «ما با شمائیم! ما فقط (آنها را) مسخره می‌کنیم!» (۱۴) خداوند آنان را استهزا می‌کند؛ و آنها را در طغیانشان نگه می‌دارد، تا سرگردان شوند. (۱۵)}



"عَلَم شیطان"رجیم یکی از آنان است.او همان"عَلَم الجهاد" و "رایة الجهاد" و "المنصور" است( یک فرد است که با نام های مختلف وارد سایت می شود).او بیانی را به نام منصور ننوشت بلکه نامه ای با نام منصور فرستاد و علیه ما اعلان جنگ کرد؛ ای دشمن خداوند چگونه با دروغ ؛ اعلان جنگ می کنی! به نام ما بیانات دروغ می نویسی و گاهی بیان ما را نوشته و چیزهایی به آن اضافه می کنی که ما نگفته ایم! الحمد لله که ما ازمدتی قبل در این باره فتوا داده ایم تا حق جویان از تو برحذر باشند.

ای "عَلَم الجهاد" تو تصور می کنی باهوشی؛ ولی قسم به پروردگار من و پروردگار تو - که از رضوانش بیزاری- خواهی دید که هوشت به هیچ وجه به پای ذکاوت وزیرکی مهدی منتظر نمی رسد. ای جماعت انصار؛آیا می دانید که "عَلَم الجهاد" به یقین می داند که من مهدی منتظرم و یقین او بیش از یقین تمام شماست؟ ولی او از کسانی است که بیش ازهمه مردم زمین از ناصر محمد یمانی بیزار است!آنها شیاطین بشرهستند و ازآنجایی که از حق بیزارند؛ اگر راه حق را ببینند؛ درآن قدم نمی گذارند.چگونه است که نمی خواهید من بر علیه "عَلَم الجهاد" و امثال او دست دعا بلند نکنم؟اگر دیدید ناصر محمد یمانی علیه کسی دعا کرد؛ بدانید تا یقین نداشته باشد که او از شیاطین بشر است چنین نمی کند.و به شما فتوا می دهم که اجل این "عَلَم الجهاد"به اذن خداوند نزدیک شده است؛ چرا که جرأت نموده و در صفحه اظهار نظر در پایگاه "فقه اسلامی " به ما دروغ می بندد وبنظر می رسد، آنان نیز از اعمال "عَلَم الجهاد"راضی اند ؛ نزد خداوند انجام دهنده کار و کسی که به آن راضی باشد، بار گناهی یکسان دارند.

ای علمای امت؛ برای شما نیز فتوا می دهم که هرکس برایش روشن شود دعوت امام ناصر محمد یمانی حق بوده و راه راست –صراط مستقیم-را می نمایاند اما از ناصر محمد یمانی خوشش نیاید و به حق آمده از جانب پروردگارش -به جهت عدم موافقت با امیالش-راضی نشود؛ خداوند شیطان رجیمی را بر او می گمارد تا بر او تسلط یابد و او را به شیطان سرکشی تبدیل نماید تا از خداوند و رضوان او بیزار باشد؛ مَثَل او مانند شیاطین یهود بشر خواهد بود که بخاطر حسادت درونی؛ می خواستند حق تابع هواهای آنان باشد.



اما در مورد جناب"کاشف"؛ من به شما سفارش می کنم با ایشان به نیکی رفتار نمایید وهرچقدر که از او اذیت ببینم، بی احترامی به این مرد را بر شما حرام می کنم، چون این مرد می ترسد من مهدی منتظر باشم و او حق آمده از سوی پروردگارش را تکذیب کرده باشد.از طرفی می ترسد از ناصر محمد یمانی پیروی نماید ولی او مهدی منتظر نباشد.به تمام انصار فتوا می دهم هرکس که به او بد بگوید مرا غضبناک کرده و هرکس خلیفه خداوند را خشمگین نماید؛ خداوند و رسولش را خشمگین نموده است.گفتگو با او را تنها به من واگذار کنید تا حجت حق را برایش اقامه نمایم و یا او با تفوق و برتری علمی بر ناصر محمد یمانی ثابت کند من مهدی منتظر نیستم و شما را ازتبعیت من نجات دهد.

برادر"کاشف" به تو می گویم: خداوند به تو برکت داده و سینه ات را گشاده و قلبت را نورانی کند؛تا حق را حق ببینی و پیروی از آن را نیز روزیت نماید و باطل را باطل ببینی و قلبت را از باطل دور کند تا پیرو آن نشوی که پروردگار من دعا را می شنود.

برادر "کاشف" قسم به پروردگار غفور و رحیم ؛ پروردگار من و پروردگار تو؛ تنها زمانی مرا تصدیق خواهی کرد که از عقل و فکری که خداوند با آن انسان را از حیوانات متمایز یافته ، استفاده نمایی. می خواهم چیزی به تو بگویم وروی آن قسم می خورم و این نشانه پیش تو امانت باشد که اگر این امر رخ داد آن را پنهان نکنی تا قلبت گناهکار نگردد، برایت به خداوند قسم می خورم؛ پیشاپیش قسم می خورم اگر از عقلت استفاده کرده و در بیان من فکر کنی؛ عقلت خواهد گفت:" این حقی است که از جانب پروردگار است پس از آن پیروی می کنم" چراکه اگر انسان ازعقل(بصیرت) خود استفاده کند؛ از دیدن حق کور نخواهد بود؛ این قلبهای درون سینه هاست که نابینا می شود.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ‌ وَلَـٰكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ‌ ﴿٤٦﴾}

صدق الله العظيم [الحج]
{چرا عقل(بصیرت) نابینا نمی‌شود، بلکه دلهایی که در سینه‌هاست کور می‌شود.}



برای همین است که می بینید خداوند شما را موعظه کرده و شما را به تفکر دعوت می نماید که تفکر کنید.تعقل ، تفکر در منطق و حجت بیان شده توسط فرد است تا روشن شود آیا عقل ، منطق آن فکر را می پذیرد یا رد می کند.برای همین خداوند تعالی می فرماید:

{قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ}

صدق الله العظيم [سبأ:46]
{ بگو: «شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم، و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید، سپس بیندیشید این دوست و یار شما هیچ گونه جنونی ندارد؛ او فقط بیم‌دهنده شما در برابر عذاب شدید است!»}

لذا امام مهدی برادر خود "الکاشف" را موعظه کرده و از او دعوت می نماید تا اندیشه کند که آیا دعوت ناصر محمد یمانی حق است و راه راست-صراط مستقیم- را نشان می دهد ؛ یا از گمراهانی است که تلاششان در دنیا به باد رفته ولی فکر می کنند اعمالشان نیکوست.



ای برادر گرامی؛ به خداوندی که خدایی جز او نیست، قسم که من امام مهدی منتظر هستم که از جانب پروردگار عالمیان برانگیخته شده ام. از پروردگار عالمیان دریافت نموده ام که مهدی منتظرم و از پروردگار عالمیان دریافت نموده ام که خداوند در یک شب مرا بر تمام مردم غلبه خواهد داد و کسانی که به من کافر باشند خوار و حقیر خواهد شد.قسم به خداوند بزرگ که حقیقت سیاره عذاب دردناک را از جانب پروردگارم دریافت کرده ام و هم چنین از پروردگارم دریافته ام که سیاره عذاب باعث می شود خورشید از مغرب طلوع کند و چیزهای بسیار زیاد دیگری نیز به من القا شده است.ولی بازهم به حق برایت فتوا می دهم که این رؤیا حجت خداوند بر تو نیست؛ بلکه به من اختصاص دارد؛ همانگونه که فتوای ذبح فرزند مختص به ابراهیم بود و او نگفت این شیطان سرکش است که می خواهد من فرزندم را سرببرم، بلکه می دانست فرمان از جانب خداوند رحمن آمده است و می دانست چگونه بین رؤیای که از جانب خداوند رحمن می آید و خوابی که از جانب شیطان است تفاوت قائل شود.واما درباره ناصر محمد یمانی، خداوند در رؤیا محمد رسول الله را به وی نشان داد که درباره او فتوا داد و به همبن ترتیب در رؤیایی دیگر خداوند به من نشان داد که من همان فتوایی را می دهم که جدم محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به من داده بود ؛ حکمت آن هم این بود که بدانم این به حق و بدون شک و تردید از جانب پروردگارم است.



برادر گرامی؛ چیزی به شما بگویم؟ اگر نسبت من به اهل بیت برای تمام عالمیان روشن بود و کسی بیاید و به من بگوید :" بیا قسم بخور که از اهل بیت و از ذریه امام حسین بن علی بن ابی طالبی" برایش به چیزی قسم نمی خوردم و در جواب می گفتم: خدا بهتر می داند برادر و آنچه که من می دانم از پدر ؛ جدم و آقایم رسیده است که ما از اهل بیت هستیم. بعد از اینکه به دنیا آمدم چیزی نمی دانستم تا شروع کردم به فهمیدن و راه رفتن؛ آنگاه بود که پدرم گفت که ما از اهل بیت هستیم .چرا برای تو قسم بخورم که ما به یقین وبدون شک و تردید از اهل بیت هستیم در حالی که نمی دانم! تا اینکه خداوند به من فتوا داد و مرا با محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم و یازده امام از اهل بیت در یک غرفه قرار داد. در وسط غرفه ستونی بود که محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم به آن تکیه داده بودند وآنجا بود که درباره من ونسبم به من فتوا داد ؛پس چگونه می توانم از یقین کنندگان نباشم!به خداوند قسم؛ یقین من به آمدن این رؤیا از جانب خداوند مانند یقین ابراهیم خلیل الله به رؤیایی بود که در آن از جانب خداوند به او فتوا داده شد فرزندش را ذبح نماید و(با اطاعت امر از جانب ابراهیم) خداوند ذبح عظیمی را فدای وی ساخت.چگونه به فتوای حقی که از جانب خداوند برایم آمده است کافر شوم. برادر من کاشف با اینکه پیش از این برخی از اهل بیت پیامبر خودشان به من گفته بودند دلیل دارند تا اثبات نمایند خاندان من به اهل بیت می رسد؛ اما من جز به فتوای پروردگارم ، اطمینان نکردم و درپاسخ به فتوای آنان گفتم: خداوند بهتر می داند. اما به رؤیای حقی که از جانب خداوند دیدم یقین دارم.اما رؤیا به امام مهدی منتظر اختصاص دارد تا به یقین بداند او امام مهدی منتظر است.ولی خداوند این رؤیا را برای "کاشف" حجت نمی داند؛ او از کجا بداند این رؤیا به حق از جانب پروردگار است؛ شاید ناصر محمد دروغ بگوید؛ پس حجتی که "کاشف " نیاز دارد چیست؟آیا پوست غزالی می خواهد که نسب ما با اهل بیت روی آن مکتوب شده باشد! ولی برادر گرامی؛ آیا می دانی اغلب کسانی که درجهان ادعای مهدویت می کنند در نزد مردم به اهل بیت بودن معروفند ؛ نام اکثر آنان "محمد بن عبدالله" است ! چون به گمان آنها حجت در نام فرد است ونمی دانند حجت و برهان درعلم است.



خداوند در کتاب نبی یا خلیفه اش را با بیش از دواسم نامیده است .برای مثال اسم محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - وهمینطور أحمدُ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - اما مسلمانان از نامی که جدش بر او نهاده یعنی "محمد" استفاده می کنند؛ پس حجت خداوند در نام فرد نیست.اگر اصرارداشته باشید که نام حجت است؛ برعلیه خود به دست مسیحیان حجت داده اید.آنها خواهند گفت:" نام نبی که مسیح عیسی بن مریم بعد از خود بشارت آمدنش را داده است احمد است نه محمد".اما خداوند می خواهد مسیحیان و مسلمانان بدانند حجت در نام نیست و می تواند برای یک فرد بیش از یک اسم درکتاب آمده باشد .چه برسد به اصل و نسب نسلی از نسلی از نسلی از نسلی در طول چهارده قرن.از کجا یک فرد می تواند مطمئن باشد حتما از اهل بیت است .ممکن است جد دهم یا نهم یا هشتم ؛ همسری خیانتکار داشته و فرزندی که برایش آورده از او نبوده و از نسل مردی دیگر باشد.چه کسی می تواند قسم بخورد که بی شک وتردید از اهل بیت است؟ آنها چنین حقی را ندارند چون به یقین از آن آگاه نیستند؛ از کجا می دانند برخی از زنان چه می کنند !اما امام ناصر محمد یمانی حق دارد که سوگند بخورد از اهل بیت است چون این فتوا را از خداوند و از طریق جدش محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دریافت نموده است:

[ كان مني حرثك وعلي بذرك أهدى الرايات رايتك وأعظم الغايات غايتك وما جادلك أحد من القرآن إلا غلبته ]

[ حرث تو(رحم) از نسل من و بذر (نطفه) تو از علی است(امام مهدی از نسل امام علی و فاطمه سلام الله علیهم هستند) و پرچم تو هدایت گر ترین پرچمها و هدف تو بزرگترین هدف هاست و کسی نیست که از قرآن با تو بحث کند و مغلوب تو نگردد]



و این فتوا درحضور یازده شاهد داده شد، تا ناصر محمد یمانی فتوای جدش را درمورد اصل ونسبش انکار نکند.که اگر انکار کنم؛ یازده نفر از اهل بیت را که شاهد آن بودند من از ذریه امام حسین بن علی -که خداوند از آنان راضی باشد و راضی شان نماید- هستم را حاضر خواهند کرد.



برادر گرامی، الحمد لله که پروردگار و رسولش نشانه ای قرار داده اند تا حق بودن رؤیا را ثابت کند.اگر "کاشف" بیاید و بگوید در خواب محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – را دیده که به او از واقعه ای خبر داده که هنوز در عالم غیب پنهان است برای مثال بگوید فلان کس که پیش تو عزیز است ، بعد از یک ماه از دنیا می رود برای او دعا کن؛ سپس "کاشف" خبر این خوابش را به من بدهد؛ به او خواهم گفت: صبر می کنیم تا ببینیم راست می گویی یا دروغ.اگر یک ماه گذشت و آن فرد ناگهان بعد سی روز از دنیا رفت؛ آنگاه ناصر محمد یمانی درمی یابد "کاشف" رؤیا را به حق و از طریق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم دریافت کرده است.برای ناصر محمد یمانی نیز چنین است؛ اگر به شما فتوا دادم که محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم به من فتوا داده که کسی نیست که با قرآن به مجادله با تو برخیزد مگر اینکه با دلایل حق وقاطع علمی بر وی غلبه نمایی. حال برادر من کاشف آیا بعد از حق چیزی جز گمراهی است؟ و هر ادعایی هم برهانی لازم دارد. پس اگر این فتوا به حق از جانب پروردگارم آمده باشد و من راست بگویم، بر خداوند است که این رؤیا را به حقیقت تبدیل نماید و عالمی نباشد که از کتاب پروردگارم با من مجادله کند مگر اینکه به حق بر او غلبه کنم.اگر این یاری از جانب خداوند نرسد؛ برایتان روشن می گردد که من دروغگوی بی شرمی هستم و مهدی منتظر حق پروردگار عالمیان نیستم.هر ادعایی دلیل می خواهد و برهان و دلیل محکم و حجت قاطع من برای شما جدل و گفتگو با قرآن است.اما من باید برای دعوتم پایه ای استوار قائل شوم.من اساس دعوت خود را بر یک امر بنا می کنم: قبول حکمیت خداوند، اگر آن را ثابت کردم که شکستتان داده ام و اگر نتوانستم به هیچ وجه قانعتان نمایم ،حکمیت خداوند را قبول می کنیم تادراختلافاتمان بین ما حکم نماید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ ربّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيب}

صدق الله العظيم [الشورى:10]

{در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست؛ این است خداوند، پروردگار من، بر او توکّل کرده‌ام و به سوی او بازمی‌گردم}

پس حکم خداوند را از کتاب خداوند و اگر در کتاب چیزی پیدا نکردم از سنت حق رسول می آورم چون احکام کتاب و سنت همگی از نزد خداوند آمده اند و محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم نمی تواند بجز بر اساس فرستاده های خداوند حکم نماید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ ﴿٤٤﴾ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ﴿٤٥﴾ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ ﴿٤٦﴾ فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ ﴿٤٧﴾ وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَ‌ةٌ لِّلْمُتَّقِينَ ﴿٤٨﴾ وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنكُم مُّكَذِّبِينَ ﴿٤٩﴾ وَإِنَّهُ لَحَسْرَ‌ةٌ عَلَى الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٥٠﴾ وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ ﴿٥١﴾ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَ‌بِّكَ الْعَظِيمِ﴿٥٢﴾} 

[الحاقة]

{اگر او سخنی دروغ بر ما می‌بست، (۴۴) ما او را با قدرت می‌گرفتیم، (۴۵) سپس رگ قلبش را قطع می‌کردیم، (۴۶) و هیچ کس از شما نمی‌توانست از او مانع شود! (۴۷) و آن مسلّماً تذکری برای پرهیزگاران است! (۴۸) و ما می‌دانیم که بعضی از شما تکذیب می‌کنید! (۴۹) و آن مایه حسرت کافران است! (۵۰) و آن یقین خالص است! (۵۱) حال که چنین است به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی! (۵۲)}



برادر "کاشف" من از تو می خواهم حکم را به خداوند بسپاریم،آیا تو حکمیت خداوند بین من و خود را می پذیری؟ و چه کسی بهتر از خداوند حکم می نماید؟ پس این حکم حق خداوند از است که از آیات محکم کتابی که از تحریف محفوظ است گرفته شده است.خداوند به "کاشف" و تمام علمای امت فرمان می دهد آیات محکم کتاب را مرجع احادیث نبوی قرار دهند . خواهید دیدهر روایتی از سنت نبوی که از جانب خداوند نباشد؛ با احکام خداوند در کتاب و احکام خداوند در سنت نبوی؛ اختلاف بسیاری خواهد داشت ؛و وظیفه ناصر محمد یمانی، تنها استنباط احکام حق خداوند از آیات محکم قرآن عظیم است.گواه آن حکم خداوند تعالی است:

{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾}

صدق الله العظيم [النساء]
{ و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان وبه خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى یافتند. (۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویند ،در حالی که اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان(اولی الأمر)باز می گرداندند ، از حقیقت امر آگاه می شدند،و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود ، جز اندکی ، (همگی) از شیطان پیروی می کردید. }

بر همین اساس از تمام علمای امت دعوت می نماییم تا بر سر میز گفتگو حاضر شده و احکامی را که بر سر آن اختلاف دارند را روی میز بگذارند؛ به اذن الله حکم حق با دلایل قاطع علمی از محکمات قرآن و سنت حق رسول برایشان آورده خواهد شد تا در سینه هاشان بخاطر داوری حقی که بین آنها شده است احساس تنگی و نارضایتی نداشته و در برابر حق تسلیم شوند؛ که خداوند بهترین مولی و نصرت دهنده است!



برادر "الکاشف"برخی از احادیث دروغند ولو اینکه در ظاهر بی شک و تردید حق بنظر برسند.برای مثال حدیثی را مطرح می کنیم که مخالف آیات محکم قرآن است و به دروغ به محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم نسبت داده شده است:
(حدثنا ‏ ‏عبد الله بن محمد المسندي ‏ ‏قال حدثنا ‏ ‏أبو روح الحرمي بن عمارة ‏ ‏قال حدثنا ‏ ‏شعبة ‏ ‏عن ‏ ‏واقد بن محمد ‏ ‏قال سمعت ‏ ‏أبي ‏ ‏يحدث عن ‏ ‏ابن عمر : ‏أن رسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏قال ‏ ‏أمرت أن أقاتل النّاس حتى ‏ ‏يشهدوا ‏ ‏أن لا آله إلا الله وأن ‏ ‏محمدا ‏ ‏رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك ‏ ‏عصموا ‏ ‏مني دماءهم وأموالهم إلا بحقّ الإسلام وحسابهم على الله. )

[‏عبد الله بن محمد المسندي ‏ از ‏ ‏أبو روح الحرمي بن عمارة ‏ ‏از ‏ ‏شعبة ‏ ‏عن ‏ ‏واقد بن محمد ‏ ‏از ‏ ‏أبي ‏ ‏يحدث عن ‏ ‏ابن عمر نقل نموده است :رسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم فرموده اند:به من فرمان داده شده است با مردم بجنگم تا شهادت دهند خداوند یکی است و محمد رسول اوست و نماز بخوانند و زکات بپردازند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام و حسابشان با خداوند تعالی است].



برادر من "الکاشف" اگر احکام خداوند را که در آیات محکم کتابش آمده اند را در این مورد برایت بیاورم خواهی دید که کاملا با این حدیث دروغ تفاوت دارد.من ازراویان بد نمی گویم؛ حساب آنها با خداوند است؛ نکته مهم دراینجاست که من این حدیث را دروغ می دانم و فتوا می دهم که به دروغ به خداوند و رسولش نسبت داده شده است؛ چون خداوند فرمان نمی دهد باهر کس که از شهادت دادن به لا آله إلا الله ومحمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم سرباز زند جنگ کنیم؛ در این صورت دعوت محمدی؛ اجباری خواهد شد. بیا تا ببینیم احکام مربوط به دعوت محمدی در قرآن عظیم چگونه اند. حکم خداوند درمورد دعوت محمدی که درکتاب او آمده این است : ابلاغ بر رسول خداوند و حساب با پروردگار است .خداوند امر نمی کند مردم را به زور وادار کند تا ایمان بیاورند. خداوند تعالی می فرماید:

{وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآَمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النّاس حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}

صدق الله العظيم [يونس:99]
{و اگر پروردگار تو می‌خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی ایمان می‌آوردند؛ آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟!}



این حدیث مخالف فرموده خداوند تعالی است که:
{لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنْ الغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدْ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}
[البقرة:256]
در قبول دین، اکراهی نیست. راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست}
مخالف فرموده این خداوند تعالی است که:
{وَقُلْ الحقّ مِنْ ربّكم فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا}
[الكهف:29]
{بگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد ، و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سراپرده‌اش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‌کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است!}
ومخالف فرموده این خداوند تعالی است که:
{فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ (21) لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُسَيْطِرٍ (22)}
[الغاشية]
{پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهنده‌ای! (۲۱) تو بر آنان سلطه ای نداری (۲۲)}
ومخالف فرموده این خداوند تعالی است که:
{نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقرآن مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ}
[ق:45]
{ ما به آنچه آنها می‌گویند آگاهتریم، و تو مأمور به اجبار آنها نیستی؛ پس بوسیله قرآن، کسانی را که از عذاب من می‌ترسند متذکّر ساز}
ومخالف فرموده این خداوند تعالی است که:
{فَذَكِّرْ‌ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَ‌ىٰ ﴿٩﴾ سَيَذَّكَّرُ‌ مَن يَخْشَىٰ ﴿١٠﴾ وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ﴿١١﴾ الَّذِي يَصْلَى النَّارَ‌ الْكُبْرَ‌ىٰ ﴿١٢﴾ ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ ﴿١٣﴾ قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّىٰ ﴿١٤﴾ وَذَكَرَ‌ اسْمَ ربّه فَصَلَّىٰ ﴿١٥﴾بَلْ تُؤْثِرُ‌ونَ الْحَيَاةَ الدُّنيا ﴿١٦﴾ وَالْآخِرَ‌ةُ خَيْرٌ‌ وَأَبْقَىٰ ﴿١٧﴾}
[الأعلى]

{پس تذکّر ده اگر تذکّر مفید باشد! (۹) و بزودی کسی که از خدا می‌ترسد متذکّر می‌شود. (۱۰) امّا بدبخت‌ترین افراد از آن دوری می‌گزیند، (۱۱) همان کسی که در آتش بزرگ وارد می‌شود، (۱۲) سپس در آن آتش نه می‌میرد و نه زنده می‌شود! (۱۳) به یقین کسی که پاکی جست رستگار شد. (۱۴) و نام پروردگارش را یاد کرد سپس نماز خواند! (۱۵)ولی شما زندگی دنیا را مقدم می‌دارید، (۱۶) در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است! (۱۷)}


ومخالف فرموده این خداوند تعالی است که:
{إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى ربّه سَبِيلًا}
[المزمل:19]
{این هشدار و تذکّری است، پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش برمی‌گزیند}
مخالف فرموده این خداوند تعالی است که:
{كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَ‌ةٌ ﴿١١﴾ فَمَن شَاءَ ذَكَرَ‌هُ ﴿١٢﴾ فِي صُحُفٍ مُّكَرَّ‌مَةٍ ﴿١٣﴾ مَّرْ‌فُوعَةٍ مُّطَهَّرَ‌ةٍ ﴿١٤﴾ بِأَيْدِي سَفَرَ‌ةٍ ﴿١٥﴾ كِرَ‌امٍ بَرَ‌رَ‌ةٍ ﴿١٦﴾}
[عبس]
{ هرگز چنین نیست که آنها می‌پندارند؛ این (قرآن) تذکّر و یادآوری است، (۱۱)و هر کس بخواهد از آن پند می‌گیرد! (۱۲) در الواح پرارزشی ثبت است، (۱۳) الواحی والا قدر و پاکیزه، (۱۴) به دست سفیرانی است‌ (۱۵) والا مقام و فرمانبردار و نیکوکار! (۱۶)}
مخالف فرموده این خداوند تعالی است که:
{إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ‌ لِّلْعَالَمِينَ ﴿٢٧﴾ لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ ﴿٢٨﴾}
صدق الله العظيم [التكوير]
{ این قرآن چیزی جز تذکّری برای جهانیان نیست، (۲۷) برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم در پیش گیرد! (۲۸)}

این درمورد احکام اعتقادی است یعنی احکامی که درباره عبادت و بندگی خداوند است؛ اما احکامی که حدود الهی را تعیین می کنند؛ اجباریند.حال احکام مربوط به حدود الهی کدامند؟ آنها احکامی هستند که مانع از این می شوند انسان به برادر انسان خود ظلم نماید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ}

صدق الله العظيم [آل عمران:110]
{شما بهترین امتی بودید که در میان مردم پدید آمده است؛ امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید.}

و چه کسی بهتر از خداوند حکم می کند!



وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
أخوك الإمام ناصر محمد اليماني.




هناك تعليق واحد:

  1. اسمي عبد المنعم، اطلعت على تعليقات أشخاص حصلوا على قروضهم من مؤسسات الإقراض. بصراحة، ظننتُ أنها عملية احتيال، ثم قررتُ تقديم طلب بناءً على توصياتهم. قبل بضعة أيام، أكدتُ وجود رصيد في حسابي البنكي الشخصي بقيمة 15,000 دولار أمريكي، والذي تقدمتُ بطلب للحصول عليه. هذه أخبار سارة حقًا، وأنا سعيد جدًا لأنني أنصح كل من يحتاج إلى قرض حقيقي ويضمن سداده بالتقدم عبر رسائل الواتس آب النصية: 393512114999+. هناك جهات إقراض موثوقة! يمكنهم إقراضك قرضًا. البريد الإلكتروني: loancreditinstitutions00@gmail.com أو الواتس آب: +393509313766.

    ردحذف