ما آیات را برای شما بیان کردیم(به روشنی شرح دادیم)، اگر اندیشه کنید...
الإمام ناصر محمد اليماني
24 - 12 - 1430هـ
12 - 12- 2009 مـ
12:11 صبح
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وآله التوابين المتطهرين والتّابعين للحقّ إلى يوم الدين، من الإمام المهدي إلى كافة من أنعم الله عليه بنعمة العقل من المسلمين، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى جميع عباد الله الصالحين في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
ای امت اسلام ،من همان امام مهدی منتظر که منتظرش بودید هستم،خداوند مرا برانگیخته است تا آیات کتاب را برایتان توضیح داده و روشن کنم وتنها خردمندان ؛همانان که در کتاب خداوند اندیشه میکنند متذکر خواهند شد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الأَلْبَاب}صدق الله العظيم [ص:29]
{کتابی است پر برکت، که آن را بر تو نازل کردیم، تا در آیاتش تدبّر کنند، و خردمندان پند گیرند.}
سؤالی که مطرح می شود اینست که:چرا خداوند فرمان میدهد تا با عقل در آیات قرآن عظیم اندیشه کنید؟و بعد تدبرخداوند تعالی می فرماید:
{لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الأَلْبَاب}صدق الله العظيم [ص:29]
{تا در آیاتش تدبّر کنند، و خردمندان پند گیرند}
سؤال دیگر اینکه: آیا بجز اندیشمندان کس دیگری پند نگرفته و از حق پیروی نخواهد کرد؟ فتوای آن را در کتاب پیدا می کنیم که خداوند تعالی می فرماید:
{أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن ربّك الحقّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ(19)}صدق الله العظيم [الرعد:19]
{آیا کسی که می داند آنچه از (طرف) پروردگارت بر تو نازل شده حق است ، مانند کسی است که او نابیناست ؟! تنها خرد مندان پند می گیرند}.
لذا ای مسلمانان! بدانید تا زمانی که از نعمتی که خداوند به شما داده است یعنی "عقل: استفاده نکنید هدایت نشده و نخواهید شد. به خدا قسم از بیان حق قرآنی تبعیت نخواهید کرد مگر عقل خود را بکار گیرید.گواه آن فرموده خداوند عظیم است که:
{يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لاَ يَأْلُونَكُمْ خَبَالاً وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتْ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118) هَاأَنْتُمْ أُوْلآءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلاَ يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَ ا خَلَوْا عَضُّواعَلَيْكُمْ الأَنَامِلَ مِنْ الغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (119) إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لاَ يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ (120)}صدق الله العظيم [آل عمران:120]
{ای کسانی که ایمان آورده اید، از غیر خودتان (دوست و) محرم اسرار نگیرید، آنها از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی کنند. آنها دوست دارند که شما در رنج و زحمت باشید. به راستی دشمنی از دهان (و کلام) شان آشکار شده است، و آنچه سینه ها یشان پنهان می دارد؛ بزرگتر است، ما آیات را برای شما بیان کردیم، اگر اندیشه کنید.(118)هان! شما کسانی هستید که آنها را دوست می دارید، در حالی که آنها شما را دوست ندارند، و شما به همه کتاب ایمان دارید، و چون با شما ملاقات می کنند می گویند: «ایمان آورده ایم». و هنگامی که تنها می شوند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان می گزند. بگو: «به خشم خود بمیرید». بی گمان خداوند به (راز) درون سینه ها آگاه است. (119)اگر به شما نیکی (و خوشی) برسد؛ آنها را ناراحت می کند، و اگر به شما بدی (و گزندی) برسد؛ بدان خوشحال می شوند. و اگر شما صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، مکر و نیرنگ شان هیچ زیانی به شما نمی رسد، بی شک خداوند به آنچه می کنند؛ احاطه دارد.(120)}
به فرموده خداوند تعالی توجه کنید:
{قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118)}صدق الله العظيم
{ ما آیات را برای شما بیان کردیم( به روشنی شرح دادیم)، اگر اندیشه کنید.}
پس به شرح روشن(بیان) حق بنگرید که برایتان مکر منافقانی که به ایمان تظاهرو کفر و مکرشان را پنهان می کنند،توضیح می دهد:
}إِذَا جَاءَكَ الْمُنَـافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللهِ وَاللهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمنافقين لَكَـاذِبُونَ (1) اتَّخَذُوا أَيْمَـانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2)}
صدق الله العظيم [المنافقون]
{هنگامی که منافقان نزد تو آیند، گویند: «ما گواهی میدهیم که یقیناً تو فرستادة الله هستی» و الله میداند که بیگمان تو فرستادة او هستی، و الله گواهی میدهد که منافقان یقیناً دروغگو هستند.(1)آنها سوگندهای خود را سپر قرار دادند، پس (مردم را) از راه الله باز داشتند، به راستی کار بسیار بدی انجام میدهند.(2)}
به فرموده خداوند تعالی بنگرید:
{اتَّخَذُوا أَيْمَـنَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2)}صدق الله العظيم
صدق الله العظيم [المنافقون]
{هنگامی که منافقان نزد تو آیند، گویند: «ما گواهی میدهیم که یقیناً تو فرستادة الله هستی» و الله میداند که بیگمان تو فرستادة او هستی، و الله گواهی میدهد که منافقان یقیناً دروغگو هستند.(1)آنها سوگندهای خود را سپر قرار دادند، پس (مردم را) از راه الله باز داشتند، به راستی کار بسیار بدی انجام میدهند.(2)}
به فرموده خداوند تعالی بنگرید:
{اتَّخَذُوا أَيْمَـنَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2)}صدق الله العظيم
{آنها سوگندهای خود را سپر قرار دادند، پس (مردم را) از راه الله باز داشتند، به راستی کار بسیار بدی انجام میدهند.}
سپس خداوند برایتان روشن میکند هدفشان از وارد شدن به صف مؤمنان و صحابه رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – چیست:بازداشتن شما از پیمودن راه حق با (سوء) استفاده از سنت نبوی.این مکر خطرناک در بیان خداوند تعالی آمده است که می فرماید:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا (81) أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآَنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا (82)}صدق الله العظيم [النساء]
{و آنان (در حضور تو) می گویند:«فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان بر خلاف گفته های تورا نزد خود نگه میدارند. و آنچه (در آنجا) که در خفا تدارک میبینند راخداوند می نویسد. پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است.(81)آیا در قرآن نمی اندیشند؟ که اگر (احادیث رسیده)از سوی غیر خدا بود، قطعاً در آن اختلاف بسیار(با قرآن) می یافتند.}
سپس به کلام خداوند تعالی بازمی گردیم که می فرماید:
{يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لاَ يَأْلُونَكُمْ خَبَالاً وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتْ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118) هَاأَنْتُمْ أُوْلآءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلاَ يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَ ا خَلَوْا عَضُّواعَلَيْكُمْ الأَنَامِلَ مِنْ الغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (119) إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لاَ يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ (120)}صدق الله العظيم [آل عمران:120]
{ای کسانی که ایمان آورده اید، از غیر خودتان (دوست و) محرم اسرار نگیرید، آنها از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی کنند. آنها دوست دارند که شما در رنج و زحمت باشید. به راستی دشمنی از دهان (و کلام) شان آشکار شده است، و آنچه سینه ها یشان پنهان می دارد؛ بزرگتر است، ما آیات را برای شما بیان کردیم، اگر اندیشه کنید.(118) هان! شما کسانی هستید که آنها را دوست می دارید، در حالی که آنها شما را دوست ندارند، و شما به همه کتاب ایمان دارید، و چون با شما ملاقات می کنند می گویند: «ایمان آورده ایم». و هنگامی که تنها می شوند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان می گزند. بگو: «به خشم خود بمیرید». بی گمان خداوند به (راز) درون سینه ها آگاه است. (119) اگر به شما نیکی (و خوشی) برسد؛ آنها را ناراحت می کند، و اگر به شما بدی (و گزندی) برسد؛ بدان خوشحال می شوند. و اگر شما صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، مکر و نیرنگ شان هیچ زیانی به شما نمی رسد، بی شک خداوند به آنچه می کنند؛ احاطه دارد.(120)}
سپس روی این فرموده خداوند تعالی دقت کنید که:{قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118)}صدق الله العظيم،از آن جا که امام مهدی موضع و مقصود کلام خدا راتحریف نمی کند ، دور از هر گونه خطایی با نهایت دقت در مورد مقصود خداوند برایتان فتوا میدهد. این آیه در جایی از کتاب آمده است که خداوند در حال هشدار دادن به مؤمنان است تا مراقب باشند از کسانی که تظاهر به ایمان به خداوند و رسولش میکنند تا از صحابه رسول باشند ولی در باطن در فکر فریب و مکر بر ضد الله و رسول و مؤمنان هستند و زبانشان چیزی را می گوید که در قلبشان نیست پیروی نکنند. کما اینکه خداوند تعالی در همان جا به روشنی شرح می دهد که:
{هَاأَنْتُمْ أُوْلآءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلاَ يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَ ا خَلَوْا عَضُّواعَلَيْكُمْ الأَنَامِلَ مِنْ الغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (119)}صدق الله العظيم [آل عمران]
{هان! شما کسانی هستید که آنها را دوست می دارید، در حالی که آنها شما را دوست ندارند، و شما به همه کتاب ایمان دارید، و چون با شما ملاقات می کنند می گویند: «ایمان آورده ایم». و هنگامی که تنها می شوند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان می گزند. بگو: «به خشم خود بمیرید». بی گمان خداوند به (راز) درون سینه ها آگاه است. (119)}
لذا بار دیگر به این فرموده خداوند تعالی بازگردید: {قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118)}صدق الله العظيم.
و سؤالی که مطرح می شود اینست که:آیا مقصود خداوند این است که به رسولش امر کند که مسلمانان را از ماهیت آنها (منافقینی که افترا میزنند)باخبر کند؟ وجواب:اصلا.خداوند به او فرمان آشکار کردن ماهیت آنان که تظاهر به ایمان کرده و در باطن کافرند را نمی دهد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا (81)}صدق الله العظيم [النساء]
{و آنان (در حضور تو) می گویند:«فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان بر خلاف گفته های تورا نزد خود نگه میدارند. و آنچه (در آنجا) که در خفا تدارک میبینند راخداوند می نویسد. پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است.(81).}
لذا ای مردم منظور خداوند تعالی از اینکه می فرماید : {قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ(118)}صدق الله العظيم چیست؟ آیا در اینجا منظوراینست که این آیات در سنت نبوی به روشنی بیان شده اند ،یا اینکه خداوند در " ذات قرآن " ازمکر آنها(منافقین) خبر داده و هدفشان را برای مؤمنان شرح می دهد ؟ و جواب:مقصود خداوند همان آیات کتاب خداوند است که در آن مسلمانان را از مکر منافقان به تفصیل آگاه میکند، اما به رسول امر نمی کند تا در سنتش هدف آنها را برای مسلمانان بیان کند .و خداوند تعالی می فرماید:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا (81)}صدق الله العظيم [النساء]
{و آنان (در حضور تو) می گویند:«فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان بر خلاف گفته های تورا نزد خود نگه می دارند. و آنچه (در آنجا) که در خفا تدارک میبینند راخداوند می نویسد. پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است.(81).}
پس برایتان روشن شد مقصود خداوند تعالی در این فرمایش چیست:{قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118)}صدق الله العظيم،مقصود خداوند، بیانِ کردن روشن آیاتِ خودِ کتاب "قرآن عظیم" است .به همین جهت به شما فرمان می دهد که برای مقایسه به آن(قرآن) رجوع ودر آن تدبر کنید و بیان خداوند(درقرآن)و احادیث وارده در سنت نبوی را با یکدیگر مقایسه نمایید،به این صورت خداوند برای شما روشن میکند که اگر بین این دو بیان هرگونه اختلافی پیدا کردید بدانیدآن حدیث وارد شده در سنت نبوی جعلیست و به دروغ به خداوند ورسولش صلّى الله عليه وآله وسلّم نسبت داده شده است.
ممکن است کسی صحبت مرا قطع کرده و سؤال کند: "منظورت از بین این دو بیان " چیست؟ .سپس امام مهدی جواب می دهد که:
در مورد کتاب خداوند قرآن دو بیان وجود دارد،یکی بیان خداوند رحمن از قرآن که در خود قرآن است و دیگری بیان قرآن که در سنت نبوی راستین آمده است.
اما دلیل برای" بیان خداوند رحمن از قرآن با خود قرآن"در این فرموده خداوند تعالی است که:
{يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآَيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ (219)}صدق الله العظيم [البقرة]
{از تو درباره شراب و قمار می پرسند بگو:« در آن دو گناهی بزرگ است و سودهایی برای مردم در بر دارد، و گناه هر دو از سودشان بزرگتر است». و از تو می پرسند«چه چیزی انفاق کنند؟» بگو: عفو را(بخشیدن دیگران)اینچنین خداوند آیات را برای شما روشن می سازد، باشد که اندیشه کنید.}
ولی خداوند چه چیزی را روشن کرده است؟خداوند به سه سؤال جواب داده است،سؤال در مورد شراب(خمر) و سؤال در مورد "مَیسِر"که همان قمار است و سوال سوم در مورد محبوب ترین انفاق برای خداوند است.اما خداوند تعالی تنها به قسمتی از سؤال در باره شراب(خمر)و قمار جواب داده و می فرماید: {قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا} صدق الله العظيم و نیمی از جواب سؤال باقی می ماند که آیا خمر و قمار از اعمال شیطان بوده و در دین خداوند رحمن حرام است؟ و سپس در جای دیگر بیان کاملی ازجواب این سؤال را پیدا می کنید وقتی خداوند تعالی می فرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنْصَابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون(90), انَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ(91)}صدق الله العظيم [المائدة]
{ای کسانی که ایمان آورده اید! همانا شراب و قمار و بتها، و تیرهای قرعه، پلید و از عمل شیطان است. پس از آنها دوری کنید، تا رستگار شوید.(90)همانا شیطان می خواهد با شراب و قمار در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد؛ پس آیا شما خودداری خواهید کرد (91)}
اما در بیان این جواب نکته دیگری را پیدا می کنیدو آن فرموده خداوند است که :{ فَاجْتَنِبُوهُ}صدق الله العظيم، آیا مقصود از اجتناب تحریم (کامل) است؟ و سپس خداوند مقصودش از{فَاجْتَنِبُوهُ}را برایتان بیان می نماید .این بیان در فرموده خداوند تعالی است که :
{إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيماً}صدق الله العظيم [النساء:31]
{اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی شده اید؛ دوری کنید، گناهان(صغیره) شما را از شما می زداییم، و شما را در جایگاه با کرامتی (خوبی) وارد می کنیم.}
لذا مقصود خداوند درآیات محکم کتاب از اجتناب ،نزدیک نشدن به آن چیزی است که خدا حرام کرده است؛ پس ای مردم وقتی ناصر محمد یمانی از شما دعوت می کند که به شرح روشن(بیان)خداوند رحمن :از قرآن با قرآن " توجه کنید به این معنی است که بیان خداوند روشن است؛ و چه چیزی بهترو مطمئن تر از بیان خداوند است؛ و راستگو تر از خداوند کیست..؟بیایید به تدبر بازگردیم،و خداوند تعالی فرموده است که:
{يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لاَ يَأْلُونَكُمْ خَبَالاً وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتْ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118) هَاأَنْتُمْ أُوْلآءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلاَ يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَ ا خَلَوْا عَضُّواعَلَيْكُمْ الأَنَامِلَ مِنْ الغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (119) إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لاَ يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ (120)}صدق الله العظيم [آل عمران:120]
{ای کسانی که ایمان آورده اید، از غیر خودتان (دوست و) محرم اسرار نگیرید، آنها از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی کنند. آنها دوست دارند که شما در رنج و زحمت باشید. به راستی دشمنی از دهان (و کلام) شان آشکار شده است، و آنچه سینه ها یشان پنهان می دارد؛ بزرگتر است، ما آیات را برای شما بیان کردیم، اگر اندیشه کنید.(118) هان! شما کسانی هستید که آنها را دوست می دارید، در حالی که آنها شما را دوست ندارند، و شما به همه کتاب ایمان دارید، و چون با شما ملاقات می کنند می گویند: «ایمان آورده ایم». و هنگامی که تنها می شوند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان می گزند. بگو: «به خشم خود بمیرید». بی گمان خداوند به (راز) درون سینه ها آگاه است. (119) اگر به شما نیکی (و خوشی) برسد؛ آنها را ناراحت می کند، و اگر به شما بدی (و گزندی) برسد؛ بدان خوشحال می شوند. و اگر شما صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، مکر و نیرنگ شان هیچ زیانی به شما نمی رسد، بی شک خداوند به آنچه می کنند؛ احاطه دارد.(120)}
هم چنین دریافتید که خداوند در مورد مؤمنانِ منافق صحبت میکند؛همان ها که به ایمان تظاهر کرده و کفر و مکر خود راپنهان میکنند،و درباره آنها هشدار می دهد که مبادا باعث انحراف (مؤمنان حقیقی) از راه راست (صراط مستقیم) شوند، خداوند در جای دیگر روشن کرد که آنها زهر خود را در سنت نبوی می ریزند نه در قرآن ،چراکه قرآن از تحریف و افترا در امان است و خداوند می فرماید:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا (81) أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآَنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا (82)} صدق الله العظيم [النساء]
{و آنان (در حضور تو) می گویند:«فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان بر خلاف گفته های تورا نزد خود نگه میدارند. و آنچه (در آنجا) که در خفا تدارک میبینند راخداوند می نویسد. پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است.(81)آیا در قرآن نمی اندیشند؟ که اگر (احادیث رسیده)از سوی غیر خدا بود، قطعاً در آن اختلاف بسیار(با قرآن) می یافتند.}
لذا حالا مقصود خداوند تعالی را می فهمیم که می فرماید:
{قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118)} صدق الله العظيم
منظوردقیق از" بیان" کدام است؛ آیا منظور شرح قرآن ازروی "سنت" است یا تشریح روشن خداوند رحمن از قرآن ؛با خود قرآن؟ در این فرموده {قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118)}صدق الله العظيم[آل عمران] خداوند دقیقاً مقصود خود را برایمان روشن میکند:" بیان قرآن با قرآن" .به همین دلیل است که خداوند به رسولش فرمان نداده است که در مورد منافقین برای مؤمنان افشاگری نموده تا طردشان کنند، بلکه امر خداوند اعراض(روی برگرداندن )از آنهاست.در موردافشای ماهیت و طردشان صحبتی نشده است ،خداوند سبحان در همین قرآن این نقطه خطیر برای مؤمنان را تشریح و حکم آن را خواهد آوردتا بیان این موضوع (نیز) به صورت الهام در قرآن محفوظ بماند.
سپس به فرموده خداوند تعالی برمی گردیم :َ {قدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118)}صدق الله العظيم.منظور شرح روشن قرآن با قرآن این است که بیانات قرآن به وسیله قرآن به تفصیل شرح داده می شود لذااین خداوند است که در موارد اختلاف نظر،میانتان داوری می نماید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً}صدق الله العظيم [الانعام:114]
{آیا غیر خدا را به داوری طلب کنم؟! و حال آنکه او کسی است که (این) کتاب را به تفصیل( دقیق و با جزییات) برای شما فرستاده است(نازل کرده)}
بنابراین قرآن هم به صورت کلی(مجمل) و هم به صورتی دقیق(مفصل) آمده است وقرآن به دقت با قرآن شرح داده شده است
ای مردم ناصر محمد یمانی نیز، بیان خداوند رحمن را فقط از خود قرآن برایتان می خواند ویک حرف آن هم از طرف خودم نیست، و به خداوندی که جز او معبودی نیست قسم،تا زمانی که نیندیشید به سوی حق هدایت نخواهید شد و از این رو خداوند تعالی می فرماید:
{قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118)}صدق الله العظيم [آل عمران]
{ما آیات را برای شما بیان کردیم، اگر اندیشه کنید}
ای اندیشمندان، اگر در آیه های کتاب با عقل تدبر کنید( فکر کنید)خواهید دید شرح و بیان قرآن در خود قرآن آمده است تا بدین ترتیب خداوند قرآن و شرح آن را برایتان حفظ کند و به همین علت است که خداوند محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – را ازنوشتن شرح قرآن با سنت نهی کرده است *از این رو که قرآن و شرح آن را در همین قرآن نازل فرموده است.
ای علمای امت اسلام آیا می دانید ناصر محمد یمانی به احادیث سنت نبوی درست به اندازه قرآن عظیم یقین دارد؟چرا که می بینم شرح قرآن با قرآن با شرح و بیان قرآن باسنت نبوی یکسان بوده و تفاوتی ندارد، من بیاناتی از سنت را که با بیان قرآن اختلاف دارد،انکار میکنم زیرا می دانم آنچه که در سنت نبوی بر خلاف قرآن بیان شده ،فریبی است که از جانب غیر خدا آمده است .فریبی که از جانب شیطان بر زبان یارانش جاری شده است همان شیاطین بشر که تظاهر به ایمان کرده و کفرشان را پنهان می کنند.به خداوند اگر بدانید چقدر با دقت (و ظرافت) توضیح داده شده است...گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً}صدق الله العظيم [الأنعام:114]
{آیا غیر خدا را به داوری طلب کنم؟! و حال آنکه او کسی است که (این) کتاب را به تفصیل( دقیق و با جزییات) برای شما فرستاده است(نازل کرده)}
پس ای مردم قرآن هم به صورت کلی(مجمل)و هم با دقت به جزئیات(مفصل) نازل شده است ،(بدان معنی که ) شما درکتاب،هم قرآن کلی(مجمل) را پیدا می کنید و هم قرآنی را که به دقت (مفصل) این کلیات را شرح داده است شاید که (از خداوند )بپرهیزید.بیان (کلام) خداوند مستقیماً در قرآن آمده است و در همین قرآن ،قرآن برایتان شرح داده شده و (به این ترتیب)هم قرآن و هم شرح آن محفوظ مانده است،و اگرمحمدرسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –نمی دانست که خداوند قرآن و شرح آن را در خود همین قرآن نازل کرده چرا شما را از نوشتن احادیث در زمینه بیان قرآن نهی کرد، مگر شما از عقلتان استفاده نمی کنید؟ زیرا او می دانست منافقین با مطالب مسموم ، شرح قرآن در سنت را آلوده و آنرا تحریف میکنندو به خداوند و رسولش مطالبی غیر از آنچه که ایشان در سنت بیان فرموده اند نسبت می دهند تا شما را به سختی گمراه کنند و از طرفی محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –نمی توانست از امر خداوند در مورد عدم افشای منافقان برای مسلمانان سرپیچی نماید چراکه خداوند تعالی فرموده است:
{فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا (81)}صدق الله العظيم [النساء]
{پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است}
ولی محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم–می خواست امتش را از فتنه متظاهرینی که ایمانشان آشکار و کفرشان پنهان بود حفظ کند، به همین دلیل(عليه الصلاة والسلام) فرمود:
[لا تَكْتُبُوا عَنِّي غير القرآن، وَمَنْ كَتَبَ شيئاً غَيْرَ الْقُرْآنِ فَلْيَمْحُهُ]
صدق رسول الله صلّى الله عليه وعلى آله وسلّم
صدق رسول الله صلّى الله عليه وعلى آله وسلّم
[غیر از قرآن از(زبان )من ثبت نکنید ؛ و هر که چیزی غیر از قرآن نوشته است نابودش کند]
از آنجا که خداوند پیامبر رااز تحریف شدن سنت بیان(سنت نبوی) آگاه کرده بودمحمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – توجه مسلمانان را به این امر جلب کند که در سنت نبوی چیزی در انتظارشان است که فریب خطرناکی برای اسلام و مسلمانان است. ولیکن او میداند که اگر در کتاب خداوند اندیشه کنند می توانند بیان خداوند رحمن در قرآن را از همین قرآن به دست آورند.لذا محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – می خواست تمام مسلمانان و علمایشان را روی کتاب خداوند تمرکز کنند ، چرا که هم قرآن و هم شرحش (بیان)را در آن خواهند یافت. به این معنا که هم خود قرآن و هم سنت بیان را در بطن همین قرآن خواهند یافت و این سنت خداوند رحمن در قرآن است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}صدق الله العظيم [النساء:26]
{خداوند می خواهد که ( احکام خویش را) برای شما روشن سازد، و شما را به راه و روش (سنن) کسانی که پیش از شما بودند؛ راهنمایی کند، و خداوند دانای حکیم است.}
اما کسانی که مطلع نیستند می گویند:ناصر محمد یمانی می خواهد ما تنها به قرآن متمسک شویم و سنت نبوی را رها کنیم!پاسخ امام مهدی به آنان اینست که: به خداوند که اینگونه نیست،به خداوند سوگند ایمان امام مهدی به سنت بیان (حقیقی ) محمد رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- مانند ایمانم به قرآن و بیان خداوند در این قرآن است،ایمان من به کتاب قرآن و بیان(شرح) قرآن توسط قرآن ؛ و سنت بیان(نبوی) مانند ایمانم به ذات خداوند رحمن و ایمانم به این است : که رضوان رحمن از نعیم الجنان بزرگتر (نعیم اعظم) است،ای گروه انس و جن از خدا بپرهیزید ؛ من شیطان نیستم وخداوند مددکار من است. و شما تا زمانی که از عقلتان استفاده نکنید نمی توانید باور کنید که خداوند رحمن قرآن را با قرآن بیان نموده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{ قد بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118)}صدق الله العظيم [آل عمران]
{ما آیات را برای شما بیان کردیم، اگر اندیشه کنید}
این قلب است که قادر به درک (دیدن)بیان راستین (حق) قرآن نیست،چرا که عقل هیچگاه از دیدن حقیقت قاصر نیست.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{فَإِنَّهَا لاَ تَعْمَى الأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ}صدق الله العظيم [الحج:46i]
{پس بی گمان بصیرت نا بینا نمی شود، ولیکن دلهایی که در سینه هاست؛ نابینا می شود.}
شرح روشن(بیان) ناصر محمد یمانی همان بیان خداوند رحمن در قرآن است که ؛ یمانی آنرا برایتان از خود همین قرآن بیرون میکشد ؛لذا هر کس که از عقل خود استفاده کند بی هیچ شک و تردیدی به درستی آن پی خواهد برد. وقتی می بینید به خداوند عظیم سوگند می خورم که بجز اندیشمندان کس دیگرقادر به نیست که بیان مهدی ناصر محمد یمانی از قرآن را که با آن شما را به چالش کشیده ، درک کند برای اینست که می دانم ،این قسم ،سوگندی از روی بی اطلاعی نیست؛ بلکه من واقعا میدانم به جز اندیشمندان کس دیگری قادر به دیدن و درک حق نیست. عقل و استفاده از آن شرط اساسی برای درک (قرآن) است و بجزبا بکاربردن عقل نمی توان در بیان حق به بصیرت رسید .لذا خداوند تعالی می فرماید:
{قد بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118)}صدق الله العظيم [آل عمران]
{ما آیات را برای شما بیان کردیم، اگر اندیشه کنید}
این به این معنی است که خداوند رحمن کتابش را برای شما بیان و قرآن و شرح روشنش را برایتان فرستاده است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{لاَ تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ (16) إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ (17) فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (18)ثمّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (19)}صدق الله العظيم [القيامة]
{(ای پیامبر! هنگام نزول قرآن) زبانت را برای (تکرار و خواندن) آن شتابزده حرکت مده.(16)مسلماً جمعآوری و خواندن آن بر (عهدة) ماست.(17)پس هرگاه (توسط جبرئیل) آن را (بر تو) خواندیم، خواندن او را پیروی کن.(18)سپس بیانکردنش بر (عهده) ماست.(19)}
هم تنزیل و هم تفضیل درخود همین "قول ثقیل" آمده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً}صدق الله العظيم [الأنعام:114]
{آیا غیر خدا را به داوری طلب کنم؟! و حال آنکه او کسی است که (این) کتاب را به تفصیل( دقیق و با جزییات) برای شما فرستاده است(نازل کرده)}
به فرموده خداوند تعالی بنگرید:
{أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً}صدق الله العظيم
{آیا غیر خدا را به داوری طلب کنم؟! و حال آنکه او کسی است که (این) کتاب را به تفصیل( دقیق و با جزییات) برای شما فرستاده است(نازل کرده)}
و از این رو ست که مهدی منتظر می گوید:
{أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً}صدق الله العظيم
{آیا غیر خدا را به داوری طلب کنم؟! و حال آنکه او کسی است که (این) کتاب را به تفصیل( دقیق و با جزییات) برای شما فرستاده است(نازل کرده)}
ای علمای مسلمان ؛ ای عالمان مسیحی ؛ ای عالمان یهود خطاب من هم به شماست و هم به امت هایتان! من مهدی منتظرم که به حق از جانب خداوندتان آمده و می گویم:
{آیا غیر خدا را به داوری طلب کنم؟! و حال آنکه او کسی است که (این) کتاب را به تفصیل( دقیق و با جزییات) برای شما فرستاده است(نازل کرده)}
به فرموده خداوند تعالی بنگرید:
{أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً}صدق الله العظيم
{آیا غیر خدا را به داوری طلب کنم؟! و حال آنکه او کسی است که (این) کتاب را به تفصیل( دقیق و با جزییات) برای شما فرستاده است(نازل کرده)}
و از این رو ست که مهدی منتظر می گوید:
{أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً}صدق الله العظيم
{آیا غیر خدا را به داوری طلب کنم؟! و حال آنکه او کسی است که (این) کتاب را به تفصیل( دقیق و با جزییات) برای شما فرستاده است(نازل کرده)}
ای علمای مسلمان ؛ ای عالمان مسیحی ؛ ای عالمان یهود خطاب من هم به شماست و هم به امت هایتان! من مهدی منتظرم که به حق از جانب خداوندتان آمده و می گویم:
بپذیرید که خداوند رحمن در تمامی اختلافات داورتان باشد. بر بنده و خلیفه او جز این نیست که از آیات محکم کتاب خداوند؛حکم او را برایتان بیاورد .نمی گویم بعد ازاین علمای شما بصیرت درک آن راپیدا می کنند.به خدا قسم که چنین نیست و چه کسی راستگو تر از خداوند است.بلکه عالم یا غیر عالمتان ,تنها در صورت بکار گرفتن عقلش بصیرت خواهد یافت .هرکس شرط بصیرت را که بکار بردن عقل است به جا آورد ،خداوند بصیرت درک حق را به او خواهد داد. خداوند تعالی فرموده است:
قال الله تعالى:{قد بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118)}صدق الله العظيم [آل عمران]
{ما آیات را برای شما بیان کردیم، اگر اندیشه کنید}
خداوند نفرموده است :
( قد بينا لكم الآيات إن كنتم فُقهاء في الدين)={ما آیات را برای شما بیان کردیم اگر فقهای دین باشید(آنرا خواهید فهمید)}
بلکه خداوند تعالی فرموده است:
{قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كنتم تَعْقِلُونَ (118)}صدق الله العظيم
{ما آیات را برای شما بیان کردیم، اگر اندیشه کنید}
فرقی ندارد که مسلمان عالم باشد یا غیر عالم ،اگر اندیشه کنید؛ خداوند بصیرت(حق) راستین خواهد داد.اگر فردعاقل باشد از عقلش استفاده خواهد کرد. به خدا قسم می خورم بجز اندیشمندان کس دیگری به درستی مهدی منتظر گواهی نخواهد داد. من با این شما را به چالش می کشم. آنان که فکر نکرده و از عقلشان استفاده نمی کردند از درک حقیقت عاجزند(قادر به دیدن حق نیستند) ؛زیرا که عقل از دیدن حق کور نمی شود. عقل صاحبش را به جهنم نبرده و از راه راست (صراط مستقیم) منحرفش نمی کند.اما کسانی که درست فکر نمی کنند از اصحاب جهنمند؛ گرچه به گمانشان کسانی که از ناصر محمد یمانی پیروی میکنند از عقلشان استفاده نکرده و مانند گاو هستند، اما خودشان مانند گاوی هستند که فکر نمی کند.لذا از آنچه که انصار مهدی منتظر(که به راه راست دعوت می کند) به آن بصیرت یافته اند ؛بی خبرند؛ آن گاه که حق روشن شود ،مانند کافران قبل از خود( که حق را تکذیب کردند)، اعتراف خواهند کرد که عقلشان را بکار نگرفته اند:
}كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ (8) قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ (9) وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ (10) فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقًا لأَصْحَابِ السَّعِيرِ}صدق الله العظيم [الملك]
{...هرگاه که گروهی در آن انداخته می شوند, نگهبانانش از آنها می پرسند: «آیا بیم دهندۀ به سراغ شما نیامد»(8)گویند: «چرا, بیم دهنده به سوی ما آمد, پس ما اورا تکذیب کردیم, وگفتیم: هرگز خداوند چیزی نازل نکرده است, شما جز در گمراهی بزرگ نیستید».(9)وگویند: «اگر ما می شنیدیم یا تعقل می کردیم, در (زمرۀ) دوزخیان نبودیم»(10)پس آنها به گناه خود اعتراف کنند, دور باد دوزخیان از رحمت خداوند.(11)}
می دانید چرا خودشان حکم میکنند که گوش نکرده و نیندیشیدند؟زیرا آیات خداوند را تکذیب می کردند آیاتی که انبیاء خداوند و رسولانش از محکم کتاب می آوردند . اما آنها از کتاب خداوند روگردان بودند.وخداوند تعالی می فرماید:
{وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آَيَاتِ ربّكم وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ (71) قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ(72)}صدق الله العظيم [الزمر]
{و کسانی که کافر شدند گروه گروه به سوی جهنم رانده می شوند، تا وقتی به آن رسند، درهایش گشوده شود، و نگهبانانش به آنان گویند: « آیا پیامبرانی از میان خودتان به سوی شما نیامدند که آیات پروردگارتان را برای شما بخوانند، و شما را از دیدار امروزتان هشدار دهند؟!» گویند:«آری، ولیکن فرمان عذاب (الهی) بر کافران محقق شده است».(71)گفته شود: «از درهای جهنم وارد شوید، جاودانه در آن بمانید، پس چه بد است، جایگاه متکبران».(72)}
اگر عاقلید ، پس به کتاب خداوند ؛ کلام راستینی که از تحریف مصون است بازگردید ؛به قرآن مجید تا شما را به راه خداوند عزیزو مجید هدایت کند
ای امت اسلام برایتان روشن کردیم اقوامی که پیرو رسولان و انبیاء خدا شدند از علما نبودند تا بفهمند رسولان، به حق از جانب خداوند آمده اند. این تصور شما غلط است .چراکه پیروان رسولان از کافران (همان دوران) بودند وضروری نبوداز علما باشند تا بتوانند از رسولان خدا پیروی کنند بلکه هرکسی که از عقل خود استفاده کند؛ به حقیقت راستینی که از جانب خداوند نازل شده آگاه خواهد شد.به خاطر همین(تصور باطل) است که من می بینم 999 نفراز (هزار نفر) کسانی که خداوند آنها را از امر من اگاه کرده است؛ تصدیق مرا به تأخیر می اندازند ومنتظر علمای مسلمان هستند ؛تا همراه علما مرا تأیید و تصدیق نمایند. این افراد بلا اراده هستند. مثل گاو هستند که فکر نمیکند.در حالی که انتظار اینست که بگویند ای علمای مسلمان به عقل ما احترام بگذارید؛ما به ناصر محمد یمانی برخورده ایم که حجتش مجاب کننده است؛ هم عقل و هم منطق آنرا می پذیرد چرا که از آیات محکم قرآن عظیم برایمان دلیل روشن می آورد،همان قرآنی که ما و شما به آن ایمان داریم.پس بیایید و به آیاتی که به وسیله آنها مردم را به چالش می کشد،نظری بیندازید؛که آیا آنها را از روی میل خود تفسیر میکند یا از خود همین قرآن آنها را برایتان شرح می دهد؟ به عقل ما که بیانات این مرد را پذیرفته احترام بگذارید. اگر او در گمراهی آشکار است پس با او گفتگو کنید و با دانشی که به هدایت نزدیکتر است ، او را از مسیر تاریکی خارج کنید یا از دعوت حقش پیروی نمایید. مااز مسلمانان عامی نیستیم چرا که بدترین جنبندگان(نزد خداوند)افراد ناشنوا و نابینایی هستند که از عقلشان استفاده نمیکنند. بلکه ما مسلمانانی هستیم که خداوند با نعمت عقل ما را یاری کرده است.لذا از علما و مفتیان دیارمان عبور کرده و با عقلمان از حقیقت پیروی می کنیم.وتابع عقل تابع حق است چراکه شایسته عقل نیست که حق را نبیند و نشناسد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{فَإِنَّهَا لاَ تَعْمَى الأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ}صدق الله العظيم [الحج:46]
{پس بی گمان بصیرت(عقل) نا بینا نمی شود، ولیکن دلهایی که در سینه هاست؛ نابینا می شود}
لذا من مهدی منتظر شما را به چالش می کشم که اگر بیانات ناصر محمد یمانی را به عقلتان رجوع داده ودرباره آنها تدبر کرده و به حجت ناصر محمد یمانی و دلایل دعوتش فکر کنید ،خواهید دید که بیان حقی است که از جانب خداوندتان و سخن راستینی است که به سوی راه راست(صراط مستقیم ) دعوت می کند.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
خلیفه خداوند و عبد او امام ناصر محمد یمانی
Read more: http://www.awaited-mahdi.com/showthread.php?15125-
ليست هناك تعليقات:
إرسال تعليق