الاثنين، 13 فبراير 2017

روح چهره حقیقی انسان است - نفی شفاعت بنده درپیشگاه پروردگارو معبود




روح چهره حقیقی انسان است... نفی شفاعت بنده درپیشگاه پروردگارو معبود 

الإمام ناصر محمد اليماني

13 - 02 - 1432 هـ
18 - 01 - 2011 م
06:33 AM


بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله الطيبين وجميع المُسلمين التابعين للحق إلى يوم الدين..

به خاطر آنکه سؤال درباره روح است آن را خارج از محدوده گفتگویی که انجام می شود به حساب نمی آوریم.چون صحبت از روح به عذاب بعد از مرگ بازمی گردد و جدال شما برسر چشم و عقل و گوش روح است، برماواجب است درباره گوش و چشم و قلب روح و حواس آن توضیحات و دلایلی بیشتری ارائه دهیم، روح وجه باطنی انسان به شمار میآید و دارای صفاتی مانند جسم ظاهری انسان است اما در علم قدرت ربانی. ما نمی توانیم کیفیت ذات روح را در طبیعت خلقتش بیان کنیم اما آنچه را که در کتاب خداوند یافتیم برای شما بیان کرده و درباره آن فتوا می دهیم : روح ،وجه باطنی و صورت حقیقی انسان است و دارای حواسی چون عقل و چشم و گوش(دیدن و شنیدن )و درد و محبت و تنفر است. بیایید تا در دریای –علم- کتاب خداوند تبحرکنیم و درباره حواس روح بدانیم ؛اما اگر گوش شنوا نداشته باشید، به حق گوش نداده ونخواهید داد و اگرچشمهای‌تان نابینا باشد ، حق را ندیده ونخواهید دید و اگر قلب های‌تان نیندیشد ؛ درباره مطالبی که بیان می گردد فکر نکرده و نخواهید کردو اگر زبان‌تان لال باشد از حق سخن نگفته و نخواهید گفت. در اینجا منظور حواس ظاهری انسان نیست بلکه از چهره واقعی- باطنی- انسان صحبت می شود .خداوند تعالی می فرماید:

{وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}صدق الله العظيم [الأعراف:179]
{به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها [= عقلها] یی دارند که با آن (اندیشه نمی‌کنند، و) نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوشهایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند}
سؤالی که مطرح کی شود این است که آیا منظور از چشم و گوش ظاهری و زبان ظاهری انسانهاست که قادر به شنیدن و دیدن و سخن گفتن نیست؟ جواب را در آیات محکم کتاب خداوند می یابیم ، خداوند تعالی می فرماید:
{فَإِنَّهَا لاَ تَعْمَى الأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي آلصدور}صدق الله العظيم [الحج:46]
{پس بی گمان بصیرت نابینا نمی شود، ولیکن دلهایی که در سینه هاست؛ نابینا می شود.}
خداوند برای شما مثال می زند: اگر کسی پشت سر فرد کرو لالی ایستاده و با بلندترین صدای ممکن او را صدا کند، آیا شخص کر و لال آن صدا را خواهد شنید؟ از آنجا که صدارا از پشت سر خود نمی شنود پس برای یافتن منبع صدا ؛ به پشت سر خود نگاه نخواهد کرد .خداوند تعالی می فرماید:
{فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۖ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ ﴿٧٩﴾إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ﴿٨٠﴾وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ ۖ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ ﴿٨١﴾}
صدق الله العظيم [النمل]
{ پس بر خدا توکّل کن، که تو بر حقّ آشکار هستی! (۷۹) مسلّماً تو نمی‌توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی، و نمی‌توانی کران را هنگامی که روی برمی‌گردانند و پشت می‌کنند فراخوانی! (۸۰) و نیز نمی‌توانی کوران را از گمراهیشان برهانی؛ تو فقط میتوانی سخن خود را به گوش کسانی برسانی که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و در برابر حق تسلیمند! (۸۱)}
خداوند برای شما مثالی می زند اگر یکی از شما شخص کر و لالی را از پشت سرصدا کند ؛ آن فرد کر و لال به عقب برنمیگردد ولو اینکه فاصله شما فقط یک متر باشد،چون قادر به شنیدن نیست.گوش روح که وجه باطنی انسان است هم اگر نشنود ، دعوت حق را پاسخ نخواهد داد . خداوند تعالی می فرماید:
{إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ}صدق الله العظيم [الأنعام:36]
{تنها کسانی (دعوت تو را) می‌پذیرند که گوش شنوا دارند}
به این ترتیب اگر گوش روح کر باشد ندای حق را نخواهد شنید؛ به همین ترتیب اگر چشم روح کور باشد، حق را نخواهد دید و اگر زبان روح ناتوان از سخن گفتن باشد سخنی از حق بر زبان نخواهد آورد ؛ چراکه خداوند بر گوش و چشم آنها مهر زده و گوشهایشان را ناشنوا کرده است و خداوند تعالی می فرماید:
{خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ}[البقرة:7]
{ خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده؛ و بر چشمهایشان پرده‌ای افکنده شده؛ و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست.}
خداوند تعالی می فرماید: {وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ} [الأنعام:39]
{آنها که آیات ما را تکذیب کردند، کرها و لالهایی هستند که در تاریکیها قرار دارند. هر کس را خدا بخواهد (و مستحق باشد،) گمراه می‌کند؛ و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند،) بر راه راست قرار خواهد داد.}خداوند تعالی می فرماید: {قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ}[الأنعام:50]
{بگو: «من نمی‌گویم خزاین خدا نزد من است؛ و من، (جز آنچه خدا به من بیاموزد،) از غیب آگاه نیستم! و به شما نمی‌گویم من فرشته‌ام؛ تنها از آنچه به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم.» بگو: «آیا نابینا و بینا مساویند؟! پس چرا نمی‌اندیشید؟!»}خداوند تعالی می فرماید: {إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ} [الأنفال:22]
{بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی‌کنند.}
آیا منظوراز ناشنوا بودن؛کربودن گوش ظاهری انسان است ویا مقصود ازلال بودن ، ناتوانی زبان ظاهری انسان از سخن گفتن است ؟ خیربلکه مقصود حواس مربوط به جوهر باطن انسان می باشد که خداوند با قدرت ربانی خوداز آنها آگاه است. خداوند تعالی می فرماید:
{وَلَوْ عَلِمَ اللّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَّأسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ} [الأنفال:23]
{و اگر خداوند خیری در آنها می‌دانست، (حرف حق را) به گوش آنها می‌رساند؛ ولی (با این حال که دارند،) اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپیچی کرده و روگردان می‌شوند.}و خداوند تعالی می فرماید: {وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ (42﴾وَمِنْهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُونَ ﴿43﴾} صدق الله العظيم [يونس]
{ گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرامی‌دهند آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟! (۴۲)و گروهی از آنان، به سوی تو می‌نگرند آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟! (۴۳)}
گروهی هستند که از آیات روشن خداوند پیروی می کنند و گروهی هستند که از این آیات روشن رو برگردانده و راه مخالف را درپیش می گیرند آیا حکایت این دو گروه کور و بینا یکی است؟! یکی که میبیند، می شنود و سخن می گوید و دیگری که نمی شنود و نمی بیند و سخن حق نمی گوید؟ به این دلیل است که خداوند تعالی می فرماید:
{مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأَعْمَى وَالأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ}[هود:24 ]
{مثل اين دو گروه مثل كور و كر و بينا و شنواست، آيا در مثل يكسانند؟ پس آيا پند نمى‌گيريد}و خداوند تعالی می فرماید: {وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ} [الأنعام:39]
{ آنها که آیات ما را تکذیب کردند، کرها و لالهایی هستند که در تاریکیها قرار دارند. هر کس را خدا بخواهد (و مستحق باشد،) گمراه می‌کند؛ و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند،) بر راه راست قرار خواهد داد.}و خداوند تعالی می فرماید: {خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ} [البقرة:7]
{ خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده؛ و بر چشمهایشان پرده‌ای افکنده شده؛ و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست.}و خداوند تعالی می فرماید:{صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ}[البقرة:18]
{ آنها کران، گنگها و کورانند؛ لذا (از راه خطا) بازنمی‌گردند!}و خداوند تعالی می فرماید: {إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ} [الأنعام:36]
{تنها کسانی (دعوت تو را) می‌پذیرند که گوش شنوا دارند}و خداوند تعالی می فرماید:{وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ ﴿٤٢﴾وَمِنْهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُونَ ﴿٤٣﴾} [يونس]
{ گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرامی‌دهند آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟! (۴۲)و گروهی از آنان، به سوی تو می‌نگرند آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟! (۴۳)}
و خداوند تعالی می فرماید:{وَمَن كَانَ فِي هَـذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً} [الإسراء:72]
{اما کسی که در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!}و خداوند تعالی می فرماید:{أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ} [الحج:46]
{آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا دلهایی داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند؛ یا گوشهای شنوایی که با آن (ندای حق را) بشنوند؟! 
{پس بی گمان بصیرت نابینا نمی شود، ولیکن دلهایی که در سینه هاست؛ نابینا می شود.}و خداوند تعالی می فرماید: {أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلاً}[الفرقان:44]
{یا گمان می‌بری بیشتر آنان می‌شنوند یا می‌فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراهترند!} 
و خداوند تعالی می فرماید:{وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمّاً وَعُمْيَاناً} [الفرقان:73]
{ و کسانی که هرگاه آیات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، کر و کور روی آن نمی افتند} 
و خداوند تعالی می فرماید: {وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ ﴿٤٢﴾وَمِنْهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُونَ ﴿٤٣﴾}[يونس]
{ گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرامی‌دهند آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟! (۴۲)و گروهی از آنان، به سوی تو می‌نگرند آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟! (۴۳)}
روح دست و چهره دارد خداوند تعالی می فرماید:
وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ}صدق الله العظيم [المائدة:64]
{ یهود گفتند: دست (قدرت) خدا بسته است! به واسطه این گفتار (دروغ) دست آنها بسته شده و به لعن خدا گرفتار گردیدند}
یعنی دست باطنی آنها برای انجام اعمال خیر بسته شده است چرا که دست باطنی است که دست ظاهری رابرای انجام عمل خیر به حرکت درمی آوردوخداوند تعالی می فرماید:
{إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ ﴿8﴾وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ ﴿9﴾وَسَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿10﴾إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَـٰنَ بِالْغَيْبِ ۖ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ ﴿11﴾}صدق الله العظيم [يس]
{ ما هم بر گردن آنها تا زنخ زنجیرهای عذاب نهادیم در حالی که سر بلند کرده و چشم بر بسته‌اند. (۸) و (راه خیر را) از پیش و پس بر آنها سد کردیم و بر چشم (باطنی)شان هم پرده افکندیم پس هیچ (راه حق) نمی‌بینند. (۹) و تو آنها را بترسانی یا نترسانی یکسان است (چون دانسته با حق عناد می‌ورزند) هرگز ایمان نمی‌آورند. (۱۰) تو تنها کسی را بترسانی و اندرز کنی (و سودمند افتد) که پیرو آیات قرآن شده و از (قهر) خدای مهربان به خلوت و در پنهان می‌ترسد، اینان را به مغفرت خدا و پاداش با لطف و کرم او بشارت ده. (۱۱)}
و خداوند تعالی می فرماید: {وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيّاً لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ} [فصلت:44]
{هرگاه آن را قرآنی عجمی قرار می‌دادیم حتماً می‌گفتند: «چرا آیاتش روشن نیست؟! قرآن عجمی از پیغمبری عربی؟!» بگو: «این (کتاب) برای کسانی که ایمان آورده‌اند هدایت و درمان است؛ ولی کسانی که ایمان نمی‌آورند، در گوشهایشان سنگینی است و گویی نابینا هستند و آن را نمی‌بینند؛ آنها (همچون کسانی هستند که گوئی) از راه دور صدا زده می‌شوند!»}و خداوند تعالی می فرماید: {أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَالٍ مُّبِين} [الزخرف:40]
{یا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، یا کوران و کسانی را که در گمراهی آشکاری هستند هدایت کنی؟!}و خداوند تعالی می فرماید: {أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ} [محمد:23]
{آنها کسانی هستند که خداوند از رحمت خویش دورشان ساخته، گوشهایشان را کر و چشمهایشان را کور کرده است!}
و خداوند تعالی می فرماید: {وَمَن كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً} [الإسراء:72]
{اما کسی که در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!}
و خداوند تعالی می فرماید: {وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا ۖ مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا ﴿97﴾ذَٰلِكَ جَزَاؤُهُم بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا} صدق الله العظيم [الإسراء:97-98]
{و آنان را در روز قیامت، نابینا و گنگ و ناشنوا، به رو در افتاده محشور گردانیم و سرایشان جهنم است که هر چه شعله‌اش فرو نشیند، بر ایشان افروخته می‌داریم‌ (۹۷) این جزای آنان است چرا که آیات ما را انکار کردند}نگاه کنید خداوند چه حجتی برای آنها می آورد: {ذَلِكَ جَزَآؤُهُم بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا}صدق الله العظيم، و ایشان را می بینید که هم چنان قادر به دیدن و درک درست پروردگارشان نیستند و لذا حتی در روز قیامت نیز قدر و شأن خدایشان را نمی شناسند در حالی که خداوند هم در زمان هلاکتشان در دنیا و هم بعد از مرگشان که ارواحشان گرفتار آتش شده است طعم عذاب خود را به آنها چشانده است .ولی با کمال تأسف هنوز می بینیم که کورند و در روز قیامت نیز قادر به دیدن(شناختن)درست خداوندشان نیستند. برای همین می بینید دنبال کسی می گردند تا درپیشگاه خداوند شفاعتشان را کند و می گویند:
{فَهَل لّنَا مِن شُفَعَآءَ فَيَشْفَعُواْ لَنَآ أَوْ نُرَدّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الّذِي كُنّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوَاْ أَنْفُسَهُمْ وَضَلّ عَنْهُمْ مّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ}صدق الله العظيم [الأعراف:53]
{آیا (امروز) شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا (به ما اجازه داده شود به دنیا) بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟!» براستی که آن کافران خود را در زیان سخت افکنده‌اند و آنچه به دروغ می‌بافتند(توان شفاعت) همه نابود شده و از دستشان رفته است..}
به کلام خداوند تعالی توجه کنید: {قَدْ خَسِرُوَاْ أَنْفُسَهُمْ وَضَلّ عَنْهُمْ مّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ}یعنی کسانی که در دنیا به دروغ نسبت شفاعت به آنها می دادند و خداوند تعالی می فرماید:
{وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}صدق الله العظيم [الأنعام:51]
{و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند}
اما کسانی که به خداوند ایمان نمی آورند مگر اینکه بندگان مقرب را برای او شریک قرار دهند می گویند:"صبرکن ناصر محمد یمانی شفاعت برای کافران نفی شده است ولی برای مؤمنین حلال است" .با کلام خداوند تعالی به آنها پاسخ می دهیم که :
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ}صدق الله العظيم [البقرة:254]
{ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است (، و نه دوستی ، و نه شفاعت}
و خداوند تعالی می فرماید: {اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ} [السجدة:4]
{خداوند کسی است که آسمان و زمین و مابین آنها را در شش روز آفرید، سپس بر عرش استیلاء یافت، شما را جز او سرپرست و شفیعی نیست، آیا پند نمی‌گیرید}
و خداوند تعالی می فرماید: {وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُم لَعِباً وَلَهواً وَغَرَّتهُمُ الحَيَوةُ الدُّنيَا وَذَكِّر بِهِ أن تُبسَلَ نَفسُ بِمَا كَسَبَت لَيسَ لَهَا مِن دُونِ اللهِ وَليٌّ وَلا شَفِيعٌ}صدق الله العظيم [الأنعام:70]
{ و رها کن کسانی را که دین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا، آنها را مغرور ساخته، و با این (قرآن)، به آنها یادآوری نما، تا گرفتار اعمال خود نشوند! جز خدا، نه یاوری دارند، و نه شفاعت‌کننده‌ای!}
اما کسانی که قلبشان منحرف است به کلام حقی که در آیات محکم کتاب به روشنی و وضوح برای عالم و جاهل بیان شده توجه نمی کنندو از فتواهای خداوند که در آیات محکم کتابش آمده است پیروی نمی کنند؛ بلکه آنها را پشت سر انداخته گویا که در زندگی شان ابدا چیزی از آن نشنیده اند و به دنبال ظاهر آیه های متشابهی درباب شفاعت می افتند که هم چنان نیاز به تأویل دارند .کسی که ایمان خود را به شرک آلوده کرده است خواهد گفت:"صبرکن ناصر محمد یمانی - اینگونه نیست-بلکه خداوند تعالی می فرماید:
{يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَـٰنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا ﴿109﴾}[طه]
{ در آن روز، شفاعت هیچ کس سودی نمی‌بخشد،مگر کسی که خداوند به او اجازه –سخن گفتن- بدهد و از گفتار او راضی شود}و خداوند تعالی می فرماید: {وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿86﴾ }صدق الله العظيم [الزخرف]
{ کسانی را که غیر از او می‌خوانند قادر بر شفاعت نیستند؛ مگر آنها که شهادت به حق داده‌اند و بخوبی آگاهند}
پاسخ امام مهدی به او این است که خداوند اجازه شفاعت نداده است بلکه خداوند اجازه تحقق یافتن شفاعت را داده است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾}صدق الله العظيم [الزمر]
{بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، (زیرا) حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند!»}
خداوند به او اجازه سخن گفتن می دهد چرا که او درپیشگاه خداوندی که از او به بندگانش رحیم تر است شفاعت کسی را نخواهد کرد و خداوند ارحم الراحمین از این برتری طلبی ها منزه است، بلکه سخن درست و صواب می گوید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}صدق الله العظيم [النبأ:38]
{ روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف می‌ایستند و هیچ یک، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمی‌گویند، و (آنگاه که می‌گویند) سخن صواب می‌گویند}
منظور از سخن درست و صواب چیست؟؟ به خاطر آنکه خداوند ارحم الراحمین است، جایز نیست که بنده ای از خداوند ارحم الراحمین نسبت به بندگان رحیم تر باشد وتا جایی پیش برود که در پیشگاه خداوند الرحم الراحمین شفاعت بندگان را نماید.بلکه او تحقق یافتن نعیمی که بزرگتر از جنت نعیم است(نعیم اعظم) یعنی رضای خداوند را مصرانه درخواست میکندو ای مردم-بدانید- زمانی که رضوان خداوند در نفس خود محقق شود شفاعت تحقق خواهد یافت .
خداوند تعالی می فرماید:
{وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى }[النجم:26] 
{وبسیار فرشته در آسمانها هست که شفاعتشان سودمند نیست مگرپس از آنکه خداوند به آن کس که بخواهد اجازه –سخن گفتن- دهدوراضی شود}
آیا می دانید شرح و بیان حق این فرموده خداوند تعالی چیست:{إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى} صدق الله العظيم؟ این یعنی کسی که خداوند به او اجازه میدهد تا درباره تحقق شفاعت سخن بگوید؛شفاعت احدی را نخواهد کرد.حقیقت این است که او برای تحقق رضوان خداوند : "رضوان الله فی نفسه"اصرار خواهد کرد که اگر خداوند درنفس خود راضی شود شفاعت محقق خواهد شدو به همین دلیل خداوند می فرماید: {إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى} صدق الله العظيم.
اگر رضوان خداوند رحمان درنفس خود محقق گردد، رویداد بس شگفت انگیزی رخ خواهد داد،کسی که خداوند به او اجازه درخواست شفاعت را داده است از پروردگار مصرانه درخواست خواهد کرد تا رضوان نفس خداوند محقق شود، اگر خداوند در نفس خود راضی شودشفاعت تحقق خواهد یافت.کسی که خداوند به او اجازه سخن گفتن داده است برای بندگان شفاعت نمی کند، بلکه از خداوند نعیمی را درخواست خواهد کرد که از نعیم بهشت بزرگتر -نعیم اعظم- است و این نعیم اعظم همان رضوان خداوند در نفس خود است؛ اگر خداوند در نفس خود راضی شود، شفاعت تحقق خواهد یافت که رویداد بسیارعظیمی برای بندگان خواهد بود. خداوند تعالی می فرماید:
{وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ}صدق الله العظيم [سبأ:23]
{و شفاعت نزد او سودی ندهد، مگر به کسی به او اجازه - سخن گفتن- بدهد، تا چون هراس از دلهای ایشان برطرف شود، گویند پروردگارتان چه گفت؟ گویند حق، و او بلندمرتبه بزرگ است‌}
به خداوند چشمانی را می بینم که به خاطر آگاه شدن از حق اشک از آنها جاری می شود...
.اما از روح چیز زیادی نمی دانید، واطلاعات کمی دررابطه با آن به شما داده شده است، و اما درباره اینکه محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم – در شب اسراء و معراج ساکنان آتش را دیده است، همانا کسی که او را به معراج برده تا بهشت و آتش را به او نشان دهد، قادر است فریاد کشیدن ارواح کافران را در آتش جهنم به او بنمایاند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{وَإنّا عَلـى أنْ نُرِيَكَ ما نَعِدُهُمْ لَقادِرونَ} [المؤمنون:95]
{ و ما توانای آن هستیم که آنچه به آنان وعده می‌دهیم به تو بنمایانیم‌}و خداوند تعالی می فرماید:
{وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ(13) عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَىٰ (14 )عندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ ﴿15﴾إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰ (16﴾مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ (17﴾لَقَدْ رَأَىٰ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَىٰ (18﴾} صدق الله العظيم [النجم]
{ و به راستی که بار دیگر هم او(جبریل) را دید (۱۳) در نزدیکی سدرةالمنتهی‌ (۱۴) که جنةالماوی هم نزدیک آن است‌ (۱۵) در آن هنگام که چیزی(نور خداوند) سدرة المنتهی را پوشانده بود، (۱۶) دیده‌[اش‌] کژتابی و سرپیچی نکرد (۱۷) به راستی که نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید (۱۸)}
ممکن است فردناآگاه و جاهلی بگوید:"او پروردگار خود را در شب معراج و اسراء دید:.پاسخ امام مهدی این است که : خیر ذات خداوند سبحان را ندید؛ آنچه که دید آیات بزرگ خداوندگارش بود، ممکن است دومرتبه حرف من را قطع کرده و بگوید:" مگر فرموده خداوند تعالی را نمی بینی که {وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ(13) عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَىٰ (14 ) ؟صدق الله العظيم
پاسخ امام ناصر محمد یمانی این است که ؛ اوزمانی که به زیر عرش عظیم در کنار سدرة المنتهی رسید به شکلی دیگرجبریل علیه الصلاة و السلام را دید که به صورت فرشته درآمده بود و در پیشگاه پروردگار عرش عظیم سجده می کرد چرا که او در برابر محمد  رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم – به صورت یک انسان حاضر می شد. رسول الله به شکلی دیگر او را دید اما این بار جبریل در کنار سدرة المنتهی وبه شکل فرشته بود. ممکن است کس دیگری صحبت مرا قطع کرده و بپرسد: آیا در فرمایش خداوند تعالی اندیشه نمی کنی که می فرماید: 
{فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ (9﴾فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ (10)مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَىٰ (11)} صدق الله العظيم [النجم]
{ تا آنکه فاصله او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود؛ (۹) در اینجا خداوند آنچه را که به جبریل وحی کرده بود به بنده خود(محمد)وحی کرد. (۱۰) قلب (پاک او) در آنچه دید هرگز دروغ نگفت. (۱۱)}
وپاسخ امام مهدی ناصر محمد یمانی به او این است که : منظوراز "شدیدالقوی" همان رسول خداوند جبريل عليه الصلاة والسلام ،مُعلم محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم است و خداوند تعالی می فرماید:
{وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ ﴿١﴾مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ ﴿٢﴾وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ ﴿٣﴾إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ ﴿٤﴾عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَىٰ ﴿٦﴾وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَىٰ ﴿٧﴾ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ ﴿٨﴾فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ ﴿٩﴾فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ ﴿١٠﴾مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَىٰ ﴿١١﴾أَفَتُمَارُونَهُ عَلَىٰ مَا يَرَىٰ ﴿١٢﴾وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ ﴿١٣﴾عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَىٰ ﴿١٤﴾عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ ﴿١٥﴾إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰ ﴿١٦﴾مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ ﴿١٧﴾لَقَدْ رَأَىٰ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَىٰ ﴿١٨﴾}صدق الله العظيم [النجم]
{سوگند به ستاره (عذاب)هنگامی که به پایین می آید(۱) که هرگز صاحب شما [= محمّد «ص»] منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است، (۲) و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید! (۳) آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست! (۴) آن کس که قدرت عظیمی دارد [= جبرئیل امین‌] او را تعلیم داده است؛ (۵) همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او به شکل همسانی(انسان) در آمد(۶) در حالی که در اُفق اعلی قرار داشت! (۷) سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... (۸) تا آنکه فاصله او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود؛ (۹) در اینجا خداوند به بنده خود(محمد) وحی کرد آنچه را به جبریل وحی کرده بود. (۱۰) قلب (پاک او) در آنچه دید هرگز دروغ نگفت. (۱۱) آیا با او درباره آنچه (با چشم خود) دیده مجادله می‌کنید؟! (۱۲) وبه هیئت دیگر نیز او را مشاهده کرد، (۱۳) نزد «سدرة المنتهی»، (۱۴) که «جنت المأوی» در آنجاست! (۱۵) در آن هنگام که چیزی [= نور خیره‌کننده‌ای‌] سدرة المنتهی را پوشانده بود، (۱۶) چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان نکرد (آنچه دید واقعیّت بود)! (۱۷) او پاره‌ای از آیات و نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید! (۱۸)
ممکن است کسی دیگر حرف مرا قطع کرده و بگوید: مگر نمی فرماید: {فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ ﴿٩﴾فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ ﴿١٠﴾}؟امام مهدی ناصر محمد یمانی پاسخ می دهد: این درمورد زمانی است که جبریل عليه الصلاة والسلام پایین آمده و تعلیم قرآن رابه محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم – آغاز نموده است . در این جا فاصله سینه محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - وسینه جبريل عليه الصلاة والسلام ثابت نبوده وبه هنگام صحبت، جبريل عليه الصلاة والسلام او(محمد) را به سمت خود می کشید و رها می کرد.خداوند تعالی می فرماید: {فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ} صدق الله العظيم و این نشانه دقت و درستی کلام خداوند است که می فرماید به اندازه دو کمان یا کمتر، چراکه فاصله آنها ثابت نبوده و جبریل (محمد) را به سوی خود کشیده و رها می کرد.سپس خداوند تعالی می فرماید: {فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى}،یعنی آنچه که جبریل عليه الصلاة والسلام, به بنده خدا- محمد رسول الله- وحی میکرد از جانب خداوند آمده بود. لذاچیزی را که نمی دانید به خداوند نسبت ندهید.
از علمای مسلمین و پیروانشان می خواهم که برای گفتگو به این پایگاه مبارک بیایند تا میزی برای گفتگوی جهانی در دوران "گفتگوی قبل از ظهور" باشد.چون این پایگاه (مؤسسه جهانی علمی خاندان هاشمی)، بی طرف است . آنها از انصار امام مهدی ناصر محمد  یمانی نبوده و مخالف او هم نیستند.آنها هم چنان در پی یافتن حق هستند تا واقعیت امر امام ناصر محمد یمانی برایشان روشن شود که آیا حقیقتاً عالمی هست که امام با او گفتگو کرده ونتواند با دلایل قاطع علمی که از قرآن استنباط کرده است، بر او غلبه کند؛ یا از کسانی است که بدون داشتن حجت از جانب خداوند درباره آیات خداوند جدل می کند.اما ای علمای عزیز امت ؛ شرطی برایتان دارم ، امام مهدی موارد بحث را انتخاب میکند و تا عقاید ساختگی و نو آوری هایی که وارد دین شده است را با آیات محکم کتاب خداوندنابود و ویران کند، تا سنت محمد رسول الله صلى الله عليه و خاندان مطهرش را با استنادبه آیات محکم ذکر کاملا(از جعلیات)پاک شودو شما را به راه اولیه نبوت بازگرداند و سپس شما را بر کتاب خداوند و سنت رسولش  باقی خواهد گذاشت، درست برهمان راهی که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گذشتگان شما راباقی گذاشت؛ اما دشمنان خداوند شما را از راه راست- صراط مستقیم-منحرف کردند...اگر شما همچنان در شاهراه هدایت باشید چرا باید خداوند امام مهدی ناصر محمد یمانی را برانگیزد تا شما را بر اساس کتاب خداوند و سنت حق رسولش به راه هدایت اولیه نبوت بازگرداند.ما تنها آن قسمتی از سنت را رد می کنیم که برخلاف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم است، در مورد قسمت هایی که با قرآن مغایرتی نداشته باشند به عقل و منطق رجوع می کنیم... اگر اهل اندیشه باشید.
ای امت اسلامی و ای علمای امت، اگر به دنبال حق هستید، امام مهدی موارد گفتگو را برایتان انتخاب می کند و بدعت ها و نو آوری ها را با سلاح جدم محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم یعنی قرآن عظیم با جهادی جدی و پیگیر نابود می کنم. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا} صدق الله العظيم [الفرقان:52]
{بنابر این از کافران اطاعت مکن، و بوسیله آن [= قرآن‌] با آنان جهاد بزرگی بنما!}
ای مردم منطقی نیست که خداوند خلیفه خود امام مهدی را برانگیزد تا با علمای مسلمین و نصاری و یهود با کتاب بخاری و مسلم یا بحار الأنوار مجادله کند و اگر من ازخواسته شما پیروی کنم کسی دربرابر خداوند مرا یاری نخواهد کردو سزاوارنیست امام مهدی حق که از جانب خداوند برانگیخته شده از تمایلات شما پیروی کند، بلکه اواز کتاب خداوند وقسمتی از سنت حق رسولش که برخلاف آیات محکم قرآن نیست پیروی خواهد کرد .ولو اینکه تا ابد با شما گفتگو کنم ان شاء الله رب العالمین ،سرمویی از کتاب خداو سنت رسول را تغییر نخواهم داد و من حقیقت را می گویم.اما کسانی که بدون اینکه از جانب خداوند دانشی کسب کرده باشند با امام جدال می کنندو امام مهدی و انصار او را دجال و منافق و گمراه می خوانند- بدانند- این بهتان در نزد خداوند بسیار گران است و ما به آنها می گوییم:
{لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ} [القصص:55]
{اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان؛ سلام بر شما ؛ ما خواهان جاهلان نیستیم}ای علمای امت اسلام این منطقی نیست که موضوعی را برای گفتگو درنظر بگیریم اما برخی از افراد جاهلی که در میان شما هستند؛ مصرانه بخواهند ما را از موضوعی که انتخاب کردیم دورکنند. ما علت این عمل آنها را می دانیم، آنها قادر نیستند در باره آن موضوع خاص دلیلی درمقابل امام مهدی ارائه نمایند پس به سراغ موضوعات دیگر می روند تا مگر بتوانند نقطه ضعفی پیدا کرده و با امام ناصر محمد یمانی جدل کنند و باعث شوند انصار امام از پیروی از او دست بردارند. این افراد تا زمانی که به دنبال حق نباشند به هیچ وجه قلبشان از جانب خداوند هدایت نخواهد شد .آنها به دنباله روزنه ای ولو به اندازه سرسوزن می گردند تا از آن بهره گرفته وبه عنوان حجت برعلیه امام ناصر محمد یمانی بکار گیرند. این افراد توسط شیطان گمراه شده و از راه راست منحرف شده اند ؛اما  تصور می کنند که در مسیر هدایتند. ازکجا می توانید بفهمید این افراد به دنبال حقیقت نیستند؟ زمانی که ببینید امام مهدی در مورد مسئله ای حجت قاطع می آورد اما غرورشان، آنها را به گناه کشانده و حاضر به اعتراف و پذیرش حقی که از جانب خداوندشان آمده است نیستند حتی اگراین حقایق آیات محکم کتاب خداوند باشد. اگر برایشان یقین شود آن مسئله حق بوده و بی تردید از جانب خداوندشان آمده است بازهم حاضر به پیروی از آن نیستند.آنها از آیات محکم خداوند پیروی نمی کنند و حاضر نیستند حتی در یک مسئله اعتراف کنند که حق با امام ناصر محمد یمانی است. آنها از پیروی از آیات خداوند استکبار می ورزند لذا خداوند قلبهایشان را از تبعیت از آیات خود منصرف می سازد.خداوند تعالی درآیات محکم کتاب خود درباره آنان می فرماید:
{سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ}صدق الله العظيم [الأعراف:146]
{ بزودی کسانی را که در روی زمین بناحق تکبّر می‌ورزند، از (ایمان به) آیات خود، منصرف می‌سازم! آنها چنانند که اگر هر آیه و نشانه‌ای را ببینند، به آن ایمان نمی‌آورند؛ اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمی‌کنند؛ و اگر طریق گمراهی را ببینند، آن را راه خود انتخاب می‌کنند! (همه اینها) بخاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند!}
ببینید علت اینکه قلبشان از دنبال کرده حق دور و منحرف می شود چیست.خداوند تعالی می فرماید: {ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ} صدق الله العظيم، پس ای عزیزان من "سودانی" و "اسد السنة " از کسانی که علیه امام مهدی جنگ اعلام کرده و با هر وسیله و حیله ای با او می جنگند نباشید، که در آن صورت چه کسی می تواند شما را از عذاب خداوند حفظ کند؟ به خداوند سوگند که من قادرم درباره تمام مسائلی که درموردشان تردید میکنید به حق و تنها با کتاب خداوند قرآن عظیم همه شما را وادار به سکوت کنم.من درباره تعداد اصحاب کهف و رقیم و آمدن سیاره عذاب راست می گویم، اما ای مردم من از تعیین زمان آمدن سیاره عذاب منع شده ام چرا که هرچقدر هم برایتان از حقایق کتاب خداوند برایتان بگویم از آنها پیروی نکرده ومنتظرمی شوید تا آمدن سیاره عذاب دردناک را ببینید،منتظر می شوید تا بیاید و ببینید آیا همانطوری که امام ناصر محمد یمانی می گفت، خداوند شما را عذاب می کند؟
به خداوند یگانه سوگند که اگر ازکلمه اول تاکلمه آخر کتاب خداوند را برای آن دسته ازمسلمانان و فقهایشان که اهل تعقل نیستند به تفضیل شرح بدهم و آیات محکم و متشابه آن را به صورت کامل بیان کنم و سپس زمان رسیدن سیاره عذاب را برایشان مشخص کنم ایمان به حق و پیروی از آن را به تأخیر می اندازند ومنتظر روزی که امام ناصر محمد یمانی تعیین کرده می شوند تا ببینند آیا عذاب را به چشم خواهند دید؟ جواب امام مهدی ناصر محمد یمانی به آنها این است که ؛خداوند تعالی می فرماید:

{أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنتُم بِهِ آلآنَ وَقَدْ كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ}صدق الله العظيم [يونس:51]
{ یا اینکه آنگاه که واقع شد، به آن ایمان می‌آورید! والان در حالی که قبلا برای آن عجله داشتید}
آیا اگر محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم- به آنها خبر می داد که تقریباً 1400 سال تا زمان آمدن سیاره عذاب باقی مانده است،در آن صورت کسانی که او را باور داشتند از او روبرنمی گرداندند، در حالی که در آن زمان مردم او برای رسیدن آن وعده بسیار عجله داشتندو خداوند تعالی می فرماید:
{وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (38)لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلا عَن ظُهُورِهِمْ وَلا هُمْ يُنصَرُونَ(39) بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلا هُمْ يُنظَرُونَ(40)} [الأنبياء:38-40]
{ آنها می‌گویند: «اگر راست میگویید، این وعده (عذاب) کی فرا می‌رسد؟!» (۳۸) ولی اگر کافران می‌دانستند زمانی که (فرا می‌رسد) نمی‌توانند شعله‌های آتش را از صورت و از پشتهای خود دور کنند، و هیچ کس آنان را یاری نمی‌کند (۳۹) بطور ناگهانی به سراغشان می‌آید و مبهوتشان می‌کند؛ آنچنان که توانایی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود! (۴۰)}
و خداوند تعالی می فرماید: {قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ ﴿٦٩﴾وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُن فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ ﴿٧٠﴾وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٧١﴾قُلْ عَسَىٰ أَن يَكُونَ رَدِفَ لَكُم بَعْضُ الَّذِي تَسْتَعْجِلُونَ ﴿٧٢﴾وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ ﴿٧٣﴾} [النمل]
{ بگو: در زمین سیر کنید تا بنگرید عاقبت کار بدکاران به کجا کشید (و چگونه همه هلاک شدند). (۶۹) و (ای رسول) تو بر (کفر و بدبختی) این کافران‌اند اندوهناک مشو و از مکر آنان نیز دلتنگ مباش. (۷۰) و کافران می‌گویند: پس این وعده اگر راست می‌گوید کی خواهد بود؟ (۷۱) بگو: بعضی از آن وعده که به وقوعش تعجیل دارید بدین زودی شاید در پی شما آید (۷۲) و همانا خدای تو درباره خلق دارای فضل و رحمت بسیار است و لیکن اکثر مردم شکر نعمتش بجا نیاورند. (۷۳)}و خداوند تعالی می فرماید: {وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٢٨﴾وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٩﴾قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ ﴿٣٠﴾وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن نُّؤْمِنَ بِهَـٰذَا الْقُرْآنِ وَلَا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ ۗ وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِندَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْلَا أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ ﴿٣١﴾} [سبأ]
{ و ما تو را جز برای اینکه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهی و (از عذابش) بترسانی نفرستادیم، و لیکن اکثر مردم (از این حقیقت) آگاه نیستند. (۲۸) و (کافران) می‌گویند: پس این وعده که شما پیغمبران می‌دهید اگر راست می‌گویید کی خواهد بود؟ (۲۹)بگو: وعده گاه شما روزی است که ساعتی از آن تقدیم و تأخیر نخواهید داشت. (۳۰) و کافران مشرک گفتند: ما هرگز به این قرآن و به کتاب‌هایی که پیش از این فرستاده‌اند ایمان نخواهیم آورد. (وای بر آنها) و اگر روزی که آن ستمکاران را در پیشگاه خدا باز داشته‌اند مشاهده کنی در حالی که با یکدیگر به خصومت و گفتگو برخاسته و ضعیفان تابع به رؤسای گردنکش خطاب کنند که اگر اغوای شما نبود ما البته ایمان می‌آوردیم! (۳۱)}
و خداوند تعالی می فرماید: {وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّـهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاءُ اللَّـهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٤٧﴾وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٤٨﴾مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ ﴿٤٩﴾فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَىٰ أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ ﴿٥٠﴾} [يس]
{ و چون به آنها گویند که از آنچه خدا روزی شما قرار داده انفاق کنید، کافران به اهل ایمان جواب دهند آیا ما به کسی که اگر خدا می‌خواست به او هم روزی می‌داد اطعام و دستگیری کنیم؟ شما پیداست که سخت در غلط و گمراهی هستید (۴۷) و گویند: پس این وعده اگر راست می‌گویید کی خواهد بود؟ (۴۸ (امّا) جز این انتظار نمی‌کشند که یک صیحه عظیم آنها را فراگیرد، در حالی که مشغول جدال (در امور دنیا) هستند. (۴۹) (چنان غافلگیر می‌شوند که حتّی) نمی‌توانند وصیّتی کنند یا به سوی خانواده خود بازگردند! (۵۰)}
و خداوند تعالی می فرماید:{وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٥قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّـهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿٢٦﴾} [الملك]
{آنها می‌گویند: «اگر راست می‌گویید این وعده چه زمانی است؟!» (۲۵) بگو: «علم آن تنها نزد خداست؛ و من فقط بیم‌دهنده آشکاری هستم!» (۲۶)}
و خداوند تعالی می فرماید: {وَيَقُولُونَ لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ ۖ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّـهِ فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ﴿٢٠﴾وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا ۚ قُلِ اللَّـهُ أَسْرَعُ مَكْرًا ۚ إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ ﴿٢١﴾} [يونس]
{ می‌گویند: «چرا آیه ای از پروردگارش بر او نازل نمی‌شود؟!» بگو: «غیب تنها برای خدا (و به فرمان او) است! شما در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم! (۲۰)هنگامی که به مردم، پس از ناراحتی که به آنها رسیده است، رحمتی بچشانیم، در آیات ما نیرنگ می‌کنند بگو: «خداوند سریعتر از شما مکر [= چاره‌جویی‌] می‌کند؛ و رسولان [= فرشتگان کاتب اعمال] ما، آنچه نیرنگ می‌کنید (و نقشه می‌کشید)، می‌نویسند!» (۲۱)}
و خداوند تعالی می فرماید: {وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا ۚ إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿٣٦﴾وَمَا كَانَ هَـٰذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَىٰ مِن دُونِ اللَّـهِ وَلَـٰكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿٣٧﴾أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ ۖ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّـهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ ۚ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۖ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ﴿٣٩﴾وَمِنْهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لَّا يُؤْمِنُ بِهِ ۚ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ ﴿٤٠﴾ وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ ۖ أَنتُم بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَا بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٤١﴾وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ ﴿٤٢﴾وَمِنْهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُونَ ﴿٤٣﴾إِنَّ اللَّـهَ لَا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَـٰكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿٤٤﴾}[يونس]
{ و بیشتر آنها، جز از گمان (و پندارهای بی‌اساس)، پیروی نمی‌کنند؛ (در حالی که) گمان، هرگز انسان را از حقّ بی‌نیاز نمی‌سازد (و به حق نمی‌رساند)! به یقین، خداوند از آنچه انجام می‌دهند، آگاه است! (۳۶) شایسته نبود که این قرآن، بدون وحی الهی به خدا نسبت داده شود؛ ولی تصدیقی است برای آنچه پیش از آن است (از کتب آسمانی)، و شرح و تفصیلی بر آنها است؛ شکّی در آن نیست، و از طرف پروردگار جهانیان است. (۳۷) آیا آنها می‌گویند: «او قرآن را بدروغ به خدا نسبت داده است»؟! بگو: «اگر راست می گویید، یک سوره همانند آن بیاورید؛ و غیر از خدا، هر کس را می‌توانید (به یاری) طلبید!» (۳۸) بلکه چیزی را تکذیب کردند که آگاهی از آن نداشتند، و هنوز واقعیتش بر آنان روشن نشده است! پیشینیان آنها نیز همین گونه تکذیب کردند؛ پس بنگر عاقبت کار ظالمان چگونه بود! (۳۹) بعضی از آنها، به آن ایمان می‌آورند؛ و بعضی ایمان نمی‌آورند؛ و پروردگارت به مفسدان آگاهتر است (۴۰) و اگر تو را تکذیب کردند، بگو: «عمل من برای من، و عمل شما برای شماست! شما از آنچه من انجام می‌دهم بیزارید و من (نیز) از آنچه شماانجام می‌دهید بیزارم!» (۴۱) گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرامی‌دهند آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟! (۴۲)و گروهی از آنان، به سوی تو می‌نگرند آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟! (۴۳) خداوند هیچ به مردم ستم نمی‌کند؛ ولی این مردمند که به خویشتن ستم می‌کند! (۴۴)}
و خداوند تعالی می فرماید: {وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٤٨﴾قُل لَّا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلَا نَفْعًا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّـهُ ۗ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ ۚ إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً ۖ وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ ﴿٤٩﴾قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتًا أَوْ نَهَارًا مَّاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ ﴿٥٠﴾أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنتُم بِهِ ۚ آلْآنَ وَقَدْ كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ ﴿٥١﴾}[يونس]
{ و می‌گویند: «اگر راست می‌گوئی، این وعده کی خواهد بود؟» (۴۸) بگو: «من (حتّی) برای خودم زیان و سودی را مالک نیستم، مگر آنچه خدا بخواهد. (این مقدار می‌دانم که) برای هر قوم و ملّتی، سرآمدی است؛ هنگامی که اجل آنها فرا رسد، نه ساعتی تأخیر می‌کنند، و نه پیشی می‌گیرند! (۴۹) بگو: «اگر مجازات او، شب‌هنگام یا در روز به سراغ شما آید پس مجرمان برای چه عجله می‌کنند؟! (۵۰) یا اینکه آنگاه که واقع شد، به آن ایمان می‌آورید! حالا؟! در حالی که قبلاً برای آن عجله می‌کردید! (۵۱)}
و خداوند تعالی می فرماید: {وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٨﴾قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿٢٩﴾فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ ﴿٣٠﴾} [السجدة]{ آنان می‌گویند: «اگر راست می‌گویید، این پیروزی شما کی خواهد بود؟!» (۲۸) بگو: «روز پیروزی، ایمان آوردن، سودی به حال کافران نخواهد داشت؛ و به آنها هیچ مهلت داده نمی‌شود!» (۲۹) حال که چنین است، از آنها روی بگردان و منتظر باش؛ آنها نیز منتظرند! (۳۰)}و خداوند تعالی می فرماید: {قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}صدق الله العظيم [النمل:46]
{گفت: «ای قوم من! چرا برای بدی قبل از نیکی عجله می‌کنید (و عذاب الهی را می‌طلبید نه رحمت او را)؟! چرا از خداوند تقاضای آمرزش نمی‌کنید تا شاید مشمول رحمت (او) شوید؟!}
ای خردمندان برای چه برای رسیدن عذاب عجله می کنید! ای مسلمانان به خداوند سوگند که من به درگاه پروردگارم دعا می کنم تا رسیدن آن بلا بر شما راعقب بیندازد و در مقابل شما صبر می کنم تا ایمان آورده و تصدیق کنید.اما می ترسم خداوند دعای مرا برای به تأخیر انداختن آن مستجاب نکند ،زمان دقیق آن را برای شما مشخص نمی کنیم زیرا که ما ؛ نجات شما را می خواهیم نه هلاکتتان را ؛و ما دقیقاً این را پیش از این در بیانی که در پی می آید برای شما آورده ایم:
مهدی منتظرناصر محمد یمانی زمان رسیدن آن را کی پیش بینی می کند پاسخ حق این سؤال این است که : از لحظه تولد هلال ذی القعده سال 1428 هجری ؛ معادل یک ساعت قدری وقت مانده است و یک ساعت قدری برابر هزار ساعت قمری بر حسب روز قمری و هزار ساعت بر حسب محاسبه قمری برابر 30000 ساعت زمینی (ساعتی که شما از آن استفاده می کنید ) است . این زمان که سپری شد و گذشت زمان رسیدن عذاب حتی یک لحظه جلو و عقب نخواهد شد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

((( وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ( 29 ) قُلْ لَكُمْ مِيعَادُ يَوْمٍ لَا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ)
صدق الله العظيم
{می ‏گويند: «اگر راست می ‏گوييد، اين وعده (عذاب) کى خواهد بود؟!» بگو: «وعده شما روزى خواهد بود که نه ساعتى از آن تأخير می ‏کنيد و نه (بر آن) پيشى خواهيد گرفت}
وهر روزبه سبب دعاي بندگان داراي شان وسرنوشتي خواهد بود وچنانچه خداوند بخواهد آن وعده را به تاخير خواهد انداخت همان طور كه خداوند مي فرمايد:
(قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا)
صدق الله العظيم
{بگوپروردگارم براى شما ارجى قائل نيست اگر دعاى شما نباشد؛ شما (آيات خدا و پيامبران را) تکذيب کرديد، و (عذاب) دامان شما را خواهد گرفت}. 
پس اگر تكذيب كرديد در ساعت معلوم دامان شما را خواهد گرفت وهمه امور به خدا باز مي گردد ومنمی خواهم شما نجات پیدا کنید نه اینکه هلاک شویدا پس تصديق بيان حق را تا ديدن سنگهاي عذاب دردناك به تاخير نياندازيد
پایان اقتباس از بیانی به نام Nibiru Planet X" کوکب سقر" از مهدی منتظر ناصر محمد یمانی
قسم به خداوند بزرگی که استخوان های پوسیده را زنده می کند ؛ قسم به پروردگار آسمان ها و زمین و بین آنها و خداوند عرش بزرگ ؛ من ازجانب خداوند مأمور شده ام تا شما را از سیاره عذاب برحذر کنم، خداوند آن را در رویا به من نشان داده است :آتشی است که از طرف قطبها به زمین نزدیک می شود،خداوند به من نشان داده است که در شب عبور سیاره عذاب ،خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد و این خبر بزرگی است که شما از آن روبرمیگردانید.... راه نجات علمای عزیز مسلمین و پیروانشان چیست؛ مگر امام مهدی شما را از خطر سیاره عذاب نترسانده است؟ آیا ما آیات محکمی از کتاب را که درباره سیاره عذاب است به تفصیل برایتان شرح نداده ایم؟ تصور می کنید منظور خداوند از فرمایش زیر چیست؟
{وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (38)لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلا عَن ظُهُورِهِمْ وَلا هُمْ يُنصَرُونَ(39) بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلا هُمْ يُنظَرُونَ(40)} [الأنبياء:38-40]
{ آنها می‌گویند: «اگر راست میگویید، این وعده (عذاب) کی فرا می‌رسد؟!» (۳۸) ولی اگر کافران می‌دانستند زمانی که (فرا می‌رسد) نمی‌توانند شعله‌های آتش را از صورت و از پشتهای خود دور کنند، و هیچ کس آنان را یاری نمی‌کند (۳۹) بطور ناگهانی به سراغشان می‌آید و مبهوتشان می‌کند؛ آنچنان که توانایی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود! (۴۰)}
و فرمایش خداوند تعالی که:
{كَلَّا وَالْقَمَرِ ﴿٣٢﴾وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ﴿٣٣﴾وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ ﴿٣٤﴾إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ ﴿٣٥﴾نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ﴿٣٦﴾لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ﴿٣٧﴾}صدق الله العظيم [المدثر]
{اینچنین نیست که آنها تصوّر می‌کنند سوگند به ماه، (۳۲) و به شب، هنگامی که (دامن برچیند و) پشت کند، (۳۳) و به صبح هنگامی که چهره بگشاید، (۳۴) که آن از نشانه های بزرگ ساعت است! (۳۵) هشدار و انذاری است برای همه انسانها، (۳۶) برای کسانی از شما که می‌خواهند پیش افتند یا عقب بمانند [= بسوی هدایت و نیکی پیش روند یا نروند]! (۳۷)}
راه نجات شما عزیزانم چیست؟ به خداوند به او متوسل شده و از او درخواست می کنم به حق رحمتی که برخود فرض نموده است که عذابتان نکند و دعا می کنم که :"خداوندا ازبرادران من ، علمای مسلمین و پیروانشان درگذرکه آنها نمی دانند من واقعاً امام مهدی هستم که از جانب خداوند آمده ام ، براستی که تو غفور و رحیمی."
اما در پاسخ به کسی که بر سر تعداد اصحاب کهف با من جدال می کند می گویم : تو درباره چیزی با من جدال می کنی که می توانید در عالم واقعیت آن را در منطقه ذمار ودر قریه أقمر پیدا کنید؛ و مسئولیت –رسیدن و نشان دادن – آن را در پیشگاه خداوند به حکومت یمن واگذار می کنیم .وظیفه من تنها این است که نشانی آنها را به مردم بدهم تا آنها را پیدا کرده و مشخص شود تعداد و مدت اقامت آنها توسط چه گروهی درست بیان شده است ... اما اکثر شما نادانی می کنید...

ای عزیزان به راستی به شما قول می دهم که درباره تمام مسائل با شما گفتگو خواهم کرد و به اذن خداوند که بیان حق قرآن را به انسان –امام- آموخته است ،آنچه را که نمی‌دانستید برایتان روشن می‌سازم .اما وقت ما واقعاً محدود است و علت آمدن من به این پایگاه این است که با استناد به آیات محکم کتاب خداوند ،حول مسائل اساسی دینی با علمای امت گفتگو نمایم، مسائلی که باید برای مؤمنان شرح داده شود تا از آنها آگاه شوند. اما شما به سراغ مسائل دیگر رفته و ما را از موارد انتخاب شده که از مبانی دین هستند خارج می کنید. نمی بینید باعث شدید از موضوع نفی حد سنگسار خارج شویم؟ آیا این قضیه به نظرتان اهمیتی ندارد با اینکه امر بسیار مهم و خطیری است که باید با استناد به آیات محکم قرآن عظیم روشن گردد؟
سایر مواردی را که انتخاب می کنیم نیز مانند این قضیه اهمیت بسیارزیادی برخوردارند ، اما می بینم برخی افراد که بنظرمی آید یک فرد مشخص است می خواهد مردم را از پیروی از آیات کتاب بازدارد از آنجا که نمی تواند دربرابر ما حجتی بیاورد ، تلاش می کند امام ناصر محمد یمانی را از آن موضوع دور کند، از کسانی که درپی دریافتن حقیقت هستند سؤال می کنم شما را به خداوند بزرگ آیا چنین شخصی بدنبال حق است؟ خیر به پروردگار عالمیان که اینطور نیست بلکه این فرد در تلاش است تا با هر وسیله و حیله ای که می تواند راه حق را –چنان که شاهد آن هستید- منحرف سازد... پس بردباری و صبر می کنیم تا روشن شود این شخص از یهودیان است یا شیطان بر او مسلط شده وبا وجود اینکه تصور می کند در مسیر هدایت است اما مردم را ازراه حق دور می کند؟

آنچه که به خلاصه در اینجا می خواهم بگویم این است که،آیا به شما نگفتم( فتوا ندادم) که برای لغت "محصنه" در قرآن معنی یا شرحی بجز " زن پاکدامن" که از شرافت خود محافظت کند یا زن محصنه با ازدواج( شوهر دار) پیدا نمیکنید؟ میبینید! نمی توانید چیزی  پیدا کنید ، مرا به خنده انداخت آن صاحب قلعه های خیبر ( کسی که می خواست از فرمایش خداوند در مورد یهودیان متحصن در قلعه های خیبر معنی سومی برای کلمه محصنه بیابد ))!! آن آیه ربطی به کلمه "محصنه" در گفتگو درباره نفی حد زنا ندارد.ای مردم آیا می دانید اگر از آوردن معنای دیگری برای محصنه جز محصنه شوهر دار و محصنه پاکدامن عاجز باشید ، به این معنی است که مقصود خداوند تعالی در این فرمایش :
{فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ}صدق الله العظيم [النساء:25]
.{ پس چون ازدواج کردند، اگر مرتکب زنا شدند،پس مجازاتشان؛ نصف مجازات زنان آزاد است}
این است که حد برای کنیزمتاهل نصف حد برای زن آزاد متاهل است و اگر بگویید منظور خداوند تعالی اشاره به "محصنات المؤمنات" (زنان پاکدامن)است که در اول آیات زیر آمده است :
{وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ}صدق الله العظيم [النساء:25]
{و آنها که توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند، می‌توانند با زنان پاکدامن از ملک یمین( زنانی که از کافران گریخته و به مسلمانان پناه آورده‌اند) که در اختیار دارید ازدواج کنند -خدا به ایمان شما آگاه‌تر است؛ و همگی اعضای یک پیکرید- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید؛ به شرط آنکه پاکدامن باشند، نه بطور آشکار مرتکب زنا شوند، و نه دوست پنهانی بگیرند. و در صورتی که ازدواج کرده و مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت.}
و سپس بگویید: ناصر محمد یمانی به فرموده خداوند تعالی بنگر که{وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ} صدق الله العظيم.
پاسخ امام مهدی ناصر محمد یمانی این است که : منظور خداوند از {الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ} زنان مؤمنی است که دامان خود را پاک نگه می دارند، نه اینکه اگرکسی از شما به زنی که آشکارا زنا کار است علاقه مند شد ، عزم ازدواج با او رابکند ، بلکه خداوند به  شما توصیه می کند با زنان مؤمن پاکدامن و با شرافت(محصنات لفروجهن) ازدواج کنید. ای مردم چطور ممکن است در کتاب خداوند برای زن مؤمنی که دامان خود را پاک نگه می دارد حد زنا معین شده باشد تا شما بر اساس آن حد زنا برای کنیز زناکار متأهل را تعیین کرده وبگویید مجازات کنیز نصف مجازات زن پاکدامن است ؟! عقلتان کجا رفته ؟ مقصود خداوند تعالی در جایی که می فرماید: {فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم ؛ آنچه که شما تصور می کنید نیست. بلکه در این آیه حد زنا برای کنیز و زن آزادی که متأهل باشند بیان شده است .یعنی مجازات برای کنیز زناکار متأهل نصف زن زناکار متأهل است، با ظن و گمان درباره کلام خداوند سخن نگویید و منظور خداوند را تحریف نکنید، که ظن و گمان جای حق را نمی گیرد .سبحان الله العظیم ! آیا فکر میکنید با گمان درباره لغت محصنه صحبت کردن موضوع آسانی است ؟ آیا می دانید با وقتی با گمان خود معنای سومی برای کلمه محسنه قائل می شوید کسی را می کشید که خداوند اجازه کشتن او را نداده است؟ از خدا نمی ترسید؟آیا نمی دانید اگر کسی به ناحق کشته شود مانند این است که تمام مردم به قتل رسیده باشند؟ اینکار درکتاب خداوند گناه بشمار آمده است، شما را چه شده که اینگونه حکم می کنید؟ آیا فکرتان را بکار نمی اندازید؟!
سبحان الله العظیم! شما تصور می کنید از شرافت دین خداوند دفاع کرده و مانع گمراهی مسلمانان می شوید،اما امام مهدی به شما می گوید: سبحان الله العظیم! مدافع واقعی حدود دین کیست؟ کسی که با کلام خداوند و با استناد به آیات محکم کتاب با مردم سخن گفته و به جدیت تلاش میکند-تا هدایت شوند-؟یا کسی که با مجادلات باطل و غلط باعث لغزش از دین و انحراف آن می گردد؟ لذا ای مردم بدانید یکی از این ها از سخنان خداوند دفاع می کند و دیگری با دفاع از سخنان شیطان قصد تحریف کلام خداوند را دارد و این را تمام خردمندانی که به دنبال حقیقت باشند درک می نمایند و می فهمند چه کسی به حق سخن گفته و راه راست –صراط مستقیم – را نشان می دهد.
گفتگو همچنان حول دو محور است و در اینجا مسئله سوم را به آن دو اضافه می کنیم و آن رد شفاعت بنده در پیشگاه خداوند –رب المعبود- است. گفتگو بر سر سه موضوعی است که از اهمیت زیادی برخوردارند: تاکید بر اینکه بعد از مرگ گناهکار مورد عذاب قرار می گیرد اما عذاب داخل قبر را نفی کرده و عذاب بعد از مرگ را که منحصراً در آتش است به تفصیل ازکتاب خداوند قرآن عظیم برایتان بیان کردیم؛ به همین ترتیب حکم سنگسار را نیز نفی کرده و حد زنا را از آیات محکم کتاب خداوند قرآن شرح دادیم و درباره نفی شفاعت بندگان و مختص بودن آن به خداوند نیز از کتاب خداوند برایتان سند آورده و چگونگی تحقق شفاعت را برایتان شرح دادیم. امام مهدی از شما درخواست می کند از این سه موضوع خارج نشوید تا برای شما حجت حق و قاطع بیاورد .سپس به سراغ موضوع دینی مهم دیگری خواهیم رفت و همین طور یک به یک پیش رفته و گفتگو درمورد دین خداوند را کامل میکنیم.
ای مردم من هرگزبه دلیل اینکه چیزی در کتاب خداوند نیامده است آن را رد نمی کنم، بلکه مطالبی که بر خلاف آیات محکم نازل شده درکتاب خداست را نفی میکنم. از نادانان نباشید و تصور نکنید که امام ناصر محمد یمانی با سنت حق نبوی مخالفت می کند، هرگز چنین نیست؛من تنها سنت شیطان رجیم را رد می کنم که از جانب خداوند و رسول او نیامده است و هنوز برهان های بیشتری برای موارد تعیین شده در گفتگو ها در اختیار دارم و منتظر حضور علمای مسلمین هستم.وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
أخو المُسلمين خليفة الله الذليل على المؤمنين عبد النعيم الأعظم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.


ليست هناك تعليقات:

إرسال تعليق