الاثنين، 13 فبراير 2017

بیان يماني منتظَر به هیئت علمای بزرگ - مهديّ منتظَر با علم و منطق با علمای بزرگ محاجه می‌کند



بیان يماني منتظَر به هیئت علمای بزرگ...
مهديّ منتظَر با علم و منطق با علمای بزرگ محاجه می‌کند


بسم الله الرحمن الرحيم
از المهدي المُنتظر الناصر لمحمد رسول الله والقرآن العظيم الإمام ناصر محمد اليماني به عُلماء المُسلمين وتمام عُلماء الفلك في العالمين وتمام عُلماء الديانات السماوية والناس أجمعين والسلام على من اتبع الهادي إلى الصراط المُستقيم ((((وبعد))))

{ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا } 

{بگو: پروردگارا بر علم من بیفزا.}
ای علمای امت ، من به جز حقیقت چیز دیگری را به خدا نسبت نمی دهم و با استفاده از حقایق آیات قرآن عظیم به صورت منطقی و علمی و بر اساس حقیقت مطلق با شما بحث و مجادله می کنم . بیایید تا با علم و منطق به شما ثابت نمایم که خورشید به ماه ملحق شده و مردم از مهدی شان(راهنمایشان) غافلند . از نشانه های (آیات) ظهور مهدی منتظر یکی ملحق شدن (رسیدن=ادراک)خورشید به ماه و دیگری پیشی گرفتن شب از روز است. خداوند شما را ازقواعد فلکی حاکم بر حرکات خورشید،زمین و ماه را آگاه نموده است. آنجا که خدای تعالی می فرماید:

{وَالشَّمْسُ تَجرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿٣٨﴾ وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ﴿٣٩﴾ لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿٤٠﴾} 
صدق الله العظيم , [یس]


{و خورشید (نیز برای آنها آیتی است) که پیوسته بسوی قرارگاهش در حرکت است؛ این تقدیر خداوند قادر و داناست. (۳۸) و برای ماه منزلگاه‌هایی قرار دادیم، (و هنگامی که این منازل را طی کرد) سرانجام به حالت اول خود(محاق) باز می آید. (۳۹) نه خورشید را سزاست که به ماه ملحق شود(برسد)، و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد؛ و هر کدام در مسیر خود شناورند. (۴۰)}

وگمان می کنم شما این آیات خداوندی را به وضوح می بینید. خورشید و ماه و زمین هریک باسرعت ثابتی که خاص خود آنهاست ،در حرکتند.وخداوند تعالی میفرماید ماه بعد از تولدش جلوتر از خورشیدحرکت میکند . این تمایل به جلو افتادن از همان لحظه اول تولد هلال ماه جدید رخ می دهد. خداوند برای ماه منازلی قرار داده است که آنها را طی کرده و سپس به حالت محاق اولیه (تاریکی کامل چهره ماه )بازمی گردد.معنی این کلام: { كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ }آنگونه که شما تصور کرده و ندانسته از جانب خدا می گویید نیست . معنی آن بازگشت به شکل شاخه (زردو تکیده) نخل نیست. تأویل درست این است که ماه به حالت و" وضع "اولیه خود بازمی گردد یعنی حین مقارنه با خورشید در تاریکی کامل(محاق) قرار می گیرد تا زمانی برسد که ماه به سمت شرق خورشید متمایل شده و هلال ماه نو متولد شود. از قدیم تمامی ستاره شناسان از این امر اطلاع داشته اندو خداوند تعالی می فرماید که خورشید از ماه جلو نمی افتد. به این معنی که خورشید از ماه پیشی نگرفته و بعد ازمتولد شدن هلال جلوتر از آن نخواهد بود بلکه ماه جلوتر بوده و خورشید در پشت سر آن حرکت می کند. به همین ترتیب هم شب از روز جلو نمی زند که این اشاره به حرکت زمین دارد و تمام اجرام یعنی خورشید و ماه و زمین درمدار خود در فلک در حرکتند. این قاعده فلکی که قرآن عظیم درباره خورشیدوماه وزمین بیان کرده از زمانی که خداوند آسمان ها و زمین را خلق نمود وحساب زمان (سال و ماه) رامقرر گردانید، پابرجابوده است.این روال ادامه خواهد داشت تا زمانی که خداوند اجازه بدهد که نشانه های بزرگ ساعت (اشراط) رخ دهند تا شاید مردم دیدار پروردگارشان را باور کنند. من قبلاً از راه شبکه جهانی اینترنت (که نعمت بزرگ خداوند برای نشر رسالت حق در میان عالمیان است ) به مردم (دنیا) اعلام کردمکه تاریخ نزول عذاب روز جمعه هشتم آوریل 2005 خواهد بود . تعداد زیادی از مسلمانان وحشت زده شدند و می گفتند اگر تو واقعاً مهدی منتظرهستی چرا تاریخ را به خارجی(تقویم میلادی) بیان کردی؟ 

جواب شما این است که به خداوند قسم در ابتدای امر نمی دانستم چرا موعد عذاب بر اساس تاریخ خورشیدی (منظور تقویم میلادی است نه تاریخ شمسی مرسوم در ایران)بیان شده است. این موضوع را در خواب دیدم که روی صندلی مقابل اینترنت نشسته بودم و می نوشتم که عذاب بر اساس این تاریخ رخ خواهد داد. فهمیدم که این امر از جانب خداوند است تا گذشت و جمعه هشتم آوریل فرارسیدو من تصور می کردم ظهوردر این روز رخ می دهد.وقتی که اتفاقی نیفتاد شیطان درمورد مهدی منتظر بودنم مرا به شک انداخت اما خداوند آیات خود را برای بنده اش محکم کرده و آن را به تفصیل در قرآن عظیم برایش بیان نمود. این تاریخ براساس روزِ شمسی و حرکت خورشید نسبت به خود خورشید و ماه شمسی و سال شمسی است(منظور از سال شمسی تاریخ تقویمی ایرانیان نیست در ادامه توضیح کامل روز و ماه و سال شمسی خواهد آمد . خلاصه اینکه طول روز و ماه و سال در روی زمین و ماه و خورشید متفاوت است .منظور از سال شمسی طول سال در روی خورشید است) *. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ} 
صدق الله العظيم , [الحج: ٤٧] 


{آنان از تو تقاضای شتاب در عذاب می‌کنند؛ در حالی که خداوند هرگز از وعده خود تخلّف نخواهد کرد! و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال است که شما می‌شمرید!}
لذا دانستم روز عذاب به حساب سال خورشید بیان شده است و عذاب در یکی از سالهای هزاره و در روزآخر آن رخ خواهد داد.سپس خداوند به من یاد دادکه خورشید و ماه هرکدام دارای حساب و تقویم خاص خود هستند (الشمس والقمر بحسبان)و حرکت فلکی هر یک بر اساس حساب منظمی صورت می گیردکه خاص خودشان است وحساب اسرار قرآن نیز بر همین اساس بنیان گذاشته شده اند. خداوند به من آموخت زمانی که می فرماید هزار ماه(الف شهر) و یا هزار سال(الف سنة) منظورچیست؟ شما میدانید که قرآن در ماه رمضان نازل شده ،اما مقصود از اینکه می فرماید از هزار ماه بهتر است چیست؟

آیا حساب دیگری وجوددارد که مخفی مانده است؟.چرا می گوید شب قدر از هزار ماه بهتر است و سپس بیان می دارد که در ماه رمضان است که قرآن نازل شده است؟ لذا دریافتم منظور از شب قدر بر اساس روز قمری(مدت روز در کره ماه)است که بر اساس محاسبات زمینی برابر یک ماه ماست( یعنی یک روز قمری برابر یک ماه یا سی روز در زمین است) ،حال مقصود از هزار ماه چیست؟آیا هزار ماه برابر یک ماه است؟

تا اینجا دراسرار قرآن دو تقویم پبدا کرده بودم یکی بر اساس حرکت خورشید و دیگری بر اساس حرکت ماه.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که می فرماید:

{الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ} 
صدق الله العظيم , [الرحمن: ٥] 

{خورشید و ماه بر اساس دوتقویم خود ( دو حساب) در گردشند} 

سپس خداوند به من آموخت که تقویم خورشید وماه با نهایت دقت با روز زمین در کره -که 24 ساعت به طول می انجامد- در ارتباطند. باخودم گفتم پروردگارا من چگونه می توانم بین تقویم این سه جرم مختلف که طول روزشان با یکدیگر اختلاف زیادی دارد ارتباط برقرارکنم؟ زمین 24 ساعت طول می کشد دور خود بچرخد (پس مدت روز در زمین 24 ساعت است) روز درروی کره ماه (روز قمری) سی برابر روز زمینی است یعنی سی روز طول می کشد تا ماه یکبار دور خود بچرخد پس روز خورشیدی نیز اگر قرار است یکسال آن هزار سال و یک ماه آن هزار ماه باشد ؛ پس یک روز آن هم برابر هزار روز ماست و هزار روز طول می کشد تا خورشید یکبار چرخش به دور خودش را کامل کند.

به همین ترتیب یک ماه آن هزار ماه و یک سال آن هزار سال خواهد بود. گفتم چگونه می توانم یک تقویم واحد را به دست بیاورم که در منتهای دقت با روز زمینی که حاصل یکبار چرخش زمین به دور خود است مطابقت داشته باشد و از کجا و بدون شک و تردید به صحت این محاسبات اطمینان داشته باشم؟

من به این امرایمان آوردم اما هم چنان که ابراهیم علیه الصلاة و السلام گفت:

{ لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي }

{تا قلبم آرامش یابد}

سپس در مورد برانگیخته شدن اصحاب کهف در این فرموده خداوند تعالی فکر کردم:

{وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا} 
صدق الله العظيم , [الكهف: ٢٥] 


{ آنها در غارشان سیصد سال، نه سال هم افزون درنگ کردند}بعد آیه های قرآن را دنبال کردم تا ببینم آیا از غارشان خارج شده اند؟ فرموده خداوند تعالی را یافتم که :

{لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا} 
صدق الله العظيم , [الكهف: ١٨] 


{گر به آنها نگاه می کردی قطعاً فرار می کردی، و تو از آنها سخت می ترسیدی (و وجودت از وحشت پر می شد)}لذا فهمیدم بایدآنها درزمانی که در قرآن محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم مورد خطاب واقع می شد هنوز در غارباشند.پیش رفتم تا ببینم آیا آنها تنها یکبار به خواب رفته اند یا دوبار .یکی بعث اول و یکی بعث دوم و آخر ؟دیدم قرآن میگوید که آنها دوبار از خواب بیدار می شوند . در این آیه بعث دوم آنها مطرح شده است که خداوند می فرماید:

{ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَىٰ لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا} 
صدق الله العظيم , [الكهف: ١٢] 


{سپس آنان بر انگیختیم تا بدانیم کدام یک از آن دو گروه مدت ماندن را بهتر حساب کرده است }.معنی آیه این است که بدانیم کدام گروه از حال آنها آگاهی داشته و مدت اقامت آنها را (درست )محاسبه کرده و از آن اطلاع دارد.آیا کسانی که تیری در تاریکی می اندازند ،درست می گویند یا گروهی که به حق و از روی آیات درست کتاب ذکر (قرآن) ؛کتابی که از تحریف مصون است زمان را تعیین می کنند تا مردم بدانند.یعنی مردم بدانند کدام گروه درمورد داستان اصحاب کهف و تعداد و مدت اقامتشان راست می گویند.به جستجو در قرآن ادامه دادم تا آیا بعث دیگری پیدا می کنم یا نه ، این بعث حتماًبه معنی اینکه بیدار شده و با مردم صحبت کرده باشند نبود بلکه صحبت در بین خودشان بود جلوتر رفتم تا ببینم از غار خارج شده اند یا خیر؟ متوجه شدم آنها تا در غار رفته اند و خداوند تعالی می فرماید:

{ وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِينَ } 
پیش تر که رفتم دیدم آنها (به غار ) بازگشته اند{ وَازْدَادُوا تِسْعًا } 
چرا که کسی که شبانه برای تهیه غذا فرستاده شده بود در اول شب به سوی شهر رفت اما آنرا ندیدو نمی دانست کجا برود چون نور چراغ های شهررا نمی دید و پارس سگ و یا صدای الاغی نیز بگوش نمی رسید.یاران خود را صدا کرد و همگی در دهانه غار جمع شدند و ازاین( سکوت و تاریکی )وحشت کردند لذا تصمیم گرفتند به غار خود بازگشته و تا صبح صبر کنند که ببینند موضوع چیست . آن شب به خواب رفتند و تا امروز نیز که این خطابه بیان می گردد در بسترهای خود بخواب فرو رفته اند. لذا هدف ازخواب اول وبیداری و دوباره به خواب رفتن آنها را دریافتم . طول مدت خواب اولشان بر اساس سال قمری و بعث دومشان براساس سال شمسی (سال مبنی بر گردش خورشید به دور خودش) بیان است . پیش خود گفتم اگر محاسبه ای که برای مردم بیان کرده ام با این آیه که طول مدت خواب اول و دوم آنها در آن بیان شده است مطابقت داشته باشد وقت محکم نمودن آیه { الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ } از جانب خداونداست .برای مطمئن شدن قلبم اقدام به تطبیق محاسبات کردم و از آنجا که آموخته بودم روز قمری که بر حسب زمان گردش ماه به دور خود رقم می خورد برابر سی روز زمینی است پس یک ماه قمری معادل سی ماه زمینی و یک سال قمری برابر سی سال زمینی خواهد بود. از آنجا که خداوند فرموده است که مدت اقامت آنها در غار 300 سال بود آنرا در سال قمری که معادل 30 سال ماست ضرب کردم که برابر 9000 سال گردید که ساعت و دقیقه و ثانیه آن نیزدقیقاً بر اساس مدت روز زمینی ما ومعادل 9000 سال است .

سپس به سراغ مدت اقامت دوم آنها رفتم که برحسب فرموده خداوند تعالی : { وَازْدَادُوا تِسْعًا }است. از آنجایی که از قبل می دانستم که یکروز شمسی برابر هزار روز زمینی ماست پس یک ماه شمسی برابر هزار ماه و یک سال شمسی معادل هزار سال ما (بر اساس 24 ساعت بودن شبانه روز)خواهد بود .اینجا بود که معنی آیه خداوند تعالی برایم روشن شد که : { وَازْدَادُوا تِسْعًا }یعنی منظور نه سال شمسی است و از آنجا که از قبل می دانستم نه سال شمسی معادل9000 سال زمینی ما می شود وپس مدت اقامت دوم نیز دقیقاً برابر مدت اقامت اول بر حسب روز و ساعت و دقیقه و ثانیه زمینی است . به همین ترتیب به شما از مکان غار آنها ، ماجرایشان، تعدادشان ، اسامی شان و مدت اقامت اول و دومشان خبر دادم تا مردم بدانند کدام گروه مدت زمان اقامت آنها را  حساب کرده اند وخداوند مرا به رهبری حزب خود بر ضد حزب طاغوت برگزیده است .حال بنگرید کدام گروه تعداد و مدت اقامت اول و دوم ، اسامی و تعدادشان را  بیان می کند. هر کس مدت زمان اقامت و تعداد آنها را درست بیان می کند به حق رهبر حزب الله در زمین است تا اگر کسی بخواهد  بتواند از حق پیروی کرده و به ریسمان محکم الهی (عروة الوثقی) که گسیخته نمی شود چنگ بزند اما کسانی که پیروابلیس لعین هاروت و همتای او ماروت شوند - آنها که شما را میبینند در حالی که شما قادر به دیدن آنها نیستید -حکایتشان مانند عنکبوت است که با تارهایش خانه ای ساخته واگر بدانند خانه عنکبوت سست ترین خانه هاست.

ای مسلمانان (بدانید) خداوند مرا پادشاه و رهبر حکیم شما قرار داده است تاشما و هرکسی از عالمیان را که بخواهد به شاهراه هدایت –صراط المستقیم-راهنمایی نمایم.

اما من چگونه دریافتم که مهدی منتظرم؟

این خبر را کسی به من داد که از روی هوا و میل خود سخن نمی گوید(منظور رسول الله است) و طی رویایی در خواب به من گفت: 

[ كان مني حرثك وعلي بذرك أهدى الرايات رايتك وأعظم الغايات غايتك وما جادلك أحد من القُرآن إلا غلبته بالحق ] صدق رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم
[ حرث تو(رحم) از نسل من و بذر (نطفه) تو از علی است(امام مهدی فرزند امام علی و فاطمه سلام الله علیهم هستند) و پرچم تو هدایت گر ترین پرچمها و هدف تو بزرگترین هدف هاست و کسی نیست که از قرآن با تو بحث کند و مغلوب تو نگردد]

به خداوند سوگند که قادر به بستن دهان من نیستید بلکه این من هستم که همگی شما را به سکوت وامی دارم تا نشانه ای برای مؤمنان باشد .اگر شما با قرآن بر من غلبه کردید من مهدی منتظر نبوده و دروغگویی هستم که به خدا و رسولش اقترا می زنم و اگر من بر شما پیروز شدم و نه شما و نه مردم دنیا حاضر به پذیرفتن منزلت من نشدید { فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ } خداوند بین من و شما داوری خواهد کرد و او اسرع الحاسبین است.

در رمضان سال ،1426خورشید به ماه ملحق شد(ادراک) و شما هلال ماه را در حالی که عمر آن سه ساعت و چهل و پنج دقیقه بود دیدید اما متوجه نشدید که در واقع خورشید به ماه ملحق شده است(ادرکت الشمس القمر) در حالی که از نظر علمی محال است که بتوان در این سن هلال ماه را دید و باید عمر آن 12 ساعت یا بیشتر باشد...بار دیگرخورشیدبه ماه ملحق شد ودر رمضان 1427 ، هلال ماه رادر حالی که دو ساعت و نیم از عمرش گذشته بود دیدید اما  حاضر نشدید شهادت دهید که خورشید به ماه رسیده است . بار دیگر در هلال ماه ذیحجه سال 1427 بود که خورشید به ماه ملحق شد(ادراک) وباز اعتراف نکردید که خورشید به ماه رسیده است! به دنبال این ادراک بزرگتری رخ داد و (خورشید) پیش افتاد ، در حالی که ماه نو متولد شده بود در عقب و پشت سر خورشید روان شد. اما شما متوجه نشدید که حقیقت این است که خورشید به ماه ملحق شده(ادراک) و در سمت شرق از آن پیشی گرفته و ماه در غرب آن واقع گردیده است .علیرغم اینکه فجر(ماه) قبل آن رخ داده و با اینکه می دانید که روال این است که وقتی هلال متولد میشود باید در شرق خورشید قرار داشته باشد واین خورشیداست که از سمت غربی به دنبال هلال ماه حرکت می کند .این قاعده حرکت فلکی است که تا قبل از تولد هلال ماه رمضان درروز دوشنبه سال 1426 حتی دو ستاره شناس هم نبودند که درباره آن اختلاف داشته باشند. در این تاریخ اولین "ملحق شدن " فلکی(ادراک) رخ داد. این "ملحق شدن حین اجتماع با هلال" رخ داد و به دفعات در حین تولد هلال ماه رمضان 1426و سپس تولدهلال ماه رمضان سال 1427وهلال ماه ذیحجه سال 1427 تکرار شد که البته در طی همه آنها ملحق شدن خورشید به ماه(ادراک=رسیدن)قبل از تلاقی با هلال ماه نو رخ می داد (ادراکات قبل الإجتماع بالقمرو هو هلال) .

اما بزرگ ترین نشانه در رمضان 1428 اتفاق افتاد و نه تنها خورشید به ماه رسید بلکه از آن پیشی گرفت و خورشید آنقدر پیش افتادکه ماه را با اینکه به شکل هلال ماه نو بود درسمت غرب خود جاگذاشت وهلال ماه در غرب و خورشید در سمت شرق جای گرفت .شما دیدید که ماه از سمت غرب به دنبال خورشید است اما باور نکردید! حقیقتی که باید بگویم این است که من منتظر بودم که "ملحق شدن در آستانه تلاقی"(ادراک اجتماع) رخ دهد یعنی اینکه خورشید بعد از آن که هلال ما ه متولد شد؛با آن در یک خط قرار بگیرد . یعنی هلال در زمان فجرخودوقبل از مقارنه با خورشید ، متولد شده و سپس با خورشید در یک خط قرار گیرد به این وضعیت "ملحق شدن در آستانه تلاقی " (ادراک در موقعیت اجتماع)گفته می شود. علیرغم اینکه می دانستم که هم خورشید به ماه رسیده و هم از آن پیشی گرفته است ولی به علت اینکه به شدت مراقب بودم تا زمانی که یقین قطعی پیدا نکرده ام حرفی نزنم ، به "اجتماع"(ادراک در موقعیت اجتماع) متمسک شدم به این معنی که مقارنه خورشید با ماه درزمانی رخ داده که هلال ماه نو از قبل متولد شده بوده است( توضیح: در حالت عادی ابتدا مقارنه صورت می گیرد یعنی ماه و خورشید در یک خط قرار می گیرند سپس از یکدیگر جدا شده و هلال ماه نو متولد می شود .اما در این حالت غیر عادی هلال ماه نو قبل از مقارنه متولد شده است) .

محض اطلاع می گویم در یکی ازوب نوشته ها ،اظهار نظرکرده–تاریخ آن حوالی شعبان 1427 بود- و آنچه که در ادامه می آید در آن گذاشته بودم. نسخه ای از آنرا از انجمن اینترنتی (لحظه) برایتان می آورم. در ابتدا آنها با تصور اینکه من فقط یمانی هستم از آن  استقبال کردند. زمانی که به آنها گفتم یمانی همان مهدی است پست الکترونیک مرا مسدودکردند اما دوباره باز شد تا یکی از اعضاء نادانشان با سخنان ناشایسته ای به من جواب بدهد اما در حقیقت خودش را مورد اهانت قرار داده و ذلیل ساخت و به من ضرری نرسید جز اینکه رنج دیدم اما صبر نموده و با اذن خداوند پایداری و استقامت کردم که خداوند با صابرین است...
به این خطابه قدیمی که در آن به ادراک (ملحق شدن) بزرگ اشاره شده نگاهی بیندازید. در آن نوشته بودم که هلال ماه متولد شده و این هلال متولد شده قبل ازخورشید غروب می کند به این معنی که خورشید جلوتر از ماه و در سمت مشرق آن قرار گرفته و ماه در غرب به دنبال خورشید روان می شوددر حالیکه ماه قمری قبلادر فجرخود طلوع کرده است .با اینکه تمام ستاره شناسان می گفتند هلال رمضان 1427 درروز جمعه متولد و سپس قبل از غروب آفتابِ روز جمعه غروب می کند اما نمی توانستم مطمئن باشم که این ادراک بزرگ است. من ازاینکه ادراک بزرگ را اعلام کنم امادررمضان 1427 رخ ندهد در هراس بودم اما حداقل باورم این بود ملحق شدن خورشید به ماه حین تلاقی و اجتماع صورت میگیرد پس روی " ملحق شدن در آستانه تلاقی "(ادراک اجتماع) اصرار کرده و تضمین کردم که اگر پیشی گرفتن هم رخ ندهد ؛تولد هلال قبل ازتلاقی رخ خواهد داد .به هرحال من در آن خطابه قدیمی که (در ذیل )خواهد آمد به دانشمندان اعلام کردم چطور ممکن است بدانند هلال رمضان 1427 متولد شده و قبل از خورشید غروب می کند اما ندانند که خورشید به ماه ملحق شده است (ادراک) و گرچه از آن پیشی نگرفته اما تلاقی واجتماع رخ داده ، یعنی خورشید به ماه رسیده و سپس در حالی که هلال ماه نو متولد شده با آن در یک خط قرار گرفته است .
اما پیشی گرفتن در رمضان 1428رخ داد. درباره خطابه قدیمی من فکر کنید .من در آن منتظر بودم که ملحق شده خورشید به ماه و سپس پیشی گرفتن آن رخ دهد اما به علت هراس از اینکه دلیلی بر علیه خود به شما داده و از جانب خدا سخنی بگویم که ازآن چیزی نمی دانم ؛ آن را اعلام نکردم. این خطبه قدیمی در ادامه خواهد آمد...

09-20-2006, 06:26 Am

الإمام ناصر محمد اليماني
26 - 08 - 1427 هـ
20 - 09 - 2006 مـ
06:26 صباحـاً

____________
خطاب یمانی منتظر به هیئت علمای بزرگ عربستان...

بسم الله الرحمن الرحيم، از عبد و خلیفه خدا بر بشر یمانی منتظر از اهل بیت پاک ومطهر به برادر گرامی خادم الحرمین شریفین محترم ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود و تمام رهبران عرب و مسلمین و همین طور برادر گرامی رییس هیئت علماي بزرگ شیخ عبىد العزیز بن عبدالله آل شیخ محترم و تمام علمای مسلمین در سراسر عالم و تمام مسلمانان؛ 
السلام ورحمة الله تعالى وبركاته و اما بعد....
ای مسلمانان و تمام مردم، این حقیقت است و من بجز حق سخنی از خداوند نمی گویم من آمده ام تا به حق قرآن عظیم را به درستی برایتان توضیح دهم. کتابی که خداوند آن را برخاتم الأنبياء والمُرسلين محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم که رحمتی برای عالمیان است نازل کرده و انس و جن ،همگی مشمول رسالت آن می شوند
 { لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند هر چند مشركان خوش نداشته باشند }من رسول یا نبی خداوند نیستم بلکه امامی هستم که از جانب خداوند برای داوری و حکمیت در نکات مورد اختلاف آمده ام. من آغاز گر( دینی جدید) نیستم بلکه پیرو کتاب خداوند و سنت رسول که صلوات و سلام بر او و دیگر اولیاء خداوند باد می باشم.چه این اولیاء از مسلمانان باشند چه مسیحیان و چه" اُمی" باشند و بین رسولان خداوند فرقی نگذاشته و از مسلمانان هستم....

ای علمای مذاهب مختلف اسلامی چه از امییان هستند و چه مسیحیان اگر(حقیقتاً) به قرآن عظیم ایمان دارید بیائید تا از آن (قرآن) با شما گفتگو کنم. خداوند قرآن را حجت بین من و شما قرار داده است تا به واسطه آن به شما ثابت کنم که خداوند از نظر علمی و جسمی مرا به شما برتری داده است . بدن من بعد از مرگ لاشه ای متعفن واستخوانی پوسیده نخواهد بود(بسطة فی الجسم). خداوند مرا از نظر علمی بر تمام مسلمانان و مسیحیان برتری داده است تا نه با سخنانی بیهوده بلکه باحکم عادلانه ؛ سخن نهایی را بیان نمایم . کسی نیست که از قرآن عظیم با من مجادله نماید و مغلوب حق نشود وبا اوست که به حق سرنهد یا علیرغم آگاهی از حقانیتش ،غرور او را به گناه کشاند؛سرانجامش جهنم است . او از شیاطین بشر است که دانسته از سخن حق اعراض می کنند و می خواهند آن را دگرگونه نشان دهند . باوجود اندیشیدن در کلام پروردگار ، آن را تحریف می کنند. اینان شیاطین بشر هستند که علیرغم باور به خداوند به او کافر شده و به جای او طاغوت وشیطان را به ولایت گرفته اند. حکایت آنها مانند عنکبوت است که خانه ای برای خود اختیار کرده اما باید بدانند خانه عنکبوت ،سست ترین خانه هاستاین جماعت دوبار زندگی کرده و دوبار طعم مرگ را می چشند و ازبازگشت عده ای از یهودیان بنی اسراییل و فرزندانشان یأجوج و مأجوج که پدرانشان از شیاطین بشر و مادرانشان شیاطین مؤنث جن هستند آگاهند.یهودیان و پیشگویان(رمال‌ها)، از راه حرام وهمانگونه که مرد به همسرش نزدیک می شود به آنها نزدیک شده و سپس شیاطین مؤنث با باری که برداشته اند به زمین مفروشه که در باطن کره زمین بوده و سرزمین مسیح دجال و بهشت فتنه اوست **،به نزد پدرشان ابلیس شیطان رجیم باز می گردند و به زاد و ولد می پردازند .به این ترتیب بر جمعیت یأجوج و مأجوج که از فرزندان انسان هایی هستند که اولیاء شیطان گردیده اند، افزوده می شود. منظور خداوند تعالی در این فرموده زیر همین است:

{وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الْإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الْإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ} 
صدق الله العظيم , [الأنعام: ١٢٨] 

{و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، و پیروان آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد» پروردگار تو حکیم و داناست. (۱۲۸)}ای ساحران و پیشگوها و ای بندگان طاغوت؛ شما می دانید که در این خطابه چه واقعیتی را بیان کرده ام .شما با معبودان مؤنثی که از جنس شیاطین جن هستند نکاح کرده اید و همان گونه از آنها بهره گرفته اید که از زنان بشر بهره مند می شوید تا نسل انسانی به هلاکت کشیده شود...خداوند شما را بکشد چگونه از حق منحرف می شوید؟ سحر را از شیاطین آموخته و با شیاطین مؤنث زنا می کنید تا مثل هاروت و ماروت ،خلقت خداوند را تغییر دهید. شیاطین به شما گفته اند که ما فتنه هستیم(کار ما فتنه گری در خفاست) پس در ظاهر کافر نباشید(خود را به مردم مسلمان نشان دهید). ما می دانیم که شیاطین (مردم را) به سوی کفر دعوت می کنند .آنها به شما گفته اند که باوجود کفر باطنی ،تظاهر به ایمان کرده و به مساجد بروید تا جایی که مردم تصور کنند افراد صالحی هستید. شما از رفتن به مساجد هراسناکید چرا که از ریاکاری خود آگاهید و می ترسید خداوند بر سر یکی از شما صاعقه بفرستد. شما ازنمازگزارانی هستید که از نماز خود غافل هستند. آنها خود را در حضور خداوند احساس نمی کنند و برای اینکه مردم آنها را درشمار صالحان بدانند و در حالیک ه جنب هستند به مساجد خداوند می روند. از ماعون(جایگاه نسل یعنی رحم) جلوگیری کرده وسعی درقطع کردن نسل انسان و اختلاف انداختن بین شوهر و همسرش می کنیدتا مرتکب این جرم و جنایت شوید..شما قومی هستید که خداوند تعالی درباره شما می فرماید:
{وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّـهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ﴿٢٠٤﴾ وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ ۗ وَاللَّـهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ ﴿٢٠٥﴾}
[البقرة] صدق الله العظيم
{و از مردم كسى است كه گفتار او در باره‌ى زندگى دنيا [و پارسايى‌] مايه اعجاب توست و خدا را بدانچه كه در دل دارد گواه مى‌گيرد، و حال آن كه او لجوج‌ترين دشمنان است (۲۰۴) و چون بازگردد بكوشد تا در زمين فساد كند و حرث و نسل را تباه نمايد، و خدا فساد را دوست ندارد (۲۰۵)الحرث= زن و النسل= مرد..
روز میعاد شما فرا رسیده ، وشما زبونانه به دنیا بازخواهید گشت و ما بر شما پیروزخواهیم بود. نه لشکری که جمع کرده اید به کارتان خواهد آمد و نه نیرنگ هایتان .من یمانی منتظرم و خداوند مرا دشمن شیطان بزرگ ،مسیح دجال که همان ابلیس است ،قرار داده ،او که در صدد است به مسیح عیسی بن مریم نسبت دروغ داده و خود را مسیح عیسی بن مریم معرفی کند و ادعای خدایی نماید. فرزند مریم چنین ادعایی نخواهد کرد ، اما ابلیس دروغ گفته و مسیح عیسی بن مریم نیست و به همین دلیل نیز به او مسیح کذاب یا "مسیخ "گفته می شود. خداوند فرزند مریم را به این جهت باز می گرداند تا فرق بین مسیح حق که خواهد گفت من (فقط) بنده خدا یی هستم که کتاب و نبوت را به من عطا نموده است با کسی که خود را مسیح عیسی بن مریم نامیده و ادعای خدایی می کند ، روشن شود....
ای مسیحیان بدانید که از زمانهای بسیار دور شیاطین بشر -از قوم یهود -با ابلیس طاغوت به توافق رسیده اند تا او خود را مسیح عیسی بن مریم معرفی کرده و ادعای خدایی کند. به این ترتیب شما علاوه بر فتنه ای که خود دچار آن هستید به فتنه دیگری نیز دچار می شوید.. آنها باعث شدند که پدران شما به مبالغه ناحق در حق فرزند مریم بپردازند. یهودیان گفتند "عزیر" فرزند خداست تا مسیحیان را عصبانی و تحریک کنند. سپس گفتند این شایسته مسیح عیسی بن مریم است که فرزند خدا باشد و عزیر پدر دارد و مسیح عیسی بن مریم پدری جز خداوند ندارد و به این ترتیب بود که پدران شما را به گمراهی کشاندند . آنان قصد گمراه کردن شما را هم دارند پس پیروامیال قوم گمراهی که باعث انحراف عده کثیری شده اند نشوید. به شما و تمام مسلمانان (بازگشت) بنده و رسول خداوند مسیح عیسی بن مریم حقیقی که سلام و صلوات بر او و مادر صدیقه و قدیسه اش باد را بشارت می دهم. مریم صدیقه که کلام خداوند را پذیرفت و گواه آن شد .با کلمه قدرت خداوند "کن فیکون" بار برداشت وبا کلمه "کن فیکون " فرزندی به دنیا آورد. معجزه خداوند در آفرینش آدم بسیار بزرگتر از معجزه آفریدن مسیح عیسی بن مریم است ، چرا که پسر مریم مادر داشت اما خداوند آدم را بدون هیچ پدر و مادری با کلمات قدرت "کن فیکون"از خاک آفرید وخداوند تعالی می فرماید:
{ إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ } صدق الله العظيم . [آل‌عمران: ٥٩] 

{همانا مثل عیسی نزد خدا؛ همچون مثل (خلقت) آدم است (که) او را از خاک آفرید، پس به او فرمود: «باش» پس (بی درنگ)خواهدبود.}

ای مردم من یمانی منتظر هستم ، بدانید که در رمضان سال 1426خورشید به ماه رسید و در رمضان 1427 صحت این امر برایتان آشکار و روشن خواهد شد و در ابتدای آن ماه ، خواهید دید که خورشید به ماه ملحق شده است ولی شما با غفلت از آن روی می گردانید. چقدر عجیب است باوجودی که می دانید هلال ماه رمضان 1427 قبل از غروب خورشید متولد و سپس افول می کند باز هم رسیدن خورشید به ماه را انکار خواهید کرد  ای مردم قبل از آن که شب بر روز پیشی بگیرد و خورشید از مغرب طلوع کند توبه کرده و به سوی خداوند بازگردید.....

ای مردم من از روز جمعه هشت آوریل 2005 به شما هشدار می دهم منتظر نزول عذاب خداوند باشید؛ بیایید تا راز روز جمعه هشتم آوریل 2005 را برایتان بیان کنم. از زمان های قدیم از همین نقطه (در فضا) روز شمسی آغاز شده و در همین نقطه اولین کسوف تاریخ شمسی رخ داده است و در روز جمعه هشتم آوریل 2005 مجدداً در همان نقطه کسوف خورشید شکل گرفته است . من هم تاریخ شمسی را قبول دارم و هم تاریخ قمری را( همان گونه که پیش از این توضیح داده شد منظور امام تاریخ شمسی و قمری مرسوم نیست بلکه منظور گذشت زمان بر روی خود ماه یا خورشید است)اما خداوند کلید راز زمان و ماه و سال را در(کره) ماه قرار داده است تا بر اساس آن ازشمارش سال وحساب تقویم آگاهی یابید. (یونس آیه 5 :[هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ]).خداوند همه چیز را برای اندیشمندان به تفصیل بیان نموده است. ای علمای امت بیایید تا دانش شما را فزونی دهم .خداوند راز تاریخ زمان را در" روز قمری "نهاده است .اما شما یک روز قمری را معادل یک سال آن درنظر می گیرید.اگر این چنین که شما می گویید باشد ، این بدان معناست که یک روز قمری ؛ یک سال آن طول می کشد . بزرگترین خطای ستاره شناسان از همین جا شروع شده و شما نیز پیرو کسانی شده اید که (از حقیقت )آگاهی ندارند. از خداوند آموخته اید که شمار ماهها نزد خداوند در كتاب الهى [لوح محفوظ] ازروزى كه آسمانها و زمين آفریده شده اند، دوازده ماه است ( مترجم: اشاره به سوره التوبه آیه 36:[إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ ])این قاعده کتاب خداوند به صورت کلی درمورد تمام اجرام آسمانی صدق می کند .یعنی تمام این اجرام از سالی که دوازده ماه و سیصد و شصت روز دارد برخوردارند که البته طول مدت آن بر اساس گذشت زمان در روی همان سیاره است یعنی حتی اگر طول یک روز در روی یک سیاره برابر هزار سال ما باشد لذا طول سال در روی آن سیاره برابر 360 روز همان سیاره (360 هزار سال ما)خواهد بود. در کتاب خداوند طول مدت یک ماه برابر سی روز و یکسال معادل 360روز است اما شما به دنبال "النسیء" افتادید( مترجم : اشاره به سوره التوبه آیه 37:[إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُحِلِّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّيُوَاطِؤُواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللّهُ فَيُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللّهُ]) . این کاری بود که قوم یهود انجام می دادند و آن افزایشی است در کفر ، چرا که با به تأخیر انداختن و جابجایی (طول سال را تغییر دادن) مواعیدی که خداوند تعیین فرموده ،حرام خدا را حلال و تاریخ را تغییر داده و حساب سالها را به هم ریختند. پس بیایید تا (حقیقت امر را) برایتان روشن کنم، راز تاریخ جهان در روز قمری نهفته است و با دقت زیادی بر اساس حرکت ماه و روز آن بنا نهاده شده است...به همین سبب است که خداوند تعالی می فرماید:
{ وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ ﴿١٨﴾ لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ ﴿١٩﴾ } صدق الله العظيم . [الإنشقاق] 
{ سوگند به ماه آن‌گاه كه كامل شود (۱۸) كه طبق سیاره عذاب بر بالای طبق سیاره شما قرار می گیرد(19)}
درست است که زمان جهان بر اساس حرکت خورشید و ماه شکل گرفته اما راز محاسبات درروز قمری نهفته است...

ای علمای امت شما می دانید که طول مدت یک روز قمری( مدتی که طول می کشد ماه یکبار دور خود بچرخد) برابر یک ماه زمینی است (یعنی سی روز 24 ساعته). اما من دریافته ام که روز قمری بر محاسبات کتاب حاکم است
 و این، خواه روز 24 ساعته شما در سطح کره زمین باشد یا طول روز در باطن زمین( زمین مفروش) است که شب آن 6 ماه و روز آن نیز 6 ماه است . ای علمای امت بیایید تا چگونگی شمارش سال و تقویم را برایتان بیان نمایم....
پس حساب ما بر اساس روز قمری خواهد بود، یعنی از زمانی که خورشید شروع به روشن کردن سطح ماه می کند تا زمانی که غروب کرده و شما شاهد تاریکی ماه ویاهمان محاق باشید. همانطور که می دانید طول این روز برابر یک ماه کامل است تقویم محاسباتی ما بر اساس ام القرای عالم "مکه مکرمه "است و ما یا باید هلال ماه را ببینیم یا شعبان سی روزه شود سپس روزه بگیریم.گواه آن هم فرموده خداوند تعالی است که :
{ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ } صدق الله العظيم . [البقرة: ١٨٥] 
{ پس هر کس از شما که ماه را دید روزه بگیرد}
یعنی مادامی که ماه را ندیده ایم یا شعبان سی روز نشده باشد روزه آغاز نمی شود..این درباره روزه است. اما محاسبات تاریخ بر اساس روز زمینی نیست بلکه بر اساس روز قمری است .طول ماه ناقص نیست( 30 روز است)اما ما تا زمانی که چندین ساعت از شروع ماه نگذشته باشد قادر به دیدن هلال نیستیم لذا به همین جهت ،خداوند حساب را دقیقا بر اساس روز قمری نهاده وگذر روز و شب آن را درست جلوی چشممان و مبنای تقویمان گذاشته است . حال به سراغ سال قمری برویم....

ای علمای فلک (ستاره 
شناسان) سال قمری چقدر است؟آیا روز و سال آن را معادل هم درنظر می گیرید ؟ این اشتباه فاحشی است . مدت سال قمری معادل 360 روز قمری است . می خواهم بدانم مدت ماه قمری چقدر است؟ اما تنها با تاریخ قمری قادر به دانستن وضعیت زمان در باطن زمین (زمین مفروشه) هستم . یک چیز را فراموش نکنید و آن "روز حسابی "است که ما آن را با تاریخ حقیقی محاسبه می کنیم تا به تاریخ حقیقی زمینی برسیم . تا از روز قمری استفاده نکنیم نمی توانیم بادقت کامل تقویم را تطبیق دهیم . مدت یک روز قمری برابر یک ماه (زمینی) است ؛ لذا یک سال آن 360 ماه زمینی ما خواهد بود.اما به یاد داشته باشید این 360 ماه ،به معنی 360 روز قمری است(یعنی یک سال قمری برابر 360 روز قمری است).شما به یقین می دانید که یک ماه قمری معادل سی روز قمری است یعنی معادل سی ماه زمینی لذا اگر بخواهیم حساب کنیم ، 30 ماه معادل چند سال در روی زمین خواهد شد ،برابر دو سال و شش ماه خواهد بود . دوباره تکرار می کنم تعداد ماه های قمری 12 عدد است وهر ماه آن برابر دو سال و شش ماه ما ( یاسی ماه زمینی) است. لذا دوازده ماه قمری می شود یک سال قمری و سی سال زمینی ( خلاصه :یک روز قمری = یک ماه زمینی / یک ماه قمری = سی ماه یا دو سال و نیم زمینی/ یک سال قمری = دوازده ماه قمری = 360 ماه یا سی سال زمینی ). به ماه در زمین مفروشه می رسیم . می دانید که مدت روز و شب در آنجا هریک شش ماه است و شما مجموع آن را یک سال حساب می کنید اما در کتاب [لوح محفوظ] این مدت معادل تنها یک شبانه روز است که شبش 6 ماه و روزش هم 6 ماه طول می کشد . حال می خواهیم بدانیم در آنجا طول یک ماه چقدر خواهد بود ،می دانیم که یک ماه یعنی سی روز به حساب همان مکان ،پس یک ماه در زمین مفروشه (باطن زمین) معادل سی سال ما می شود یعنی 360 ماه زمینی که خود معادل یک سال قمری است .یعنی یک ماه در زمین مفروشه معادل 360 ماه (یا سی سال )زمینی است.اما تعداد ماه در زمین مفروشه باید 12 تا باشد و هر ماه هم که معادل سی سال در سطح زمین است ( پس می شود 360 سال زمینی).این محاسبات بر اساس طول شبانه روز در زمین مفروشه(باطن زمین) است که روز آن شش ماه و شب آن شش ماه طول می کشد.حال بیایید درست بودن محاسبه را بر اساس ماه قمری ( طول مدت ماه در روی کره ماه) بررسی کنیم. می بینیم که یک ماه قمری برابر سی روز قمری یا سی ماه زمینی یا دوسال و نیم ماست. اما در روی کره ماه این زمان ،معادل یک ماه است. لذا باید در 12 ضرب کنیم و هر ماه قمری هم که دوسال و شش ماه ماست . نتیجه آخر این که یک سال درکره ماه معادل سی سال ما می شود ودیدیم که سی سال ما معادل یک ماه در زمین مفروشه (باطن زمین ما) بود. این را باید در 12 ضرب کرد لذا 360 سال می شود . بر طبق حساب روز در باطن زمین ( زمین مفروشه )که طول آن برابر 12 ماه ما و شب آن شش ماه و روز آن هم شش ماه است پس سال آن برابر 360 سال ما خواهد بود.از طرفی یک روز خداوند برابر 1000 سال ماست:{ قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ ﴿١١٢﴾ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلِ الْعَادِّينَ ﴿١١٣﴾ }

صدق الله العظیم
{(خداوند) می‌گوید: «چند سال در روی زمین توقّف کردید؟» (۱۱۲) (در پاسخ) می‌گویند: «تنها به اندازه یک روز، یا قسمتی از یک روز! از شمارندگان بپرس}پس چرا می گویند یک روز یا قسمتی از یک روز؟ سپس می گویند از شمارندگان بپرسید در حالی که قبل آن گفته بودند یک روز تا قسمتی از یک روز؟ این بدان علت است که آنها می دانند روزحساب یک سال طول می کشد و می گویند یک روز یا قسمتی از آن ، از شمارندگان بپرسید...

اگر 360 را در 1000 ضرب کنیم =360 هزار سال می شود که این معادل یک روز کیهانی بوده واین روز از زمان آفرینش آدم علیه السلام آغاز شده است . این روز طول عمر بشریت را نشان می دهد و زمانی بر او گذشت که هیچ نامی از انسان در میان نبود (وقد أتى عليه حين من الدهر لم يكن شيئا" مذكورا)...

ای مردم این روز تمام شده است و شما غافل بوده و از آن روبرمی گردانید و مرا مسخره می کنید. پس چگونه می توانم برای بیعت با شما در کنار رکن یمانی حاضر شوم .اگر قبل از ظهور مرا باور نکنید؛ از روز جمعه هشتم آوریل 2005 در آخرین ماه قمری از راه شبکه جهانی اینترنت فریاد می کشم که ،و روز کسوف هشتم آوریل سال 2005 دوازده ماه آن گذشته است و به شما گفته بودم که یک ماه قمری معادل سی روز قمری و سی ماه ما یعنی دو سال و نیم است( پس 12 ماه قمری یعنی سی سال یا 360 ماه زمینی) لذا براساس حساب باطن زمین نیز روز جمعه (هشت اوریل 2005)12 ماه از آن گذشته است. و یک سال و شش ماه آن باقی می ماند که روز تولد هلال ماه رمضان سال1426 در روز دوشنبه شش ماه هم سپری شد . در روز تولد هلال ماه رمضان 1426 خورشید به ماه رسید و تنها یک سال به حساب قمری باقی مانده که جمعه آینده به اذن خداوند تمام خواهد شد و سفر اول به پایان می رسد.....

به این ترتیب می بینید که خورشید به ماه رسیده و از آن پیشی گرفته و ماه در حالی که هلال متولد شده به دنبال خورشید روان گردیده است. اگرعلمای مکه و تمام علمای مسلمانان به شأن من اعتراف کرده و به تمام مردم خبر دهند که من خلیفه خداوند بر تمام مردم هستم ،تا زمانی که به درگاه خداوند استغفار کرده و به تأویل درست در مورد شمارش سال و تقویم که بر اساس کتاب خداوند است باور داشته باشند خداوند آنها را عذاب نخواهد کرد.روز میعاد بنی اسراییل و اولین بازگشت مردگان (بعث اول) در حالی فرا رسیده است که حیات بشری هنوز استمرار دارد . این روز همان است که به عنوان( یوم الأزفه) خوانده می شود ومنظور، روز برانگیختگی تمام عالمیان ( بعثی که شامل همه می گردد) نیست بلکه این روز میعاد کافران مجرم است و عده ای از مردم به حیاتشان ادامه می دهند ( یعنی در حالی که حیات بشر هنوز ادامه دارد کافران مجرم به دنیا باز می گردند) .آنان همان ها هستند که "العادین " خطاب می شوند و مقصود کافران ازاینکه می گویند مدت اقامت ما یک روز یا قسمتی از آن بوده و از شمارندگان بپرسید همین کسانی هستند که هنوز در قید حیاتند...

قبلا از شمارندگان صحبت کردیم. آنها کسانی هستند که به اذن خداوند،زنده اند و من به اذن خداوند از آنها هستم....

ای کسانی که پیگیر این خبر بزرگ در فضای اینترنت هستید؛ در برابر رب العالمین این مسئولیت را بر گردنتان می گذارم تا ازاین خطبه کپی (نسخ) کرده و به دست علمای مسلمانان رسانده و در بین مسلمانان و تمام مردم عالم پخش نمایید. کسی که این خطابه راکپی کرده و در میان مردم پخش کند ؛ از عذاب و هول روزی که دود در آسمان آشکار ( دخان المبین)خواهد شد در امان است و کسی که از این خبر مطلع شده ولی مرا مورد تمسخر قرار دهدو ایراد لغوی از آن گرفته و بگوید چگونه این شخص که ادعای امامت می کند ایراد لغوی دارد ؛جوابش این است که من از تو باهوش تر بوده و علیرغم برتری شما در علم نحو و تجوید ، تفسیر من( از قرآن) بهترین تأویل است.واین همان معجزه این بیان است ؛همانگونه که خاتم الأنبیاء سواد نداشت و نمی دانست چگونه نام خود را بنویسد. فصاحت شما به کارتان نیامده؛ چرا که خداوند تأویل این قرآن عظیم را به شما نیاموخته است. من در تأویل قرآن عظیم چه در محکمات و چه درمتشابهات آن؛ چه درظاهر و چه درباطن آن واز ابتدا تا انتهای آن شما را -علیرغم برتریتان در علم نحو و تجوید- به چالش می کشم.چرا که خداوند آن را علیرغم میل من بر من الهام کرده تا آنرا بدانم و بفهمم که : إن الله على كُل شيئ قدير ..


کسی که این خبر بزرگ را به هر روشی ( شنیداری ؛ دیداری یا نوشتاری) منتشر کند به سعادت و پیروزی بزرگی دست یافته است . ای مردم این خبر مانند خواب شیخ احمد کلید دار مسجد (مسجد الحرام) نیست بلکه بیان حق قرآن عظیم است . از من پیروی کنید تا شما را به راه راست- صراط المستقیم- راهنمایی کنم...


از ساکنین مملکت عربستان سعودی چه حکومتیان وچه مردم عادی می خواهم این بیان را به دست هیئت علمای بزرگ مکه برسانند و آنها نیز مردم را ازمن و مأموریتم آگاه نمایند. بعد ازپذیرش مأموریتم ( از جانب مردم) در کنار رکن یمانی برای بیعت حاضر خواهم شد واگر روبرگردانده و از تصدیق آن خودداری کنید ؛ خداوند یک شبه علیرغم میل بشریت امر مرا آشکار کرده و به جز عده کمی از مردم ، باقی راهی برای نجات از هلاکت نخواهند داشت...


و سلام بر کسی که پیرو نبی امی و یاور او ناصر محمد یمانی است .خداوند خبر و مأموریت مرا در اسمم نهاده است..

( وإلى الله تُرجع جميع الأمور)

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــ
پی نوشت: 

*توصیه می شود برای فهم بهتر مطلب به ترجمه بیان امام در باره توضیح آیه "الشمس و القمربحُسبان.."مراجعه شود

**زمین مفروشه زمینی است که در باطن کره خاکی ما -تحت الثری- قرار دارد. به بیان "پاسخی از کتاب (قرآن) درباره حدود ملکوت آسمان ها و زمین" مراجعه شود.


Read more: http://www.awaited-mahdi.com/showthread.php?16049-

ليست هناك تعليقات:

إرسال تعليق