الاثنين، 13 فبراير 2017

پاسخ امام مهدی به کسی که مدعی محبت خداوند و رسول اوست ..



پاسخ امام مهدی به کسی که مدعی محبت خداوند و رسول اوست .. 
الإمام ناصر محمد اليماني
06 - 04 - 2009 مـ
11:47 مساءً
ــــــــــــــــــــ

بیان شماره 4
أعوذُ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم 
خداوند تعالی می فرماید:{قُلْ إِنْ كنتم تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ الله}
صدق الله العظيم [آل عمران:31]
{ بگو: اگر خدا را دوست می‌دارید مرا پیروی کنید تا خدا شما را دوست دارد}
به خداوند عظیم سوگند کسی به محبت خداوند نمی رسد مگر آنکه از کتاب خداوند و سنت حق رسول او پیروی نماید، کسی که کتاب خداوند و سنت رسول او- که چیزی جز بیان و شرح بیشتر قرآن برای پیروان نیست-تکذیب کند به خشم و غضب خداوند گرفتار می شود. من امام مهدی حق هستم که خداوند مرا برای یاری ونصرتِ آنچه که به محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – عطا شده فرستاده است یعنی کتاب خداوند و سنت حق رسولش که بیان و توضیح قرآن برای همه مردم است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}
صدق الله العظيم [النحل:44]
{و بر تو این ذکر را نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که به آنان فرستاده شده بیان کنی و برای آنکه اندیشه نمایند. (۴۴)}
خداوند در خلال این آیه های محکم کتاب فتوا می دهد که سنت نبوی بیان و تشریح بیشتر آیه های قرآن عظیم است که تفصیل آنها در قرآن ذکر نشده است مثل رکن نماز یا زکات و احکام دینی مانند آن، و اگرشرح و تفصیل آنها را در آیه های محکم قرآن پیدا نمی کنید، در سنت درست (حق) نبوی آن ها را جستجونمایید و البته باید با  استفاده ازعقل و منطق به این نکته هم اهتمام داشت که آیا ممکن است چیزی در سنت نبوی بیاید که با احکام خداوند در قرآن عظیم مغایرت داشته باشد؟ پاسخ عقل و منطق این است که: سنت نبوی چیزی بیش از بیان و شرح قرآن عظیم نمی تواند باشد.به همین دلیل است که خداوند امر فرموده است تا از چیزی که از آن آگاهی نداشته وفاقد برهانی باشدکه عقل آن را بپذیرد، پیروی نکنید. خداوند شما را برحذر داشته است که اگر گمراه شوید از عقلتان بازخواست خواهید شد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است :
{وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كلّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً}
صدق الله العظيم [الإسراء:36]
{ و (ای انسان) هرگز آنچه را که بدان علم و اطمینان نداری دنبال مکن که چشم و گوش و دل همه مسئولند. (۳۶)}
حکمت آیه در این است که علم و دلیل حق و درست باعقل و منطق ناسازگارنخواهد بودوبه همین دلیل میبینید که خداوند به شما فرمان می دهد تا از عقل و منطق خود استفاده کنید و دریابید آیا موضوع مدنظراز نظر عقلانی قابل پذیرش است یا خیر.اگراز عقلتان برای جمع بین کتاب خداوند و سنت رسولش استفاده کنید، خداوند آنرانوری بر نور دیگر قرار داده است لذا به این فتوا می رسید که شرح و بیان سنت نبوی که در باره آیه های مجمل قرآن عظیم است نباید با احکام قرآن مغایر باشد. سپس فتوای عقل این خواهد بوداگر موضوعی از بیانات سنت نبوی با آیه های محکم قرآن عظیم اختلاف داشت، بدون شک و تردید دروغ و جعلی است، چرا که همیشه بین حق و باطل اختلافات زیادی هست. بیایید ببینیم که آیا علم حق، با عقل و منطق مورد تأیید قرار میگیرد(یا خیر) و در می یابیم خداوند فتوای عقل را تأیید وتصدیق می کند.خداوند تعالی می فرماید:
{مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا (80) وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا (81) أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ القرآن وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا(82)}
صدق الله العظيم [النساء]
{هر كه از پيامبر اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده است. و آنان كه سرباز زنند، ما تو را به نگهبانى آنها نفرستاده‌ايم. (۸۰)و [آنان در محضر تو] می گویندما مطیع و فرمانبرداریم، ولی هنگامی که از نزد تو بیرون می روند، گروهی از آنان بر خلاف آنچه تو می گویی، را در نزد خود مخفی می کنند. خدا آنچه را که مخفی می کنند [در پرونده اعمالشان] می نویسد. بنابراین از آنان روی برتاب، و بر خدا توکل کن؛ و کارساز بودنِ خدا [نسبت به امور بندگان] کافی است. (۸۱)آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲)}
آیانمی بینید که خداوند فتوای عقل و منطق را تأییدکرده و فتوای حق عقل را می پذیرد؟خداوند تعالی می فرماید:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا (81) أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ القرآن وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا(82)}
صدق الله العظيم [النساء]
{ و [آنان در محضر تو] می گویندما مطیع و فرمانبرداریم، ولی هنگامی که از نزد تو بیرون می روند، گروهی از آنان بر خلاف آنچه تو می گویی، را در نزد خود مخفی می کنند. خدا آنچه را که مخفی می کنند [در پرونده اعمالشان] می نویسد. بنابراین از آنان روی برتاب، و بر خدا توکل کن؛ و کارساز بودنِ خدا [نسبت به امور بندگان] کافی است. (۸۱)آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲)}
اما کسانی که سنت نبوی را صادر شده از جانب خداوند نمی دانند تصور می کنند آیه به قرآن اشاره می کند، در حالی که خداوند با قرآن عظیمی که کفار به آن کافر و از آن روگردانند که به آنان خطاب نمی نماید. آنچه که به کفار مربوط می شود این فرموده خداوند تعالی است:
{وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًاوآنان كه سرباز زنند، ما تو را به نگهبانى آنها نفرستاده‌ايم. }
صدق الله العظيم [النساء:80]
پس خطاب متوجه مؤمنان است، کسانی که گفته اند شهادت می دهیم خدایی جز خداوند وجود ندارد و شهادت می دهیم محمد رسول الله است، به همین دلیل خداوند تعالی می فرماید: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ} آنهایی که به وحدانیت خداوند وعبد و رسول بودن محمد شهادت داده اند{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ} سپس مکر منافقین را روشن می سازد.کسانی که در ظاهر امر شهادت داده اند اما این سوگند را پوششی قرار داده اند تا بتوانند از راویان حدیث نبوی گردند. پنهانی بر علیه خداوند و رسولش مکر کرده و با ذکر احادیثی که از جانب نّبيّ صلّى الله عليه وآله وسلّم بیان نشده اند تلاش می کنند مانع پیروی مردم از آیه هایی که اساس قرآن عظیم را تشکیل می دهند، گردند.احادیث سنت نبوی نیز از جانب خداوند آمده اند و رسول خداوند عليه الصلاة والسلام از روی میل خود سخن نمی گفتند به همین دلیل است که محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمودند:[ ألا إني أوتيت القرآن ومثله معه ]
صدق عليه الصلاة والسلام
به همین جهت خداوند در محکمات کتاب خود قرآ ن عظیم تأکید می نماید که به سوی کتاب خداوند بازگردید تا بین شما حکم نمایدوحکم خداوند درباره احادیثی از سنت نبوی که علماء در مورد آنها اختلاف دارندنیز چنین است.خداوند فتوا داده است که اگر این حدیث مدنظر در سنت نبوی از جانب غیر خدا باشد، بین آن وحکم خداوند- در محکمات قرآن عظیم -اختلاف آشکاری خواهد بود.گواه آن این حکم خداوندتعالی در آیات محکم قرآن عظیم است که می فرماید:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا (81) أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ القرآن وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا(82)}
صدق الله العظيم [النساء]
{ و [آنان در محضر تو] می گویندما مطیع و فرمانبرداریم، ولی هنگامی که از نزد تو بیرون می روند، گروهی از آنان بر خلاف آنچه تو می گویی، را در نزد خود مخفی می کنند. خدا آنچه را که مخفیانه نگه می دارند [در پرونده اعمالشان] می نویسد. بنابراین از آنان روی برتاب، و بر خدا توکل کن؛ و کارساز بودنِ خدا [نسبت به امور بندگان] کافی است. (۸۱)آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲)}
ای امت اسلام به خداوند سوگند تنها کسانی حق نازل شده از جانب پروردگار عالمیان را تکذیب می کنند که از فکر وعقلشان استفاده نکرده و کورکورانه از کسانی که پیشترازآنها به دنیا آمده اند، پیروی می نمایند.اگر آنها(اسلافشان) بگویند: "چنین است" ، بدون استفاده از عقل خود به دنبال شان راه می افتند،علیرغم اینکه خداوند پیروی بدون تعقل از علوم گذشتگان را نهی کرده و تبعیت را منوط به پذیرش عقل و منطق نموده است.با کمال تأسف علمای مسلمانان با پیروی بدون عقل و منطق از علمایی که پیشتر بوده و یا علمشان به دستشان رسیده باعث می شوند تا امتشان گمراه شوند.در حالی که علوم دینی که مورد پذیرش عقل و منطق نباشد باطل و جعلی است.
بیایید تا استفاده از عقل و منطق را در باره موضوع دیگری ، امتحان کنیم .اگریکی از شما دو همسر داشته باشد که یکی از آنها مؤمن آزاد و دیگری زنی ایمان آورده اما کنیز(ملک یمین) باشد و این دو با دومرد گناه فاحش زنا را مرتکب شوند و این امر آشکار شود و آنها را به نزد حاکم ببرند تا درباره شان حکم کرده و حد زنا را برحسب احکام الهی جاری نماید، و(می دانیدکه) اگرکسی از حدود خداوند تعدی کرده و حکم دیگری بدهد در حق خود ظلم بسیار بزرگی مرتکب گردیده است.حال همسر آنها به حکم حاکم که براساس دستورات نازل شده خداوند است گوش می دهد که:
(( و اماخداوند برای همسر شما که زنی آزاد است، حکم سنگسار تا مرگ را صادر نموده است ولی درباره همسری که کنیز است حکم خداوند پنجاه ضربه تازیانه است که می بایست در حضور جمعی از مؤمنان اجرا گردد .حال اگر شوهر آنها از خردمندان باشد حرف حاکم را قطع کرده و می گوید: جناب حاکم حد زنا در قرآن عظیم چیست؟ جواب داده شود : صدضربه تازیانه.همسر بپرسد برای کنیز چه ؟ و حاکم پاسخ دهدحکم خداوند برای کنیز نصف این تعداد است لذا حد زنا برای او پنجاه ضربه است و سپس شوهر بگوید: ای حاکم ! آیا خداوند در حق کسی ظلم می کند؟ او ما را به عدالت فرامی خواند اما یک همسرم را به سنگسار تا مرگ محکوم کرده و برای دیگری تنها پنجاه ضربه تازیانه قرار می دهد؟خداوند به علت ارتکاب ( یک نوع گناه)زنا این حکم را داده است در حالی که من به امرخداوند با آنها باعدالت کامل رفتار می کنم ؛ اگر خداگفته باشد زن آزاد من باید صدضربه تازیانه و زن کنیز من پنجاه ضربه تازیانه تحمل کند، عقل و منطق آنرا می پذیرد و می گوید علت اینکه حکم کنیز نصف همسر آزاد وپنجاه ضربه است برای آن است که قلب همسر کنیز را به اسلام مایل کند. او می بیند ما زنان آزاد را در میان خودمان صدضربه تازیانه می زنیم اما او را علیرغم اینکه می توانیم در حقش ظلم کنیم ،بیش از پنجاه ضربه نمی زنیم در حالی که او از اهل خانواده نبوده و غنیمتی است که از کافران به دست ما رسیده و علیرغم این ،حد او نصف حد زنان آزاد ماست که مرتکب زنا شده باشند. اما حکمی که من از شما شنیدم ظلم بسیار بزرگی در حق همسر آزاد من می کند که محکوم به سنگسار تا مرگ است در حالی که حکم خداوند برای همسر دیگر فقط پنجاه ضربه تازیانه مقرر فرموده است. چنین حکمی را عقل و منطق نمی پذیرد چرا که در حق همسر آزاد من ظلم بزرگی خواهد بود که تا حد مرگ سنگسار شود اما برای دیگری خداوند حد کامل نیزمقرر نفرموده و به پنجاه ضربه حکم داده است وبرای همسر دیگر سنگسار تا مرگ مقرر گردیده البته ای حاکم من عالم نیستم و این چیزی است که عقل و منطق می گوید و حکم با خداوند است وبرای متقیان چه حکمی بهتر از حکم خداوند..))
ای امت اسلام بیایید تا با دیده تعقل و تدبر به احکام محکم خداوند در آیه هایی که اساس قرآن عظیم هستند بنگریم تا ببینیم آیا خداوند حکم حقی را که مورد پذیرش عقل و منطق باشد را تأیید می نماید؟ خداوند تعالی می فرماید:
{سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (1) الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كلّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مائة جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كنتم تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ (2) الزَّانِي لَا يَنكِحُ إلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ (3)* وَالَّذِينَ يَرْمُونَ المحصنات ثمّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شهداء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لهمْ شَهَادَةً أَبَداً وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (4) إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (5) وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُن لهمْ شهداء إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ أنه لَمِنَ الصَّادِقِينَ (6) وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لعنة الله عَلَيْهِ إِن كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ (7) وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ أنه لَمِنَ الْكَاذِبِينَ (8) وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِن كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ (9) وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ(10)}
صدق الله العظيم [النور]
{ این سوره را فرستادیم و (احکامش را) فریضه (بندگان) کردیم و در آن آیات روشن نازل ساختیم، باشد که شما متذکر شوید. (۱) باید هر یک از زنان و مردان زنا کار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز درباره آنان در دین خدا رأفت و ترحم روا مدارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مؤمنان مشاهده کنند. (۲) مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک نکاح نمی‌کند و زن زانیه را هم جز مرد زانی یا مشرک نکاح نمی کند و این کار بر مردان مؤمن حرام است. (۳)* و آنان که به زنان با عفت مؤمنه نسبت زنا دهند آن‌گاه چهار شاهد (عادل) بر دعوی خود نیاورند آنان را به هشتاد تازیانه کیفر دهید، و دیگر هرگز شهادت آنها را نپذیرید، و آنان مردمی فاسق و نادرستند. (۴) مگر آنهایی که بعد از آن فسق و بهتان به درگاه خدا توبه کنند و در مقام اصلاح عمل خود برآیند، در این صورت خدا البته بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵)آنان که به زنان خود نسبت زنا دهند و جز خود بر آن شاهد و گواهی ندارند باید از آن زن و مرد نخست مرد چهار مرتبه شهادت و قسم به نام خدا یاد کند که البته او (در این دعوی زنا) از راستگویان است. (۶) و بار پنجم قسم یاد کند که لعن خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد. (۷) برای رفع عذاب حد، آن زن نیز نخست چهار مرتبه شهادت و قسم به نام خدا یاد کند که البته شوهرش دروغ می‌گوید. (۸) و بار پنجم قسم یاد کند که غضب خدا بر او اگر این مرد (در این دعوی) از راستگویان باشد. (۹) و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما مؤمنان نبود و اگر نه این بود که خدای مهربان البته توبه‌پذیر است و کار به حکمت کند (۱۰)}
ای مسلمانان و ای خردمندانی که به آیات خداوند می اندیشید، به فرموده خداوند تعالی توجه نمایید:
{سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}
صدق الله العظيم
{این سوره را فرستادیم و (احکامش را) فریضه (بندگان) کردیم و در آن آیات روشن نازل ساختیم، باشد که شما متذکر شوید. (۱) }
در این آیه های روشن چه آمده است؟ حد زنا برای زناکار مرد و زن آزاد ؛ مؤنث باشند یا مذکر.و مقصود از ارتکاب زنا این است که زنی با مردی که در عقد شرعی او نبوده و شوهر او نیست مرتکب این گناه فاحش شود، این زن زناکار آزاد است . زناکار مرد کسی است که با زنی که در عقد شرعی وی نبوده و بر طبق کتاب خداوند و سنت رسولش همسر او نیست مرتکب گناه فاحش گردد. سپس در آیاتی کاملا روشن، حکمی عادلانه و غیر ظالمانه برایشان صادر شده است:
{سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (1) الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كلّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مائة جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كنتم تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ(2)}
صدق الله العظيم
{این سوره را فرستادیم و (احکامش را) فریضه (بندگان) کردیم و در آن آیات روشن نازل ساختیم، باشد که شما متذکر شوید. (۱) باید هر یک از زنان و مردان زنا کار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز درباره آنان در دین خدا رأفت و ترحم روا مدارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مؤمنان مشاهده کنند. (۲)}
و سپس حد کسانی که به ناحق به زنان پاکدامن عفیفه تهمت زده اند ذکر شده و فرمان داده می شود به هر یک هشتاد تازیانه زده شود. خداوند تعالی به شما فرموده است:
{وَالَّذِينَ يَرْمُونَ المحصنات ثمّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شهداء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لهمْ شَهَادَةً أَبَداً وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (4) إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(5)}
صدق الله العظيم 
{و آنان که به زنان با عفت مؤمنه نسبت زنا دهند آن‌گاه چهار شاهد (عادل) بر دعوی خود نیاورند آنان را به هشتاد تازیانه کیفر دهید، و دیگر هرگز شهادت آنها را نپذیرید، و آنان مردمی فاسق و نادرستند. (۴) مگر آنهایی که بعد از آن فسق و بهتان به درگاه خدا توبه کنند و در مقام اصلاح عمل خود برآیند، در این صورت خدا البته بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵)}
سپس خداوند به حق افزوده است که :
{وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُن لهمْ شهداء إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ أنه لَمِنَ الصَّادِقِينَ (6) وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لعنة الله عَلَيْهِ إِن كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ (7) وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ أنه لَمِنَ الْكَاذِبِينَ (8) وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِن كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ (9) وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ(10)}
صدق الله العظيم
{آنان که به زنان خود نسبت زنا دهند و جز خود بر آن شاهد و گواهی ندارند باید از آن زن و مرد نخست مرد چهار مرتبه شهادت و قسم به نام خدا یاد کند که البته او (در این دعوی زنا) از راستگویان است. (۶) و بار پنجم قسم یاد کند که لعن خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد. (۷) و برای رفع عذاب حد، آن زن نیز نخست چهار مرتبه شهادت و قسم به نام خدا یاد کند که البته شوهرش دروغ می‌گوید. (۸) و بار پنجم قسم یاد کند که غضب خدا بر او اگر این مرد (در این دعوی) از راستگویان باشد. (۹) و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما مؤمنان نبود و اگر نه این بود که خدای مهربان البته توبه‌پذیر است و کار به حکمت کند (۱۰)}
سؤالی که مطرح می شود این است که مقصود خداوند تعالی از "عذاب" چیست که:
 {وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ}؟و جواب آن را در همین جا ودر همین آیات پیدا می کنیم که خداوند در وصف عذاب به روشنی فرموده است:
{وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ}
صدق الله العظيم
اما نوع آن چیست؟ آن را هم درآیات خداوند به روشنی پیدا خواهیم کرد:
{الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كلّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مائة جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كنتم تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ}
صدق الله العظيم
باید هر یک از زنان و مردان زنا کار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز درباره آنان در دین خدا رأفت و ترحم روا مدارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مؤمنان مشاهده کنند. (۲)}
بعد فتوای دیگری در مورد کسانی که همسران خود را به زنا متهم کرده اما به جز خودشاهدی ندارند داده می شودو خداوند تعالی می فرماید:
{وَيَدْرَأُعَنْهَا الْعَذَابَ}
این عذاب حد زناست : صد ضربه .لذا خداوند تعالی می فرماید:
{وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ}
صدق الله العظيم
و دراین آیه های محکم كه خداوند آنها را به آيات بينات (آيه هاي واضح و روشن ) توصيف نموده است :
{سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (1) الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كلّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مائة جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كنتم تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ(2)}
صدق الله العظيم
{این سوره را فرستادیم و (احکامش را) فریضه (بندگان) کردیم و در آن آیات روشن نازل ساختیم، باشد که شما متذکر شوید. (۱) باید هر یک از زنان و مردان زنا کار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز درباره آنان در دین خدا رأفت و ترحم روا مدارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مؤمنان مشاهده کنند. (۲)}
خداوند حد زنا برای مردان و زنان آزاد مسلمان را فارغ از اینکه متاهل باشند یا مجرد بیان نموده است و مجردان را به عذر تجرد از تنبیه مقابل مردم معذور نمی فرماید و به همین دلیل حکم محکم زنا برای همه، اعم از زن و مرد چنین مقرر شده است:
{الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كلّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مائة جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كنتم تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ}
صدق الله العظيم
باید هر یک از زنان و مردان زنا کار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز درباره آنان در دین خدا رأفت و ترحم روا مدارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مؤمنان مشاهده کنند. (۲)}
سپس حد زنان و مردان برده می آید، و می بینیم خداوند فقط نصف حد زنا که پنجاه ضربه است را برای مؤنث و مذکر آنها مقرر می فرماید که این نیزبرای مایل کردن قلب آنها به سمت دین و توبه به درگاه پروردگار و باور کامل قلبی به دین مسلمانان است که زنان زناکار خود را صد ضربه زده و اما زنان غیر آزاد را پنجاه ضربه می زنند .علیرغم اینکه می توانستند به آنها ظلم کنند.ولی (بردگان) می بینند که در حقشان احسان شده و درحالی که زنان آزاد را صدضربه می زنند اما حکم بردگان پنجاه ضربه است.لذا قانع می شوند که مسلمانان در حق کنیزان و اسیران زنی که از غنایم به دستشان رسیده ظلم نکرده و آنها امانتی هستند که بر عهده مسلمان گذاشته شده اند. لذا تمام کنیزان و بردگان (منظور مردان اسیر) از صمیم قلب به این دین ایمان می آورند. این حکمت آن است که خداوند برای زنانتان که در تملک شما هستند(کنیزان) حکمی بیش از پنجاه ضربه که نصف حد زنان آزاد است مقرر نفرموده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى المحصنات مِنْ الْعَذَابِ}
صدق الله العظيم
{اگر مرتكب فحشا شدند پس بر آنان نيمى از عذاب [=مجازات] زنان آزاد است}در این آیه های محکم مقصود خداوندتعالی برایتان روشن می گردد که می فرماید:
{وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُن لهمْ شهداء إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ أنه لَمِنَ الصَّادِقِينَ (6) وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لعنة الله عَلَيْهِ إِن كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ وَيَدْرَأُ (7) وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ أنه لَمِنَ الْكَاذِبِينَ (8) وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِن كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ (9) وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ(10)}
صدق الله العظيم[النور]
{آنان که به زنان خود نسبت زنا دهند و جز خود بر آن شاهد و گواهی ندارند (چون حد لازم آید، برای رفع حد) باید از آن زن و مرد نخست مرد چهار مرتبه شهادت و قسم به نام خدا یاد کند که البته او (در این دعوی زنا) از راستگویان است. (۶) و بار پنجم قسم یاد کند که لعن خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد. (۷) و (چون بعد از این پنج قسم شوهر، بر زن حد لازم آید) برای رفع عذاب حد، آن زن نیز نخست چهار مرتبه شهادت و قسم به نام خدا یاد کند که البته شوهرش دروغ می‌گوید. (۸) و بار پنجم قسم یاد کند که غضب خدا بر او اگر این مرد (در این دعوی) از راستگویان باشد. (۹) و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما مؤمنان نبود و اگر نه این بود که خدای مهربان البته توبه‌پذیر است و کار به حکمت کند (حدود و تکلیف را چنین آسان نمی‌گرفت و به توبه رفع عذاب از شما نمی‌کرد). (۱۰)}
و مشخص می شود مقصود از عذابی که در فرموده خداوند تعالی آمده است چیست:
{وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ}
و مقصود این است که حد زنا صد ضربه است حال اگر این فرد ،کنیزی متاهل باشد حکم اونصف است و این را درآیات محکم کتاب پیدا کردیم.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى المحصنات مِنْ الْعَذَابِ}
صدق الله العظيم
{اگر مرتكب فحشا شدند پس بر آنان نيمى از عذاب [=مجازات] زنان آزاد است}دیدید که حکم حق خداوند ، حکمی را که عقل و منطق می داد را تأیید میکند. حکمی که در اول بیانات برایتان ذکر شد (و برای یادآوری در ادامه می آید) : 
امت اسلام به خداوند سوگند تنها کسانی حق نازل شده از جانب پروردگار عالمیان را تکذیب می کنند که از فکرو عقلشان استفاده نمی کنندو کورکورانه از کسانی که پیشترازآنها به دنیا آمده اند، پیروی می نمایند.اگر آنها(اسلافشان) بگویند "فلان" بدون استفاده از عقل خود به دنبال شان راه می افتند،علیرغم اینکه خداوند پیروی بدون تعقل از علوم گذشتگان را نهی کرده و تبعیت را منوط به پذیرش عقل و منطق نموده است.با کمال تأسف علمای مسلمانان با پیروی از علمایی که پیشتر بوده و یا علمشان به دستشان رسیده و بدون بکار گرفتن عقل و منطق، امتشان را گمراه می کنند.در حالی که علوم دینی که مورد پذیرش عقل و منطق نباشد باطل و جعلی است.
بیایید تا استفاده از عقل و منطق را در باره موضوع دیگری ، امتحان کنیم .اگریکی از شما دو همسر داشته باشد که یکی از آنها مؤمن آزادو دیگری زنی ایمان آورده اما کنیز باشد و با دومرد گناه فاحش زنا را مرتکب شده و این امر آشکار شود و آنها را به نزد حاکم ببرند تا درباره شان حکم کرده و حد زنا را برحسب احکام الهی جاری نماید، و اگرکسی از حدود خداوند تعدی کرده و حکم دیگری بدهد در حق خود ظلم بسیار بزرگی مرتکب گردیده است.حال همسر آنها به حکم حاکم که براساس دستورات نازل شده خداوند است گوش بدهدکه:
(( و اماخداوند برای همسر شما که زنی آزاد و متاهل است، حکم سنگسار تا مرگ را صادر نموده است ولی درباره همسری که کنیز است حکم خداوند پنجاه ضربه تازیانه است که می بایست در حضور جمعی از مؤمنان اجرا گردد .حال اگر شوهر آنها از خردمندان باشد حرف حاکم را قطع کرده و می گوید: جناب حاکم حد زنا در قرآن عظیم چیست؟ جواب داده شود : صدضربه .همسر بپرسد برای کنیز چه ؟ و حاکم پاسخ دهدحکم خداوند برای کنیز نصف این تعداد است لذا حد زنا برای او پنجاه ضربه است و سپس شوهر بگوید: ای حاکم ! آیا خداوند در حق کسی ظلم می کند؟ او ما را به عدالت فرامی خواند اما یک همسرم را به سنگسار تا مرگ محکوم کرده و برای دیگری تنها پنجاه ضربه تازیانه ؟خداوند به علت ارتکاب زنا این حکم را داده است در حالی که من به امرخداوند با آنها باعدالت کامل رفتار می کنم ؛ اگر خداگفته باشد زن آزاد من باید صدضربه تازیانه و زن کنیز من پنجاه ضربه تازیانه تحمل کند، عقل و منطق آنرا می پذیرد و می گوید علت اینکه حکم کنیز نصف همسر آزاد وپنجاه ضربه است برای آن است که قلب همسر کنیز را به اسلام مایل کند. او می بیند ما زنان آزاد را در میان خودمان صدضربه تازیانه می زنیم اما او را علیرغم اینکه می توانیم در حقش ظلم کنیم اما بیش از پنجاه ضربه نمی زنیم در حالی که او از اهل خانواده نبوده و غنیمتی است که از کافران به دست ما رسیده و علیرغم این ،حد او نصف حد زنان آزاد ماست که مرتکب زنا شده باشند. اما حکمی که من از شما شنیدم ظلم بسیار بزرگی در حق همسر آزاد من می کند که محکوم به سنگسار تا مرگ است در حالی که حکم خداوند برای همسر دیگر فقط پنجاه ضربه تازیانه است. چنین حکمی را عقل و منطق نمی پذیرد چرا که در حق همسر آزاد من ظلم بزرگی خواهد بود که تا حد مرگ سنگسار شود اما برای دیگری خداوند حد کامل نیزمقرر نفرموده و به پنجاه ضربه حکم داده است وبرای همسر دیگر سنگسار تا مرگ مقرر گردیده البته ای حاکم من عالم نیستم و این چیزی است که عقل و منطق می گوید و حکم با خداوند است وبرای متقیان چه حکمی بهتر از حکم خداوند..))
حال دریافتید چرا خداوند امر فرموده تا از عقلتان استفاده کنید؟چرا که احکام خداوند را عقل و منطق می پذیرد.همان عقلی که انسان را از حیوان جدا می کندو لذا کسانی از بین شما که خردمند باشند، آیات خداوندی را رد نمی کنند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آَيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}
صدق الله العظيم [ص:29]
{کتابی مبارک و عظیم الشّأن است که به تو نازل کردیم تا امت در آیاتش تفکر کنند و صاحبان مقام عقل متذکرشوند. (۲۹)}
ای امت اسلام ،خداوند شاهدان امام مهدی را دروجود خود شما نهاده است و به خداوند سوگند علیرغم میلتان آنها با من خواهند بود ؛ می دانید این شاهدان چه هستند؟آنها چشمان بصیرت شما( عقل )هستند. ای صاحبان بصیرت عبرت بگیرید.قلبی که در سینه است ممکن است کور شود ولی دیده بصیرت اگر به آن رجوع شودهرگز کور نخواهد شد. حجت خداوند بر شما بصیرت عقلی شماست. اگر عقل از سرتان بروداز جانب خداوند به فرشتگان کاتب امر می شود تا بازگشتن عقل دست از نوشتن بازدارند. به شما فتوا می دهم که فرقه های دینی به خود مغرور شده اند و تصور می کنند حق با آنها بوده و تنها گروهی که نجات می یابد آنها هستند،تا جایی که توجه نمی کنند آیا آنچه که به آن تمسک جسته اند واقعاً و بی شک و تردید حق است یا پیروی از گمان و تصور، گمانی که فرد را بی نیاز از حق نخواهد کرد..
علمای امت اسلام، من جزای کسانی را که به ناحق به خداوند افترا می زنند می دانم و به خداوند سوگند می خورم به خداوند "علي وعظيم البرّ الرحيم المستوي على العرش العظيم"، به خداوندی که استخوان های پوسیده و پراکنده را جانی دوباره می بخشد ، فتوای آن خداوند عزیز و حکیم بر این است که من امام مهدی وبرصراط مستقیم هستم، مهدی منتظر از آل بیت پاک و مطهر و خلیفه خداوند بر بشر.برای شما شعر نمی خوانم، بلکه با بیان درستی از ذکر(قرآن)، برایتان حجت های قاطعی ازمحکمات قرآن آورده ام ، قرآنی که خداوند آن را برای تمام انس و جن فرستاده شده است.قرآن کامل خداوند که دربرگیرنده تمام کتب شماست کتاب های پند و اندرزی که برای شماومردمان قبل شمافرستاده شده است، کتابی محفوظ از تحریف، آن را رد نکنید که خداوند شما را به گناه کفر هلاک خواهد کردچراکه این ذکرِ محفوظ از تحریفِ -یعنی-قرآن، حجت خداوند بر نبی شما و حجت خداوند برشمااست که در آن پندنامه شما و پندنامه های قبل از شما ابلاغ گردیده است از شما ونبی تان و نبی مهدی منتظر، جد من و پیشوا و الگو و حبیب و نور چشم من محمد رسول الله - صلى لله عليه وآله وسلم –درباره آن سؤال خواهد شد.قرآن عظیمی که خداوند امر فرموده است تا به آنچه که در آن آمده است به جدیت پایبند باشید. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مستقيم (43)وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ(44)}
صدق الله العظيم [الزخرف]
{پس به قرآنی که تو را وحی می‌شود تمسّک کن که البته تو به راه راست (و طریق حق) هستی. (۴۳) و قرآن برای تو و قومت پند و اندرز است، و شما و قومت درباره آن مورد سؤال قرار خواهید گرفت}
واورا(پیامبر) فرمان داده است که با آن مخالفت نکندو سپس به واسطه سنت نبوی حقی که هم سو با قرآن عظیم بوده و یا مخالف آن نباشد، بر (دانش) شماافزوده است.هم چنین در مورد روایاتی که در قرآن ادله ای برای آنها نیست، به تحقیق درباره راویان آن بپردازید. اگر راویان صحیح بودند ، آنها را به عقلتان رجوع دهید .اگر دیدید عقل آنها را می پذیرد وقلب از آن مطمئن است، مورد استفاده قرار دهید. به شما امر نکردیم که از سنت محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم روبرگردانید. پناه بر خدا که از گروه "قرآنییون" باشیم؛ کسانی که از سنت محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم روبرگردانده ودو نوبت ازنمازهای واجبی را که ستون دین هستند کنار نهاده اند که هر که آنها را ترک نماید کافر است وخداوند کفار را به سقر می فرستدو نماز گزاران از آنها می پرسند چه چیزی شما را به سقر کشانید واولین پاسخ کافران به این سؤال درباره علت ورودشان به آتش این است که :
{مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ (42)قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ(43)}
صدق الله العظيم [المدثر:
{چه چيز شما را در آتش [سقر] درآورد (۴۲) گويند از نمازگزاران نبوديم (۴۳)}
که حدیثی از محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم را تأیید میکند که:
[ العهد الذي بيننا وبينهم الصلاة فمن تركها فقد كفر= عهد بین ما و آنهانماز است و هرکس آن را ترک نماید کافر است]
صدق رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.
این بدان خاطر است که نماز ستون و پایه اصلی دین است و هرکس که به دور از ریا و خالصانه در جهت عبادت خداوند آن را به جای آورد و جز خداوند کس دیگری را نخواند، دین را برپا داشته است و کسانی که آنرا پاس نداشته اند،وای بر آنان از عذاب روز بزرگ.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ (4) الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ سَاهُونَ (5) الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ (6) وَيَمْنَعُونَ المَاعُون(7)}
صدق الله العظيم [الماعون]
{پس وای بر آن نماز گزاران. (۴) که دل از یاد خدا غافل دارند. (۵) همانان که (اگر طاعتی کنند به) ریا و خود نمایی کنند. (۶) و راه(ظرف) نسل را می بندند. (۷) }
آنان بدکارانِ کافرو نیرنگ بازی هستند که ریاکارانه نماز می خوانند تا مردم گمان کنند افراد صالحی بوده و حرفشان را مورد توجه قرار داده وبپذیر ند. زمانی که روبرگردانند(در خفا) ماعون را که رحم زن و محل رشد نطفه است به تباهی می کشانند. در حالی که وانمود می کنند ، ازجنیان صالح کمک می گیرند؛ بین مرد و همسرش جدایی می اندازند. این گروه بدترین و سرسخت ترین دشمنان دین و مسلمانان و خداوند رب العالمین هستند. از جمله حیله گری بنام (محمد العوبلی) که در شهر رداع یمن زندگی می کند و افراد بسیاری که به آنچه که به محمدرسول الله نازل شده است(قرآن)کافرند از یمن و سعودی و سایر دولت های خلیج به امید شفا یافتن از بیماری هایشان به سراغ او می روند چگونه از شیطان رانده شده ای که به جای خداوند از شیاطین یاری می گیرد و سرسخت ترین دشمن است امید شفا یافتن دارند؟ هرچند اگر گفته ها و دروغ هایش شما را به تعجب وامی دارد، بدانید تا زمانی که با شیاطین جن در تعامل است، از دروغ گویان خواهد بود .چراکه تمام کسانی که وانمود می کنند مالک جن هستند، دروغ می گویند بلکه شیاطین هستند که مالک آنها شده اند. با آموختن سحر از شیاطین، پیرو آنها شده اند و رحم ومأوای نطفه وانسان را نابود نموده وبین مرد و همسرش جدایی می اندازند. اما شیاطین به محمد العوبی فرمان نداده اند کافر بودن خود را آشکار کند. بلکه به او و امثال او می گویندما فتنه ای برای مسلمانان هستیم لذا کفر خود را ظاهر نسازید. از نماز خوانان باشید وهمچون تسبیح کنندگان به مساجد برویددرحالی که آنان باترس به مساجدخداوند گام می نهند چرا که می دانند ازگروهی هستند که خداوند تعالی درباره شان می فرماید:{لَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ (6) وَيَمْنَعُونَ المَاعُون(7) همانان که (اگر طاعتی کنند به) ریا و خود نمایی کنند. (۶) و راه نسل را می بندند. (۷) } و لعنت خداوند بر محمد العوبلی باد.
به خداوند بزرگ سوگند می خورم که اگر خداوند مرا بر شما حیله گران چیره کند،همه شما را مانند شجره خبیثه که بدون ریشه محکمی در سطح زمین قرار گرفته است، ریشه کن خواهم کرد.مگر قبل از آنکه مهدی منتظر به شما دست یابد توبه کرده باشید و بدانید خداوند غفور و رحیم است. و اگر زمانی که خداوند مرا بر شما مسلط نمود، شما هنوز به شیاطین کمک کرده و درتلاش باشید تا با وسوسه و سحر شیاطین در رحم و نطفه مسلمانان شریک شده و آن را به تباهی بکشید تا بجز بدکار کافر به دنیا نیاید( با شما همان را خواهم کرد که گفته شد).خداوند در سنت نبوی حق به مؤمنان آموخته است که هنگام دیدار زنانشان که کشتزار فرزندان هستند بگویند:
[ اللهم جنبنا الشيطان وجنب الشيطان ما رزقتنا ]
[خداوندا شیطان را از ما و روزی که به ما عطا نموده ای دور نگه دار]
لذا شیطان قادر نخواهد بود با لمس شیطانی خود در فرزندانشان شریک شود . جنیانی که قادر به مس شیطانی هستند از فرزندان شیطان ابلیس هستند.جن نمی تواند وارد بدن انسان شود. و بجز تعداد کمی ، شیاطین اعتراف نمی کنند که آنها جن بوده واز فرزندان ابلیس هستند. اما خداوند به تمام کسانی که با قرآن عظیم و رقیه دینی معالجه می کنند خبر داده است که این فرزندان شیطانِ ابلیس هستند که فرد را مخبط و دیوانه می کنند و گواه آن فرموده خداوندتعالی است که :
{الّذِينَ يَأْكُلُونَ الرّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاّ كَمَا يَقُومُ الّذِي يَتَخَبّطُهُ الشّيْطَانُ مِنَ الْمَسّ ذَلِكَ بِأَنّهُمْ قَالُوَاْ إِنّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرّبَا وَأَحَلّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرّمَ الرّبَا فَمَن جَآءَهُ مَوْعِظَةٌ مّنْ ربّه فَانْتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَـَئِكَ أَصْحَابُ النّار هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}
صدق الله العظيم [البقرة:275]
{آن کسانی که ربا خورند برنخیزند جز به مانند آن که مس شیطانی در او سرگزدان است. و آنان بدین سبب در این عمل زشت افتند که گویند فرقی بین تجارت و ربا نیست؛ حال آنکه خدا تجارت را حلال و ربا را حرام کرده. پس هر کس که اندرز (کتاب) خدا بدو رسد و از این عمل دست کشد خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت کارش با خدا باشد، و کسانی که دست نکشند اهل جهنّمند و در آن جاوید معذّب خواهند بود. (۲۷۵)}
اگر تماس مس با سر باشد ، فرد ساعات طولانی سردرد خواهد داشت .اگر درسینه باشد ، دچار احساس تنگی شدید در سینه خواهد شدو اگر در پشت باشد ،در پشتش احساس درد خواهد کرد.اگر به دست برسد احساس می کند دستش خواب رفته و قادر به بلند کردن آن نیست و اگر در پاباشد، دردشدیدی در پاها حس خواهد کرد و به همین ترتیب هر جایی از جسم انسان که مس شود ، آن عضو دچار درد می شود تا مس شیطان از آن خارج شده و به جای دیگری برود و عضوی که چند لحظه پیش درد می کرد خوب شده و عضو دیگری که توسط شیطان مس شده است به درد می آید . لذا نا آرامی از عضوی به عضو دیگر می رود. اگر در سینه باشد احساس تنگی می کند گویا که مریض می خواهد از کوتاهی تنفس خفه شود. از داخل سینه احساس بیماری می کند تا زمانی که تماس از سینه به جای دیگر منتقل شود لذا فرد احساس می کند تنگی و بیماری از سینه اش رفته است اما عضو دیگری که شیطان به سراغش رفته است دچار درد خواهد شد .مس شطانی در او سرگردان است (از عضوی به عضو دیگر منتقل می شود)
به همین دلیل است که خداوند برای رباخواران چنین مثلی زده است مال او از راه های مختلف از بین می رود .مثلا اگر ماشینش چپ شده و درستش کرد، همسرش بیمار می شود .وقتی او را مداوا کرد دخترش مریض می شود. او را که معالجه کرد؛ سیل مزرعه اش را می بردو وقتی سیل عقب نشست خودش بیمار می شود. خداوند چنین مثال می زند و آنقدر گرفتاری های گوناگون پیش می آید تا مالی را که از راه ربا به دست آورده است نابود نماید.برای همین است که رباخوار به کسی که شیطان مسش کرده باشد مثال زده می شود . بیماری که خداوند اورا به مس شیطانی دچار کرده باشد مس شیطانی از عضوی به عضو دیگر می رود . مدتی یک عضوش درد میکند بعد خوب شده و جای دیگر دچار می شود و درد از جایی به جای نزدیک دیگری منتقل می گردد. ربا خوار نیز از یک گرفتاری دچار گرفتاری دیگر می گردد واین عذاب های نزدیکتر است شاید که رباخوار به سوی خداوند بازگردد. اما فاجعه اینجاست که خداوند رباخوار را به ظاهرگرفتار نکند با وجود این از مکر خداوند در امان نخواهد بود .نه او ونه سایر اغنیاء –بصورت کلی-که خداوند به آنها ثروت عطا نموده ولی حاضر نیستند آن را در راه خداوند خرج کنند .خداوند در آیات محکم کتاب خود درباره آنها می فرماید:
{مَن كَانَ يريد حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ له فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يريد حَرْثَ الدُّنيا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا له فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ}
صدق الله العظيم [الشورى:20]
{ هر کس حاصل کشت آخرت را بخواهد ما بر تخمی که کاشته می‌افزاییم و هر که تنها حاصل کشت دنیا را بخواهد او را هم از آن نصیب می‌کنیم ولی در آخرت (از نعمت ابدی آن چون نخواسته) نصیبی نخواهد یافت. (۲۰)}
فکر نکند که خداوند او را دوست دارد ، اورباخوار است و می داند که اموالش حرامند.اما خداوند با دادن مال بیشتر می خواهد بر گناهان او افزوده شده و وی رابیشتر از خدا دور نماید. لذا تمام کسانی که خداوند به آنها مال بسیاری عطا نموده و از دادن آن در راه خدا پرهیز می کنند بدانند ، خداوند با زیاد کردن مالشان آنها را فریب میدهد تا بر گناهانشان بیفزایدو گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ (54) أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَبَنِينَ (55) نُسَارِعُ لهمْ فِي الْخَيْرَاتِ بَل لَّا يَشْعُرُونَ(56)}
صدق الله العظيم [المؤمنون]
{پس بگذار که این بی‌خبران در جهل و غفلت خود به سر برند تا هنگامی معین (که روز مرگ و قیامت باشد). (۵۴) آیا این مردم کافر می‌پندارند این که ما آنها را مدد به مال و فرزندان می‌کنیم، (۵۵) برای آن است که می‌خواهیم در حق ایشان مساعدت و تعجیل به خیرات دنیا کنیم؟ بلکه آنها نمی‌فهمند. (۵۶)}
پس تمام آنان که مالی اضافه دارند که بکارشان نمی آید، آنرا در راه خدا قرض حسنه بدهند، اما خداوند ربا را بین مردم حرام نموده و تنها خود او مجاز است تادر برابر قرض الحسنه ای و انفاقی که در راه او داده می شود، مال را هفت صد برابر یا بیشتر کند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كلّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ}
صدق الله العظيم [البقرة:276] 
{ خدا سود ربا را نابود گرداند و صدقات را افزونی بخشد، و خدا مردم بی‌ایمان گنه پیشه را دوست ندارد. (۲۷۶)}
پس تمام کسانی که مال مردم را به ربا می خورند بدانند که بزودی بیانی مفصل از آیات محکم قرآن برایشان صادر خواهم کرد و به آنها خواهم گفت نظام بانکی اسلامی چگونه خواهدبود که بتوان بیش از آنچه که با ربای حرام به دست می آید منفعت کرد. به زودی به اذن خداوند گفتار مفصلی را در ارتباط با ربای حرام و خرید و فروش و چگونگی نظام بانک داری اسلامی در دولت مهدی منتظر بیان کرده و با حکمی که از جانب خداوند آمده است شما را به روش حقی که درهای برکات الهی آسمان و زمین را برویتان خواهد گشود راهنمایی خواهم کردتا از بالای سر و زیر پاهایتان به شما روزی رسد. به علت اعلان جنگ جهانی پروردگار عالمیان با بانک های ربوی؛ این بانک ها در آستانه فروپاشی اند و در برابر حکم خداوند راه گریز و نجاتی نخواهند داشت. خداوند تعالی می فرماید:
{لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ و لَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ و مَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنفُسِكُمْ و مَا تُنفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ و جْهِ اللَّهِ و مَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ و أَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ (272) لِلفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأرض يَحْسَبُهُمْ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنْ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النّاس إِلْحَافًا و مَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ (273) الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ و النّهار سِرًّا و عَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ ربّهم و لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ و لَا هُمْ يَحْزَنُونَ (274) الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنْ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا و أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ و حَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ ربّه فَانتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ و أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ و مَنْ عَادَ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النّار هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (275) يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا و يُرْبِي الصَّدَقَاتِ و اللَّهُ لَا يُحِبُّ كلّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ (276) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا و عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ و أَقَامُوا الصَّلَاةَ و آتَوْا الزَّكَاةَ لهمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ ربّهم و لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ و لَا هُمْ يَحْزَنُونَ (277) يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ و ذَرُوا مَا بَقِيَ مِنْ الرِّبَا إِنْ كنتم مُؤْمِنِينَ (278) فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنْ اللَّهِ و رَسُولِهِ و إِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ و لَا تُظْلَمُونَ (279) و إِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ و أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كنتم تَعْلَمُونَ (280) و اتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثمّ تُوَفَّى كلّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ و هُمْ لَا يُظْلَمُونَ(281)}
صدق الله العظيم [البقرة]
{هدایت خلق بر تو نیست، خدا هر که را خواهد هدایت کند. و هر قسم انفاق و احسان کنید درباره خویش کرده‌اید، و نبایست انفاق کنید جز در راه رضای خدا، و هر انفاق و احسانی کنید از خدا پاداش تمام به شما رسد و هرگز به شما ستم نخواهد رسید. (۲۷۲) صدقات مخصوص فقیرانی است که در راه خدا بازمانده و ناتوان شده‌اند و توانایی آنکه در زمین بگردند (و کاری پیش گیرند) ندارند و از فرط عفاف چنانند که هر کس از حال آنها آگاه نباشد پندارد غنی و بی‌نیازند، به (فقر) آنها از سیمایشان پی می‌بری، هرگز چیزی از کسی درخواست نکنند. و هر مالی انفاق کنید خدا به آن آگاه است. (۲۷۳) کسانی که مال خود را در شب و روز انفاق کنند نهان و آشکارا، آنان را نزد پروردگارشان پاداش نیکو خواهد بود و هرگز بیمناک و اندوهگین نخواهند گشت. (۲۷۴) آن کسانی که ربا خورند برنخیزند جز به مانند آن کسی که مس شیطان در او سرگردان است( مس شیطان از عضوی به عضو دیگر می رود) و آنان بدین سبب در این عمل زشت افتند که گویند فرقی بین تجارت و ربا نیست؛ حال آنکه خدا تجارت را حلال و ربا را حرام کرده. پس هر کس که اندرز (کتاب) خدا بدو رسد و از این عمل دست کشد خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت کارش با خدا باشد، و کسانی که دست نکشند اهل جهنّمند و در آن جاوید معذّب خواهند بود. (۲۷۵) خدا سود ربا را نابود گرداند و صدقات را افزونی بخشد، و خدا مردم بی‌ایمان گنه پیشه را دوست ندارد. (۲۷۶) آنان که اهل ایمان و نیکوکارند و نماز به پا دارند و زکات بدهند آنان را نزد پروردگارشان پاداش نیکو خواهد بود و هرگز ترس و اندوه نخواهند داشت. (۲۷۷) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید و زیادی ربا (سود مازاد بر اصل سرمایه)را رها کنید (=فقط اصل سرمایه را بگیرید)اگر به راستی اهل ایمانید. (۲۷۸) پس اگر ترک ربا نکردید آگاه باشید که به خدا و رسول اعلان جنگ کرده اید. و اگر از این کار پشیمان گشتید اصل مال شما برای شماست، که در این صورت به کسی ستم نکرده‌اید و از کسی ستم نکشیده‌اید. (۲۷۹) و اگر (کسی که از او طلبکار هستید) تنگدست شود به او مهلت دهید تا توانگر گردد، و بخشیدن آن (به هنگام تنگدستی وی) به رسم صدقه، برای شما بهتر است اگر (به مصلحت خود) دانایید. (۲۸۰) و بترسید از روزی که شما را به سوی خدا باز گردانند، پس هر کس پاداش عمل خویش خواهد یافت و به هیچ کس ستمی نکنند. (۲۸۱)وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.

مُفتي العالم كافة بالحقّ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــ
*منظور از نکاح در این جا نکاح شرعی نیست بلکه رابطه غیر شرعی(زنا ) است که بر مؤمنان حرام است.


Read more: http://www.awaited-mahdi.com/showthread.php?16289-

ليست هناك تعليقات:

إرسال تعليق