
سر النعيم الأعظم والسابقون السابقون...!

الإمام ناصر محمد اليماني
08- 08- 2010 مـ
بسم الله الرحمن الرحيم وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين.سلام خداوند برشما عزیزانِ پیشگام که در "دوره گفتگوی پیش از ظهور" بیعت کرده اید و سلام خداوند برکسانی که به شما ملحق می شوند .
به شما خبر می دهم که بیعت برای خداوند است .خدایی که در هرکجا که باشیم با من و شماست و دست اوست که در هرجای عالم و در هر زمان و مکانی که باشند، بالای دست بیعت کنندگان است ؛ گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّـهَ يَدُ اللَّـهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ۚ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَىٰ نَفْسِهِ ۖ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّـهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿10﴾ }
[الفتح] صدق الله العظيم.
{بیگمان کسانی که با تو بیعت میکنند، بهراستی تنها با خدا بیعت میکنند. دست خدا بالای دستهای آنان است. پس هر کس پیمان شکند، تنها به زیان خود پیمان میشکند، و هر کسی بر آنچه با خدا بر عهدهی خود عهدی بسته وفادار بماند، خدا پاداشی بزرگ به او میبخشد.}
به پیمان باخدا وفادارباشید تا او به عهد خود با شما وفا کند ورحمتی که بر خود واجب نموده است را شامل حالتان نماید. با خداوند صادق باشید تا شما را تصدیق کند . در اعمالتان مستقیمأ با خداوند معامله کنید که او از آنچه که در نفس شما می گذرد آگاه است . ستایش مردم برایتان بی اهمیت باشد؛ و تا زمانی که در راه راست - صراط المستقیم-قرار دارید به سرزنش آنها نیز بی توجه باشید و بدانید اگر تمام فرشتگان و جن و انس از شما تعریف کنند و خداوند ثنای شما را نگوید؛ ستایش آنها در برابر پروردگار به کارتان نخواهد آمد.
بر شماست که از ریا برحذر باشید که ریا شرک خفیه ودرست مثل گذشتن مورچه است ! آیا شما متوجه گذشتن مورچه از کنارتان می شوید؟ شرک خفیه نیز بدین گونه بوده و بنده بدون آنکه متوجه شود به خداوند شرک می آورد. اما انسان چگونه بفهمد که گرفتار شرک خفیه است؟ اگر دید که به مدح و ثنای مردم نسبت به خوداهمیت می دهد بداند به آن دچارشده است و مؤمنان بسیاری گرفتار آن هستند. باید در ظاهر و باطن با خدا معامله کرده و در بند مدح تشکر بندگان خداوند نباشید که اگر خداوندتان که منزه و بالاتر از آن چیزهایی است که با او شریک می گیرید؛ ثنای شما رانگوید و نفس او از شما راضی نباشد، هیچ چیز به کارتان نخواهد آمد .خداوند تعالی می فرماید:
{ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوا وَّيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا فَلَا تَحْسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٍ مِّنَ الْعَذَابِ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿188﴾ }
[آل عمران] صدق الله العظيم.
{ گمان مبر آنها که از اعمال خود خوشحال میشوند، و دوست دارند در برابر کار (نیکی) که انجام ندادهاند مورد ستایش قرار گیرند، از عذاب (الهی) برکنارند! برای آنها، عذاب دردناکی است!}
ای انصار ، خداوند با بزرگترین نشانه در کتاب خود مهدی منتظر را تأیید و حمایت کرده است و آن حقیقت اسم اعظم الهی است که در قلب های عده ای ازانصار امام مهدی که مخلص و ربانی باشند قرار دارد. آنان که از حقیقت نام اعظم خداوند آگاهند و به یقین می دانند که ناصر محمد یمانی حقأ و بدون شک و تردید مهدی منتظر است چراکه درک کرده اند حب و قرب خداوند و رضوان نفس او حقیقتأ از نعیم بهشت -هر چه که می خواهد باشد- بزرگتر است . آنها کسانی هستند که خداوند دوستشان دارد و آنها نیز به شدت او را دوست دارند.( يحبهم الله ويحبونه حُباً شديداً)
به خداوندی که جز او خدایی نیست سوگند ، آنان به ملکوت خداوند در دنیا و آخرت قانع نمی شوند مگر آنکه رضوان خداوند در نفسش تحقق یابد و خداوند به گواهی آیات محکم کتابش ،برخود واجب کرده است که بندگان صالح خود را راضی کند :
{ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ }
صدق الله العظيم.
{هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند؛}
اما برخی از آنها که از عذاب خداوند رهایی یافته و به بهشت رفته اند ؛ به آنچه که خداوند از فضل خود به آنان عطا نموده ، شاد و مسرورند و برخی نیز در آرزوی شهادت در راه خداوند هستند و آنان را از خداوند راضی خواهید یافت. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ﴿169﴾ فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿170﴾ يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّـهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّـهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿171﴾ }
[آل عمران] صدق الله العظيم.
{ هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. (۱۶۹) آنها بخاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند؛ و بخاطر کسانی که هنوز به آنها ملحق نشدهاند خوشوقتند؛ که نه ترسی بر آنهاست، و نه غمی خواهند داشت. (۱۷۰) و از نعمت خدا و فضل او مسرورندو خداوند، پاداش مؤمنان را ضایع نمیکند (۱۷۱)}
آنها را راضی از عطای خداوند خواهید یافت و به همین دلیل است که خداوند تعالی درباره حالاتشان می فرماید:
{ فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ آنها بخاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند }
صدق الله العظيم.
این نشانه آن است که خداوند به وعده خود به آنها عمل کرده و آنها در نفس خود به آن راضی اند:
{ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ}
صدق الله العظيم.
{هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند؛}
آنان کسانی هستند که جان و مال خود را در ازای بهشتی که خداوند در آیات محکم کتاب به آنها شناسانده است ؛ به او فروخته اند و بهشت به بهای جان و اموالشان به آنها داده شده است و گواه این وعده حق خداوند در آیات محکم کتابش است:
{إِنَّ اللَّـهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ۚ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ ۚ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّـهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ ۚ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴿111﴾ }
[التوبة] صدق الله العظيم.
{ خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد؛ در راه خدا پیکار میکنند، میکشند و کشته میشوند؛ این وعده حقّی است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده؛ و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدی که با خدا کردهاید؛ و این است آن پیروزی بزرگ!}
اما گروه دیگری هستند که بهشت خداوند،هر چقدرهم که باعظمت باشد؛ راضی شان نخواهد کرد مگر آنکه نعیم اعظم از بهشت پروردگار سبحان تحقق یابد. حب آنها به خداوند بیش از تمام بندگان است و خداوند نیز آنها را به همان میزان دوست دارد. آنان عبادت خود را از طمع به بهشت مادی پاک و منزه کرده اند ؛ لذا می بینید خداوند در برابرخواسته شان بهشت را به آنها وعده نمی دهد. آنها گروهی هستند که خداوند تعالی وعده آمدن آنها را در صورت بازگشت مؤمنان از دینشان داده است . خداوند تعالی می فرماید:
{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّـهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّـهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿54﴾ }
[المائدة] صدق الله العظيم.
{ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند گروهی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد میکنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد میدهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.}
و از آنجا که خداوند راضی شدن بندگان صالح را بر نفس خود واجب نموده است ، در آیات محکم خداوند به حق وعده می دهد:
{ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ }
صدق الله العظيم
{هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند؛}
سؤالی که مطرح می شود این است که :آیا زمانی که آنان می بینند حبیبشان خداوند رحمان، به علت ظلم بندگان در حق خود ؛ در نفس خود راضی نبوده و بیش از آنچه که مادر بر فرزند حسرت می خورد، برای بندگانی که در حق خود ظلم کرده اند حسرت خورده و حزین است،به بهشت نعیم و حورالعین راضی می شوند؟
زمانی که فرشتگان به سوی آنها آمده ومژده بهشتی را که خداوند وعده داده بود ، به آنان می دهند و می خواهند آنها را به سمت آن ببرنداز دیدن حزن عمیق و سکوت آنها تعجب می کنند. فرشتگان به آنها می گویند نه ترسی برایتان هست و نه اندوهی؛ پاسخ می شنوند : به خداوند قسم تا زمانی که نعیم اعظم برای ما محقق نگردد، غم و حزن ما -برای تحقق نیافتن - نعیم اعظم بیش از حسرت کسانی است که بر خود ظلم کرده اند. فرشتگان متوجه منظورشان نشده و فکر می کنند از نعیم بهشت سخن می گویند!لذا دوباره به آنها بشارت داده و می گویند:
{ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ }
[فصلت:30] صدق الله العظيم
{نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است}
اما بشارت فرشتگان درباره رسیدن به بهشت نعیم خداوند برایشان فایده ای ندارد و این باعث تعجب فرشتگان مقرب خداوند رحمان می گردد .لذا می گویند: این گروه را چه شده و چرا مثل بسیاری از مؤمنان دیگر که بخاطر جنت نعیم بسیار مسروراند، اینان شاد نبوده و غمگین هستند؟ نعیم اعظمی که به آن امید دارند ، مگر از جنت نعیم بزرگتر است ؟فرشتگان از کار آنها در حیرتند. آنها نه از کسانی هستند که به جهنم رانده شوند و نه حاضرند که به سوی بهشت بروند!
پس آنها راازبین متقیان در نزد خداوند رحمن محشورمی کنند و گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{ يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَـٰنِ وَفْدًا ﴿85﴾ }
[مريم] صدق الله العظيم
{روزی که پرهیزگاران را چون مهمانان گرامی به نزد خدای رحمان محشور سازیم}
امام آنها در پیشاپیش آنها گام بر می دارد تا در پیشگاه خداوند رحمان قرار می گیرند و کارشان تا زمانی به تأجیل می افتد. حساب رسی بین امتها ادامه می یابد و هرکس برای - رهایی -خودش تلاش ومجادله می کند.گواه آن نیزفرموده خداوند تعالی است که :
{ يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿111﴾ }
[النحل] صدق الله العظيم.
{روزی را که هر کس به دفاع از خود برمیخیزد؛ و نتیجه اعمال هر کسی، به او داده میشود؛ و به آنها ظلم نخواهد شد!}
اما این میهمانان در پیشگاه خداوند ساکت ایستاده اند. سپس مشرکان به دنبال شفیعانی می گردند که در دنیا آنها را بزرگ داشته و خدا را تنها مختص آنها دانسته و می گفتند اینها شفیعان ما در نزد خداوندند. همان گونه که مسلمانان منتظر شفاعت محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و مسیحیان منتظر شفاعت رسول الله مسيح عيسى ابن مريم صلى الله عليه وآله وسلم هستند.
سپس نوبت به احضار تمامی انبیاء و رسولان و اولیاء مقرب خدا می رسد که پیروانشان به ناحق درموردشان مبالغه کرده بودند. وقتی پیروانشان آنها را می بینند ؛ آنها را شناخته و می گویند:
{ وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَـٰؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُو مِن دُونِكَ ۖ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿86﴾ }
[النحل] صدق الله العظيم.
{ و هنگامی که مشرکان معبودهایی را که همتای خدا قرار دادند میبینند، میگویند: «پروردگارا! اینها همتایانی هستند که ما به جای تو، آنها را میخواندیم! «در این هنگام، معبودان به آنها میگویند: «شما دروغگو هستید!}
خداوند به آنها-پیروانی که در حق بندگان مقرب مبالغه کرده بودند- می گوید اگر راست می گویید، آنان را بخوانید تا در نزد خداوند شفاعتتان را کنند و خداوند تعالی فرموده است:
{ وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ ۚ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ ﴿64﴾ }
[القصص] صدق الله العظيم.
{ به آنها گفته میشود: «معبودهایتان را که همتای خدا میپنداشتید بخوانید (تا شما را یاری کنند)!» معبودهایشان را میخوانند، ولی جوابی به آنان نمیدهند! و عذاب الهی را میبینند، و آرزو میکنند ای کاش هدایت یافته بودند}
سپس خداوند رو به سوی بندگانی که بنا حق مورد مبالغه پیروانشان قرار گرفته بودند میکند و می پرسد. خداوند تعالی می فرماید:
{ وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَـٰؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ ﴿17﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ وَلَـٰكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّىٰ نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا ﴿18﴾ }
[الفرقان] صدق الله العظيم.
{روزی را که همه آنان و معبودهایی را که غیر از خدا میپرستند جمع میکند، آنگاه به آنها میگوید: «آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا خود آنان راه را گم کردند؟!» (۱۷) میگویند: «منزّهی تو! برای ما شایسته نبود که غیر از تو اولیایی برگزینیم، ولی آنان و پدرانشان را از نعمتها برخوردار نمودی تا اینکه یاد تو را فراموش کردند و تباه و هلاک شدند.» (۱۸)}
اولیاء خداوند امر به تعظیم بنا حق خود را انکار می کنندو خداوند تعالی می فرماید:
{ وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ ۚ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ ۖ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿28﴾ فَكَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ ﴿29﴾ }
[يونس] صدق الله العظيم.
{روزی را که همه آنها را جمع میکنیم، سپس به مشرکان میگوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید سپس حجاب بین آنها را برمیداریم و معبودهایشان (به آنها) میگویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمیکردید!» (۲۸)همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، که ما از عبادت شما غافل بودیم! (۲۹)}
اما گروه های دیگر به سرزنش امت های گمراهی می پردازند که قبل از آنها زندگی می کردند. خداوند تعالی می فرماید:
{ قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَـٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿63﴾ }
[القصص] صدق الله العظيم.
{ گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است میگویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم( پاسخ گروه اول)؛ ما آنها را گمراه کردیم همانگونه که خودمان گمراه شدیم(پاسخ پدران و اجداد گروه اول)؛ ما از آنان به سوی تو بیزاری میجوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمیپرستیدند(پاسخ بندگان مکرمی که توسط مشرکان مورد پرستش قرار گرفته بودند) }
و منظورشان از: { رَبَّنَا هَؤُلَاء الَّذِينَ أَغْوَيْنَا } پدرانی است که قبل از آنها بودند که برای نزدیکی به خداوند بندگان صالح خداوند را عبادت می کردندو اینها هم کورکورانه از آنها پیروی کردند.به همیین دلیل قضیه را به پدرانشان که قبل از آنها زندگی می کردند؛می کشانندو می گویند{ رَبَّنَا هَؤُلَاء الَّذِينَ أَغْوَيْنَا }یعنی آنها بودند که باعث شدند مااغوا شده و حق را نبینیم و سپس این گفته و اعترافشان که { أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا } یعنی همان گونه که خود گمراه شده بودیم آنان را نیز گمراه کردیم و در حق بندگان مکرم خداوند بناحق مبالغه کرده و به جای تو آنها را بخوانیم. سپس بندگان مکرم به آنها جواب می دهند:
{ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ما از آنان به سوی تو بیزاری میجوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمیپرستیدند }
صدق الله العظيم
و امادسته دیگری هستند که به خیال خود فرشتگان را می پرستیدند، اما درحقیقت شیاطین جن را عبادت می کردند . شیاطین خود را فرشتگان مقرب خداوند رحمان معرفی کرده و فرمان داده بودند تا برای نزدیکی به خداوند در برابر شان سجده کنند؛ پس خداوند برای سؤال رو به فرشتگان مقرب می نماید و می فرماید:
{ وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَـٰؤُلَاءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ ﴿40﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم ۖ بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ ۖ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ ﴿41﴾ }
[سبأ] صدق الله العظيم.
{روزی را که خداوند همه آنان را بر میانگیزد، سپس به فرشتگان میگوید: «آیا اینها شما را پرستش میکردند؟!» (۴۰) آنها میگویند: «منزّهی (از اینکه همتایی داشته باشی)! تنها تو ولیّ ماهستی، نه آنها؛ بلکه جنّ را پرستش مینمودند؛ و اکثرشان به آنها ایمان داشتند!» (۴۱)}
خداوند می فرماید که صدا یشان کرده و از آنها بخواهند که در نزد خداوند شفاعتشان را کنند؛ آن مردم – به خیال خود فرشتگان را –می خوانند و جوابی نمی گیرند و اینجاست که با عذاب روبرو شده و دستشان از هر چیزی کوتاه می شود. خداوند تعالی فرموده است:
{ وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ ۚ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ ﴿64﴾ }
[القصص] صدق الله العظيم.
{ به آنها گفته میشود: «معبودهایتان را که همتای خدا میپنداشتید بخوانید (تا شما را یاری کنند)!» معبودهایشان را میخوانند، ولی جوابی به آنان نمیدهند! و عذاب الهی را میبینند، و آرزو میکنند ای کاش هدایت یافته بودند}
آنگاه بنده ای از بندگان خداوند با ناله و فریاد به درگاه خداوند از ظلم این گروه از مردم - که برای خدا شریک گرفته اند -در حق خود شکایت می برد؛ پس غمی برغم آنها اضافه می شود. و این برای این است تا به کل از شفاعت بنده در پیشگاه خداوند مأیوس شوند و بعد از ناامید شدن از بندگان خداوند به سوی رحمت خدا پناه ببرند. گواه ان فرموده خداوند تعالی است که :
{ هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ ۚ وَرُدُّوا إِلَى اللَّـهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ ۖ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿30﴾ }
[يونس] صدق الله العظيم.
{ آنجاست که هر کسی جزای آنچه در گذشته انجام داده است، میچشد، و به پیشگاه خداوند که سرور راستین آنهاست، بازبرده شوند، و بر ساختههایشان بر باد رود و از دید آنان ناپدید شود (۳۰)}
سپس نوبت به عطای خداوند به پیشوای گروه اندکی از متأخران(اشاره به آيه كريمه ثلة من الاولين و قليل من الاخرين ) می رسد، تا بنده خود و کسانی که بر طریق او هستند را راضی نماید. خداوند رفیع ترین درجه بهشت را به او عرضه می کند، نمی پذیرد، خداوند به عطای خود می افزاید و می گوید او را خلیفه تمام ملکوت خواهد کرد ، نمی پذیرد. باز خداوند به بخشش خود می افزاید و قدرت کن فیکون را به او عطا می کند، و او را با قدرت مطلقه کن فیکون یاری مینماید اما او از پذیرفتن آن سرباز می زند. تمام بندگان صالح خداوند و حتی فرشتگان مقرب درگاه خداوند از شدت تعجب متحیر می مانند و می گویند:این دیگر چه نعیمی است که ازآنچه که خداوند به او عرضه کرده است عظیم تر است .این بسیارعجیب است!
اما مردمان صالح گمان ناحق در باره این بنده کرده و پیش خود می گویند چه نعیمی ممکن است از آنچه که خداوندش به او عرضه داشته بزرگتر باشد؛ این بنده می خواهد که خدا باشد.اورا چه می شود و چه می خواهد.حاضر نمی شودخلیفه خدا در ملکوت بهشت باشد، بهشتی که به اندازه آسمان ها و زمین است،خلیفه گری خداوند بر کل ملکوت خداوند را نیز رد می کند،مگر نعیمی بزرگتر از این ملکوت هست؟ چگونه است که خداوند کل عالم وجود را برای او تسخیر کرده ولی او نمی پذیرد؟
چهره همگان از این بنده متحیر شده و همراهان اندک او می بینند که این شگفتی در صورت صالحان فزونی گرفته و تمام فرشتگان مقرب را فرا می گیرد.آن گاه از وحشت بندگان صالح و مقرب خداوند همراهان این بنده لبخند میزنند چرا که آنها از حقیقت اسم اعظم خداوند آگاهند : رضای خداوند در نفسش.
و چگونه ممکن است خداوند در نفس خود راضی شود؟ این زمانی رخ می دهد که تمام بندگان، مشمول رحمت او قرار گیرند.آنها(همراهان امام= محبوبان خداوند و محبان او=یحبونهم الله و یحبونه) نیز مثل امامشان اصرار دارند که نعیم اعظم از نعیم جنت تحقق یابد.زمانی که این بنده با خداوند سخن می گوید از جانب خود و تمام آنهاست چراکه هدفشان یکی است و دومی ندارد، و هیچ چیز را به جای آن نمی پذیرند.
خداوند از بین بندگانش، تنها به این بنده اجازه می دهد که با او سخن بگوید چراکه او به شفاعت بندگان نپرداخته و گمراهی شان را بیش از آن که بوده نمی کند. خداوند به او اجازه سخن گفتن می دهد چرا که می داند او از میان متقیانی که اجازه سخن گفتن ندارند؛ به صواب سخن خواهد گفت . گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا ﴿31﴾ حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا ﴿32﴾ وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا ﴿33﴾ وَكَأْسًا دِهَاقًا ﴿34﴾ لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا ﴿35﴾ جَزَاءً مِّن رَّبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا ﴿36﴾ رَّبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَـٰنِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ﴿37﴾ يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا ۖ لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَـٰنُ وَقَالَ صَوَابًا ﴿38﴾ }
[النبأ] صدق الله العظيم.
{مسلّماً برای پرهیزگاران نجات و پیروزی بزرگی است: (۳۱) باغهایی سرسبز، و انواع انگورها، (۳۲) و حوریانی بسیار جوان و همسن و سال، (۳۳) و جامهایی لبریز و پیاپی (از شراب طهور)! (۳۴) در آنجا نه سخن لغو و بیهودهای میشنوند و نه دروغی! (۳۵) این پاداشی است از سوی پروردگارت و عطیهای است کافی! (۳۶) همان پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است، پروردگار رحمان! و (در آن روز) هیچ کس حق ندارد سخنی بگوید (۳۷) روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف میایستند وسخن نمي گويند ، جز کسی که خداوند الرحمن به او اجازه سخن گفتن می دهد و او به صواب سخن می گوید (۳۸)}
علت اینکه به این بنده اجازه داده می شود تا باره سر شفاعت با خداوند صحبت نماید این است که او از خداوند درخواست شفاعت نمی کند؛ چرا که سزاوار او نیست درباره شفاعتی که تمامأ در اختیار خداوند است سخن بگوید. بنده که مهربانتر از خداوند ارحم الراحمین نیست، او درخواست تحقق یافتن نعیم اعظم را می کند و مادامی که خداوند در نفس خود راضی نباشد ؛ نعیم اعظم محقق نخواهد شد.و آن بنده که الرحمن به او اجازه سخن گفتن داده و او سخن صواب می گوید ، تنها بنده ای است که حقیقت اسم اعظم خداوند را دانست و آن را به مردم یاد داد ، سپس انصار واقعی وی از حقیقت اسم اعظم خداوند آگاه شدند.
به این دلیل که او درباره حقیقت اسم اعظم که سر شفاعت در آن نهفته است؛ با خداوند سخن می گوید؛ به او اجازه صحبت کردن داده می شود و خداوند تعالی می فرماید:
{ وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ۚ حَتَّىٰ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ ۖ قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿23﴾ }
[سبأ] صدق الله العظيم.
{نزد او هیچ شفاعتی نیست مگر به کسی که او اجازه دهد، تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد میگویند: «پروردگارتان چه دستوری داده؟» میگویند: «حقّ را ؛ و اوست بلند مقام و بزرگ مرتبه!»}
اصحاب قلب هایی که گمان دارند عذابی در پیش دارند که پشت را در هم میشکند!(سوره القیامه آیه 25: تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ) زمانی که بخشش به گوششان می رسد، اضطراب از دلهایشان زائل می شود به همراهان آن عبد خدا می گویند:
{ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ }
و همراهان آن بنده پاسخشان می دهند که :
{ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ }
صدق الله العظيم.
اینجاست که تمام بندگان خداوند از حقیقت اسم اعظم خداوند آگاه می شوند و راز پنهانش در کتاب را درک می کنند. خداوند با این راز بر تعداد کم از بندگان خود منت گذارده و آنها را بر منابر نور گرد می آورد،مقامی در پیشگاه خداوند- به آنها عطا می شود- که انبیاء و شهداء به آن غبطه می خورند و اینها همان میهمانان مکرمی هستند که در پیشگاه خداوند محشور می گردند. خداوند تعالی می فرماید:
{ يَوْمَ يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَـٰنِ وَفْدًا ﴿85﴾ }
[مريم] صدق الله العظيم.
{روزی که پرهیزگاران را چون مهمانان گرامی به نزد خدای رحمان محشور سازیم}
اینان میهمانان گرامی خداوند و بالاترین مردمانند، و برای هرکس برحسب عمل او درجه ای است. این گروه که انبیاء و شهداء به مقامشان غبطه می خورند، نه از انبیاء هستند و نه در آرزوی شهادتند تا هدفشان تنها شهید شدن در راه خداوند باشد؛ بلکه می خواهند برای تحقق هدفشان که هدایت بشریت است زنده بمانند.
این گروه دوستان و حبیبان خداوند هستند که خداوند تعالی در آیات محکم کتابش به وعده ی آنها را داده است که :
{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّـهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّـهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿54﴾ }
[المائدة] صدق الله العظيم.
{ ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند جمعیّتی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد میکنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد میدهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.}
انبیاء و شهداء به جایگاه این افراد در نزد خدا غبطه می خورند، گواه این حدیث حقی از جانب محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم است که از طریق راویان به درستی منتقل شده است و از ابن أبي الدنيا وابن جرير وابن المنذر وأبو الشيخ وابن مردويه والبيهقي عن أبي هريرة رضي الله عنه نقل شده است که : رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده اند:
[ إن من عباد الله عبادا يغبطهم الأنبياء والشهداء يوم القيامة بمكانهم من الله. قيل: من هم يا رسول الله؟ قال: قوم تحابوا في الله من غير أموال ولا أنساب، وجوههم نور على منابر من نور، لا يخافون إذا خاف الناس، ولا يحزنون إذا حزن الناس ]
صدق محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم
[بندگانی از بندگان خداوند هستند که در روز قیامت، انبیاء و شهداء به جایگاه آنها در نزد خداوند غبطه می خورند. پرسیده شد: آنها چه کسانی هستند یا رسول الله؟. فرمود:آنها گروهي هستند كه بدون توجه به مال يا نژاد و تنها براي خدا همديگر را دوست ميدارند چهرههايشان از نور است و بر منبري از نور قرار دارند و چون مردم بترسند، آنها نميترسند و چون مردم اندوهگين شوند آنها اندوهگين نميشوند]
محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:
ابن أبي شيبة والحكيم الترمذي در نوادر الأصول از ابن مسعود رضي الله عنه نقل می کند: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود:
[ إن للمتحابين في الله تعالى عمودا من ياقوتة حمراء في رأس العمود سبعون ألف غرفة، يضيء حسنهم لأهل الجنة كما تضيء الشمس أهل الدنيا، يقول بعضهم لبعض: انطلقوا بنا حتى ننظر إلى المتحابين في الله، فإذا أشرفوا عليها أضاء حسنهم أهل الجنة كما تضيء الشمس لأهل الدنيا ]
[ برای آنان كه در راه خدا به يكديگر محبت و دوستی دارند، همانا خداوند تبارك و تعالى در بهشت ستونهايى از ياقوت سرخ آفريده است كه بر آن هفتاد هزار اتاق است ، حسن و جمال آنها در مقابل اهالی بهشت مانند درخشش خورشید بر اهالی دنیاست . عده ای با یکدیگرمی گویند: برویم تا نظری به روی محبان خدا بیندازیم ، و زمانی که آنها را مشاهده کنند ، حسنشان برای اهالی بهشت مانند نور خورشید برای زمینیان است.]
خداوند در آیات محکم کتاب خود به این گروه وعده داده است که :
{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ }
[المائدة:54] صدق الله العظيم.
{ ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد،خداوند گروهی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند}
آیا به بهشت یا آتش اشاره ای شده است؟عبادت آنها والاترین نوع عبادت در کتاب است. آنها قدرخداوند را آنگونه که شایسته اوست دانسته و او را برای ترس از آتش یا به طمع بهشت نمی پرستند، بلکه { يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند}.بخاطر اینکه آنها خدا را بیش از هرچیزدر عالم وجود دوست دارند چگونه ممکن است به چیزی در عالم وجود راضی شوند در حالی که حبیبشان خداوند د رنفس خود راضی نباشد؟
به خداوندی که جز او خداو معبودی نیست قسم، اگر خداوند یکی از انصار امام مهدی خطاب کرده و بفرماید: ای عبد نعیم اعظم، رضوان خداوند در نفسش محقق نمی شود مگراینکه برای رها شدن بندگانش ، تو خود را به آتش جهنم بیندازی ! جواب خواهد داد:
[خداوندا به عزت و جلال تو سوگند که من حاضر نیستم حتی برای فرزندم که پاره تن من است خود را به آتش جهنم بیندازم، اما محبت من به تو بیش از علاقه ام به خودم ،فرزندم و تمام انبیاء و رسولان و حور الطین و حورالعین است، پس اگر نعیم بزرگتر از بهشت تو تا زمانی که من خود را به آتش جهنم نیندازم تحقق نمی یابد،من ترا ای خداوند من و تمام بندگانی را که آفریده ای را به شهادت می گیرم - و شاهد بودن خداوند کافی است- که اگر این کار باعث تحقق نعیم اعظم می شود؛برای آنکه خداوند من در نفس خود راضی شده و دیگر حزین و متحسر نباشد؛من قدم زنان به سوی آتش جهنم نمی روم بلکه خود را با شتاب به داخل آن می اندازم. این بدان علت است که من ترا دوست دارم و تمام آرزو و خواسته وبهشت من این است که تودرنفس خود راضی بوده،و دیگر حزین و متحسر نبوده و خشمگین نباشی.به همین دلیل بنده توهرگز در نفس خود راضی نخواهد شد ، مگر آنکه تو در نفس خود راضی بوده و متحسر و حزین و خشمگین نباشی. این چنین است که من نعیم رضوان خدای خود را پرستش می کنم، که اگرآنرا برای بنده خود محقق نسازی پس او را برای چه آفریده ای؟ اگر نعیم اعظم را برای بنده ات محقق نگردانی در حق او ظلم کرده ای اما تو فرموده ای و فرمایش تو حق است که:
{ وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا }
[الكهف:49] صدق الله العظيم.
{و پروردگارت به هیچ کس ستم نمیکند}
لذا بنده تو نمی تواند و نمی خواهد که بتواند با بهشت نعیم و حور العین راضی شود، اگر نعیم اعظم برای بنده ات محقق نمی شود، اف بر نعیم بهشت که من هیچ به آن احتیاج ندارم یا ارحم الراحمین.چگونه ممکن است کسی که نعیم رضوان خداوندرا که از تمام ملکوت آسمان ها و زمین بزرگتر است انتخاب کرده باشد دچار گمراهی باشد. من می دانم که حکمت آفریدن این بنده و تمام بندگانت همین است وآن را با چیزی عوض نکرده و آنرا به عنوان راه رسیدن به تودر پیش گرفته ام.]
پایان پاسخ .....
ای مردم ، قسم به خداوند عظیم که استخوان های پوسیده و پراکنده را زنده می کند، آنچه که من از این بنده که خداوند به او خطاب می کند تا خود را فدا کرده و برای تحقق نعیم اعظم به آتش جهنم بیندازد به شما گفته ام را ؛ او به امام مهدی نگفته است، من از قبل ازجانب خداوند آگاه شده ام که او از کسانی است که خداوند او را برای خود خالص نموده است واز بین تمام مردم او اولین کسی است که به مهدی منتظر زکات می دهدو رسول الله درباره او فرموده است: [ ربح البيعة ]. بر او درود فرستید و سلام گویید .مرا وادار نکنید تا بگویم او کدامیک از انصار است ، بعد از فتح المبین( پیروزی آشکار) او و خانواده مکرم او را خواهید شناخت.او از آل بیت محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و از فرزندان إمام الحُسين ابن علي ابن أبي طالب است و او می داند که امام مهدی از سخنانی که او بر زبان خواهد آورد گفته است.
ممکن است شیاطین بشر بگویند آیا مهدی منتظر به این خاطر که او اولین کسی است که زکات واجب شده در کتاب را می پردازد از او تعریف می کند؟ امام ناصر محمد یمانی جواب می دهد:والله او می داند که این دروغ است .تعریف ناصر محمد یمانی از او به خاطر این که او اولین کسی است که به مهدی منتظر زکات پرداخت می کند نیست، بلکه من با اجازه خداوند به حق از او تعریف می کنم ، اگر خداوندی که به نگاه های دزدانه و رازهای پنهان شده در سینه ها آگاه است از عبادت او به من خبر نداده بود من چیزی از حقیقت عبادت او دربرابر خداوند نمی دانستم.
چه زیانی بزرگتر از زیان کسانی است که از پیروی از امام مهدی منتظر، عبد نعیم اعظم خداوند ناصر محمد یمانی رو برمی گردانند؟ زیان کسانی از مردم که در "دوره گفتگوی قبل از ظهور"خداوند آنها را از امر ما باخبر کرده چه زیانی است؟ از تقدیم بیعت ، دوستی ، گوش سپردن و اطاعت کردن و یاری رساندن به امری مهم و بزرگ مانند ظهور او بر مردم روبرمیگردانند ؟ چه زيان بزرگی می کنند و چقدر پشیمانی آنها عظیم است..چقدر پشیمانی آنها عظیم است ...چقدر پشیمانی آنها عظیم است...
ای مردم برای شما فقط یک نصیحت دارم ، این سخن، خبر بزرگی است (نباء عظيم ) ، یا ناصر محمد یمانی به حق سخن گفته و هدایتگر راه راست است و یا ناصر محمد یمانی مجنون است. اگر مجنون باشد ، یعنی عقل خود را از دست داده و لذا نمی تواند برای شما حجت و دلیلی بیاورد بلکه خردمندان در برابر او حجت می آورند. اگر او و دوستانش(اولیاء او) از خردمندان باشند پس حتمأ با آیات روشن و محکم کتاب که آیات اساسی و بنیانی قرآن عظیم هستند بر شما غلبه خواهند کرد.
وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين.
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
عبدالنعيم الأعظم
{روزی را که همه آنها را جمع میکنیم، سپس به مشرکان میگوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید سپس حجاب بین آنها را برمیداریم و معبودهایشان (به آنها) میگویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمیکردید!» (۲۸)همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، که ما از عبادت شما غافل بودیم! (۲۹)}
ليست هناك تعليقات:
إرسال تعليق