
پاسخ امام به ابو فراس الزهراني :العلم من ﷲ هو الحُجة والبرهان المُبين علمی که از نزد خدا باشد حجت و برهان آشکار است
الإمام ناصر محمد اليماني
04-01-2010, 12:20 am
04-01-2010, 12:20 am
بسم الله الرحمن الرحيم وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين ولا اُفرق بين أحداً من رُسله وأنا من المُسلمين السلام عليكم ورحمة الله وبركاته ،ای پرسشگر من امام مهدی هستم وبه جدم محمد رسول الله و خاندان پاک و مطهرش و صحابه برگزیده اش که با تمام وجود با او بوده اند صلوات و سلام می فرستم. خداوند برای شما در باره صحابه ای که قبل از پیروزی رسول خدا به او ایمان آورده و یاریش داده اند فتوا داده است؛همان کسانی که قبل از تمکین و فتح آشکار مکه از او پشتیبانی کرده بودند؛ همگی آنها را تحسین می کنم؛ همانگونه که خداوند تعالی در آیات محکم کتابش از آنها تمجید کرده است:
{ مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا } صدق الله العظيم, [الفتح: 29]{محمّد فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود میبینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را میطلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتی که جوانههای خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده است و بقدری نموّ و رشد کرده که زارعان را به شگفتی وامیدارد؛ این برای آن است که کافران را به خشم آورد .کسانی از آنها را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است.}
ابوبکر صدیق به حق یکی از انصار پیشتاز برگزیده و از صحابه مخلص محمد رسول الله است و خداوند در آیات محکم کتاب خود از همراهی او(بارسول الله) سخن به میان آورده است. خداوند تعالی می فرماید:
{ إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم, [التوبة: 40]{اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ آن هنگام که کافران او را بیرون کردند، در حالی که دوّمین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود میگفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد؛ و با لشکرهایی که مشاهده نمیکردید، او را تقویت نمود؛ و گفتار کافران را پایین قرار داد، و سخن خدا بالا است؛ و خداوند عزیز و حکیم است}و برای همین من امام مهدی به ابوبکر و عمر صلوات فرستاده و از جانب خداوند برایشان سلام می فرستم و درباره آنها به نیکویی سخن می گویم چراکه آنها در زمان سختی و قبل تمکین و فتح مکه ازانصار پیشتاز و برگزیده بودند. خداوند از آنان راضی و آنها نیز از او راضیند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً } صدق الله العظيم, [الفتح: 18]{ خداوند از مؤمنان ،هنگامی که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند، راضی و خشنود شد؛ خدا آنچه را در درون دلهایشان نهفته بود میدانست؛ از این رو آرامش را بر دلهایشان نازل کرد و پیروزی نزدیکی بعنوان پاداش نصیب آنها فرمود}
آیا خداوند از ابوبکر و عمر که از مؤمنانی بودند که زیر آن درخت با رسول خداوند بیعت کردند راضی نیست، آنها از مؤمنانی هستند که خداوند بشارت رضوان خود را به آنها داده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ} صدق الله العظيم{خداوند از مؤمنان ،هنگامی که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند، راضی و خشنود شد}
اما درمورد معاویة بن ابی سفیان و پسرش یزید، از قبل برای آنها در حدیثی صادق، حکم حق صادر گردیده است.آنها گروهی هستند که بر متقیان ظلم می کنند(اشاره به حدیث پیامبر در مورد عمار بن یاسر سلام الله علیه :قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: [[ تقتله الفئة الباغية ]] گروه یاغی اورا می کشد) ، شما می بینید من به هیچ یک از مسلمانان ولو اینکه بر خطا باشند لعنت نمیفرستم مگراینکه منافق باشند،آنها که تظاهر به ایمان می کنند اما در باطن کافرند. در مورد باقی افراد حکم با خداوندی است که از باطن مردم آگاه است .لذا ما خود را به حکم خداوند تعالی پای بند می دانیم که می فرماید:
{ تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم, [البقرة: 141]
{آنها امتی بودند که درگذشتند. آنچه کردند، برای خودشان است؛ و آنچه هم شما کردهاید، برای خودتان است؛ و شما درباره اعمال آنها بازخواست نمی شوید.}
شما که نام نابغه را برای خود برگزیده ای اگر واقعأ نابغه هستی، همراه با امام مهدی تلاش کن تا مسلمانان را متحد کرده و بر زخمشان مرهم نهی، قلب های آنان را تطهیر کرده و متحدشان کنیم، تا شوکت شان باز گردد. تا دینشان را به دسته ها و گروه های مختلف تقسیم نکرده و به اذن خداوند بهترین امتی شوند که در بین مردم برخاسته اند چراکه خداوند تعالی این امررا در کتاب خود حرام فرموده است:
{ وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ } صدق الله العظيم, [ال عمران: 105]{ مانند کسانی مباشید که پس از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد، پراکنده شدند و با هم اختلاف کردند. و ایشان برایشان عذابی بس بزرگ است.}
آیااز بیان حق خداوند تعالی در قرآن خبر داری که می فرماید:
{ وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ مانند کسانی مباشید که پس از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد،پراکنده شدند و با هم اختلاف کردند }
این از آیات محکم خداوند است و برای عالم و جاهل تان روشن است، گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَرِيماً}
صدق الله العظيم, [النساء: 31]{ اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی میشوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را میپوشانیم؛ و شما را در جایگاه خوبی وارد میسازیم}جز این نیست که اختلافات دینی شما از گناهان بزرگ به شمار می رود و باعث دسته بندی وپراکندگی مسلمانان در گروه ها و احزاب مختلف می شود ؛ و حاصل آن ضعف و از بین رفتن شوکت تان خواهد بود-چنان که همین اتفاق رخ داده است- آری این از گناهان بزرگی است که از آن نهی شده اید: "تفرقه دردین خداوند و نابود کردن وحدت مسلمانان"، و برای همین خداوند وعده داده است که در صورت مخالفت با فرمان او به عذاب سختی دچار می شوید.
صدق الله العظيم, [النساء: 31]{ اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی میشوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را میپوشانیم؛ و شما را در جایگاه خوبی وارد میسازیم}جز این نیست که اختلافات دینی شما از گناهان بزرگ به شمار می رود و باعث دسته بندی وپراکندگی مسلمانان در گروه ها و احزاب مختلف می شود ؛ و حاصل آن ضعف و از بین رفتن شوکت تان خواهد بود-چنان که همین اتفاق رخ داده است- آری این از گناهان بزرگی است که از آن نهی شده اید: "تفرقه دردین خداوند و نابود کردن وحدت مسلمانان"، و برای همین خداوند وعده داده است که در صورت مخالفت با فرمان او به عذاب سختی دچار می شوید.
گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ } صدق الله العظيم, [ال عمران: 105]{ مانند کسانی مباشید که پس از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد، پراکنده شدند و با هم اختلاف کردند. و ایشان برایشان عذابی بس بزرگ است.}
سبب نزول عذاب، این است که آنها از بیانات خداوند که درآیات محکم کتابش آمده است روبرمی گردانند. گواه ان فرموده خداوند تعالی است که :
{ وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ } صدق الله العظيم, [البقرة: 99]
{ ما آیات روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمیورزد.}
برای همین است که می بینید امام مهدی علمای مسلمانان و امت هایشان را به گردن نهادن به آیات محکم کتابی که برای عالم و جاهلتان واضح و روشن است دعوت می نماید. سؤالی که مهدی منتظر از تمام علمای مسلمین دارد این است که چرا به دعوت کسی که شما را به سوی پیروی از آیات محکم کتاب که بصورت کاملأ روشن در قرآن عظیم آمده است، می خواند پاسخ نمی دهیدواگر به آن ایمان دارید چرا مانند برخی از اهل کتاب از پذیرش حکم خداوند درقرآن عظیم سرباز می زنید وخداوند تعالی می فرماید:
{ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوْتُواْ نَصِيباً مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ }صدق الله العظيم, [ال عمران: 23]
{آیا ندیدی کسانی را که بهرهای از کتاب (آسمانی) داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، روی میگردانند، در حالی که (از قبول حق) اعراض دارند}
برای اینکه حکم مسائل دینی که درباره آنها اختلاف دارید را در آن می یابید.خداوند تعالی می فرماید:{ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ} صدق الله العظيم [المائدة: 48]
{ و کتاب آسمانی [قرآن] را به راستی و درستی بر تو نازل کردیم که تأییدکننده کتابهای آسمانی پیشین و حاکم بر آنهاست، پس در میان آنان بر وفق آنچه خداوند نازل کرده است، داوری کن و به جای حق و حقیقتی که بر تو نازل شده از هوی و هوس آنان پیروی مکن}{ إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ } [النمل: 76]صدق الله العظيم
برای اینکه حکم مسائل دینی که درباره آنها اختلاف دارید را در آن می یابید.خداوند تعالی می فرماید:{ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ} صدق الله العظيم [المائدة: 48]
{ و کتاب آسمانی [قرآن] را به راستی و درستی بر تو نازل کردیم که تأییدکننده کتابهای آسمانی پیشین و حاکم بر آنهاست، پس در میان آنان بر وفق آنچه خداوند نازل کرده است، داوری کن و به جای حق و حقیقتی که بر تو نازل شده از هوی و هوس آنان پیروی مکن}{ إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ } [النمل: 76]صدق الله العظيم
{ این قرآن اکثر چیزهایی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بیان میکند}
اما از پذیرفتن دعوتی که شما را به حکم کتاب خدا می خواند،سرباز می زنیدو خداوند تعالی می فرماید:
اما از پذیرفتن دعوتی که شما را به حکم کتاب خدا می خواند،سرباز می زنیدو خداوند تعالی می فرماید:
{ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوْتُواْ نَصِيباً مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ}صدق الله العظيم, [ال عمران: 23]{آیا ندیدی کسانی را که بهرهای از کتاب (آسمانی) داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، روی میگردانند، در حالی که (از قبول حق) اعراض دارند}
سؤالی که مطرح می شود این است که چرا پیرو این مردم شده و مانند آنها از دعوت کتاب خداوند رو برمی گردانید و به راه آنها می روید و از آیات کتابی که برای عالم و جاهلتان روشن است روبرمی گردانید؟ آیا راضی هستید که مانند فاسقانی باشید که ازآیات کتابی که برای عالم و جاهلتان روشن است روبرمی گردانند.فرموده خداوند تعالی را به یاد داشته باشیدکه :
سؤالی که مطرح می شود این است که چرا پیرو این مردم شده و مانند آنها از دعوت کتاب خداوند رو برمی گردانید و به راه آنها می روید و از آیات کتابی که برای عالم و جاهلتان روشن است روبرمی گردانید؟ آیا راضی هستید که مانند فاسقانی باشید که ازآیات کتابی که برای عالم و جاهلتان روشن است روبرمی گردانند.فرموده خداوند تعالی را به یاد داشته باشیدکه :
{وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ }
صدق الله العظيم, [البقرة: 99]
{و ما آیات روشنی برای تو نازل کردیم و جز فاسقان به آن کافر نمی شوند}
زیرا که آین آیات از آیات روشن و اساس کتاب می باشد . طبق فرموده خداوند تعالی:
{ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ} صدق الله العظيم, [ال عمران: 7]{او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که بخشی ، آیات «محکم» [= صریح و روشن] است؛ که اساس این کتاب میباشد}و از آیات روشن کتاب برای عالم و جاهلتان که می فرماید:
{ وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ }
صدق الله العظيم, [الأنعام: 51]
صدق الله العظيم, [الأنعام: 51]
{ و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز میترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعتکنندهای جز او ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند}
و فرموده خداوند تعالی که :{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ } صدق الله العظيم, [البقرة: 254]{ ای کسانی که ایمان آوردهاید! از آنچه به شما روزی دادهایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است ، و نه دوستی ، و نه شفاعت؛ و کافران،( به این امر) خود ستمگرند}
و فرموده خداوند تعالی که :{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ } صدق الله العظيم, [البقرة: 254]{ ای کسانی که ایمان آوردهاید! از آنچه به شما روزی دادهایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است ، و نه دوستی ، و نه شفاعت؛ و کافران،( به این امر) خود ستمگرند}
اما با کمال تأسف، همچنان که خودتان می بینید از آیه های روشن کتاب که بنیان کتابند رو برگردانده و در امر شفاعت از آیه های متشابه پیروی می کنید ؛ آیاتی که توضیح و بیان آنها آنگونه که شما تصور می کنید نیست. این آیات متشابه هستند و بیانی غیر از آنچه که از ظاهر آنها برمی آید دارند و خداوند به شما امر نفرموده است تااز ظاهر این آیه ها پیروی کنید چرا که تأویل این آیات از اسرار کتاب خداوند است که کسی جز خداوند و راسخان در علم -که ائمه برگزیده خداوند هستند- از آنها اطلاعی ندارد.البته اگر راسخان در علم در میانتان باشند - که تفسیر درست آنرا خواهند گفت-و اگر نباشند، دستور خداوند پیروی از ظاهر آیات متشابه نیست ، بلکه باید ازآیات محکم کتاب که برای عالم و جاهل و هر عرب زبانی، کاملأ روشن است پیروی کنید. اما شما ظاهر متشابه آیه ها را گرفته و از آن برای احادیث و روایات فتنه برانگیزی که وارد سنت شده اند وباظاهر متشابه آیات تطابق دارند گواهی پیدا میکنید .برای همین شما از ظاهر متشابه آیات برای اثبات درستی روایت فتنه برانگیز جعلی استفاده می کنید در حالیکه از جعلی بودن این روایت ها بی خبریدو تصور می کنید این احادیث برای تأویل آیه آمده است.لذا خداوند تعالی می فرماید:
{ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ}
صدق الله العظيم, [ال عمران: 7]{ او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که بخشی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن] است؛ که اساس این کتاب میباشد؛ و بخشی «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنهانگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن میطلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمیدانند. میگویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمیشوند}
صدق الله العظيم, [ال عمران: 7]{ او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که بخشی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن] است؛ که اساس این کتاب میباشد؛ و بخشی «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنهانگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن میطلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمیدانند. میگویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمیشوند}
ممکن است کسی صحبت های مرا قطع کرده و سؤال کند ناصر محمد یمانی مگر حدیث صحیح نقل شده ازمحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ، همواره مشابه آیات قرآن نیست .همانگونه که پیامبر فرمودند:(ما تشابه مع القرآن فهو مني)( هر حدیثی که مشابه آیات قرآن باشد از من است)امام مهدی ناصر محمد یمانی پاسخ می دهد، بله چنین است اما به شرطی که با هیچ یک از آیات روشن و محکم کتاب مغایرت نداشته باشد. سزاوار نیست که در کلام خداوند سبحان و تعالی تناقض وجود داشته باشد که این تصور درباره خداوند اشتباه بزرگی است. بیایید تا نکات بیشتر به شما یاد بدهم .بیان و تأویل آیات متشابه با ظاهرآن به کلی تفاوت داردو به همین دلیل است که کسی جز خداوند از تأویل آنها خبر ندارداما روایات فتنه برانگیز کاملأ با ظاهرآیه –متشابه- یکسان است.لذا خداوند تعالی می فرماید: { وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ کسی جز خدا تأویل آن را نمی داند} که منظور آیات متشابه است.لذا اگر حدیث تأویل آیه است پس چرا کاملا با ظاهر آن تشابه دارد.اما ای مردم مگر شما نمی دانید ظاهر آیات متشابه با آیات روشن و محکم کتاب که بنیان کتابند، تفاوت دارند و خداوند دراین آیات اسرار کتاب را نهاده که راسخون در علم-کسانی که ندانسته به خداوند نسبت نمی دهند- از آنها آگاهند. خداوند آیات متشابه را که تأویل آن ها را فقط خود می داند؛ برای شما حجت قرار نمی دهد؛ بلکه به شما فرمان داده است که باور داشته باشید تمام این آیات از جانب خداوند آمده اند و شما موظف هستید از آیه های محکم و روشن کتاب پیروی نمایید نه اینکه آنها را کنار گذاشته و از ظاهرآیات متشابه پیروی کنید؛ مگر آنکه در قلبتان نسبت به آیات حق و محکم و روشن قرآن انحرافی و مرضی وجود داشته باشد. برای همین خداوند تعالی می فرماید:
{ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ }صدق الله العظيم, [ال عمران: 7]{ او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که بخشی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن] است؛ که اساس این کتاب میباشد؛ و بخشی «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنهانگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن میطلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمیدانند. میگویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمیشوند}
خداوند به شما امر فرموده است تا از آیه های محکم کتاب پیروی کرده و به آیات متشابهی که تأویل آنها را جز خداوند نمی داند، ایمان داشته باشید؛ آیا پروا نمی کنید؟ اما من امام مهدی هستم که خداوند دانش آیات محکم و متشابه کتاب را به من آموخته تا در صورت روبرگرداندن شما از دعوت به سوی آیه های محکم کتاب شاهد خداوند برشما باشم. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}
صدق الله العظيم, [الرعد: 43]{و کافران گویند تو پیامبر نیستی، بگو خداوند و کسی که صاحب علم کتاب (آگاهی از قرآن =مهدی منتظر)است، بین من و شما گواه بس}
صدق الله العظيم, [الرعد: 43]{و کافران گویند تو پیامبر نیستی، بگو خداوند و کسی که صاحب علم کتاب (آگاهی از قرآن =مهدی منتظر)است، بین من و شما گواه بس}
از آنجا که خداوند علم کتاب را به من عطا نموده است، پس ازآیات محکم آن به یقین آگاهی دارم وخداوند آیات متشابهی که تأویل آنها راجزخود او نمی داند را به من آموخته است ؛ علیرغم اینکه من شما را به سوی پذیرش احکام آیه های محکم کتاب که آیات اساسی کتاب هستند، دعوت می کنم اما اکثر شما خود را به بی خبری و جهالت می زنید؛تنها کسانی در این آیات تردید می کنند که قلبشان از پذیرش حق منحرف شده باشد، کیست که این فرموده خداوند تعالی رانداند که :
{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ } صدق الله العظيم, [البقرة: 254]{ ای کسانی که ایمان آوردهاید! از آنچه به شما روزی دادهایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است ، و نه دوستی ، و نه شفاعت و کافران، خود ستمگرند}
سؤالی از جانب امام مهدی،آیا خداوند دراین آیه محکم ، از نفی شفاعت بندگان در پیشگاه رب المعبود سخن نمی گوید ، خداوند تعالی می فرماید:
{وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ } صدق الله العظيم, [الأنعام: 51]
{ و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز میترسند، بیم ده! یاور و سرپرست و شفاعتکنندهای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند}به فرموده خداوند تعالی نگاه کنید:
{ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ ! یاور و سرپرست و شفاعتکنندهای جز او [= خدا] ندارند } صدق الله العظيم
اما کسانی که به خدا ایمان نمی آورند مگر آنکه ایمان خود را به شرک آلوده کرده باشند می گویند صبرکن ناصر محمد یمانی، آنچه که نفی شده است شفاعت در حق کافران است، اما مؤمنان در پیشگاه خداوند مورد شفاعت قرار خواهند گرفت و برای همین است که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم برایشان شفاعت خواهد کرد.امام مهدی در پاسخ می گوید بگذار ببینیم که من به درستی سخن می گویم یا از دروغ گویانی هستم که نادانسته به خدا نسبت می دهند، پس قضاوت را به آیات محکم کتاب خداوند می سپاریم جایی که خداوند تعالی می فرماید:
{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ } صدق الله العظيم, [البقرة: 254]{ ای کسانی که ایمان آوردهاید! از آنچه به شما روزی دادهایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است ، و نه دوستی ، و نه شفاعت }
می بینیم که این مؤمنین هستند که درباره نفی شفاعت در پیشگاه خداوند مورد خطاب قرار می گیرندوگواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ } صدق الله العظيم, [البقرة: 254]{ ای کسانی که ایمان آوردهاید! از آنچه به شما روزی دادهایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است ، و نه دوستی ، و نه شفاعت }
سؤالی که مطرح می شود این است که آیا کلمه "لا" در لغت نامه زبان عربی به معنای نفی نیامده است و بخاطر همین است که می گویید (لا اله إلا الله) .به همین ترتیب در اینجا هم درسخن خداوند ازنفی استفاده می شود{وَلَا شَفَاعَةٌ} یعنی در پیشگاه خداوند نه ولی و نه نبی شفاعت کننده مؤمنین نیستند.
در مورد کلمه (لیسَ) نیزهمین طوراست. این کلمه بر نفی مطلق دلالت داردو برای همین خداوند تعالی می فرماید:
{ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ} صدق الله العظيم, [الشورى: 11]{هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست}
لذا خداوند تعالی می فرماید:
{ وَأَنذِرْبِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ } صدق الله العظيم, [الأنعام: 51]
{ و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز میترسند، بیم ده! یاور و سرپرست و شفاعتکنندهای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند}
آیا نمی بینید که امام مهدی با آیه های محکمی از کتاب که اساس آن هستند برای عالم و جاهل شما دلیل می آورد تا عقیده تان را تصحیح کرده وحق را به شما بشناساند، پس چرا از آیه های محکم کتاب که برای عالمان و جاهلانتان روشن است پیروی نمی کنید؛ مگر شما فاسقید؟ وخداوند تعالی میفرماید:
آیا نمی بینید که امام مهدی با آیه های محکمی از کتاب که اساس آن هستند برای عالم و جاهل شما دلیل می آورد تا عقیده تان را تصحیح کرده وحق را به شما بشناساند، پس چرا از آیه های محکم کتاب که برای عالمان و جاهلانتان روشن است پیروی نمی کنید؛ مگر شما فاسقید؟ وخداوند تعالی میفرماید:
{ وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ }
[البقرة: 99]{ما نشانههای روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمیورزد}{ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً} [الكهف: 57]{ چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکّر داده شده، و از آن روی گرداند، و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد(اعمال خود) فراموش کرد؟! ما بر دلهای اینها پردههایی افکندهایم تا نفهمند؛ و در گوشهایشان سنگینی نهاده ایم و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نمیشوند!}{ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ } [ال عمران: 7]
صدق الله العظيم{و کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که بخشی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن] است}و خداوند تعالی می فرماید:
[البقرة: 99]{ما نشانههای روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمیورزد}{ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً} [الكهف: 57]{ چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکّر داده شده، و از آن روی گرداند، و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد(اعمال خود) فراموش کرد؟! ما بر دلهای اینها پردههایی افکندهایم تا نفهمند؛ و در گوشهایشان سنگینی نهاده ایم و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نمیشوند!}{ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ } [ال عمران: 7]
صدق الله العظيم{و کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که بخشی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن] است}و خداوند تعالی می فرماید:
{ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلا شَفِيعٍ أَفَلا تَتَذَكَّرُونَ} [السجدة: 4]
{خداوند کسی است که آسمان و زمین و مابین آنها را در شش روز آفرید، سپس بر عرش استیلاء یافت، شما را جز او سرپرست و شفیعی نیست، آیا پند نمیگیرید}
و خداوند تعالی می فرماید:
{خداوند کسی است که آسمان و زمین و مابین آنها را در شش روز آفرید، سپس بر عرش استیلاء یافت، شما را جز او سرپرست و شفیعی نیست، آیا پند نمیگیرید}
و خداوند تعالی می فرماید:
{ وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ}
[الأنعام: 70]
{ و رها کن کسانی را که دین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا، آنها را مغرور ساخته، و با این (قرآن)، به آنها یادآوری نما، تا گرفتار اعمال خود نشوند! جز خدا، نه یاوری دارند، و نه شفاعتکنندهای! و هر گونه عوضی بپردازد، از او پذیرفته نخواهد شد؛ آنها کسانی هستند که گرفتار اعمالی شدهاند که خود انجام دادهاند؛ نوشابهای از آب سوزان برای آنهاست؛ و عذاب دردناکی بخاطر اینکه کفر میورزیدند }
[الأنعام: 70]
{ و رها کن کسانی را که دین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا، آنها را مغرور ساخته، و با این (قرآن)، به آنها یادآوری نما، تا گرفتار اعمال خود نشوند! جز خدا، نه یاوری دارند، و نه شفاعتکنندهای! و هر گونه عوضی بپردازد، از او پذیرفته نخواهد شد؛ آنها کسانی هستند که گرفتار اعمالی شدهاند که خود انجام دادهاند؛ نوشابهای از آب سوزان برای آنهاست؛ و عذاب دردناکی بخاطر اینکه کفر میورزیدند }
و خداوند تعالی می فرماید:
{ وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ } [يونس: 18]
{ آنها غیر از خدا، چیزهایی را میپرستند که نه به آنان زیان میرساند، و نه سودی میبخشد؛ و میگویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آیا خدا را به چیزی خبر میدهید که در آسمانها و زمین سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار میدهند!}
{ آنها غیر از خدا، چیزهایی را میپرستند که نه به آنان زیان میرساند، و نه سودی میبخشد؛ و میگویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آیا خدا را به چیزی خبر میدهید که در آسمانها و زمین سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار میدهند!}
و خداوند تعالی می فرماید:
{ وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلا شَفِيعٍ يُطَاعُ} [غافر: 18]
صدق الله العظيم,{و آنها را از روزالآزفه* بترسان، هنگامی که از شدّت وحشت دلها به گلوگاه میرسد و تمامی وجود آنها مملوّ از اندوه میگردد؛ برای ستمکاران دوستی وجود ندارد، و نه شفاعت کنندهای که شفاعتش پذیرفته شود.}
صدق الله العظيم,{و آنها را از روزالآزفه* بترسان، هنگامی که از شدّت وحشت دلها به گلوگاه میرسد و تمامی وجود آنها مملوّ از اندوه میگردد؛ برای ستمکاران دوستی وجود ندارد، و نه شفاعت کنندهای که شفاعتش پذیرفته شود.}
اما کسی که قلبش از حق منحرف شده از آنجا که نمی تواند آیه های محکمی را که آمده است انکار کند، طوری از آنها روبرمی گرداند که گویا هیچ چیزی از آن نمی داند و با آیات متشابه کتاب با من بحث کرده و دلیل می آورد؛ برای مثال فرموده خداوند تعالی که :
{ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ } [البقرة: 255]{کيست که در نزد اوشفاعت کند، جز به اجازه او }
فرموده خداوند تعالی :
{ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ}
[يونس: 3]{شفیعی نیست مگر پس از اجازه او}فرموده خداوند تعالی: {وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ (26) لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ (27) يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ (28)} [الأنبياء]
{آنها گفتند: «خداوند رحمان فرزندی برای خود انتخاب کرده است»! او منزه است آنها بندگان شایسته اویند. (۲۶) هرگز در سخن بر او پیشی نمیگیرند؛ و به فرمان او عمل میکنند. (۲۷) او اعمال امروز و آینده و اعمال گذشته آنها را میداند؛ و شفاعت نمیکنند مگر کسی که خدا راضی شود(تا سخن بگوید)؛ و از ترس او بیمناکند. (۲۸)}فرموده خداوند تعالی:{ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا (105) فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا (106) لا تَرَى فِيهَا عِوَجًا وَلا أَمْتًا (107) يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَت الأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلا تَسْمَعُ إِلاَّ هَمْسًا (108) يَوْمَئِذٍ لّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلا (109)} [طه]
{و از تو درباره کوهها سؤال میکنند؛ بگو: «پروردگارم آنها را (متلاشی کرده) برباد میدهد! (۱۰۵) سپس زمین را صاف و هموار و بیآب و گیاه رها میسازد... (۱۰۶) به گونهای که در آن، هیچ پستی و بلندی نمیبینی!» (۱۰۷) در آن روز، همه از دعوت کننده الهی پیروی نموده، و قدرت بر مخالفت او نخواهند داشت (و همگی از قبرها برمیخیزند)؛ و همه صداها در برابر (عظمت) خداوند رحمان، خاضع میشود؛ و جز صدای آهسته چیزی نمیشنوی! (۱۰۸) در آن روز، شفاعت هیچ کس سودی نمیبخشد، جز کسی که خداوند رحمان به او اجازه داده، و به گفتار او راضی شود. (۱۰۹)}
فرموده خداوند تعالی:{ وَلا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلاَّ مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ} [الزخرف: 86]{ کسانی را که غیر از او میخوانند قادر بر شفاعت نیستند؛ مگر آنکه شهادت به حق داده و بخوبی آگاهند }
[يونس: 3]{شفیعی نیست مگر پس از اجازه او}فرموده خداوند تعالی: {وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ (26) لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ (27) يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ (28)} [الأنبياء]
{آنها گفتند: «خداوند رحمان فرزندی برای خود انتخاب کرده است»! او منزه است آنها بندگان شایسته اویند. (۲۶) هرگز در سخن بر او پیشی نمیگیرند؛ و به فرمان او عمل میکنند. (۲۷) او اعمال امروز و آینده و اعمال گذشته آنها را میداند؛ و شفاعت نمیکنند مگر کسی که خدا راضی شود(تا سخن بگوید)؛ و از ترس او بیمناکند. (۲۸)}فرموده خداوند تعالی:{ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا (105) فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا (106) لا تَرَى فِيهَا عِوَجًا وَلا أَمْتًا (107) يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَت الأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلا تَسْمَعُ إِلاَّ هَمْسًا (108) يَوْمَئِذٍ لّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلا (109)} [طه]
{و از تو درباره کوهها سؤال میکنند؛ بگو: «پروردگارم آنها را (متلاشی کرده) برباد میدهد! (۱۰۵) سپس زمین را صاف و هموار و بیآب و گیاه رها میسازد... (۱۰۶) به گونهای که در آن، هیچ پستی و بلندی نمیبینی!» (۱۰۷) در آن روز، همه از دعوت کننده الهی پیروی نموده، و قدرت بر مخالفت او نخواهند داشت (و همگی از قبرها برمیخیزند)؛ و همه صداها در برابر (عظمت) خداوند رحمان، خاضع میشود؛ و جز صدای آهسته چیزی نمیشنوی! (۱۰۸) در آن روز، شفاعت هیچ کس سودی نمیبخشد، جز کسی که خداوند رحمان به او اجازه داده، و به گفتار او راضی شود. (۱۰۹)}
فرموده خداوند تعالی:{ وَلا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلاَّ مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ} [الزخرف: 86]{ کسانی را که غیر از او میخوانند قادر بر شفاعت نیستند؛ مگر آنکه شهادت به حق داده و بخوبی آگاهند }
فرموده خداوند تعالی: { وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى}[النجم: 26]
صدق الله العظيم,{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمیبخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود }
صدق الله العظيم,{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمیبخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود }
ای علمای مسلمین و پیروانشان، ما از تأویل آیات متشابه کتاب درباره راز شفاعت می گریزیم تا بیان حق باعث فتنه بیشتر شما نشود؛چرا که برخی از مردم هستند که حق جز بر گمراهی و پلیدیشان نخواهد افزود.ولی به شما پندی می دهم، شاید به این استثنا فکر کنید و آن فرموده خداوند تعالی است که :
{إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى}[النجم: 26]
صدق الله العظيم,{مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود}
صدق الله العظيم,{مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود}
به کلام خداوند تعالی بنگرید:{ وَيَرْضَى } صدق الله العظيم
شفاعت به صورتی که شما گمان دارید نیست.به درستی که بنده ای در بین بندگان هست که خداوند از میان تمام متقیان به او اجازه می دهد تا در این باره سخن گویدو او از خدا در خواست شفاعت نمی کند - این کار سرکشی بزرگی است و خداوند منزه و برتر از آن است که در برابرش سرکشی شود- بلکه به خداوند می گوید که حاضر به پذیرش بهشت نعیم نیست و درخواست می کند تا نعیم اعظم خداوند که همان رضوان خدا در نزدو نفس خود اوست تحقق یابد و خداوند راضی نخواهد شد مگر آنکه بندگانش مشمول رحمت او قرار گرفته باشند. برای همین است که خداوند تعالی می فرماید:
{ وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى}[النجم: 26]
صدق الله العظيم,{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمیبخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود }
صدق الله العظيم,{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمیبخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود }
بنابر این تحقق شفاعت به معنی رضوان خداوند در نفس خویش است و چگونه ممکن است خداوند در نفس خود راضی شود ؟ :زمانی که بندگان وارد رحمت او شوند؛اینجاست که خود خداوند یکتا و بی همتا شفاعت خواهد کرد که باعث تعجب و غافلگیری بزرگ اهالی آتش خواهد شد و گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ } [سبأ: 23]
{تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد میگویند: «پروردگارتان چه دستوری داده؟» میگویند: «حقّ را ؛ و اوست بلندمقام و بزرگمرتبه!»}
خداوند تعالی می فرماید:
{تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد میگویند: «پروردگارتان چه دستوری داده؟» میگویند: «حقّ را ؛ و اوست بلندمقام و بزرگمرتبه!»}
خداوند تعالی می فرماید:
{ وَلا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ}[سبأ: 23]{نزد او هیچ شفاعتی نیست بجز اینکه به کسی اجازه داده می شود(تا سخن گوید)، تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد میگویند: «پروردگارتان چه دستوری داده؟» میگویند: «حقّ را ؛ و اوست بلندمقام و بزرگمرتبه!»}
و اما بیان و توضیح این فرموده خداوند تعالی:
و اما بیان و توضیح این فرموده خداوند تعالی:
{ وَلا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ } صدق الله العظيممنظور خداوند این نیست که به او اجازه شفاعت کردن در حق بندگان را می دهد؛ بلکه اجازه سخن گفتن در این باره داده می شود؛ او نیز حرف صواب و درست را خواهد زدچرا که این بنده جرأت نمی کند در پیشگاه خداوند منزه و تعالی سرکشی بزرگی کرده و از شفاعت بگوید به همین علت است که می بینید به هیچ یک از متقیان از جنس جن و انس و هیچ یک از فرشتگان مقرب درگاه خداوند رحمان،اجازه نمی یابند تا در این باره با خداوندسخن گویند، چرا؟چون هیچ یک از راز اسم اعظم خداوند که درنفس او پنهان است چیزی نمی دانند و برای همین است که خداوند تعالی می فرماید:
{ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا (31) حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا (32) وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا (33) وَكَأْسًا دِهَاقًا (34) لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلا كِذَّابًا (35) جَزَاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا (36) رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا (37)}
صدق الله العظيم, [النبأ]{متقیان را در آن جهان مقام گشایش و هر گونه آسایش است. (۳۱) باغها و تاکستانهاست. (۳۲) و دختران زیبای دلربا که همه در خوبی و جوانی مانند یکدیگرند. (۳۳) و جامهای پر از شراب. (۳۴) هرگز در آنجا سخن بیهوده و دروغ نشنوند. (۳۵) این پاداشی از پروردگار توو عطایی است حسابشده. (۳۶) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است. رحمتگر بر آفریدگان. ایشان اختیار خِطابی از او ندارند. (۳۷)}
صدق الله العظيم, [النبأ]{متقیان را در آن جهان مقام گشایش و هر گونه آسایش است. (۳۱) باغها و تاکستانهاست. (۳۲) و دختران زیبای دلربا که همه در خوبی و جوانی مانند یکدیگرند. (۳۳) و جامهای پر از شراب. (۳۴) هرگز در آنجا سخن بیهوده و دروغ نشنوند. (۳۵) این پاداشی از پروردگار توو عطایی است حسابشده. (۳۶) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است. رحمتگر بر آفریدگان. ایشان اختیار خِطابی از او ندارند. (۳۷)}
ای بندگان خدا به آیات محکمی از کتاب خداوند بنگرید که در آنها به شما فتوا داده می شود که هیچ فرد متقی چه از جن و چه از انس حق سخن گفتن درباره شفاعت را با خدای رحمان ندارد؛ جبرییل و تمام فرشتگان مقرب درگاه رحمان نیز چنینند ،گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ} صدق الله العظيم, [النبأ: 38]{روزی که روح و فرشتگان صفاندرصف بهپاخیزند. سخن نگویند}
وسپس بنده ای از بندگان خداوند استثناء می شودو خداوند تعالی می فرماید: {إِلا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا} صدق الله العظيم, [النبأ: 38]{ مگر کسی که رحمان به او رخصت دهد، و سخنی شایسته گوید. (۳۸)}
وسپس بنده ای از بندگان خداوند استثناء می شودو خداوند تعالی می فرماید: {إِلا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا} صدق الله العظيم, [النبأ: 38]{ مگر کسی که رحمان به او رخصت دهد، و سخنی شایسته گوید. (۳۸)}
واو تنها بنده ای است که حق دارد دراین باره با خداوند سخن بگوید؛ چراکه پروردگار می داند سخن شایسته وصوابی را برزبان خواهد آورد.او شفاعت کسی را نمی کند و حق او نیست تا درپیشگاه خداوندی که بیش از هر کسی نسبت به بندگان خودمهربان و بخشنده است از شفاعت سخن بگوید و این کار سرکشی بزرگی دربرابر خداوند سبحان و تعالی است. بلکه او در مورد تحقق یافتن نعیم اعظم خداوند با او سخن خواهد گفت و می خواهد که خداوند راضی شود
(((((((((((((((((((((((((وَيَرْضَى))))))) )))))))))))))))))))
لذا شفاعت به معنی راضی شدن خداوند در نفس خود است و به همین دلیل این بنده از تحقق نعیم اعظم خداوند سخن به میان می آورد
(((((((((((((((((((((((((وَيَرْضَى))))))) ))))))))))))))))))))
و خداوند تعالی میفرماید:
{ وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى}[النجم: 26]
صدق الله العظيم,{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمیبخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود }
صدق الله العظيم,{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمیبخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود }
و چگونه خداوند در نفس خود راضی می شود ؟ زمانی که بندگانی که سهم خود از عذاب جهنم را کشیده اند وارد بهشت شوند پس خداوند تعالی می فرماید:
{ وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى}[النجم: 26]
صدق الله العظيم,{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمیبخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود }
صدق الله العظيم,{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمیبخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود }
چنین است که شفاعت تنها متعلق به خداوند یکتا و یگانه و بی شریک است و تا زمانی که پروردگار در نفس خود راضی نشود تحقق نخواهد یافت و زمانی که خداوند درنفس خود راضی شود رحمت او تمام بندگان را فرا گرفته و شفاعت محقق خواهد گردیدو این رحمت اوست که دربرابر خشم و غضبش از بندگان شفاعت خواهد کرد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (44) وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ (45) قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ(46)} صدق الله العظيم, [الزمر]{ بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمیگردانند!» (۴۴) هنگامی که خداوند به یگانگی یاد میشود، دلهای کسانی که به آخرت ایمان ندارند مشمئزّ (و متنفّر) میگردد؛ امّا هنگامی که از معبودهای دیگر یاد میشود، آنان خوشحال میشوند. (۴۵) بگو: «خداوندا! ای آفریننده آسمانها و زمین، و آگاه از اسرار نهان و آشکار، تو در میان بندگانت در آنچه اختلاف داشتند داوری خواهی کرد!» (۴۶)}
چه کسی بیش از خداوند ارحم الراحمین به شما مهربان تر است؟ ای مردم آیا نمی دانید او بخاطر بندگانی که در حق خود ظلم کرده اند متحسر است .با اینکه اودرحق آنها هیچ ظلمی نکرده است اما باز با تحسر از این بندگان یاد می کند و خداوند تعالی می فرماید:
{ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ } [يس: 30]
{ افسوس بر این بندگان}
اما کسانی که در حق خود ظلم کرده اند می گویند:
{ افسوس بر این بندگان}
اما کسانی که در حق خود ظلم کرده اند می گویند:
{ يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ} صدق الله العظيم, [الزمر: 56]
{ افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخرهکنندگان بودم}
آيا حسرت و غضب دريك زمان قابل جمع است ؟ آيا ممكن است كه خداوند بر قومي غضب نمايد و در همان حال بر آنها حسرت بخورد ؟ جواب : هرگز همانا كه حسرت در نفس پروردگار بعد از اينكه بندگان بر خودشان حسرت بخورند بوجود مي آيد . در آن هنگام كسي كه به خودش ظلم كرده است مي گويد:
{ يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ} صدق الله العظيم, [الزمر: 56]
{ افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخرهکنندگان بودم}
حسرت بعد از این درنفس خداوند حادث می گردد که به خاطر دعای انبیاء در حق –کافران - امت ؛خداوند آنها را براساس وعده ای که برای نابودی کامل دشمنان به انبیاء داده است به هلاکت می رساند اما به هلاکت رساندن بندگان مورد خوشنودی او نیست ولو اینکه در حقشان کوچکترین ظلمی نکرده باشد.این هم بخاطر صفت رحمتی است که خداوند در نفس خود مقررکرده است. این رحمت مثل رحمت مادر به فرزند عاصی خود نیست که شاهد سوختن او در آتش جهنم است؛ بلکه رحمت خداوندبر بندگانی که درحق خود ظلم کرده اند بسیار بیش از اینهاست چرا که خداوند ارحم الراحمین بوده و از این که بندگانی که رسولان خود را تکذیب کرده و حاضر به پذیرش دعوت خداوند به غفران نشده اندرا هلاک کند خشنود نیست. خداوند تعالی می فرماید:
{ وَقَالُواْ إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ (9) قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ .. } صدق الله العظيم, [ابراهيم]
{و گفتند: «ما به آنچه شما به آن فرستاده شدهاید، کافریم! و نسبت به آنچه ما را به سوی آن میخوانید، شکّ و تردید داریم!» (۹) رسولان آنها گفتند: «آیا در خدا شکّ است؟! خدایی که آسمانها و زمین را آفریده؛ او شما را دعوت میکند تا(برخی) هز گناهانتان را ببخشد}
تا زمانی که رسولان خداوند فکر کنند که مردم آنها را تکذیب کرده و از هدایتشان مأیوس شده و بگویند:
تا زمانی که رسولان خداوند فکر کنند که مردم آنها را تکذیب کرده و از هدایتشان مأیوس شده و بگویند:
{ رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ} صدق الله العظيم, [الأعراف: 89]
{پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داوری کن، که تو بهترین داورانی}سپس زمان یاری خداوند به رسولانش فرا می رسد؛ خداوند در یاری رساندن به اولیاء و رسولانش بر خلاف وعده خود عمل نمی کند لذا آنها را بر دشمنانشان پیروز و مسلط کرده و حاکمیت زمین را به آنها می سپارد و خداوند تعالی می فرماید:
{ وَكَأَيِّنْ مِنْ آَيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ (105) وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُش
ْرِكُونَ (106) أَفَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ (107) قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (108) وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الْآَخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلَا تَعْقِلُونَ (109) حَتَّى إِذَا اسْتَيْئَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَنْ نَشَاءُ وَلَا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ (110) لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (111)} صدق الله العظيم, [يوسف]
{و چه بسیار نشانهای در آسمانها و زمین که آنها از کنارش میگذرند، و از آن رویگردانند! (۱۰۵) اکثر خلق به خدا ایمان نمیآورند مگر آنکه مشرک باشند (۱۰۶) آیا ایمن از آنند که عذاب فراگیری از سوی خدا به سراغ آنان بیاید، یا ساعت قیامت ناگهان فرارسد، در حالی که متوجّه نیستند؟! (۱۰۷) بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت میکنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!» (۱۰۸) و ما هیچ کس را پیش از تو به رسالت نفرستادیم جز آنکه رسولان همه مردانی بودند از اهل شهرهای دنیا که به وحی ما مؤیّد شدند، آیا در روی زمین سیر نکردهاند تا عاقبت حال پیشینیانشان را بنگرند؟ و محققا سرای آخرت برای اهل تقوا بسیار نیکوتر است، آیا تعقل نمیکنید (۱۰۹) تا آنگاه که رسولان مأیوس شدند، و ا آنجا که رسولان مأیوس شده و گمان کردند که وعده نصرت خدا خلاف خواهد شد؛ در این هنگام، یاری ما به سراغ آنها آمد؛ آنان را که خواستیم نجات یافتند؛ و مجازات و عذاب ما از قوم گنهکار بازگردانده نمیشود! (۱۱۰) در سرگذشت آنها درس عبرتی برای صاحبان اندیشه بود! اینها داستان دروغین نبود؛ بلکه (وحی آسمانی است، و) هماهنگ است با آنچه پیش روی او (از کتب آسمانی پیشین) قرار دارد؛ و شرح هر چیزی و هدایت و رحمتی است برای گروهی که ایمان میآورند! (۱۱۱)}
و خداوند تعالی می فرماید: { وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا } [الكهف: 49]{و پروردگارت به هیچ کس ستم نمیکند}{ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَـكِن كَانُواْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ }[الأعراف: 160]
صدق الله العظيم
و خداوند تعالی می فرماید: { وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا } [الكهف: 49]{و پروردگارت به هیچ کس ستم نمیکند}{ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَـكِن كَانُواْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ }[الأعراف: 160]
صدق الله العظيم
{به ما ستم نکردند، لکن به خودشان ستم مینمودند.}
ولی ای محبان خداوند ؛ ای پدران و مادران! تصورکنید یکی از فرزندانتان در تمام عمرش عصیان گر بوده و از امر شما پیروی نکرده باشد و بعد از مرگش آگاه شوید که از سختی عذاب سوزان در آتش جهنم فریاد می کشد؛ به شدت تحسرتان در حق او فکر کنید، حال ببینید تحسر خداوند ارحم الراحمین چگونه خواهد بود ، مگر ندیده اید که خداوند در آیه های محکم کتاب خود چگونه نسبت به بندگان خود متحسر است . خداوند تعالی می فرماید:
{ إِنْ كَانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (30)} صدق الله العظيم, [يس]
{ آن فقط یک صیحه بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹) افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا میکردند! (۳۰)}
اما تک تک کسانی که در حق خود ظلم کرده اند می گویند:
{ يَا حَسْرَتَي علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ } صدق الله العظيم, [الزمر: 56]{افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره کنندگان بودم}
واما گروهی دیگر: { فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ } صدق الله العظيم, [ال عمران: 170]{ آنها بخاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند}
ولی گروهی که خداوند در باره آنها فرموده است:
{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ} صدق الله العظيم, [المائدة: 54]
{ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند گروهی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند}چگونه به بهشت نعیم خداوند راضی باشند؛ در حالی از امامشان آموخته اندخداوندی را که بیش از هر چیز دوست دارند بر بندگانی که درحق خود ظلم کرده اند حسرت می خورد، به همین دلیل در پی تحقق یافتن نعیم اعظم از بهشت خداوندند. تمام بندگان صالح خداوند او را دوست دارند چراکه آنها را از آتش جهنم نجات داده و وارد بهشت نموده است ، اما این گروهی که خداوند وعده آمدنشان را در کتاب خود داده است حب خود نسبت به خداوند را از امور مادی پاک و منزه کرده اند لذا می بینید که خداوندتعالی با آنها از آتش و یا بهشت خود سخن نمی گوید بلکه می فرماید:
{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ } صدق الله العظيم, [المائدة: 54]
{ ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند گروهی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد میکنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد میدهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.}اینجاست که خردمندان درنگ کرده و می اندیشند اگر به خدا یشان بیش از نعیم بهشت و حورالعین محبت دارند، پس لذت بردن از بهشت و حورالعین چه فایده ای دارد در حالیکه امام مهدی ما را از تحسر و حزن حبیب اعظم مان نسبت به بندگانی که در حق خود ظلم کرده اند آگاه نموده است. این افراد به بهشت خداوندو حورالعین راضی نشده و در کنار امام مهدی قرار گرفته و برای تحقق نعیم اعظم مبارزه می کنند و اصرار بر تحقق نعیم اعظم دارند تا حسرت بربندگان از نفس خداوند رخت بربندد
{ ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند گروهی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد میکنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد میدهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.}اینجاست که خردمندان درنگ کرده و می اندیشند اگر به خدا یشان بیش از نعیم بهشت و حورالعین محبت دارند، پس لذت بردن از بهشت و حورالعین چه فایده ای دارد در حالیکه امام مهدی ما را از تحسر و حزن حبیب اعظم مان نسبت به بندگانی که در حق خود ظلم کرده اند آگاه نموده است. این افراد به بهشت خداوندو حورالعین راضی نشده و در کنار امام مهدی قرار گرفته و برای تحقق نعیم اعظم مبارزه می کنند و اصرار بر تحقق نعیم اعظم دارند تا حسرت بربندگان از نفس خداوند رخت بربندد
(((((((((((((((((((((((((وَيَرْضَى))))))) ))))))))))))))))))))
واین امید و خواسته وتمامی آرزو و هدفشان است میدانید چرا؟ چون آنها گروهی هستند که { يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ }محبوبان خداوندند و محب او
به خداوند قسم،کسی که از آنها باشد؛ جز از امام مهدی پیروی نکرده و بهشت خداوند را برخود حرام می کند و می گوید چگونه به بهشت نعیم و حوریان و قصرهای بهشتی راضی شوم درحالی که کسی که او را بیش از خود دوست دارم بگوید:
{ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ }باز تحسر خداوند در نفس خود را به شما یاد آوری میکنم تا از او برعلیه بندگانش چیزی نخواسته و نسبت به بندگان خداوند صبور باشیدبلکه هدایت شوندو منظور من صبوری دربرابر کسانی است که تصورمی کنند هدایت شده اند اما تلاششان در دنیا به هدر رفته است ؛ چرا که آنها به آنچه که شما از آن آگاه شده اید بصیرت ندارند. ای انصاربسیار صبور باشید، باشد که خداوند با رحمتی که بر خود واجب نموده،هدایت شان نماید که رحمت و دانش خداوندمان همه چیز را فرامی گیرد.
وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ
پیوست: روز″الآزفة″ روزی از ایام الله است و بر طبق کتاب روزی است که سفر به زمین دارای دو مشرق در آن به انجام خواهد رسید و برای همین با نام روز ″الآزفة″ نامیده میشود. برای توضیحات بیشتر به این لینک
مراجعه شود
ليست هناك تعليقات:
إرسال تعليق